نویسنده = رجبعلی عسکرزاده طرقبه
زبان و ادبیات انگلیسی

بازنمایی مکانیسم‌های دفاعی روانی در شخصیت فرانک هاردی: خوانشی روان‌کاوانه از نمایشنامه شفابخش (1979) اثر برایان فریل

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 اردیبهشت 1405

https://doi.org/10.22067/lts.2026.97172.1409

رجبعلی عسکرزاده طرقبه، مریم محمودی

چکیده این مقاله به بررسی مکانیسم‌های دفاعی روان‌شناختی به‌کاررفته توسط فرانک هاردی در نمایشنامهٔ شفابخش اثر برایان فریل (۱۹۷۹) می‌پردازد، زمانی که او با خاطرات اضطراب‌آور و واقعیت‌های ناخوشایند میان‌فردی مواجه می‌شود. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه‌های روان‌کاوانه‌ی کلاسیک، به‌ویژه دیدگاه‌های زیگموند فروید و اتو فنیشل، استوار است که در اثر نظریه‌ی روان‌کاوانه‌ی روان‌رنجوری (۱۹۴۵) تدوین شده‌اند. این پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی و متن‌محور، تک‌گویی‌های فرانک در بخش‌های اول و چهارم نمایشنامه را مورد بررسی قرار می‌دهد. با تمرکز بر مکانیسم های دفاعی در برابر سائق‌های غریزی، یعنی انکار، سرکوب، فرافکنی و انزوا، نتایج نشان می‌دهد که انکار مهم‌ترین راهبرد فرانک برای اجتناب از درد عاطفی است. سرکوب، خاطرات گسستهٔ او از خانواده و فقدان را شکل می‌دهد و فرافکنی و انزوا کمتر به کار می‌روند. مطالعه حاضر، تضاد میان صراحت ظاهری و گریزهای روانی فرانک را آشکار می‌سازد و به خوانش‌های روان‌کاوانهٔ آثار فریل کمک می‌کند.

زبان و ادبیات انگلیسی

بررسی شخصیت‌های یاوه‌گو بر اساس قواعد گرایس (موردپژوهش: در یک روز خوش برای موزماهی اثر جی دی سلینجر)

دوره 57، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 69-85

https://doi.org/10.22067/lts.2025.85746.1235

رجبعلی عسکرزاده طرقبه، محمد فرید مشهدی

چکیده ییکی از ویژگی‌های سبک یاوه‌گویی شخصیت‌های مرتبط با آن هستند که می‌توانند از جنبه‌های متفاوتی موردبررسی قرار بگیرند. یکی از حوزه‌های سبکشناسانه‌ای که شخصیت‌های یاوه گویانه کمتر از آن منظر موردتوجه قرار گرفته‌اند، نحوۀ تعامل آن‌ها بر اساس قواعد همکاری زبانی گرایس است. پس به لحاظ روش‌شناسی، ابتدا باید اثری را که به این سبک تعلق دارد بازشناخت و سپس، نحوۀ تعامل شخصیت آن اثر را موردبررسی قرار داد؛ اینکه آیا او همواره به یک نحو ثابت با این قواعد برخورد می‌کند، یا متغیر است. تحقیق حاضر پس از اثبات یاوه گویانه بودن اثر یک روز خوش برای موزماهی نوشتۀ جی.دی. سلینجر، نشان می‌دهد که رابطۀ شخصیت‌های این سبک با قواعد گرایس، متغیر و پیچیده است.

زبان و ادبیات انگلیسی

ضعف و شکست‌های دستگاه‌های ایدئولوژیک (ISA) بر اساس نظریّۀ آلتوسر در رمان پرتقال کوکی (۱۹۶۲)

دوره 57، شماره 1، بهار 1403، صفحه 93-119

https://doi.org/10.22067/lts.2022.75385.1114

علیرضا خزاعی، زهره تائبی نقندری، رجبعلی عسکرزاده طرقبه

چکیده آلتوسر معتقد بود حکومت‌ها برای تأمین خواسته‌های طبقه حاکم، نیازمند ابزارهایی در جهت تسلّط بر توده‌ها هستند. او عقیده داشت سیستم تک‌دستگاهی که مارکسیست‌های سنّتی طرح کرده بودند و طبق آن حکومت فقط با ابزار زور و سرکوب به کنترل جمعیت‌ها می‌پرداخت، ناقص و غیر جهان شمول است؛ چراکه با استناد به آن نمی‌توان توضیحی برای سرسپردگی داوطلبانۀ جامعه ارائه کرد. در همین راستا، او ابزارهای حکومتی را به دو دستۀ ایدئولوژیک و سرکوبگر تقسیم و بیان کرد که فعّالیّت دائمی دستگاه‌های ایدئولوژیک باعث حفظ تعادل قدرت در جامعه خواهد شد. این پژوهش به بررسی چند مورد از ناکارآیی عملکردهای دستگاه‌های ایدئولوژیک در رمان پرتقال کوکی اثر آنتونی برجس می‌پردازد. قهرمان قصّه نوجوانی خشن و قدرت طلب است که ارزش بالایی برای فردیت خود قائل است. تقریباً هیچ‌کدام از نهادهای مرتبط با دستگاه‌های ایدئولوژیک در این رمان قادر نیستند به نحو مطلوب روی قهرمان تأثیر بگذارند. پرتقال کوکی هنرمندانه و کامل، تقریباً، تمامی قسمت‌های مرتبط با دستگاه‌های ایدئولوژیک حکومتی را در سرنوشت شخصیت اصلی دخیل می‌کند. نتایج نشان می‌دهد که نهادهای ایدئولوژیک در این رمان به وظایفشان عمل می‌کنند، امّا کارآیی ندارند.

زبان و ادبیات انگلیسی

بکت و انسان طاغی: بررسی نمایشنامه‌های در انتظار گودو و دست آخر

دوره 56، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 31-59

https://doi.org/10.22067/lts.2022.77187.1138

رجبعلی عسکرزاده طرقبه، مهدی قاسمی شاندیز

چکیده شاید بتوان گفت که هر سوژۀ اندیشنده‌ای به‌دنبال کشف معنای زندگی خویش است. انسان، در طی این مسیر پر‌فرازو‌نشیب و در تلاش برای یافتن پاسخی در باب چیستی زندگی، به عدم سازگاری درک خویش با داده‌های موجود در جهان واقف می‌شود. این عدم تجانس می‌تواند احساس پوچی و بی‌معنایی را برای فرد در مواجهه با جهان به‌ارمغان بیاورد. آلبر کامو، یکی از متفکران قرن بیستم، قائل به این نوع پوچی و بی‌معنایی است و آن‌را لازمۀ شروعی جدید می‌داند. از دیدگاه او، مقابلۀ ذهن محدود بشری با جهان ناشناخته و گاهاً غیر‌عقلانی، مسئلۀ پوچی را پدید می‌آورد. تنها راه طغیان علیه پوچی بنیادین هستی رسیدن به آزادی و خودآگاهی با گذر از مسیر همین پوچی است. این گذار می‌تواند دو نوع سوژه را شامل ‌شود: پوچ‌گرای منفعل و پوچ‌گرای فعال. پوچ‌گرای فعال با پذیرش تقدیر پوچ خود معنای زندگی‌اش را می‌سازد. هدف این مقاله بررسی مفهوم انسان طاغی در فلسفۀ کامو و چگونگی نمود آن در نمایشنامه‌های ساموئل بکت می‌باشد. ازاین‌رو، دو نمایشنامۀ او به نام‌های در انتظار گودو و دست آخر  انتخاب و از نظرگاه طغیان کامویی بررسی می‌شوند. یافته‌ها نشان‌دهندۀ خوانش جدیدی از انسان طاغی در‌این دو اثر است.   شخصیت‌های این آثار برخلاف فلسفۀ کامو، نه‌تنها توان خودکشی ندارند بلکه حتی برای خلق معنا در ادامۀ زندگی خویش دست به اقدامی نمی‌زنند.  آن‌ها به نوعی اختگی در کلام و ارتباط با دیگری مبتلا شده‌اند و با تعریفی که کامو از پوچی ارائه می‌دهد در تضاداند. آن‌ها تمام فرضیات فلسفی کامو دربارۀ پوچ‌گرای فعال را به نقیضه بدل می‌سازند.

نمایشنامه داستان باغ وحش: خوانشی مارکسیستی

دوره 52، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 113-131

https://doi.org/10.22067/lts.v52i3.73155

رجبعلی عسکرزاده طرقبه

چکیده مارکس انگیزه‌های اقتصادی را زمینه‌ساز تمامی تصمیمات مهم جامعة کاپیتالیستی می‌داند. مارکسیست‌ها جامعة کاپیتالیستی را به سه گروه بورژوازی، خرده‌بورژوازی و طبقة کارگر تقسیم می‌کنند. در نمایشنامة داستان باغ وحش، نوشتة ادوارد البی، پیتر را می‌توان نمایندة خرده‌بورژوازی یا طبقة متوسط و جری را نمایندة طبقة کارگر در نظر گرفت. مارکس عقیده دارد که در جامعة کاپیتالیستی، دو گروه آخر در جامعه، قربانی طبقة بورژوازی می‌شوند؛ زیرا این گروه از آن دو گروه دیگر برای رسیدن به اهداف خود بهره می‌گیرد. براساس نظر لویی آلتوسر که ادامه‌دهندة راه مارکسیسم است، سیستم از طریق دستگاه‌های ایدئولوژیک (ISA) و سرکوبگر (RSA) بر مردم حکومت می‌کند. دستگاهای ایدئولوژیک غالباً شامل نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و کلیسا می‌شود. پیتر و جری دو شخصیت نمایشنامه، قربانیان جامعه‌اند، یکی به‌دلیل فقر و احساس بیگانگی و دیگری به‌واسطة تلقین عقاید و شستشوی مغزی. آلتوسر «تلقین عقاید» را روشی می‌داند که هژمونی از طریق آن، افراد را وادار به پذیرش ایدئولوژی خود می‌کند. آلتوسر همچنین منشأ این تلقین عقاید را سیستم آموزشی، مذهب و رسانه می‌داند. هدف این مقاله بررسی نمایشنامة داستان باغ وحش، براساس نظر آلتوسر است. بر این اساس، پیتر به‌عنوان فردی که در شرکت انتشاراتی کارمی کند و اهل مطالعه و تماشای تلویزیون است، در مرکز تلقین عقاید قرار دارد. مفهوم دیگری که در این نظریه وجود دارد، مفهوم بیگانگی است. از طرفی، مارکس بیگانگی را فقدان درک نفس می‌داند. با توجه به این مسئله، افراد هم از خود بیگانه می‌شوند و هم با یکدیگر. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که جری نه‌تنها از خود بلکه با دیگر افراد جامعه نیز بیگانه شده است. او در تنهایی و انزوا در خانه‌ای زندگی می‌کند که شبیه باغ وحش است. پیتر نیز از خود بیگانه شده است؛ زیرا نسبت به شرایطش به‌عنوان شخصی که قربانی تلقین ایدئولوژی جامعة کاپیتالیستی است، آگاه نیست.

رابطه قدرت و خشونت نگاه در نمایش‌نامه در بسته

دوره 49، شماره 1، بهار 1395، صفحه 83-100

https://doi.org/10.22067/lts.v49i1.46520

رجبعلی عسکرزاده طرقبه، مریم السادات موسوی تکیه

چکیده این مقاله به بررسی درون‌مایۀ «نگاه خیره» می‌پردازد. درون‏‌مایۀ «نگاه خیره» از جمله مباحثی است که هم در آثار ادبی و فلسفی سارتر و هم در فلسفۀ فوکو مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله، باور این دو فیلسوف دربارۀ قدرت «نگاه خیره» در نمایش‏نامۀ تمثیل‌گونۀ در بسته اثر ژان پل سارتر بررسی می‏شود. با واکاوی در تار و پود اجزای این نمایش‏نامه و با به‌کارگیری ابزارهایی که «نگاه خیره» در اختیار دارد و از آن طریق به هستی دیگری عینیت می‏بخشد، در این مقاله سعی بر آن است که چگونگی سلب آزادی سوژه [فاعل شناسا] و بیگانه‌شدگی فرد نسبت به وجود واقعی خود نشان داده شود. اثرات دائمی، محونشدنی و نابودکننده‌ای که زیر سایۀ سنگین «نگاه خیره» دیگری در شخصیت سوژه [فاعل شناسا] جاری می‏شود، آزادی افراد را تحت‌الشعاع خود قرار می‏دهد و در چنگال رابطۀ قدرت، اسیر و گرفتار می‏کند همچنان که شخصیت‌های نمایش، اینه ، استل و گارسین در هزارتوی روابط قدرت گرفتار می‎شوند و از آنجا که در برابر هجوم «نگاه خیره» دیگری، به شیء بی‏دفاعی تبدیل ‏می‏شوند، راه گریز برای فرار از چشمی که به آن‏ها خیره شده است، نمی‏یابند.