دوره و شماره: دوره 55، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 1-223 (ویژه‌نامۀ فرهنگ و فرهنگستان) 
مقالۀ پژوهشی

فرهنگستان و زباهنگستان: دو بال تعالی زبانی و فرهنگی

صفحه 1-29

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72842.1074

رضا پیش‌قدم، شیما ابراهیمی

چکیده فرهنگستان زبان و ادب فارسی پاسداری از زبان و خط را بر عهده دارد و تلاش می‌‎کند آن را از تشتّت و آسیب‌های احتمالی حفظ کند. با توجّه به نام فرهنگستان انتظار می‌رود این نهاد به بررسی فرهنگ و هویّت نیز بپردازد؛ اما بررسی اهداف، وظایف و عملکرد آن نشان می‌دهد که عمدۀ تمرکزش بر روی نقش واژگانی و زبانی است. پُرواضح است که با توجّه به رابطۀ تنگاتنگ زبان و فرهنگ، نمی‌توان از زبان سخن گفت و به فرهنگ توجّه چندانی نداشت. ازاین‌رو، در این مطالعه، مفهومی به نام «زباهنگستان» به معنای عرصه‌ای برای نمایش «زباهنگ‌ها» معرّفی می‌شود که می‌توان آن را در کنار فرهنگستان مؤثر دانست. به نظر می‌رسد فرهنگستان بیشتر رویکردی بالا به پایین، قدرت‌محور، تجویزی، تک‌صدایی و واژه‌محور دارد که بر صورتِ کلمات بیش از معنا تأکید می‌کند. در چنین شرایطی، واژگان مصوّب تنها در سطح «برون‌آگاهی» افراد باقی می‌مانند و آنان تمایل چندانی به استفاده از این واژگان در کلام ندارند. درحالی‌که در زباهنگستان، رویکرد پایین به بالا، مردم‌محور، توصیفی، چندصدایی و فرهنگ‌محور است و هر یک از افراد در جامعه، نقش مهم و مشارکتی دارند. زباهنگستان تلاش دارد با تأکید بر زباهنگ‌ها به فرهنگ مستتر در زبان دست یافته و با جایگزینی ژن‌های معیوب فرهنگی در راه تعالی فرهنگ گام بردارد. از این منظر می‌توان ادّعا کرد، افراد نسبت به زباهنگ‌ها «درون‌آگاهی» پیدا می‌کنند و نظر اکثر آحاد جامعه در تصمیم‌سازی لحاظ می‌شود. باید توجّه داشت فرهنگستان و زباهنگستان مانند دو بال تعالی زبانی و فرهنگی یک جامعه هستند که می‌توانند مکمل هم عمل کرده و به برنامه‌ریزی زبانی و فرهنگی کمک شایان توجّهی نمایند.

مقالۀ پژوهشی

آسیب‌شناسی طرح جایگزینی واژگان بیگانه در کتب درسی با واژگان مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی

صفحه 31-63

https://doi.org/10.22067/lts.2022.74723.1105

ابوالفضل خدامرادی، مجتبی مقصودی

چکیده با رشد روزافزون دوزبانگی و افزایش تعاملات بین زبان‌ها، تمامی زبان‌ها تغییراتی را تحت تأثیر این تماس‌های زبانی در سطوح مختلفی تجربه می‌کنند. یکی از این سطوح، لایۀ واژگان است که بیش از سطح دیگر زبانی منشأ دغدغة سیاست‌گذاران در عرصۀ برنامه‌ریزی زبانی بوده است. در این میان استفاده از ‌واژگان قرضی و یا جایگزین کردن آنها با واژگان مصوّب موضوع اختلاف‌نظر شده است. لذا، این پژوهشِ پیمایشی با رویکرد کیفی با هدف آسیب‌شناسی طرح جایگزینی واژگان تخصصیِ بیگانه با واژگان مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی در کتب درسی «زیست‌شناسی» مقطع متوسطة مدارس ایران انجام گرفت. به این منظور در این مصاحبۀ ساختاریافته نگرش 126 نفر از مخاطبان این طرح مشتمل بر دانش‌آموزان فارغ‌التحصیل رشتۀ تجربی، دبیران زیست‌شناسی، دانشجویان زیست‌شناسی، پزشکی و پیراپزشکی و اساتید زبان‌شناسی پیرامون ضرورت انجام این طرح، دلایل موفّقیّت یا عدم موفّقیّت این طرح و پیشنهاد‌هایی در خصوص اجرای بهتر آن موردبررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد اکثریت ‌قریب ‌به‌اتّفاق مصاحبه‌شوندگان (97%) موافق اجرای آن با سبک و سیاق اجراشده در کتب درسی نبودند. ازنظر مصاحبه‌شوندگان مهم‌ترین دلایل این مخالفت ایجاد سردرگمی در مخاطبان، عدم هماهنگی در استفاده از واژگان مصوّب در محیط‌های آموزشی و بین‌المللی بودن واژگان تخصصی بودند. همچنین از نظر آنها این طرح ناموفّق بوده است و دلایل عمدۀ آن عدم استفادۀ مخاطبان از واژه‌های مصوّب و بین‌المللی بودن واژگان تخصصی بوده است. بر اساس این یافته‌ها می‌توان نتیجه گرفت فرهنگستان زبان و ادب فارسی ضمن تلاش مجدّانه برای پاسداشت قوام زبان فارسی به‌عنوان زبان علم در کشور می‌بایست با تدوین اصول و ضوابط واژه‌گزینی مختص اصطلاحات تخصصی در کمّ و کیف اجرای این طرح بازنگری نمایند.

مقالۀ پژوهشی

نگاهی نقّادانه به فرایند واژه‌گزینیِ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در پرتو رهیافت سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی زبانی

صفحه 65-89

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72904.1078

علیرضا راستی

چکیده فرهنگستان زبان و ادب فارسی به­‌عنوان نهادی با شعاع عملکردی فراملّی که برنامه‌­ریزی‌­ها و سیاست‌­گذاری­‌های آن می­‌تواند پیامدهای گسترده‌­ای، نه صرفاً در زمینۀ زبانی، بلکه در عرصه­‌های اجتماعی و سیاسی نیز به همراه داشته باشد، بایستی پیوسته مورد نقد و ارزیابی درونی و بیرونی قرار گیرد تا با لحاظ کردن بازخوردهای حاصل از آن، عملکرد و اثرگذاری بیشینه و بهینه­‌ای داشته باشد. در این راستا، پژوهش فعلی، با اتّخاذ رویکرد مدافعه‌­ای‑مشارکتی و نیز کاربست پاره‌­ای اصول و مفاهیم میان­‌رشته‌­ای سیاست‌­گذاری و برنامه‌­ریزی زبانی به سازوکار حاکم بر ساختار این نهاد و به‌­ویژه فرایند «واژه‌­گزینی»، کوشیده تا ضمن عریان‌سازی از پاره‌­ای نارسایی­‌ها و کاستی­‌های حاکم بر آن، توجّه متولیان و سیاست‌­گذاران حوزۀ نگهداشت و گسترش نفوذ زبان فارسی را بیش‌­ازپیش به رفع آنها معطوف سازد. پژوهشگر با بهره‌­گیری از روش «سندکاوی کیفی» بر آن بوده تا فرایند خطی خط­‌مشی­‌گذاری زبانی در فرهنگستان را با دیدی انتقادی که لازمۀ اتّخاذ رهیافت مدافعه‌­ای‑مشارکتی است، تشریح و تحلیل نماید. یافته‌­ها گواه آن است که فرهنگستان در عملکرد سیاست‌­گذاری زبانی خود (نا)آگاهانه رویکردی «اثبات­‌گرایانه» و «گام‌محور» دنبال می‌­کند که چنین رهیافتی می‌­تواند باعث ایجاد نوعی دافعه و سازش‌­ناپذیری از ناحیۀ کارگزاران زبانی در سطوح و ساحت­‌های مختلف جامعه متکثّر ایران شود. از دیگر ­یافته‌­های این جستار پژوهشی می‌­توان به عدم به­‌رسمیت‌­شناختن تضاد منافع در میان کارگزاران متعدّد و متکثّر عرصۀ سیاست­‌گذاری زبانی در اسناد مورد تحلیل اشاره نمود. همچنین، اتّخاذ رویکرد «نخبه­‌گرایانه»، به­‌ویژه در مقولۀ واژه­‌گزینی، منجر به عدم به‏ رسمیت ‏شناختن شمّ زبانی گویشوران بومی زبان، به­‌عنوان یک منبع ارزشمند گزینش، کاربرد و اقبال­‌پذیری واژگان نو در فارسی شده­ است.

مقالۀ پژوهشی

تحلیل هَیَجامَدی برخی از واژگان مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی

صفحه 91-120

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.73265.1083

قاسم مدرسی

چکیده تاکنون بر روی واژگان مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی از منظر زبان‌شناسی، رده‌شناسی و جامعه‌شناسی زبان مطالعاتی صورت گرفته است، امّا بررسی این واژگان از منظر روان‌شناسی زبان می‌تواند رویکرد تازه‌ای در خصوص واژه‌گزینی برای معادل‌های بیگانه ارائه دهد. مطالعۀ حاضر با به‌کارگیری الگوی «هَیَجامَد» (هیجان+ بسامد حواس)، به مقایسۀ کاربرد هفت واژۀ مصوّب فرهنگستان و معادل بیگانۀ آنها در میان عامۀ مردم می‌پردازد تا میزان استقبال‌ آنها از واژگان مصوّب فرهنگستان و نیز نقش زبان مادری آنها درباره کاربرد واژگان را بررسی کند. بدین منظور، تعداد 223 شرکت‌کننده در مرحلۀ کمّی بر اساس «نمونه‌گیری در دسترس» و 61 شرکت‌کننده در مرحله کیفی بر اساس «اشباع داده‌ها» از میان عامۀ مردم انتخاب شدند. روش پژوهش اتخاذ شده در این پژوهش، طرح تحقیق تلفیقی‑ترتیبی است که بر اساس آن، ابتدا داده‌های کمّی و سپس داده‌های کیفی جمع‌آوری شد. نتایج کمّی به‌دست‌آمده از «آزمون تی» نشان داد که از میان هفت جُفت واژۀ منتخب، بین شش جُفت آن تفاوت معناداری از حیث «هَیَجامَد» در میان عامۀ مردم وجود دارد. همچنین، نتایج کمّی به‌دست‌آمده از آزمون «انووا یک طرفه» نشان داد از بین هفت جُفت واژۀ مورد نظر، در سه واژه تفاوت معناداری با توجّه به زبان مادریِ سخنگویان شامل زبان‌های فارسی، کردی و ترکی از حیث «هَیَجامَد» وجود دارد. نتایج کیفی این پژوهش، پس از مشخص کردن توافق و پایایی درون موضوعی داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته، نشان داد 16 عامل همچون تداعی مثبت، خوش‌آهنگ بودن و بسامد بالا در پذیرش واژه‌های بیگانه و 8 عامل همچون تداعی منفی، تلفظ دشوار و بسامد پایین در عدم پذیرش واژه‌های مصوّب از سوی مردم نقش دارند. درواقع، فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای افزایش میزان استقبال و کاربرد یک «نوواژه» در مقایسه با همتای بیگانه آن، نه‌تنها مسائل زبان‌شناختی، بلکه مسائل روان‌شناسی زبان را هم باید لحاظ نماید.

مقالۀ پژوهشی

نمودهای هویّت ملّی در متون تألیفی و ترجمه‌ای ادبیّات نوجوان

صفحه 121-153

https://doi.org/10.22067/jlts.2022.73622.1092

شیرین احمدی، فاطمه پرهام

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نمودهای مؤلفه‌های هویّت ملّی در ادبیّات تألیفی و ترجمه‌ای نوجوان و بررسی سهم این متون در هویّت‌سازی نوجوانان ایرانی انجام شد. به منظور دستیابی به این هدف، 16 رمان واقع‌گرای نوجوان، متشکل از 8 رمان ترجمه‌ای و 8 رمان تألیفی، به‌دقّت مورد بررسی قرار گرفت و نمونه‌های هویّت ملّی با استفاده از دسته‌بندی قومی‑مدنی مؤلفه‌های هویّت ملّی که ترکیبی برگرفته از دو دسته‌بندی هویّت ملّی قومی و هویّت ملّی مدنی ارائه‌شده توسط اسمیت (1991) است از این متون استخراج شد. سپس نمونه‌های جمع‌آوری‌شده تحلیل و با یکدیگر مقایسه شد. با توجّه به پیکرۀ پژوهش، نتایج نشان داد میزان مواجهۀ نوجوانان ایرانی با مؤلفه‌های هویّت ملّیِ غیر ایرانی دو برابر بیشتر از میزان مواجهۀ آنها با مؤلفه‌های هویّت ملّی ایرانی است. افزون بر این، تنها بخشی از جنبه‌های هویّت ملّی از طریق رمان به کودکان و نوجوانان منتقل می‌شوند. درواقع، با توجّه به فراوانی بسیار پایین برخی نمونه‌های استخراج‌شدۀ هویّت ملّی شامل ویژگی‌های اقتصادی، ایدئولوژیک، سیاسی و قانونی به نظر می‌رسد جنبه‌های پیچیده‌تر هویّت ملّی در این نوع از ادبیّات به حاشیه رانده شده‌اند؛ بنابراین، بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش حاضر، رمان‌های نوجوان سهم قابل‌توجّهی در آگاهی ملّی نوجوانان ایرانی ایفا نمی‌کنند.

مقالۀ پژوهشی

بررسی چگونگی انتقال اصطلاحات سیاسی‌اجتماعی مقیّد به ‌فرهنگ در ترجمۀ روسی رمان سووشون سیمین دانشور بر اساس آراء سرگِی وِلاخوف و سیدِر فِلورین

صفحه 155-187

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72590.1073

مهناز نوروزی

چکیده اصطلاحات مقیّدبه‌فرهنگ یا فرهنگ‌بسته‌ها به عناصر فرهنگی و مفاهیم بومی موجود در جوامع مختلف اشاره دارند که مترجمان همیشه در انتقال صحیح آنها از زبان مبدأ به مقصد با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو هستند. حفظ بیشترین بار معنایی و فرهنگی در انتقال این عناصر مهم‌ترین دستاورد مترجمان به‌ویژه در حوزۀ ترجمۀ ادبی است. سرگِی وِلاخوف و سیدِر فِلورین، از نظریّه‌پردازان مشهور بلغاری در حوزۀ ترجمه، عناصر فرهنگی را بر اساس موضوعات مختلف از قبیل جغرافیایی، قوم‌نگاری، سیاسی‑‌اجتماعی و نظامی طبقه‌بندی کرده و راهبردهایی را جهت انتقال صحیح آنها به دیگر زبان‌ها ارائه کرده‌اند که مبنای کار در  پژوهش حاضر است. در این تحقیق، چگونگی انتقال عناصر فرهنگیِ سیاسی‑‌اجتماعی در ترجمۀ روسی رمان سووشون سیمین دانشور به روش خوانش و مقابلۀ تطبیقی و شیوۀ تحلیلی‑توصیفی بررسی شده است. بررسی‌ها نشان داد که در برگرداندن عناصر فرهنگیِ سیاسی‑‌اجتماعی در این رمان بیش از همه از ترجمۀ تقریبی ‑و شیوۀ معادل کارکردی‑ و کمتر از همه از آوانویسی، حرف‌نویسی و ترجمۀ ضمنی استفاده شده است. در بسیاری از موارد نیز بارِ فرهنگی و گاه حتّی بار معنایی، زبان‌شناختی و سبک‌شناختی واژگان و عبارت‌ها از دست رفته است. درمجموع، موفقیّت مترجمان در انتقال بارِ فرهنگی در حوزۀ اصطلاحات سیاسی‌اجتماعی به متن مقصد نسبی تلقّی می‌شود.

مقالۀ پژوهشی

مطالعۀ ترجمۀ کلیله‌ودمنه بهرام‌شاهی بر اساس نظریّۀ نظام چندگانه اون زهر

صفحه 189-223

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.71101.1054

فرانک جهانگرد، طیبه گلستانی حتکنی

چکیده کلیله‌ودمنۀ بهرام­‌شاهی، با واسطۀ یک زبان میانجی به فارسی ترجمه شده است، بااین‌حال تطابق جنبه‌‌­های تعلیمی و دینی آن با فرهنگ ایران در قرن ششم قابل توجّه و معنی­‌دار است. این نکته زمینه‌­ای برای بررسی این اثر بر اساس نظریّۀ «نظام چندگانۀ اون زهر» و «روش گیدئون توری» به دست می‌­دهد. طبق این روش در گام نخست پاره‌­ای از بن­‌مایه‌­های مشترک متن با فرهنگ مقصد استخراج و ریشه‌­یابی شده، در گام دوم نقشه­‌نگاری بخشی از متن مقصد روی معادل آن در زبان مبدأ صورت گرفته و در گام سوم استراتژی‌­های به‌کاررفته در ترجمه طبقه‌‏بندی شده است. یافته‌­های پژوهش در گام نخست نشان می‌­دهد بن­‌مایه‌­های حکایت­‌های کلیله‌ودمنه (چه در بُعد جهانی، چه با سرچشمه ایرانی یا هندی) در بین ادیان آسیایی و اقوام شرقی مشترک‌اند و از ارزش‌­های دینی و اخلاقی به شمار می­‌روند. در گام دوم نقشه‌­نگاری حکایت «مرغ باران و وکیل دریا» روی حکایت مشابه آن در پنچاتنترا به مطالعۀ تطبیقی «سیمرغ» و «گرودا» انجامید و خاستگاه مشترک این دو پرندۀ اسطوره‌­ای را نشان داد. در گام سوم استراتژی­‌های ترجمه شامل حذف، تغییر و جایگزینی و افزایش تبیین و نشان داده شد مترجم چگونه با استفاده از این شیوه­‌ها بین فرهنگ مبدأ (متن اصلی) و فرهنگ مقصد تعادل به وجود آورده است. این پژوهش نشان می­‌دهد آنچه در ترجمۀ نصرالله منشی نقش محوری و مرکزی دارد، فرهنگ مقصد است و مترجم با تمرکز بر آن، عناصر فرهنگی را انتقال داده و در این میان با افزایش عناصر ایدئولوژیک به متن، آن را به گفتمان غالب نزدیک‌تر کرده است.