نوع مقاله : مقالات علمی‌پژوهشی

نویسندگان

گروه فرانسه، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران

چکیده

بشر در طول تاریخ به دلایل مختلف، سرزمین خود را ترک کرده و تن به مهاجرت به ممالک دیگر سپرده است. در این میان، نویسندگان بسیاری در مسیر این فرآیند پر فراز و نشیب قرارگرفته‌اند که حتی با وجود رویارویی با چالش‌های متعدد در این مسیر، بعد از مهاجرت نیز، به فعالیت‌های ادبی خود ادامه داده‌اند. آثار ادبی این دسته از نویسندگان که سبب پدید آمدن حوزه‌ای به نام ادبیات مهاجرت شده است، نمایانگر تاثیر این پدیده در ابعاد مختلف زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی فرد مهاجر است. در این پژوهش، تحلیل تطبیقی مسایل اجتماعی  فرد مهاجر و روند انطباق وی با جامعه مقصد در دو رمان مهاجرت چه کسی باور می‌کند رستم اثر روح انگیز شریفیان و مارکس و عروسک اثر مریم مجیدی بررسی می‌شود. هدف از انجام این مطالعه، درک بهتر این مسیر و چالش‌های پیش روی شخصیت‌های دو رمان در این فرآیند است. تفاوت فرهنگ و هنجارهای اجتماعی جامعه مبدا و مقصد، شخصیت مهاجر، میزان وابستگی به موطن و ... از جمله عوامل تعیین کننده در روند انطباق فرد مهاجر با جامعه میزبان است. تلاش شده است که برای بعضی از مباحث، با بهره‌گیری از نظریه‌های برخی از روان‌شناسان اجتماعی چون سولومون اش واُبرج ، موانع و مسائل پیش رو در فرآیند مهاجرت و انطباق فرد مهاجر با جامعه مقصد تبیین شود.

کلیدواژه‌ها