نقد اثری ترجمهشده فرصتی میآفریند تا مخاطب با نگاهی نو آشنا شود و از منظری جدید از کیفیتش آگاه شود. هرچند نگاه و نقدی جامع از اثری هرچند کوچک امکانپذیر نیست، تلاشها همواره بر آن بوده تا خواننده از نقد ترجمه بهره لازم و کافی ببرد. در این جستار تلاش شده با بهکارگیری مدل نقد رایس، دو ترجمة فارسی از رمان سرگذشت ندیمه اثر مارگارت اتوود از نظر بگذرد و از خلال بررسیهای مقابلهای، مشابهتها و تفاوتهای عملکرد مترجمان آشکار شود . بررسی نمونهها نشان میدهد که سُمی تلاش کرده سبک نویسنده را در ترجمه پیاده کند. دقت او در ترجمة گفتوگوها مناسبتر است و عناصر فرهنگی را نیز در نظر داشته است. اسحاقیان اما از ترجمة تحتالفظی کمک گرفته است. این روش باعث شده در مواجه با عناصر فرهنگی نتواند معانی را منتقل کند و ترجمهاش احتمالاً نتواند تأثیر متناظر متن اصلی را در خواننده ایجاد کند.