دوره و شماره: دوره 55، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 1-209 
مقاله پژوهشی

دریافت گفتمان فوکو در دورۀ اصلاحات با تکیه بر نقش ترجمه و مترجمان

صفحه 1-32

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.67111.0

اعظم غمخواه، علی خزاعی فر، جهانگیر مسعودی

چکیده اندیشه‌ها و نظریّه‌ها همچون انسان‌ها سفر می‌کنند؛ آنها از فردی به فردی دیگر، از موقعیتی به موقعیتی دیگر و از زمان و مکانی به زمان و مکانی دیگر منتقل می‌شوند. سؤالی که مطرح می‌شود این است که وقتی نظریّه‌ای از زمان و مکانی به زمان و مکان دیگری سفر می‌کند، همان‌گونه که هست منتقل می‌شود یا اینکه تغییر می‌کند؟ در این مقاله در چارچوب حوزۀ پژوهشی تاریخ‌نگاری ترجمه، نحوۀ دریافت یکی از گفتمان‌های فلسفی مهم قرن بیستم در غرب و در ایران یعنی «گفتمان فوکو» پرداخته می‌شود؛ و این سؤال پاسخ داده ‌می‌شود که مترجمان فوکو در دورۀ اصلاحات بر کدام‌یک از آثار یا نظریّه‌های فوکو تأکید کرده‌اند و چرا؟ همچنین با توجّه به این‌که فوکو در سال‌های آغازین انقلاب اسلامی مواضع جنجال‌برانگیزی در مورد انقلاب ایران اتخاذ کرده است، این پژوهش به سؤال دیگری نیز می‌پردازد که با مسأله پذیرش فوکو مرتبط است و آن این‌که آیا مترجمان فوکو صرف‌نظر از موضع او نسبت به انقلاب اسلامی به ترجمه آثار وی پرداخته‌اند؟ به این منظور، تمامی متون ترجمه‌شده و تألیفی و نیز مقالات مندرج در نشریات دورۀ اصلاحات (۱۳۸۳-۱۳۷۶) را انتخاب کرده و مفاهیم اصلی آنها طبق دسته‌بندی مفهوم قدرت در اندیشه فوکو برچسب‌گذاری شده است. بررسی حاضر نشان داد که مترجمان کنشگران اصلی این گفتمان بوده‌اند و اندیشۀ فوکو به‌مثابۀ ابزاری در خدمت مترجمان بوده است تا پدیده‌های اجتماعی را نقد کنند و نیز در دورۀ مذکور، نقد قدرت پُربسامدترین مفهوم در تمامی آثار چاپی مرتبط با فوکو (ترجمه، تألیف و نشریات) بوده است.

مقالۀ پژوهشی

بررسی ارتباط خودکارآمدی و خوش‌بینی تحصیلیِ معلّمان زبان انگلیسی در ایران از طریق مدل معادلات ساختاری

صفحه 33-63

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.71751.1060

جلیل فتحی، علی درخشان، داود ابراهیمی گله‌دار

چکیده با توجّه به اهمّیّت نقش معلّمان در بهبود کیفیّت آموزش و یادگیری، توجّه بسیاری از محقّقان به بررسی متغیرهای مربوط به معلّمان معطوف گردیده است. در همین راستا، این تحقیق به‌منظور بررسی ارتباط بین خودکارآمدی و خوش‌بینی تحصیلی معلّمان زبان انگلیسی در ایران انجام گردید. به‌طور دقیق‌تر، در این پژوهش نقش پیش‌بینی‌کنندۀ مؤلفه‌های خوش‌بینی تحصیلی معلّمان شامل تأکید تحصیلی، اعتماد معلّم و کارآمدی معلّم بر درک معلّمان از کارآمدی خود مورد بررسی قرار گرفت. متغیر خودکارآمدی معلّم نیز از نظر عملیاتی شامل مؤلفه‌های مشارکت دانش‌آموز، فعّالیّت‌های آموزشی و مدیریّت کلاس در نظر گرفته شد. به‌منظور تحقّق اهداف این پژوهش، تعداد 335 معلّم زبان انگلیسی از نقاط مختلف ایران برای پُر کردن پرسشنامه‌های «خوش‌بینی تحصیلی» و «خودکارآمدی» بر اساس نمونه­گیری طبقه­ای و خوشه­ای انتخاب شدند. برای بررسی فرضیّه‌های طراحی‌شده از «مدل معادلات ساختاری» استفاده گردید. نتایج اجرای تحلیل عاملی تأییدی بر روی داده‌ها، برازشِ ابزارهای به کار برده شده و هم مدل ساختاری را تأیید نمود. به‌علاوه با استفاده از روش «ضریب همبستگی پیرسون»، همبستگی‌های اکتشافی بین متغیرها مشخص گردید و برای تعیین میزان قدرت پیش‌بینی مؤلفه‌های خوش‌بینی تحصیلی بر خودکارآمدی معلّمان از «تحلیل مسیر» استفاده گردید. یافته‌های پژوهش بیانگر این بود که بین خوش‌بینی تحصیلی و خودکارآمدی معلّمان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بر اساس یافته‌ها مشخص گردید که مؤلفه‌های تأکید تحصیلی، اعتماد معلّم و کارآمدی معلّم می‌توانند به‌طور قابل توجّهی خودکارآمدی معلّمان را پیش‌بینی نمایند. یافته‌های این تحقیق می‌تواند پیامدهای قابل توجّهی برای معلّمان زبان انگلیسی، اساتید مراکز تربیت‌معلّم و محقّقان این حوزه داشته باشد.  

مقالۀ پژوهشی

زندگی برهنه، مسخِ واقعیت و خشونت در پسران نیکل

صفحه 65-92

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72891.1077

زهرا طاهری

چکیده مقالۀ حاضر به ­بررسی مفاهیم «مسخِ واقعیت» و «خشونت» و تأثیر آن بر «دیگری نژادی» می‌­پردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد مطالعات­ فرهنگی و بهره‌­گیری از نظریّات منتقدانی نظیر باتلر و ژیژک و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «خشونت آشکار/سوبژکتیو»، «خشونت پنهان/ ابژکتیو» و «سوگ» در­ پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که ساختار سیاسی آمریکایی، علی‌­رغم داعیۀ دموکراسی و تساوی، از چه روش‌­هایی در راستای حفظ ساختار سنّتی آپارتاید استفاده می­‌کند؟ بدین منظور، رمان پسران نیکل (2019)، اثر کلسان وایت‌­هد بررسی می­‌شود تا با تمرکز بر انواع خشونت و روش‌­های «مسخِ ­واقعیت» به ­چگونگی حذف تدریجی «دیگری نژادی» و درنتیجه حفظ سلسله‌مراتب قدرت بپردازد. چنین استدلال می‏‌شود که اعمال پدیدۀ «مسخِ ­واقعیت» علیه «دیگری‌­نژادی»، نسخۀ افراطی «زیست­‌سیاست» فوکویی است؛ چراکه همانند «زیست‌­سیاست»، در این پدیده نیز قتلِ «دیگری‌نژادی» از سوی غرب با مصونیت قضایی همراه است؛ با این­ تفاوت که در پدیدۀ «مسخ­ واقعیت»، ماهیّت وجودیِ «دیگری‌نژادی» از همان ابتدای امر انکار می‌­شود: یعنی، «دیگریِ» غرب ابتداً با مکانیسم‌­های بازنمایی، از ردۀ «انسانیت» خارج و سپس به «مرگ مدنی» دچار می‌­شوند، به‌طوری‌که گویا هرگز فردی نبوده که زنده باشد تا قربانی جنایتی شود. درچنین‌­حالتی، «دیگری» با کمترین هزینۀ سیاسی و درنتیجه بدون «سوگ» از اجتماع حذف می­‌شود. گستردگی این امر، دال بر تقلیل‌­یافتگی مفهوم «انسانیت» و خشونت عمیق ساختاری در عصر حاضر است.
 

مقالۀ پژوهشی

تأثیر یادگیری زبان بر هوش زمانی: مقایسۀ دانشجویان زبان های انگلیسی، فارسی و عربی

صفحه 93-120

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.69914.1035

فاطمه رضایی شرودانی، الهام ناجی میدانی

چکیده واژة «هوش» سال‌هاست که معنای تک‌بُعدی خود را ازدست‌داده و به‌عنوان مفهومی چندوجهی که تمامی توانایی‌های افراد را دربرمی‌گیرد، در نظر گرفته ‌می‌شود. یکی از انواع هوش که بر اساس تفاوت‌های فردی زمان‌محور بناشده، «هوش زمانی» است که به افکار، دیدگاه‌ها و رفتار افراد در ارتباط با زمان اطلاق می‌شود. این مقوله اگرچه در حوزه‌های مربوط به علوم مدیریّت مورد پژوهش قرارگرفته، امّا در حوزة آموزش توجّه چندانی بدان نشده است. ازآنجاکه مقولة زمان ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ و زبان دارد، پژوهش حاضر سعی کرده است تأثیر تحصیل در سه زبان متفاوت بر هوش زمانی دانشجویان را مورد مقایسه قرار دهد. دو هدف در این مطالعه مد نظر است: اوّل، بررسی تأثیر تحصیل در زبان‌های انگلیسی، فارسی و عربی بر هوش زمانی دانشجویان با درنظرگرفتن رویکرد آموزش زبان کاربردی، نظریّة فعّالیّت و نظریّة عادت‌واره و دوم، بررسی احتمال تفاوت معنادار میان دانشجویان کارشناسی زبان انگلیسی، فارسی و عربی از نظر هوش زمانی؛ بدین منظور، پرسشنامة هوش زمانی توسّط 100 دانشجوی زبان و ادبیّات انگلیسی، 100 دانشجوی زبان و ادبیّات فارسی و 90 دانشجوی زبان و ادبیّات عربی کامل شد. نتایج آزمون‌های «تی‌مستقل» بر روی داده‌ها، تأثیر معنادار و منفی تحصیل در زبان فارسی و انگلیسی را بر روی هوش زمانی دانشجویان این رشته‌ها نشان داد (05/0> p)، به‌طوری‌که هوش زمانی دانشجویان ترم دوم بالاتر از هوش زمانی دانشجویان ترم هشتم بود. در رابطه ‌با هدف دوم مطالعه، یافته‌ها حاکی از آن بود که تفاوت معناداری میان این سه گروه از نظر هوش زمانی وجود دارد، به‌عبارتی‌دیگر، دانشجویان رشتة زبان انگلیسی از هوش زمانی بالاتری برخوردار بودند (05/0> p). درنهایت، نتایج و کاربردهای این پژوهش در بافت آموزش زبان مورد بحث قرار گرفت.

مقالۀ پژوهشی

نمود آزادی عمل خودمترجمان در آثار خودترجمه‌شان: موردپژوهی حسن کامشاد

صفحه 121-152

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72318.1065

مهرنوش فخارزاده، ندا ماهوش

چکیده عاملیت و آزادیِ عمل خودمترجمان در دو دهۀ اخیر توجّه صاحب‌نظران حوزۀ مطالعات ترجمه را به خود معطوف کرده است، امّا نمود این اختیار عمل در آثار خودترجمه‌شده به‌خوبی موشکافی نشده است. پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی یک اثر خودترجمه از یک نویسنده/ مترجم ایرانی، حسن کامشاد، به تظاهر بیرونی آزادی عمل خودمترجم در ترجمۀ اثری در ژانر غیر داستانی بپردازد. بدین منظور، با استفاده از رویکرد کیفی و تلفیق آن با شیوۀ زبان‌شناسی پیکره‌ای نسخۀ انگلیسی کتاب Modern Persian Prose Literature و خودترجمۀ فارسی آن با عنوان پایهگذاران نثر جدید فارسی انتخاب شد و در سطح «پیرا متنی» و «متنی» مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها حاکی از آن بود که آزادی عمل خودمترجم می‌تواند به‌صورت پنج نوع رفتارهای ترجمه‌ای بروز نماید: اضافه‌سازی در پیرامتن و متن، حذف و کوتاه‌سازی در پیرامتن و متن، بومی‌سازی، تنوّع و تخصیص و اصلاح‌سازی. می‌توان این‌گونه برداشت کرد که بروز این رفتارهای ترجمه‌ای تا حد زیادی در ارتباط با حس مالکیت نویسنده به متنی است که ترجمه می‌کند. کامشاد به‌عنوان مالک متن اصلی، از اختیار عمل و آزادی خود نهایتِ استفاده را کرده تا مخاطب فارسی‌زبان را از ابتدا تا انتهای متن با خود همراه نگاه دارد؛ بنابراین خودمترجم مفهوم «وفاداری» را در حوزۀ خودترجمه دست‌خوش تغییرات زیادی می‌کند. نه‌تنها حس مالکیت متن تألیف و ترجمه‌شده، بلکه شناخت عمیق مخاطبان اثر و سطح دانش آنان می‌توانند دلایلی بر این رفتارهای ترجمه‌ای باشند.

مقالۀ پژوهشی

بررسی میزان توجّه و یادگیری زبان‌آموزان بر اساس دو رویکرد آموزشی شناختی و محیطی به‌صورت گفتاری و نوشتاری

صفحه 153-178

https://doi.org/10.22067/lts.2022.75633.1117

افروز آرین‌فر، پرویز مفتون، غفور رضایی

چکیده با توجّه به رشد فناوری­‌های نوین در امر آموزش، تحقیق و توسعه بیشتر در این زمینه می‌­تواند موجب شناسایی روش‌­های نوین آموزشی برای تهیه‌­کنندگان مطالب درسی و معلّمان شود. ازآنجایی‌که هدف معلّمان بالا بردن سطح توجّه، آگاهی و یادگیری زبان‌­آموزان است، پژوهش حاضر به بررسی میزان توجّه و یادگیری زبان‌­آموزان بر اساس دو رویکرد متفاوت آموزش زبان انگلیسی می‌‏پردازد. بدین ترتیب زبان‌­آموزان در چهار گروه آزمایشی، ساختارهای زبانی مورد ­نظر را با دو رویکرد «شناختی» و «محیطی» به‌صورت گفتاری و نوشتاری آموزش دیدند و میزان توجّه آنها به بازخورد غیر صریح معلّم و یادگیری آنها مورد ارزیابی قرار گرفت. جامعۀ آماری شامل 120 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی و دانشگاه علمی‌کاربردی در تهران بود. ابزار مورد نیاز جهت گرداوری داده‌­ها شامل مشاهده، مصاحبه و یک آزمون از ساختار­های مورد نظر بود. نتایج آماری تحقیق نشان داد که رابطۀ معنا­داری بین میزان توجّه زبان‌­آموزان و رویکرد شناختی وجود دارد، امّا رویکرد محیطی در یادگیری ساختارهای مورد­ نظر تأثیرگذارتر بوده است. همچنین تجزیه‌وتحلیل داده­‌ها نشان داد که حالت ارائۀ مواد آموزشی به‌صورت گفتاری و نوشتاری تأثیر متفاوتی بر میزان توجّه و یادگیری زبان‌­آموزان ندارد. رویکرد محیطی به‌عنوان یک روش آموزشی جدید محیط محور که به ابزار کمک‌آموزشی موجود در محیط و تعامل زبان‌­آموزان با آنها تأکید دارد می‌­تواند به‌عنوان یک نوآوری در آموزش کشور مورد استفاده قرار گیرد.  

مقالۀ پژوهشی

انگیزه‌های تعاملی در همسویی/ ناهمسویی در ترجمه: ارزیابی چگونگی بازتاب «دیگری» در برگردان نهادی از گفتمان‌های سیاسی

صفحه 179-209

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.70913.1050

سمیر حسنوندی، اکبر حسابی، سعید کتابی

چکیده انجام پژوهش حاضر از آنجایی ضرورت دارد که بر نقش تعیین­‌کنندۀ اختیارات و محدودیت‌­های زبانی، کاربردشناختی و شناختی در رخداد همسویی یا ناهمسویی در امر ترجمه تأکید می‌­کند و به ارزیابی چگونگی بازتاب هَستار «دیگری» در ترجمۀ نهادی از گفتمان‌­های سیاسی می‌­پردازد. مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که بروز همسویی یا ناهمسویی بین متون مبدأ و برگردان­‌های نهادی در مورد «دیگری» و تشریح تهدید­های آن، ناشی از چه انگیزه­‌ها و عواملی می­‌تواند باشد؟ با استفاده از «نظریّۀ مجاورت» تعداد 20 نمونه از سخنرانی­‌های مقام معظّم رهبری در فاصلۀ بین سال‌­های 1394-1398 را که به تشریح هَستار دیگری و تهدید­های آن علیه جمهوری اسلامی می‌­پردازند، تحلیل و بررسی شد. تحلیل داده‌­ها نشان می‌­دهد که برگردان‌­های نهادی از سخنرانی­‌ها و بیانات رهبری از همسویی حداکثری با متون مبدأ برخوردار هستند. بااین‌وجود، تحلیل داده­‌ها موارد جزئی ناهمسویی در سطح ساختمان «وجهیت» و «وجه» را نشان داد، امّا این موارد تغییرات معنایی فاحشی در کلّیت پاره‌­گفتار پدید نیاورده‌­اند. در بررسی عوامل و انگیزه‌­های مؤثر در بروز همسویی یا ناهمسویی به این نتیجه رسیدیم که عوامل درون‌زبانی و عوامل برون‌زبانی متنوّع از جمله جایگاه سیاسی تولیدکنندۀ متن، نهاد متولی ترجمه و هدف از ترجمه در تعاملی دیالکتیک زمینه‌­ای را برای مترجم فراهم می‌­کنند تا بین متون مبدأ و مقصد همسویی یا ناهمسویی ایجاد کند.