دوره و شماره: دوره 49، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 1-155 
مقالۀ پژوهشی

بررسی هویت محقق در مقالات زبانشناسی کاربردی با روش شناسی ترکیبی

صفحه 1-21

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.57268

سپیده رحیم پور، الهه ستوده نما، محمد دبیر مقدم

چکیده در این پژوهش، هویت پژوهش‏گر در چهار مقالۀ زبان‌شناسی کاربردی با روش‌شناسی ترکیبی مورد بررسی قرار گرفته است تا مشخص شود در این مقالات، ابزارهای زبانی خاصی به‌کار برده شده است که نشان‌دهندۀ هویت پژوهشی نویسندگان باشد یا خیر. به این منظور، الگویی شامل اظهار/حذف، فعّال‌سازی/منفعل‌سازی، فردارجاعی/گروه ارجاعی، نظام گذرایی، ابزارساختاری، ابزار اهمیت‌ساز، ابزار روابط‌ساز، ابزار اتصال‌ساز، ابزار بینامتنی، معناهای رمزگونه و خودبیانی‌ها ارائه شده است. هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی نحوۀ بازنمود هویت پژوهش‌گر در مقالات زبان‌شناسی کاربردی به زبان انگلیسی است. نتایج نشان می دهد که پژوهش‌گران مورد بررسی، از الگویی خاص و متشکّل از ابزارهای زبانی خاص برای نشان‌دادن هویت خود به‌عنوان پژوهش‌گر در مقالات خود، بهره برده‌اند؛ به‌عبارت دیگر، میزان فعّال‌سازی و منفعل‌سازی کنش‌گران اجتماعی در کل، تقریباً با هم برابر است و نشان‌دهندۀ آن است که پژوهش‌گران مذکور در به کارگیری ساختارمعلوم و مجهول در نوشتار خود محتاط بوده‌اند تا دیدگاه غیرمتعصبانه‌ای داشته باشند. همچنین، آن‌ها در اغلب موارد از کنش‌گران اجتماعی به صورت گروه یاد کرده‌اند تا فرد. همچنین، از فرآیندهای ذهنی بیش از فرآیندهای مادی در مقالات خود بهره برده‌اند تا به کمک فرآیندهای ذهنی به شفاف‌سازی موضوعات مورد بحث بپردازند.

مقالۀ پژوهشی

کاربرد صافی فرهنگی در ترجمۀ اصطلاحات: موردپژوهی ترجمۀ انگلیسی بچه های قالیبافخانۀ مرادی کرمانی

صفحه 23-51

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.47750

مریم معین درباری، شهلا شریفی، علیرضا خان جان

چکیده هدف از پژوهش حاضر ارزیابی انتقادی نحوۀ کاربرد صافی فرهنگی در ترجمۀ انگلیسی کریس لیر و سهیلا سحابی (2000) از کتاب بچه های قالیبافخانۀ هوشنگ مرادی کرمانی (1359/1390) و بطور مشخص، داستان «رضو، اسدو، خجیجه» است. این مقاله بطور خاص ترجمۀ «اصطلاحات» را به عنوان یکی از عناصر زبانی فرهنگ- وابسته مدّ نظر خواهد داشت. بدین منظور، الگوی «تحلیل انتقادی ترجمه» (خان جان، 1391، 1392) که در اساس بر بینان نظریِ زبان شناسی سازگانی- نقش گرا (هلیدی، 1994، 2004) استوار می باشد به عنوان چارچوب تحلیلیِ تحقیق انتخاب گردیده است. الگوی مذکور بطور توأمان تحلیل عوامل درونزا (درون متنی) و برونزا (یعنی مؤلفه های اجتماعی و فرامتنی) را مورد توجه قرار می دهد و در این مسیر، هم به محصول ترجمه نظر دارد و هم به فرآیند ترجمه. پژوهش حاضر بر آن است تا نشان دهد که نحوۀ کاربرد صافی فرهنگی از سوی مترجمان اثر به چه میزان با ویژگی های بافتی در نظام مقصد تناسب داشته است. یافته های تحقیق مبین آن است که اتخاذ راهکارهای «معادل سازی توصیفی» (ایجاد معادل های یک سویه) و «معادل-یابی فرهنگی» (یافتن معادل های طبیعی یا دوسویه) که به ترتیب بیشترین بسامد وقوع را داشته اند، عموماً نیل به تعادل نقشیِ نسبی را در پی داشته است.

مقالۀ پژوهشی

موضوعات و مضامین شرقی درادبیات نمایشی کلاسیک فرانسه

صفحه 53-66

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.32172

علی محمد مهردادیان

چکیده یکی از مهمترین بخش‌های تاریخ ادبیات فرانسه به دورۀ ادبیات نمایشی کلاسیک در قرون شانزدهم و هفدهم و هجدهم میلادی مربوط می‌شود که در جریان آن آثار نمایشی برجسته‌ای توسط نمایش‌نامه‌نویسان بزرگ فرانسوی، چه به‌صورت تراژدی و چه به شکل کمدی، با استفاده از اصول و قواعد مکتب ادبی کلاسیسیم و موضوعات اصیل عهد یونان و روم باستان خلق شده‌اند؛ اما این نویسندگان علاوه برآن از مضامین گوناگون حکایات و داستانها و افسانه‌های شرقی برگرفته از منابع غنی و پربار فرهنگ و ادب تمدن‌های کهن شرق به‌ویژه ایران (پارس)، عثمانی (ترک)، هند و چین نیز برای خلق آثار بدیع و تازۀ نمایشی خود بهره گرفته‌اند. در این مقاله به‌اختصار به بررسی این موضوعات و مضامین گوناگون شرقی در ادبیات نمایشی کلاسیک فرانسه پرداخته می‌شود.

مقالۀ پژوهشی

مطالعۀ مشکلات ترجمة متون عرفانی با تأکید بر ترجمۀ کتاب عبهرالعاشقین اثر روزبهان بقلی شیرازی

صفحه 67-82

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.59514

رویا لطافتی، بیتا اکبری

چکیده ادبیات عرفانی (ادب صوفیه) از حیث تنوع و غنا در فارسی و عربی اهمیت خاص دارد و همواره ترجمۀ آن مورد توجه بسیاری از مترجمان غربی بوده است. این نوع ادبی وجوه متعدد و مهمی دارد که شامل نظم، نثر، فلسفه، اخلاق، تاریخ، تفسیر، دعا، مناجات، حدیث و موسیقی است. لذا ترجمۀ آن نسبت به سایر متون سخت‌تر و دارای ریزش‌های بیشتری است. آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است، مشکلات پدید آمده به هنگام ترجمۀ متون عرفانی در بررسی کتاب «عبهرالعاشقین» اثر روزبهان بقلی‌شیرازی است. درست است که تعریف ترجمه برگردان متنی از زبان مبدأ به زبان مقصد بدون کوچکترین افزایش یا کاهشی در صورت و معنی آن متن می باشد، لیکن این تعریف فقط جنبۀ نظری دارد؛ زیرا هیچ پیامی را بدون تغییر در صورت و معنی آن نمی‌توان از زبانی به زبان دیگر منتقل کرد به‌خصوص آثار عرفانی روزبهان بقلی که دربردارندۀ جهانی پر رمز و راز است و خیال‌انگیز. آنچه تأثیر بسیار عمیقی بر خوانندۀ آثار روزبهان می گذارد، سبک اوست که برخی مواقع ترجمۀ آن به اندازه ترجمۀ آثار امام محمد غزالی دشوار است، از آن روی که آرایش و جمله‌بندیِ قوی‌تر و ژرف‌تری دارد.

مقالۀ پژوهشی

تأثیر تحولات «میدان» نشر بر «عادت‌واره» مترجمان ادبی از 1320 تا 1345

صفحه 83-104

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.60679

غلامرضا تجویدی، پروانه معاذالهی

چکیده مقطع تاریخی بین 1320 تا 1345 به‌لحاظ افت و خیزهای سیاسی و ظهور گرایش‌های فکری متنوع در تاریخ معاصر ایران بسیار حاﺋز اهمیت است. در این مسیر، مترجمان نیز به‌مثابۀ عاملان اجتماعی که با بافت اجتماعی این دوره پیوند محکمی داشته‌اند، از این افت و خیزها و گرایش‌های فکری تأثیر پذیرفته یا بر آن‌ها تأثیرگذاشته‌اند. پژوهش حاضر بر آن است تا رابطۀ بین رفتار مترجمان و ساختارهای اجتماعی فرهنگی حاکم بر آنان را در قالب نظریۀ جامعه‌شناسی تولیدات فرهنگی بررسی نماید. به این منظور، با استفاده از دو مفهوم اصلی عادت‌واره و میدان در این نظریه، سیر تحول نشر کتاب در ایران و نقش مترجمان در این سیر مورد مطالعه قرار می‌گیرد و به‌فراخور مطالب گردآوری شده تأثیر صنعت نشر بر شکل‌گیری عادت‌وارۀ مترجمان نیز بررسی می‌شود. در نهایت، چنین به‌نظر می‌رسد که هرچه میدان قدرت و به‌تبع آن میدان تولیدات فرهنگی زمینه را برای ظهور میدان نشر به شکل یک میدان مستقل و سلسله‌مراتبی بیشتر فراهم کنند، تأثیرگذاری این میدان بر عادت‌وارۀ مترجمان بیشتر می‌شود.

مقالۀ پژوهشی

بازآفرینی یک روایت در دو اثر: داستان «مردگان» اثر جویس در سینمای ایران

صفحه 105-121

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.60171

رویا عباس زاده، عذرا قندهاریون، زهره تائبی

چکیده در سال‌های اخیر، اقتباس به‌عنوان شاخه‌ای جدید در نقد ادبی مورد توجه منتقدین قرار‌گرفته‌ است. در ایران نیز اقتباس‌های مختلفی از آثار ادبی ایرانی و خارجی در چند دهۀ اخیر انجام‌گرفته ‌است. پلّه آخر (1392) به کارگردانی علی مصفا یکی از جدیدترین آثار اقتباسی و برگرفته از داستان معروف «مردگان» (1914) اثر جیمز جویس (1882-1941) است. در این مطالعه، با استفاده از تئوری کانون دید ژرار ژِنِت، به‌دنبال بررسی تغییر روایت از متن نوشتاری به فیلم و پیامدهای آن خواهیم بود. تئوری کانون دید ژِنِت، با معرفی سه نوع کانون دید بیرونی، درونی و صفر و همچنین چهار نوع روایت با توجه به سطح و رابطۀ راوی با داستان، ابزار مناسبی برای مقایسۀ اثر ادبی و فیلم اقتباسی در قالبی روایت‌شناسانه است. بنابراین، مطالعۀ حاضر سعی دارد با بررسی این تغییرات در روایت «مردگان» و پلّه آخر و با تکیه بر تئوری کانون دید، دربارۀ علل و نتایج آن‌ها به بحث و نتیجه‌گیری بپردازد. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که تأثیر آگاهانه یا ناخودآگاه اقتباس‌کننده مذکر بر نوع روایت، باعث کم‌رنگ‌شدن نقش لیلی و هم‌ذات‌پنداری بیشتر مخاطبان با قهرمان منفعل این فیلم، یعنی خسرو شده است. علی‌رغم روایت پیچیدۀ داستان فیلم، قضاوت در مورد شخصیت‌های فیلم برای مخاطب توسط این تغییر در روایت آسان شده‌ است.