بازنمایی مکانیسمهای دفاعی روانی در شخصیت فرانک هاردی: خوانشی روانکاوانه از نمایشنامه شفابخش (1979) اثر برایان فریل
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 اردیبهشت 1405
https://doi.org/10.22067/lts.2026.97172.1409
رجبعلی عسکرزاده طرقبه، مریم محمودی
چکیده این مقاله به بررسی مکانیسمهای دفاعی روانشناختی بهکاررفته توسط فرانک هاردی در نمایشنامهٔ شفابخش اثر برایان فریل (۱۹۷۹) میپردازد، زمانی که او با خاطرات اضطرابآور و واقعیتهای ناخوشایند میانفردی مواجه میشود. چارچوب نظری پژوهش بر نظریههای روانکاوانهی کلاسیک، بهویژه دیدگاههای زیگموند فروید و اتو فنیشل، استوار است که در اثر نظریهی روانکاوانهی روانرنجوری (۱۹۴۵) تدوین شدهاند. این پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی و متنمحور، تکگوییهای فرانک در بخشهای اول و چهارم نمایشنامه را مورد بررسی قرار میدهد. با تمرکز بر مکانیسم های دفاعی در برابر سائقهای غریزی، یعنی انکار، سرکوب، فرافکنی و انزوا، نتایج نشان میدهد که انکار مهمترین راهبرد فرانک برای اجتناب از درد عاطفی است. سرکوب، خاطرات گسستهٔ او از خانواده و فقدان را شکل میدهد و فرافکنی و انزوا کمتر به کار میروند. مطالعه حاضر، تضاد میان صراحت ظاهری و گریزهای روانی فرانک را آشکار میسازد و به خوانشهای روانکاوانهٔ آثار فریل کمک میکند.
مقایسه نقد فمینیستی و رویکرد مطالعات ناتوانی: حقیقت و پنهان کاری در قهرمانان زن شکسپیر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405
https://doi.org/10.22067/lts.2026.97945.1427
فائزه رستمی، سارا خزاعی
چکیده اگرچه نقد فمینیستی، ابعاد جنسیتمحور آثار شکسپیر را بهطور گسترده بررسی کرده است، نقش مطالعات معلولیت در بازصورتبندی این تحلیلها از طریق نقد هنجارمندی و انگ اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با بررسی کاترینا در رامکردن زن سرکش، دزدمونا در اتللو، هرمیون در حکایت زمستان و پورشیا در تاجر ونیزی، نقد فمینیستی و مطالعات معلولیت را در گفتوگویی مستقیم قرار میدهد. با اتکا به نظریه هنجارمندی دیویس و مطالعات فمینیستی معلولیت هال، مفهوم «معلولیت استعاری» نشان میدهد که جنسیت چگونه در ساختارهای پدرسالارانه به نظامی معلولساز تبدیل میشود. تحلیل تطبیقی کیفی نشان میدهد دزدمونا و هرمیون با انتخاب حقیقت طرد میشوند، در حالی که کاترینا و پورشیا برای بقا به همنوایی نمایشی روی میآورند. پژوهش استدلال میکند که مطالعات معلولیت با نقد چارچوبهای هنجاریِ مولد حاشیهرانی، نقد فمینیستی را گسترش میدهد و درکی ساختارمندتر و تقاطعیتر از انگ اجتماعی، دیگریسازی و پیامدهای روایی فراهم میسازد.
واکاوی مؤلفه های کمدی سیاه در آثار جان گوئر با تمرکز بر نمایشنامه شش حلقه جدایی
دوره 58، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 203-236
https://doi.org/10.22067/lts.2026.95761.1391
مهدی رمضانلو، نرگس یزدی
چکیده جان گوئر، نمایشنامهنویس برجستة آمریکایی، با بهرهگیری از تمهیداتی نظیر تضاد، تناقض، تحقیر و کوچکنمایی، پوچی و تناقضات زندگی مدرن را به تصویر کشیده و با ترسیم شخصیتهایی که در دنیایی از توهمات زیست میکنند به نقد اجتماعی و روانشناختی جامعه میپردازد. این پژوهش که به شیوة توصیفیتحلیلی انجام شده، با تمرکز بر شش حلقة جدایی به واکاوی مؤلفههای کمدی سیاه و تأثیر زندگی و رؤیای آمریکایی در نوشتههای او میپردازد. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که گوئر با خلق کمدی سیاه خاص خود زشتیها و ناهنجاریهای جامعه را از دریچة طنز به تصویر کشیده و مخاطب را به تأمل وا میدارد و کمدی سیاه او نقد جامعه و مفاهیم فرهنگی و اجتماعی را در بر دارد. همچنین آثار او با بهرهگیری از تمهیداتی نظیر فلشبک و برشهای متقابل مداوم، فضایی غیرمتعارف و شعرگونه خلق میکنند که پارادوکسگونه، نوعی تجربة نمایشی تکین را فراهم میکنند.
ساختار تروما در رُمان برادر تَنی نوشته دیوید دیوپ از منظر آرای اسلاوی ژیژک
دوره 58، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 73-103
https://doi.org/10.22067/lts.2025.92431.1332
وحید نژادمحمد، علی جباری خامنه
چکیده مقاله حاضر به بررسی رُمان برادر تَنی اثر دیوید دیوپ، نویسنده معاصر فرانسوی، از منظر آرای تحلیلی اسلاوی ژیژک، فیلسوف معاصر اسلوونیایی، میپردازد. تمرکز اصلی این پژوهش بر ساختار تروما در رمان و تأثیر آن بر شخصیت اصلی داستان، آلفا اندیایه، سرباز سنگالی جنگ جهانی اول است. با استفاده از مفاهیم کلیدی ژیژک مانند امر واقع، امر نمادین و اُبژه کوچکآ، چگونگی مواجهه شخصیتها با ترومای جنگ و تأثیر آن بر هویت و رابطه آنها با دیگری در بطن ارتباطات اجتماعی تحلیل میشود. در این مقاله همچنین نشان داده میشود چگونه ترومای جنگ بهعنوان یک رویداد واقعی که نظم نمادین را مختل میکند، منجر به ازخودبیگانگی و فروپاشی روانی میشود. درمجموع، این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و با تکیه بر آراء ژیژک، با یک رویکرد توصیفیتحلیلی، به درک عمیقتر از تأثیر تروما بر فرد و جامعه در بستر جنگ و استعمار میپردازد.
زندان بهمثابة الگوی آمریکای مدرن: خوانش فوکویی از رمان پسران نیکل اثر کولسون وایتهد
دوره 58، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 151-184
https://doi.org/10.22067/lts.2025.94476.1365
ایرج سلیمان جهان، صدف ابراهیمیان
چکیده این پژوهش میکوشد سیاستهای نرمالسازی و پیامدهای آن را در رمان پسران نیکل اثر کولسون وایتهد از منظر دیدگاههای میشل فوکو تحلیل کند. هدف آن ارائۀ خوانشی فوکویی از رمان است که تلاش میکند براساس الگوی سراسربینی نشان دهد چگونه دولت آمریکا از طریق نهادهای آموزشی، قضایی و انضباطی پراکنده در سطح جامعه، به ایجاد جامعهای همگن و یکدست میپردازد که در آن، انسانها بهطور کامل نرمالسازی شدهاند. نتایج این تحقیق نشان میدهد جامعه آمریکاییِ بازنماییشده در رمان در دهه ۱۹۶۰ نمونهای شاخص از الگوی جهان مدرن فوکویی است؛ جهانی که در دل آن، نهادهای گوناگونی چون دارالتأدیب، نظام حقوقی، نیروهای پلیسی و شبکهای از نهادهای اقماری دیگر انسانها را محبوس، کنترل و مدیریت میکنند. این نهادها همگی در تلاشاند سوژههایی سادهنگر، مطیع و فاقد خودآگاهی و تفاوت فردی تولید کنند که هویتشان تنها بهوسیلۀ همگن بودن با دیگر اعضای جامعه معنا مییابد.
بررسی شخصیتهای یاوهگو بر اساس قواعد گرایس (موردپژوهش: در یک روز خوش برای موزماهی اثر جی دی سلینجر)
دوره 57، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 69-85
https://doi.org/10.22067/lts.2025.85746.1235
رجبعلی عسکرزاده طرقبه، محمد فرید مشهدی
چکیده ییکی از ویژگیهای سبک یاوهگویی شخصیتهای مرتبط با آن هستند که میتوانند از جنبههای متفاوتی موردبررسی قرار بگیرند. یکی از حوزههای سبکشناسانهای که شخصیتهای یاوه گویانه کمتر از آن منظر موردتوجه قرار گرفتهاند، نحوۀ تعامل آنها بر اساس قواعد همکاری زبانی گرایس است. پس به لحاظ روششناسی، ابتدا باید اثری را که به این سبک تعلق دارد بازشناخت و سپس، نحوۀ تعامل شخصیت آن اثر را موردبررسی قرار داد؛ اینکه آیا او همواره به یک نحو ثابت با این قواعد برخورد میکند، یا متغیر است. تحقیق حاضر پس از اثبات یاوه گویانه بودن اثر یک روز خوش برای موزماهی نوشتۀ جی.دی. سلینجر، نشان میدهد که رابطۀ شخصیتهای این سبک با قواعد گرایس، متغیر و پیچیده است.
ضعف و شکستهای دستگاههای ایدئولوژیک (ISA) بر اساس نظریّۀ آلتوسر در رمان پرتقال کوکی (۱۹۶۲)
دوره 57، شماره 1، بهار 1403، صفحه 93-119
https://doi.org/10.22067/lts.2022.75385.1114
علیرضا خزاعی، زهره تائبی نقندری، رجبعلی عسکرزاده طرقبه
چکیده آلتوسر معتقد بود حکومتها برای تأمین خواستههای طبقه حاکم، نیازمند ابزارهایی در جهت تسلّط بر تودهها هستند. او عقیده داشت سیستم تکدستگاهی که مارکسیستهای سنّتی طرح کرده بودند و طبق آن حکومت فقط با ابزار زور و سرکوب به کنترل جمعیتها میپرداخت، ناقص و غیر جهان شمول است؛ چراکه با استناد به آن نمیتوان توضیحی برای سرسپردگی داوطلبانۀ جامعه ارائه کرد. در همین راستا، او ابزارهای حکومتی را به دو دستۀ ایدئولوژیک و سرکوبگر تقسیم و بیان کرد که فعّالیّت دائمی دستگاههای ایدئولوژیک باعث حفظ تعادل قدرت در جامعه خواهد شد. این پژوهش به بررسی چند مورد از ناکارآیی عملکردهای دستگاههای ایدئولوژیک در رمان پرتقال کوکی اثر آنتونی برجس میپردازد. قهرمان قصّه نوجوانی خشن و قدرت طلب است که ارزش بالایی برای فردیت خود قائل است. تقریباً هیچکدام از نهادهای مرتبط با دستگاههای ایدئولوژیک در این رمان قادر نیستند به نحو مطلوب روی قهرمان تأثیر بگذارند. پرتقال کوکی هنرمندانه و کامل، تقریباً، تمامی قسمتهای مرتبط با دستگاههای ایدئولوژیک حکومتی را در سرنوشت شخصیت اصلی دخیل میکند. نتایج نشان میدهد که نهادهای ایدئولوژیک در این رمان به وظایفشان عمل میکنند، امّا کارآیی ندارند.
زبان و شاخصههای شعر جنگ در فارسی و انگلیسی: بررسی ناتورالیسم و مؤلفههای آن در اشعارِ منتخب قیصر امینپور و ویلفرد اوون
دوره 56، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 97-129
https://doi.org/10.22067/lts.2024.85049.1227
مسلم ذوالفقارخانی، مهدی رحیمی، احمد خواجهایم
چکیده شاعران و نویسندگان مکتب ناتورالیسم با بهرهگیری از ابزار مختلف و مؤلفههای گوناگون توانستهاند به بازتاب حوادث و رویدادهای زندگانی به شیوهای دقیق و توصیفی در شعر و رُمان بپردازند. مهمترین موضوعات مطرح در این مکتب عبارتاند از: جنگ، فقر، فحشا، خونریزی و کشتار. پژوهش حاضر با بهرهگیری از شاخصهها، ابزار و لوازم این مکتب که به نظر میآید در شعر مقاومت و جنگ به شکل چشمگیری دیده میشود، به بررسی تطبیقی اشعار منتخب قیصر امینپور و ویلفرد اوون پرداخته است تا تحلیلی شکلی و محتوایی از آنها به دست آورد. برای این منظور، قطعه شعر «شعری برای جنگ» از سرودههای سالهای 1357 تا 1363 قیصر امینپور و شعر «چه شیرین است» اثر ویلفرد اوون، شاعر انگلیسی، از دفتر شعرها (1920) برگزیده و انتخاب شدهاند. مؤلفههای مورد بررسی در این پژوهش عبارتاند از: توصیف جزءبهجزء و دقیق؛ کاربرد زبان محاورهای و بیپیرایه؛ خشونت زبانی و تنافرآوایی و بهکارگیری زبانی تُند، سریع و خشن؛ و توصیف فجایع، زشتیها، اضطرابها و وحشت جنگ. نتایج این تحقیق نشان میدهد که شعر جنگ در انگلستان و مغربزمین در بحبوحۀ جنگ جهانی اوّل، عمدتاً، شعری ضد جنگ است، هرچند شعرهای حماسی و شورانگیز در ابتدای سالهای جنگ توسّط شاعرانی مانند رابرت بروک و زیگفرید ساسون سروده شد، در ایران امّا به جنگ از منظر حماسه و عرفان نگریسته شده است؛ هرچند علیرغم چنین رویکردهایی، تصویر جنگ دردآلود و سرشار از صحنههایی ناتورالیستی و خشن و بیپیرایه و در مواقعی ضد جنگ است.
بررسی گفتمان هویّت نوجوانان سهزبانه؛ لقبگذاری در میان جوانان سهزبانۀ روستای داشکسن
دوره 56، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 205-235
https://doi.org/10.22067/lts.2024.84680.1221
مریم میرزائی
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی میزان تأثیر هویّت، فرهنگ، زبان و نوع نگرش بر لقبگذاری در میان جوانان سهزبانۀ (ترک، فارس و گرجی) روستای داشکسن بود. جامعۀ آماری جوانان سهزبانۀ سنین 24-15 سال روستای داشکسن بود. روش نمونهگیری هدفمند بود و 22 نفر بهعنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامۀ سهبخشی استاکس و تیلر‑لیچ (2011) و روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بود. بر طبق یافتهها متداولترین نوع لقبها، لقبهای دادهشده بهترتیب براساس ویژگیهای فیزیکی، تنوّع نام، احساسات، شخصیتی، عامیانه و مکان متداولتر هستند. اکثر لقبگذاریهای صورت گرفته بر اساس قومیت، لقبگذاری در بین اقوام ترک نسبت به سایر قومیتها بیشتر است؛ بنابراین با توجّه به نتایج میتوان گفت لقبگذاری در بین اقوام، مناطق، شیوه زندگی، آدابورسوم و سطح فرهنگی اقوام گوناگون باهم متفاوت است و در اسمهای مستعار مرسوم در روستای سهزبانۀ داشکسن و نگرش جوانان این روستا نسبت به لقبهای خود و دیگران تفاوت وجود دارد.
بکت و انسان طاغی: بررسی نمایشنامههای در انتظار گودو و دست آخر
دوره 56، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 31-59
https://doi.org/10.22067/lts.2022.77187.1138
رجبعلی عسکرزاده طرقبه، مهدی قاسمی شاندیز
چکیده شاید بتوان گفت که هر سوژۀ اندیشندهای بهدنبال کشف معنای زندگی خویش است. انسان، در طی این مسیر پرفرازونشیب و در تلاش برای یافتن پاسخی در باب چیستی زندگی، به عدم سازگاری درک خویش با دادههای موجود در جهان واقف میشود. این عدم تجانس میتواند احساس پوچی و بیمعنایی را برای فرد در مواجهه با جهان بهارمغان بیاورد. آلبر کامو، یکی از متفکران قرن بیستم، قائل به این نوع پوچی و بیمعنایی است و آنرا لازمۀ شروعی جدید میداند. از دیدگاه او، مقابلۀ ذهن محدود بشری با جهان ناشناخته و گاهاً غیرعقلانی، مسئلۀ پوچی را پدید میآورد. تنها راه طغیان علیه پوچی بنیادین هستی رسیدن به آزادی و خودآگاهی با گذر از مسیر همین پوچی است. این گذار میتواند دو نوع سوژه را شامل شود: پوچگرای منفعل و پوچگرای فعال. پوچگرای فعال با پذیرش تقدیر پوچ خود معنای زندگیاش را میسازد. هدف این مقاله بررسی مفهوم انسان طاغی در فلسفۀ کامو و چگونگی نمود آن در نمایشنامههای ساموئل بکت میباشد. ازاینرو، دو نمایشنامۀ او به نامهای در انتظار گودو و دست آخر انتخاب و از نظرگاه طغیان کامویی بررسی میشوند. یافتهها نشاندهندۀ خوانش جدیدی از انسان طاغی دراین دو اثر است. شخصیتهای این آثار برخلاف فلسفۀ کامو، نهتنها توان خودکشی ندارند بلکه حتی برای خلق معنا در ادامۀ زندگی خویش دست به اقدامی نمیزنند. آنها به نوعی اختگی در کلام و ارتباط با دیگری مبتلا شدهاند و با تعریفی که کامو از پوچی ارائه میدهد در تضاداند. آنها تمام فرضیات فلسفی کامو دربارۀ پوچگرای فعال را به نقیضه بدل میسازند.
ارتباط گفتمان چرک و زیستقدرت در پرندۀ یهودی و عزاداران برنارد مالامود
دوره 56، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 103-134
https://doi.org/10.22067/lts.2023.82050.1190
زهرا طاهری
چکیده پژوهش حاضر به بررسی «گفتمان چرک» و ارتباط آن با پدیدۀ «مهاجرت» میپردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد مطالعات فرهنگی و بهرهگیری نظریّات منتقدانی نظیر داگلاس و بومن و تمرکز بر موضوعاتی چون انزجار، غریبگی و اقتصاد احساسی در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که چگونه گفتمان زیستقدرت از مقولۀ «چرک» بهمنزلۀ ابزاری در راستای کنترل، انقیاد و حذف اقلیت «دایاسپورا» استفاده کرده و آن را با سیاست پیوند زده است؟ بدین منظور، دو داستان کوتاه مالامود - پرندۀ یهودی (1963) و عزاداران (1955) - به روش توصیفی‑تحلیلی بررسی میشوند تا با تمرکز بر مقولۀ «چرک»، ارتباطِ بین اعمال نظم بر بدنِ افراد و انضباط مورد نظر گفتمان زیستقدرت تبیین شود. چنین استدلال میشود که جنبش «ضدچرک» مدرنیته، با تحمیل دوانگارۀ «تمیز»/«کثیف» به عرصۀ جغرافیای فرهنگی وارد شده و در راستای تداوم ساختارهای سلسلهمراتبی گفتمان انسانگرای لیبرال، دستهبندی قومیتی، حذف و شمول افراد گام برداشته است. این امر به سیاسیشدن مقولۀ حیات و شکلگیری «بیگانگانی» انجامیده که مصداق بینظمی و ناهنجاری هستند. بهعلاوه، گفتمان لیبرال با ذاتی جلوه دادن مقولۀ چرک در این گروهها، سعی کرده توجّه جامعۀ جهانی را از فقر تحمیلشده بر آنها منحرف و با بازنمایی ایشان بهمنزلۀ منبع تهدید ملّی، در راستای حذف فیزیکی آنها اقدام کند.
