دوره و شماره: دوره 48، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 1-171 
مقالۀ پژوهشی

سوابق تحصیلی و آزمون‌های سراسری جایگزین نظام کنکورمحور: چرایی، چیستی و چگونگی تغییر

صفحه 1-26

https://doi.org/10.22067/lts.v48i4.53115

غلامرضا کیانی

چکیده در عصر حاضر، نیاز مبرم به پاسخگویی معتبر و تضمین کیفیت، توجه متخصصان را به آن دسته از شیوه‌های سنجش و اندازه‌گیری جلب نموده که ارتقای کیفیت یادگیری و ریشه‌کن‌شدن آرایه‌ای از آثار و عواقب نامطلوب واردشده بر برنامۀ درسی و آموزش/یادگیری را به ارمغان آورده است. در ایران انتقادهایی که اخیراً به پاسخگویی آزمون‌محور وارد شده موج اصلاحاتی را در نظام دیرینۀ سنجش و پذیرش دانشجو به‌همراه داشته است؛ موجی که در سال 1386 با تصویب «قانون پذیرش دانشجو» به اوج خود رسید. اما پیشینۀ پژوهشی مرتبط حاکی از آن است که موفقیت اغلب به آن اندازه که امید آن می‌رود، حاصل نمی‌شود. دلایل چنین ناکامی‌هایی معمولاً پس از اجرا یا در مراحل پایانی آزمونی تحول‌یافته بررسی شده و «ارزشیابی مقدم بر تجربه یا ارزشیابی فاز سیاست‌گذاری» همچنان مغفول مانده است. پژوهش کنونی براساس مصاحبه‌های دقیق با جمعی از سیاست‌گذاران و حامیان تغییر کنکور سراسری به این مهم پرداخته است. براساس نتایج تحلیل محتوایی مصاحبه‌ها، سیاست‌ها و چشم‌اندازهای این تغییر بر سه محور اصلی استوار است: 1. آزمون جدید به‌عنوان اهرم مولد آثار و پیامدهای مطلوب در کل نظام آموزشی؛ 2. تغییر پارادایم روان‌سنجی به فرهنگ سنجش آموزشی؛ 3. چالش‌های نظام جدید پذیرش. برخلاف تغییر دیدگاه‌ها، سیاست‌گذاران در عمل همان سیاست‌های گزینشی سابق را برای جایگزین کنکور دنبال کرده که با وجود چالش‌ها و تهدیدهای موجود، محتمل است آن را به ابزاری نامناسب جهت پیشبرد اهداف ایده ‏آل تبدیل نماید.

مقالۀ پژوهشی

بررسی جامعه‌شناختی کارکردهای سکوت در متون دینی، ادبی و ضرب‌المثل‌های فرهنگ ایرانی با رویکردی میان‌رشته‌ای در آموزش زبان انگلیسی

صفحه 27-51

https://doi.org/10.22067/lts.v48i4.48547

فاطمه محقق محجوبی، رضا پیش‌قدم، آذر حسینی فاطمی

چکیده زیرساخت‌های فرهنگی در اتخاذ روش‌های مناسب برای آموزش و یادگیری اهمیت دارند. در راستای جایگاه ویژۀ سکوت در فرهنگ ایرانی و نقش آن در تعاملات اجتماعی با معانی گوناگونش، مقالۀ حاضر در چارچوب نظریه‌های هافستد (1991)، هال (1976) و ارتباط اسپربر و ویلسون (1986) به بررسی کارکردهای سکوتِ برگرفته از متون ادبی، دینی و ضرب‌المثل پرداخته است. این پژوهش با رویکرد کیفی پس از گردآوری و طبقه‌بندی کل پیکرۀ زبانی (متون ادبی، متون دینی و ضرب‌المثل‌ها) به تجزیه و تحلیل آن‌ها پرداخت است. بررسی آماری، در کارکردهای مختلف سکوت، تفاوت معناداری را نشان داد. نتایج حاکی از آن است که در متون ادبی کارکردهای متنوع‌تری از سکوت مورد توجه بوده است. در متون ادبی و ضرب‌المثل‌ها اولویت با کارکرد عقلانی سکوت و سپس کارکرد اخلاقی آن است. همچنین در متون دینی تأکید بر کارکرد عقلانی و اخلاقی است، با این تفاوت که کارکرد اخلاقی بر کارکرد عقلانی برتری دارد. یافته‌های این پژوهش می‌تواند در ریشه‌یابی عدم گرایش به برقراری ارتباط، افزایش تعامل کلاسی و بهبود مهارت صحبت‌کردن به زبان دوم مؤثر باشد.

مقالۀ پژوهشی

سعدیِ مترجم در «گلستان» ادب پارسی

صفحه 53-77

https://doi.org/10.22067/lts.v48i4.56086

سمانه فرهادی، علیرضا خان جان

چکیده مقالۀ حاضر با الهام از چارچوب نظری تاریخ‌نگاریِ خُرد در حوزۀ ترجمه (ازجمله کار آدامو، 2006) بر یکی از وجوه هنریِ مغفول‌مانده و پراهمیت سعدی انگشت می‌گذارد: پادشاه سخن در ساحت مترجمی چیره‌دست. بدین منظور، پس از مروری بر پیشینۀ مطالعاتیِ موجود و معرفی اجمالی رویکرد تاریخ‌نگاریِ خُرد، گونه‌های مختلف ترجمه را در گلستان طبقه‌بندی و با تحلیل نمونه‌هایی از هریک، ابعاد مختلف کنش ترجمانی سعدی را کندوکاو کرده‌ایم. یافته‌های مقاله مبین آن است که سعدی از سبکی تلفیقی در ترجمه بهره می‌گیرد که گاه توأم با پای‌بندی به متن مبدأ در عین سادگی و بی‌آلایشی است و گاه، در مواردی بیشتر، از متن مبدأ فاصله می‌گیرد و به ویژگی‌های سبکیِ نثر فنّی از حیث بیان مسجع و موزون و توسل به آرایه‌های ادبی نزدیک می‌شود. در عین حال، سعدی در هر دو شیوه به معیارهای تألیف در حد متعالیِ آن نایل آمده و به‌نظر می‌رسد که در همه‌حال نیاز مخاطب را مدّ نظر داشته است. به‌طور کلی، سبک ترجمۀ سعدی نیز همچون سایر وجوه هنری او خلاف‌آمد عادتِ معمول در زمانۀ اوست و این دقیقاً نکته‌ای است که بر نبوغ یکّه و یگانۀ وی مهر تأیید می‌زند: سعدی در همه‌حال بی‌همتاست، در تألیف و در ترجمه.

مقالۀ پژوهشی

خوانشی متفاوت از جدال کهنه و نو در اساطیر ایران و یونان: نقد نظریه ی « تاریخ مذکر »

صفحه 79-97

https://doi.org/10.22067/lts.v48i4.46860

وحیده سیدی

چکیده این مقاله می‌کوشد تا با استفاده از نظریۀ شرق‌شناسی ادوارد سعید، نظریۀ مطرح‌شده در تاریخ مذکر براهنی را دربارۀ نوستیزی شرق و کهنه‌ستیزی غرب، با تکیه بر داستان رستم و سهراب شاهنامه فردوسی و تراژدی‌های ادیپ شهریار اثر سوفوکل و هرکول و مده‌آ اثر اوریپید، به نقد بکشد. این مقاله به سه بخش تقسیم می‌شود. در مقدمه، ابتدا نظریۀ براهنی در تاریخ مذکر و دیدگاه او نسبت به تاریخ و ادبیات شرق به‌عنوان تاریخ مردسالار و نوستیز در مقابل تاریخ و فرهنگ غرب (یونان) که در آن پیرها جای خود را به جوان‌ها می‌دهند، معرفی می‌شود. سپس به طرح مسئله ‌پردازدخته می‌شو‌د: اینکه چرا با وجود قهرمانی چون هرکول که از هر نظر با رستم همخوانی دارد و همچون رستم، نادانسته مرتکب فرزندکشی شده، براهنی، برای اثبات نظریۀ خود، ادیپ‌شاه پدرکش از تراژدی سوفوکل را هم‌تراز رستم می‌بیند. آنگاه با ارائۀ مثال‌های دیگری از فرزندکشی در ادبیات یونان، نتایج نظری و اجتماعی این یک‌سونگری و الگوی قالبی بررسی می‌شود. این مقاله از نظریۀ «شرق‌شناسی» ادوارد سعید که در آن تفکر غربی «شرق» را تنها مترادف الگوهای قالبی می‌داند، به‌عنوان شیوۀ بررسی استفاده می‌کند. سپس به‌اختصار از آبشخور نظریۀ سعید نزد فانون و نیز تأثیر سعید بر نظریه‌پردازان دیگر پسااستعماری ذکر خواهد شد. آنگاه در پی یافتن ردپای سلطۀ الگوی غربی بر نگرش روشنفکر شرقی (در اینجا در حوزۀ نقد ادبی) در نظریۀ «تاریخ مذکر» خواهد بود. پس از واکاوی مثال‌های براهنی و یافتن نقیض تِز او در همان مثال‌ها، یعنی «مده‌آ» و «ادیپ شاه» و به یاری چند مثال نقض دیگر در اساطیر یونان نشان خواهد داد که «تاریخ مذکر»، آگاهانه یا ناآگاهانه، تحت تأثیر الگوهای غربی، تصویری کلیشه‌ای از فرهنگ شرق ارائه می‌دهد که در نهایت در جهت حفظ و بقای سلطۀ غرب بر شرق است.

مقالۀ پژوهشی

تأثیر انگیزه و برنامۀ کمک‌آموزشیِ مبتنی ‌بر رابطۀ متقابل بین زبان‌آموز و معلم و کارِ گروهی بین زبان‌آموزان بر روی درک مطلب زبان‌آموزان ایرانی

صفحه 99-116

https://doi.org/10.22067/lts.v48i4.44503

نعیمه خرقانی، بهزاد قنسولی، پرویز بیرجندی

چکیده این پژوهش به بررسی تأثیر و ارتباط سطح انگیزه بر روی درک مطلب زبان‌آموزان ایرانی می‌پردازد که برنامۀ آموزشی مبتنی ‌بر رابطۀ متقابل بین زبان‌آموز و معلم و کار گروهی بین زبان‌آموزان دریافت می‌کنند. در ابتدا زبان‌‌آموزان به چهارگروه تقسیم می‌شوند. زبان‌آموزان همگی دانشجویان ترم سوم رشتۀ مترجمی زبان انگلیسی بودند و در پیش‌آزمون تافل و اجرای اولیۀ پرسش‌نامه شرکت کردند و تفاوت معناداری بین سطح انگیزه و توانایی درک مطلب آنان وجود نداشت. سپس آنان در دو گروه آزمایشی و دو گروه کنترل قرار گرفتند. دو گروه کنترل (گروه الف و ب) به‌ترتیب 28 و 12 نفر زبان‌آموز داشتند و شیوۀ آموزش مهارت درک مطلب متداول را دریافت کردند. گروه‌های آموزشی (الف و ب) به‌ترتیب 28 و 12 نفر زبان‌آموز داشتند و شیوۀ آموزش مهارت درک مطلب مبتنی‌‌بر رابطۀ متقابل بین زبان‌آموز و معلم و کار گروهی بین زبان‌آموزان را دریافت کردند. در انتها همگی در پس‌آزمون تافل و اجرای دوم پرسش‌نامه شرکت کردند. نتایج با استفاده از تحلیل واریانسِ دوطرفه وتحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه‌های آموزشی از گروه‌های کنترل بهتر عمل کردند و برنامۀ کمک‌آموزشی بر روی انگیزه برای خودکارآمدی، چالش، کنجکاوی، رقابت، شناخته‌شدن، نمرات، دلایل اجتماعی و اطاعت در درک مطلب تأثیر می‌گذارد.

مقالۀ پژوهشی

مقایسه تاثیر دو نوع برنامه ریزی بر عملکرد نوشتاری زبان آموزان ایرانی از حیث روانی، دقت و پیچیدگی نوشتار

صفحه 117-132

https://doi.org/10.22067/lts.v48i4.48849

حمید رضا کارگذاری، حسن سلیمانی، منوچهر جعفری گهر، فاطمه همتی

چکیده هدف تحقیق پیش رو مقایسه تاثیر دو نوع برنامه ریزی شامل برنامه ریزی قبل از تکلیف و برنام ریزی همزمان در عملکرد نوشتاری زبان آموزان ایرانی از حیث دقت، روانی و پیچیدگی بود. بدین منظور از 134 زبان آموز ایرانی که دارای بسندگی زبانی متفاوتی بودند خواسته شد تا دو تکلیف نوشتاری متفاوت را تحت این دو نوع برنامه ریزی انجام دهند. یافته های این پژوهش حاکی از آن بود که هیچ یک از انواع برنامه ریزی در دقت نوشتاری تاثیری ندارد. با این وجود، برنامه ریزی همزمان باعث افزایش روانی نوشتار شد و برنامه ریزی قبل از تکلیف باعث افزایش پیچیدگی نوشتار. یافته ها همچنین بیانگر آن بودند که افراد با بسندگی بالاتر زبانی در هر سه مورد دقت، روانی و پیچیدگی عملکرد بهتری از افراد با بسندگی پایین تر زبانی در هر 2 نوع برنامه ریزی داشتند. این بدان معنا است که هیچ تعاملی بین نوع برنامه ریزی و میزان بسندگی زبانی وجود ندارد.