نوع مقاله : مقالات علمی‌پژوهشی

نویسنده

گروه آموزش زبان انگلیسی، دانشگاه سلمان فارسی کازرون، کازرون، فارس، ایران

چکیده

فرهنگستان زبان و ادب فارسی به‌عنوان نهادی با شعاع عملکردی (فرا)ملی، که برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌های آن می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای نه صرفاً در زمینۀ زبانی بلکه در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی نیز به‌همراه داشته باشد، بایستی پیوسته موردنقد و ارزیابی درونی و بیرونی قرار گیرد تا با لحاظ‌کردن بازخوردهای حاصل از آن، عملکرد و اثرگذاری بیشینه و بهینه‌ای داشته باشد. در این راستا، پژوهش فعلی، با اتخاذ رویکرد مدافعه‌ای-مشارکتی و نیز کاربست پاره‌ای اصول و مفاهیم میان‌رشته‌ای سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی زبانی به سازوکار حاکم بر ساختار این نهاد و به‌ویژه فرایند واژه‌گزینی، کوشیده تا، ضمن عریان‌سازی پاره‌ای نارسایی‌ها و کاستی‌های حاکم بر آن، توجه متولیان و سیاست‌گذاران حوزۀ نگهداشت و گسترش نفوذ زبان فارسی را بیش‌ازپیش به رفع آن‌ها معطوف سازد. پژوهشگر با بهره‌گیری از روش سندکاوی کیفی برآن بوده تا فرایند خطی خط‌مشی‌گذاری زبانی در فرهنگستان را با دیدی انتقادی، که لازمۀ اتخاذ رهیافت مدافعه‌ای-مشارکتی است، تشریح و تحلیل نماید. یافته‌ها گواه آن است که فرهنگستان در عملکرد سیاست‌گذاری زبانی خود (نا)آگاهانه رویکردی اثبات‌گرایانه و گام‌محور را دنبال می‌کند که چنین رهیافتی می‌تواند باعث ایجاد نوعی دافعه و سازش‌ناپذیری از ناحیه کارگزاران زبانی در سطوح و ساحت‌های مختلف جامعه متکثر ایران شود. از دیگر ‌یافته‌های این جستار پژوهشی می‌توان به عدم به‌رسمیت‌شناسی تضاد منافع در میان کارگزاران متعدد و متکثر عرصه سیاست‌گذاری زبانی در اسناد موردتحلیل اشاره نمود. هم‌چنین، اتخاذ رویکرد نخبه-گرایانه، به‌ویژه در مقولۀ واژه‌گزینی، منجر به عدم به‌رسمیت‌شناسی شم زبانی گویشوران بومی زبان به‌عنوان یک منبع ارزشمند گزینش، کاربرد، و اقبال‌پذیری واژگان نو در فارسی شده‌ است.

کلیدواژه‌ها