دوره و شماره: دوره 54، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 1-218 
مقالۀ پژوهشی

بررسی تعداد مؤثر تکرار واژه در یادگیری واژگان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در پرتو الگوی هَیَجامَد

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.70855

هانیه جاجرمی، رضا پیش‌قدم، سحر مقیمی

چکیده ازآنجایی‌که واژگان هر زبان بخش عمده‌ای از فهم آن زبان را به خود اختصاص می‌دهند، یادگیری این حجم زیاد از واژگان برای زبان‌آموزان کار دشواری است که نیاز به استفاده از روش‌های خاص جهت امکان‌پذیری و سهولت انجام آن به‌وضوح احساس می‌شود. تکرار، به‌عنوان روشی مؤثر برای یادگیری و یادسپاری واژگان، از دیرباز در امر آموزش زبان مطرح بوده است. بااین‌وجود، به نظر می‌رسد که نحوه و تعداد تکرار مؤثر واژگان جهت تدریس در کلاس درس کمتر مورد توجّه پژوهش‌های زبانی و به‌تبع آن مدرّسان زبان انگلیسی قرار گرفته است. ازاین‌رو، با در نظر گرفتن اهمّیّت احساسات زبان‌آموزان در امر یادگیری که پیوسته در تاریخچۀ آموزش زبان مورد تأکید قرار گرفته است، این مطالعه با کمک گرفتن از الگوی «هَیَجامَد» (تلفیق دو واژۀ هیجان و بسامد)، به بررسی شیوه و تعداد اثربخش تکرار واژگان پرداخته و بر اساس مرور پژوهش‌های انجام‌شده در حوزه‌های زبانی و روانشناسی شناختی، روش مؤثر تکرار بافاصله را تبیین می‌نماید. بدین منظور، تعداد 100 نفر شرکت‌کننده، با سطح بسندگیِ متوسطِ زبانِ انگلیسی، به‌طور تصادفی در 5 گروه (گروهِ بدون تکرار، 1، 2، 3، و 4 تکرار) قرار گرفتند. سپس تعداد 15 واژه که شرکت‌کنندگان هیچ اطّلاعاتی در زبانِ مادری خود نسبت به آنها نداشتند، جهت تدریس انتخاب شدند. آنگاه، برای مقایسۀ نتایج آزمون یادآوری واژگان، از آزمونِ «تحلیل واریانس یک‌عاملی» استفاده شد. نتایج تحقیق، تفاوت معناداری را بین گروه‌های بدون تکرار و 2 تکرار نشان داد. در پایان، پیشنهاد می‌شود که تعداد 2 تکرار به روش بافاصله و همچنین در نظر گرفتن هَیَجامَد زبان‌آموزان نسبت به واژگان، می‌تواند به‌عنوان تعداد تکرار بهینه و روشی مؤثر برای تکرار واژه، نقش بسزایی در یادگیری واژگان در کلاس درس ایفا نماید.

مقالۀ پژوهشی

بررسی تأثیر بکارگیری روش تفکر شبکه‌ای بر فرهنگ یادگیری زبان آموزان زبان فرانسه براساس الگوی ابعاد فرهنگی هافستد

صفحه 27-57

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.88853

آزاده فسنقری، حمیدرضا شعیری، محمود رضا گشمردی، رویا لطافتی

چکیده ارتباط بین فرایند یاددهی‑یادگیری و مقولة فرهنگ در دهه­‌های اخیر توجّه صاحب‌­نظران حوزة آموزش را به خود معطوف کرده است؛ از نظر این محقّقان، فرایند یاددهی‑یادگیری پدیده‌­ای است که در بستر اجتماع و تحت تأثیر عوامل و متغیرهای فرهنگی شکل می­‌گیرد؛ به همین دلیل نمی‌­توان مطالعات فرهنگ و یادگیری را از یکدیگر جدا دانست و تأثیر متغیرهای فرهنگی بر جریان یاددهی‑یادگیری را نادیده گرفت. در همین راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا از سویی به مطالعة ویژگی‌­های فرهنگی فراگیران ایرانی بپردازد و از سویی دیگر، امکان تغییر این ویژگی‌­های فرهنگ‌­محور را بررسی و واکاوی کند. به‌منظور تحقّق اهداف پژوهش و دستیابی به الگویی بهینه و کاربردی در زمینة فرایند یاددهی‑یادگیری زبان فرانسه، مقالة حاضر تأثیر روش تفکّر شبکه­‌ای بر فرهنگ یادگیری زبان­‌آموزان ایرانی را در چارچوب الگوی «ابعاد فرهنگی هافستد» مورد بررسی قرار می‌­دهد. این پژوهش با روش شبه‌آزمایشی در بین 48 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی زبان و ادبیّات فرانسه مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 98- 97 دانشگاه حکیم سبزواری انجام گرفت. برای سنجش مؤلفه‌های فرهنگ یادگیری جامعة آماری از پرسشنامة محقّق­‌ساختة ابعاد فرهنگی هافستد استفاده شد. بررسی و تحلیل داده‌­ها بیانگر تفاوت آماری معنادار بین ابعاد فاصلة قدرت، فردگرایی‑جمع‌­گرایی، مردنگری‑زن­نگری، جهت‌­گیری بلندمدّت جهت‏‌گیری کوتاه‌‌‌‌ مدّت و عدم تفاوت آماری معنادار بین بعد ابهام‌گریزی در گروه­‌های آزمایش و کنترل بود. یافته­‌های پژوهش از یک سو نشان داد که به‌کارگیری شیوة تفکّر شبکه‌­ای م‌ی­تواند ابعاد فرهنگی هافستد را به‌­طور معناداری متأثر سازد؛ از سویی دیگر، دریافتیم که به‌کارگیری این روش امکان و بستر مناسبی را برای اصلاح تدریجی فرهنگ یادگیری زبا‌ن­آموزان فراهم می‌­سازد.
 

مقالۀ پژوهشی

مطالعه تطبیقی کنش گفتاری «تملق» در زبان‌های فارسی و انگلیسی

صفحه 59-95

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.88983

محمد احمدی صفا، رحیمه کاربخش راوری

چکیده کنش­­­­‌های گفتاری یکی از مباحث مهم تحلیل گفتمان در حوزه زبان­‌شناسی به­‌شمار می­رود و در سال­‌های اخیر ابعاد مختلف این­گونه کنش­‌ها در زبان‌­های مختلف مورد مطالعه و توجه پژوهش­گران و زبان­شناسان قرار گرفته است. از جمله ابعاد مورد‌ توجه این­گونه کنش­ها ساختار زبانی و کاربردهای آنان در زبان­های مختلف است. پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی کاربردهای کنش گفتاری تملق در دو زبان فارسی و انگلیسی پرداخته است و بدین منظور کاربردهای این کنش گفتاری در مکالمات 120 فیلم (60 فیلم فارسی و 60 فیلم انگلیسی) مورد مطالعه قرار گرفت. پس از استخراج تمامی مکالمات مربوط به این کنش گفتاری در مجموعه مورد بررسی و جمع‌­آوری اطلاعات موردنظر، مدل هایمز (1967) مبنای بررسی تطبیقی قرار گرفت. نتایج به‌­دست ­آمده حاکی از آن است که تملق در هر دو فرهنگ فارسی و انگلیسی برای نفوذ مثبت در مخاطبین مورد استفاده قرار می‌­گیرد و کاربردهای این کنش گفتاری در زبان ­­فارسی به 19 مورد و در زبان­ انگلیسی به 11 مورد می­‌رسد. علاوه بر این، در هر دو زبان مورد مطالعه، کنش گفتاری  تملق در هر دو موقعیت رسمی و غیررسمی یافت می‌­شود اما در زبان ­فارسی استفاده از آن در موقعیت­‌های غیررسمی و خصوصی بسیار بیشتر از کاربرد آن­ها در موقعیت­‌های رسمی است. هم­چنین، بر اساس نتایج به‌­دست آمده، فراوانی و کاربرد تملق در زبان و فرهنگ فارسی به­‌مراتب بیشتر از زبان و فرهنگ انگلیسی است.   

مقالۀ پژوهشی

بازتاب ادبیات عامه ایران در سفرنامه از خراسان تا بختیاری اثر هانری‌رنه دالمانی

صفحه 97-122

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.87867

محمدرضا فارسیان، فاطمه قاسمی آریان

چکیده ادبیات عامه بخش مهم و قابل‌توجهی از فرهنگ عامه (فولکلور) را دربرمی‌گیرد که به طور شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و جمع‌آوری و بررسی آن‌، بسیاری از نکات تاریک و مبهم زندگی ملل را آشکار می‌سازد. اینگونه تصاویر در واقع، گنجینه‌های ملی هستند که «حافظة جمعی» مردم یک سرزمین را تشکیل می‌دهند. از این رو، سفرنامه‌های اروپایی که تصویر‌گر عناصر ادبیات عامه ایران هستند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند و بررسی آن‌ها در حوزة ادبیات تطبیقی قرار می‌گیرد؛ چراکه سفرنامه‌ها آیینة بازتاب فرهنگ و جامعة «دیگری» هستند که در آن‌ها می‌توان به تجلی فرهنگ و ادبیات عامه به صورت تصاویر بسته‌ای از استرئوتیپ‌ها و کلیشه‌‌های ملی و بینافرهنگی دست یافت. بدین منظور، از میان آثار سیاحان فرانسوی که در قرن بیستم میلادی به ایران عزیمت کردند، سفرنامة هانری‌رنه دالمانی که بیش از دیگر سفرنامه‌های هم‌عصر خود، تحت تأثیر ادبیات عامه روایت شده، مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. در همین راستا، این مقاله در تلاش است تا در چارچوب رهیافت تصویرشناسی، ضمن واکاوی تصاویر بازنمایی‌شده از ادبیات عامة ایران در سفرنامة هانری‌رنه دالمانی تحت عنوان از خراسان تا بختیاری، به شیوة توصیفی_تحلیلی، به این پرسش پاسخ دهد که ادبیات عامة ایران چگونه در سفرنامة دالمانی بازتاب یافته و ایدئولوژی سیاح چه نقشی در این بازنمایی داشته است؟ نتایج حاصل آمده از تحقیق نشان ‎می‌دهند که تصاویر بازنمایی‌شده شامل جلوه‌های عامیانه ادبیات فارسی، اشعار، القاب و گفتارهای عامیانه و حکایاتی است که اهمیت جایگاه زبان و ادب فارسی نزد ایرانیان و اروپائیان را نشان داده و از خلال حکایات، ابعادی از فرهنگ ایران تجلی یافته است.

مقالۀ پژوهشی

تأثیر روش تدریس درون دادمحور در مقابل برون دادمحور بر یادگیری و به یاد سپاری واژگان انگلیسی توسط فراگیران خردسال ایرانی

صفحه 123-145

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.88773

محمد امیریوسفی

چکیده تاکنون مطالعات بسیاری بر چگونگی یادگیری واژه توسط بزرگسالان در زبان دوم به انجام رسیده است. بسیاری از محققان معتقدند یادگیری واژه در بین فراگیران خردسال متفاوت بوده و شیوه‌های جدید آموزش زبان، مانند روش تکلیف‌محور که بر استفاده و تولید زبان دوم تأکید دارند، برای این افراد مناسب نیستند. هدف مطالعۀ حاضر، بررسی تطبیقی دو نوع روش تدریس (درون‌دادمحور در مقابل برون‌داد‌محور) بر یادگیری و به‌یادسپاری واژگان انگلیسی در میان فراگیران خردسال ایرانی است. 45 زبان‌آموز 6 تا 7 ساله به 3 گروه کنترل، درون‌دادمحور و برون‌دادمحورتقسیم شدند. در روش برون‌دادمحور، لغات مد نظر با استفاده از تکالیف برون‌داد‌محور به شرکت‌کنندگان آموزش داده شد. اما در روش درون‌دادمحور، لغات مد نظر به صورت تکالیف درون‌دادمحور به آن‌ها ارائه شد و هیچ‌گونه تولید زبانی از آن‌ها درخواست نگردید. پس از 4 هفته تدریس، دو نوع آزمون واژگانی (درک شنیداری و تولید) به عنوان پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پس آزمون تأخیری از آنان گرفته شد. نتایج تحلیل داده‌ها نشان داد که میانگین نمرات پس آزمون و پس آزمون با تاخیر درک شنیداری و تولید گروه درون‌داد و برون‌داد با هم یکسان است اما به طور معناداری از میانگین نمرات پس آزمون و پس آزمون با تاخیر گروه  کنترل بیشتر است. لذا بر اساس این نتایج می توان این‌گونه نتیجه گرفت که هر دو روش منجر به افزایش دانش درکی، شنیداری و تولیدی واژگان مد نظر در میان فراگیران گردیده است. به‌طور کلی، نتایج تأییدکنندۀ نظر لانگ (2015) مبنی بر این نکته است که هر یک از روش‌های آموزش زبان، نقاط ضعف و قوت خود را دارند و ترکیب مناسبی از همه‌ی روش‌ها، با توجه به نیاز و مشخصات زبان‌آموزان می‌تواند نتایج مثبتی در پی داشته باشد.

مقالۀ پژوهشی

کنکاشی در توانش فرهنگی در آموزش و فراگیری زبان انگلیسی: معلمان، زبان‌آموزان و مطالب درسی در عصر جهانی‌سازه شده

صفحه 147-180

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.88351

لیلا دوبختی

چکیده زبان انگلیسی دیگر به عنوان تهدیدی برای یکپارچگی یک کشور محسوب نمی­‌شود، زیرا نشانگر سبک زندگی و فرهنگ آمریکایی و بریتانیایی نمی­‌باشد. اخیرا واژه «انگلیسی­‌های جهانی»، باب شده است. در واقع زبان انگلیسی تبدیل به یک زبان جهانی شده است و به ندرت گویشوران انگلیسی آن را به عنوان دارایی خودشان به حساب می­‌آورند. اصل لازم این است که آموزش زبان انگلیسی با عرف­ه‌ای فرهنگی آمیخته و ارائه شود. این رویکرد تاکید دارد که زبان بایستی با فرهنگ آمیخته شده و به همراه جنبه­‌های فرهنگی تدریس و فراگرفته شود. ضمنا فرض بر این است که جهانی­‌سازی اکثر ملت‌­ها را تحت تاثیر قرار داده و یک فرهنگ جهانی به وجود آورده است. یکی از دلایل این ادعا وسایل و کالاهایی هستند که در سراسر جهان استفاده می‌­شوند. مقاله حاضر نقش فرهنگ را در رابطه با جهانی‌­سازی شدن، شکل­‌گیری بافتی، توانش فرهنگی، مطالب درسی، زبان‌­آموزان و معلمان بررسی می­‌کند. نکته­ مهمی که این مطلب به آن تاکید می­‌کند، تفاوت­‌های بین موقعیت­‌هایی است که در آن­ها زبان تدریس و فراگرفته می­‌شود: موقعیت انگلیسی به عنوان زبان خارجی و موقعیت انگلیسی به عنوان زبان دوم. امید بر این است که این مطالعه برای تهیه و تدوین مطالب درسی، معلمان زبان و برنامه­‌ریزان درسی مفید واقع شود.

مقالۀ پژوهشی

رابطه بین توانش تعامل بینافرهنگی معلمان زبان‌خارجه و دانش منظورشناختی زبان‌آموزان در زمینه کنش‌های‌کلامی پربسامد انگلیسی

صفحه 181-217

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.88810

علی مالمیر

چکیده توانش بینافرهنگی معلمان زبان خارجه و درک و آگاهی آنان از تفاوت­‌ها و تشابهات بین­‌فرهنگی یکی از عوامل تعیین­‌کننده در موفقیت حرفه‌ای آنهاست. یکی از زیرمجموعه­‌های توانش ­تعاملی که تاثیر بسیار زیادی از دانش بینافرهنگی معلمان و کاربرد آن در آموزش کلاسی می‌­پذیرد، دانش منظورشناختی است. بنابراین، مطالعۀ حاضر تلاش­ کرده‌­است رابطۀ بین توانش بینافرهنگی­‌ تعاملی معلمان زبان خارجه و میزان دانش منظورشناختی زبان‌آموزان آنها را در زمینۀ کنش­‌های­ کلامی پربسامد مورد بررسی قرار دهد. مشارکت­‌کنندگان، 85 معلم زبان انگلیسی  و 610 زبان‌آموز ایرانی سطح متوسطه ­بالا و پیشرفته آنها بودند و بین 4  تا ۷ سال زبان ­انگلیسی را در موسسات آموزشی مطالعه­ کرده و کتاب مکالمه آمریکایی امریکن فایلرا به اتمام رسانده­ بودند. برای جمع‌آوری داده‌ها، پرسشنامه توانش تعامل بینافرهنگی ژائو (2011) توسط 85 معلم زبان انگلیسی تکمیل­ شد و سپس 610 زبان­‌آموز متوسطه­ بالا و پیشرفته زبان انگلیسی موسسات هدف، به آزمون سه­‌ گزینه­‌ای کنش­‌های­ کلامی پربسامد انگلیسی تاج‌­الدین و مالمیر (2015) پاسخ­ دادند. تجزیه ­و­تحلیل داده­‌ها با استفاده از رگرسیون چند­منظوره روشن ­ساخت که بین میزان توانش بینافرهنگی معلمان زبان خارجه و دانش کنش‌­های­ کلامی آنها رابطۀ مستقیم و معناداری وجود ­داشت. طبق نتایج این مطالعه، برای ارتقاء توانش منظورشناختی زبان­‌آموزان می‌­بایست معلمان زبان خارجه توانش بینافرهنگی خود را از تفاوت­‌ها و تشابهات زبان خارجه و زبا‌ن­ مادری زبان­‌آموزان گسترش ­دهند.