دوره و شماره: دوره 54، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 1-224 
مقالۀ پژوهشی

بررسی ویژگی‌های شیوة ترجمۀ بین خطّی قرآن: (مورد پژوهی چهار ترجمۀ متعلق به قرن چهارم تا نیمۀ قرن ششم هجری)

صفحه 1-29

https://doi.org/10.22067/lts.v54i4.72183

سودابه قندهاری، محمد جواد مهدوی، علی خزاعی فرید، محمد جعفر یاحقی

چکیده یکی از شیوه‌­هایی که درگذشته در ترجمۀ متونِ وحیانی از جمله انجیل و قرآن مجید به کار می‌­رفت، شیوۀ ترجمۀ بین خطّی بود. در این شیوه، مترجمان به دلیل حرمتی که برای متن اصلی قائل بودند به ترجمۀ حیثیت متنی مستقل نمی‌­دادند و به شکل لفظ به لفظ ترجمه می‌کردند و ترجمۀ خود را بین خطوط می­‌آوردند. بااین‌حال ترجمه‌­های اوّلیّۀ قرآن کاملاً تحت‌اللفظی نیست و از ابتکاراتی زبانی برخوردار است که بررسی آنها موضوع این مقاله است. در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی‑تحلیلی، به واکاوی مقایسه‌­ای و زبان­‌شناختی چهار ترجمۀ بین خطّی کهن قرآن در بازۀ زمانی قرن چهارم تا نیمۀ قرن ششم هجری پرداخته‌­ایم. این چهار متن عبارت‌اند از: ترجمۀ رسمی معروف به ترجمۀ تفسیر طبری و ترجمۀ تفسیر ابوالفتوح رازی در بخش آیات، ترجمۀ قرآن قدس و ترجمۀ قرآن ری. موارد انتخاب‌شده در دو حوزۀ کلّیِ «واژگان» و «نحو» مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفته است. یافته­‌ها حاکی از آن است که مترجمان به درجات متفاوت به صورت‌های واژگانی و نحوی متن اصلی وفادار بوده‌­اند. به‌عبارت‌دیگر، علی‌­رغم اینکه ترجمه­‌ها درمجموع تحت‌اللفظی هستند، مجموعه‌ای از ویژگی‌­های شاخص واژگانی و نحوی دارند که آنها را به متون ارزشمندی تبدیل کرده است. کاربرد معادل­‌های اصیل فارسی در ترجمة تفسیر طبری و در ترجمۀ قرآن قدس و نیز وجود برابرنهاده‌ای محلی، عمدتاً گویش سیستانی، در ترجمۀ قرآن قدس از جمله این ویژگی‌هاست. در ترجمۀ تفسیر ابوالفتوح رازی و ترجمۀ قرآن ری تأثیرپذیری مترجمان از زبان مبدأ در حوزۀ واژگانی و به‌خصوص در ترجمۀ واژگان دخیل بیشتر مشهود است. در حوزۀ نحوی نیز ترجمه­‌های تفسیر ابوالفتوح رازی و قرآن ری همخوانی بیشتری با اقتضائات نحوی زبان فارسی نشان می‌­دهند.

مقالۀ پژوهشی

بررسی هویّت فرهنگی یادگیرندگان زبان انگلیسی به‌وسیلۀ داستان‌های کوتاه: مطالعۀ موردی دانشجویان ایرانی رشتۀ انگلیسی

صفحه 31-61

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.89225(R1)

فرنگیس شهیدزاده، گلنار مزدایسنا

چکیده مطالعات فراوانی بر اهمّیّت استفاده از ادبیّات در آموزش ‌زبان و فرهنگ تأکید ‌‌‌کرده‌اند. باوجوداین، تعداد مطالعات متمرکز بر اثرات آموزش زبان به­‌وسیلۀ داستان­‌های ‌کوتاه بر هویّت یادگیرندگان انگلیسی محدود است. این تحقیق به بررسی نقش آموزش داستان­‌های ‌‌‌کوتاه بر شکل‌گیری هویّت فرهنگی دانشجویان زبان انگلیسی در ایران می‌پردازد. هفت داستان ‌کوتاه زبان ‌‌‌‌مادری ترجمه‌شده و خارجی پیرامون مفاهیم فرهنگیِ وفاداری، عدالت و عشق در کلاس آموزش داده شدند. نمونه‌های انتخابی، هدفمند، چهار دانشجوی کارشناسی سال سوم رشتۀ انگلیسی دانشگاه یزد بودند. هویّت‌‌سازی این‌ نمونه‌‌های انتخابی از طریق مصاحبه‌‌‌های روایی، پرسشنامه‌های باز و مطالعۀ خاطرات مورد بررسی قرار گرفتند. پژوهشگران داده‌های مربوط به خودانگار‌ۀ گذشته، حال و آیندۀ یادگیرند‌گان را جمع‌‌‌آوری و به‌وسیلۀ تحلیل محتوای کیفی تجزیه‌وتحلیل­ کردند. از نظر تغییرات هویّت فرهنگی در این مطالعه می‌توان مسیر مشخصی را ثبت کرد که از احساس بیگانگی فرهنگی و برتربینی فرهنگ خارجی شروع و به مرحلۀ تکریم هویّت ملّی، پاسداشت تنوّع بین‌­فرهنگی و تمایل به عضویّت کارآمد در جوامع بین‌المللی می‌­رسد. هم‌زمان با حرکت به‌سوی جهانی‌شدن، شرکت­‌کنندگان تمایل به حفظ هویّت فرهنگی خود نیز نشان­ دادند. یافته‌‌‌ها همچنین صحّت نظریّات ساخت­گرایی اجتماعی در مورد پویایی و چند‌گانگی هویّت را تأیید کردند. یافته­‌های این تحقیق بر ضرورت تجدیدنظر هوشمندانۀ محتوای آموزشی استفاده‌­شده در تدریس درس بیان­ شفاهی، در راستای تحکیم هویّت فرهنگی یادگیرندگان در مسیر متعارف جهانی‌­شدن تأکید می­‌کند.

مقالۀ پژوهشی

بازقاب بندیِ روایت چندوجهی: مطالعۀ موردی دوبلۀ بینازبانی پویانمایی های پخش شده از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

صفحه 63-100

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.61410.0

پرینا قمی، فرزانه فرحزاد

چکیده مقالۀ حاضر با اتّکا به مدل بازروایت در ترجمۀ دیداری‑شنیداری قمی و فرحزاد (الف 2020) به بررسی انواع بازقاب­‌بندی در دوبلۀ بینازبانی پویانمایی‌­های پخش‌شده از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران می­‌پردازد. ازآنجایی‌که روایت‌های دیداری‑شنیداری ماهیّت چندوجهی دارند، علاوه‌بر محل‌­های کلامی، محل­‌های غیرکلامی هم در فرایند بازروایت دستخوش تغییر می­‌شوند که این امر زمینۀ بیشتری را جهت بازقاب‌­بندی در اختیار مترجم و مؤسسۀ ترجمه قرار می‌‏دهد. بدین منظور از بررسی روایت چندوجهی قمی و فرحزاد (الف 2020) برای تحلیل و مقایسۀ پویانمایی‌­های اصلی و دوبله‌شده در سطح خرد محل‌­های کلامی و غیرکلامی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که پانزده نوع مختلف بازقاب‌­بندی در ساخت واقعیت در دوبلۀ پویانمایی­‌ها شرکت می­‌کنند که به سه دستۀ بازقاب­‌بندی از طریق تصرف گزینشی، بازقاب‌­بندی از طریق برچسب زدن و بازقاب‌­بندی از طریق جابجایی جایگاه شخصیت‌ها تقسیم می‌­شوند. علاوه‌براین، بازقاب‌بندی زمانی/مکانی انواع دیگر بازقاب‌­بندی را تحت‌الشعاع قرار می‌­دهد. بر اساس این مطالعه، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نقشی فعّال در ساخت واقعیت در زبان مقصد ایفا می‌­کند و از ترجمه به‌عنوان ابزاری برای اشاعه و یا سرکوب روایت‌های خاص در پویانمایی­‌های مقصد بهره می­‌گیرد.

مقالۀ پژوهشی

نقش لذّت زبان خارجی و بی‌‌‌انگیزشی یادگیری در رابطۀ بین حس تعلق با عملکرد درسی زبان

صفحه 101-130

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.69019.1022

مسعود ذوقی

چکیده با توجّه به فقر پژوهشی در تحقیقات طولی آموزش زبان انگلیسی در زمینۀ ترکیب روان‌شناسی مثبت و منفی، مطالعۀ کنونی با هدف بررسی خط سیر و نقش میانجی‌گری لذّت زبان خارجی و بی‌انگیزشی یادگیری در رابطۀ بین حس تعلق با عملکرد درسی زبان انگلیسی اجرا گردید. نمونۀ این پژوهش به تعداد 557 دانشجو ترم اوّل دانشگاهی از رشته‌های غیر زبان انگلیسی به‌وسیلۀ نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شد. با تکیه بر روش تحقیق پیمایشی طولی، داده‌ها در سه دورۀ زمانی مختلف در طول یک ترم تحصیلی جمع‌آوری شدند. تحلیل داده‌ها با استفاده از روش آماری «منحنی رشد پنهان» نشان داد که کاهش معنی‌داری در لذّت زبان خارجی و افزایش معنی‌داری در بی‌انگیزشی یادگیری در طول ترم تحصیلی در درس زبان پیش‌دانشگاهی بین شرکت‌کنندگان این تحقیق وجود داشت. درحالی‌که همبستگی حس تعلق با میزان اوّلیۀ بی‌انگیزشی یادگیری زبان منفی بود، حس تعلق با میزان اوّلیۀ لذّت زبان خارجی همبستگی مثبت داشت. تأثیر غیر‌مستقیم حس تعلق در محیط کلاس بر عملکرد درسی زبان با میانجی‌گری لذّت زبان خارجی و بی‌انگیزشی یادگیری معنی‌دار گزارش شد؛ این در حالی بود که بدون متغیر‌های میانجی تأثیر مستقیم حس تعلق در محیط کلاس بر عملکرد درسی زبان معنی‌دار نبود. یافته‌های این پژوهش دارای کاربردهای آموزشی مهمی است که مورد بحث قرار گرفته است.

مقالۀ پژوهشی

بررسی نمایشنامۀ بهترین بابای دنیا نوشتۀ غلامحسین ساعدی و در انتظار گودو نوشتۀ ساموئل بکت بر اساس فلسفۀ پوچی آلبر کامو

صفحه 131-155

https://doi.org/10.22067/lts.v54i4.85850

رجبعلی عسکرزاده طرقبه، فاطمه بیگلری

چکیده این مقاله به بررسی دو نمایشنامۀ در انتظار گودو (1953) نوشتۀ ساموئل بکت (1989-1906) و بهترین بابای دنیا (1349) اثر غلامحسین ساعدی (1364-1314) پرداخته است. با توجّه به پایۀ نظری این مقاله که دیدگاهِ پوچی آلبر کامو و مؤلفه‌های مربوط به آن است، شخصیت‌های این دو اثر مورد واکاوی و بررسی قرار گرفته‌اند. در این دو نمایشنامه مفاهیمی همچون انتظار، نیاز، درد و رنج و مرگ با توجّه به نظرات کامو واکاوی شده‌اند. نویسندگان در ادامه به تحلیل مفهوم «انسان پوچ» آلبر کامو پرداخته‌اند و در پایان، مسألۀ مرگ و بازتاب آن را در نگرش انسان پوچ کامو، در این دو اثر نشان داده‌اند. بر این اساس، یافته‌ها این تحقیق نشان می‌دهد که مفهوم نیاز انسان برای داشتن امید در زندگی، بی‌فایده است و درد و رنج ناشی از به سرانجام نرسیدن انتظار در سرتاسر این دو نمایشنامه دیده می‌شود. شخصیت‌های این دو اثر، پوچی زندگی را آنچنان که انسان پوچ کامو درمی‌یابد، درک نکرده‌اند و در پوستۀ جهل و نادانی دنیای پوچ خود باقی‌مانده‌اند. این شخصیت‌ها از انتظاری پوچ و امیدی واهی رنج می‌برند.

مقالۀ پژوهشی

بازروایت از طریق ترجمه: مورد پژوهی کتاب اسلام در ایران

صفحه 157-179

https://doi.org/10.22067/lts.v54i4.63486

مزدک بلوری، کاوه بلوری

چکیده مطابق با نظریّۀ روایت بیکر، ابزارهای پیرامتنی مثل مقدّمه، پانویس‌­ها و یادداشت‌‏های مترجم، نقش مهمی در تغییر دادن روایت­‌های متن مبدأ ایفا می­‌کنند. بر این اساس، مقالۀ حاضر با استفاده از نظریّۀ «روایت» و مفهوم «قاب‌­بندی از طریق ابزارهای پیرامتنی»، بر ترجمۀ فارسی کتاب اسلام در ایران متمرکز می­‌شود و مطالب پیرامتنی موجود در بخشی از آن را بررسی می­‌کند تا مشخص شود ترجمه چگونه با استفاده از این ابزار رویدادهای شرح داده شده در متن اصلی را برای خوانندۀ فارسی‌­زبان بازروایت کرده است. برای این منظور، در بخش مورد نظر، متن نویسنده و پیرامتن‌­های ترجمه به‌صورت مقایسه‌­ای تحلیل شد تا روایت‌­های متفاوت هر یک از آنها از موضوع‌­های مناقشه‌­آمیز و نحوۀ بازروایت این موضوع‌­ها در ترجمه معلوم شود. در اینجا الگوهای جدید پیرنگ­‌سازی علّی و درنهایت روایت­‌های جدید ساخته‌شده در ترجمه مشخص شد. نتایج نشان داد که مطالب پیرامتنیِ ترجمه در مواجهه با دیدگاه­‌های نویسنده به چهار شکل عمل کرده بودند: 1) زیر سؤال بردن دیدگاه نویسنده و به چالش کشیدن آن، 2) پذیرفتن حرف نویسنده اما ارائۀ توجیهی متفاوت برای آن، 3) تصحیح اشتباه نویسنده، 4) ارائۀ توضیحات بیشتر. بر این اساس، توضیحات افزوده‌شده به ترجمه، روایت متن مبدأ از برخی رویدادها و شخصیت‌­های تاریخی را مردود می‌­داند و به نظر می‏‌رسد که این رویدادها و شخصیت­‌ها در نسخۀ فارسی از زاویۀ اسلام شیعی بازروایت شده و با روایت عمومی و پذیرفته‌­شدۀ تشیع تطبیق یافته‌‏اند.

مقالۀ پژوهشی

ترجمۀ مخاطب‌محورِ «قرآن خواندنی» علی ملکی:رویکردی نو به ترجمۀ قرآن

صفحه 181-207

https://doi.org/10.22067/lts.v54i4.87769

رضا یل شرزه، رویا منصفی

چکیده کم‌رنگ شدن مفهوم ترجمه به‌عنوان تعادلِ یک‌به‌یک بین متن مبدأ و متن مقصد و توجّه روزافزون به مخاطب که در دهه‌های 70 و 80 میلادی به اوج خود رسید سبب تحول و تطور تئوری ترجمه گشت و مخاطب و نقش وی را در کانون توجّه مطالعات ترجمه قرار داد. حال، اکثر ترجمه‌های قرآن به زبان فارسی، بااینکه برگردان‌هایی معنایی به شمار می‌روند، پرداختن به اسلوب و شیوۀ نگارش زبان عربی را بر مخاطب فارسی‌زبان رجحان می‌نهند که این امر سبب بسیاری از کاستی‎‌های ترجمه‌های قرآن از جمله عدم ارتباط مؤثر مخاطبان فارسی‌زبان با این ترجمه‌ها شده است. پژوهش حاضر در تلاش است تا با مقایسۀ ترجمۀ‌ معنایی فولادوند و ترجمۀ مخاطب‌محور علی ملکی و با استفاده از مفاهیمی چون «تعادل کارکردی» کولر (1979) و «اثر معادل» نایدا (1964) نشان دهد که رویکرد مخاطب‌محور به ترجمۀ قرآن به‌واسطۀ استفاده از ظرفیت‌های زبان فارسی بهتر از ترجمه‌های معنایی می‌تواند مخاطب را در درک درست و سریع آیات قرآنی یاری رساند و با محور قرار دادن خوانندگان فارسی‌زبان، برگردانی کاملاً مخاطب‌محور از قرآن به دست دهد که در عین رعایت امانت،‌ عاری از بسیاری از کژتابی‌های ترجمه‌های موجود قرآن باشد و خواندن ترجمۀ قرآن را به تجربه‌ای لذّت‌بخش ‌بدل ‌کند.