کلیدواژه‌ها = سرگذشت ندیمه
مطالعات ترجمه

سرگذشت ندیمه از دریچه ترجمه: نقد نقش‌گرای ترجمه سهیل سُمی و زینب اسحاقیان

مقالات آماده انتشار، اصلاح شده برای چاپ، انتشار آنلاین از 01 خرداد 1405

https://doi.org/10.22067/lts.2026.91897.1411

عبداله نوروزی، فائزه آرامون، محمدرضا هاشمی

چکیده نقد اثری ترجمه‌شده فرصتی می‌آفریند تا مخاطب با نگاهی نو آشنا شود و از منظری جدید از کیفیتش آگاه شود. هرچند نگاه و نقدی جامع از اثری هرچند کوچک امکان‌پذیر نیست، تلاش‌ها همواره بر آن بوده تا خواننده از نقد ترجمه بهره لازم و کافی ببرد. در این جستار تلاش شده با به‌کارگیری مدل نقد رایس، دو ترجمة فارسی از رمان سرگذشت ندیمه اثر مارگارت اتوود از نظر بگذرد و از خلال بررسی‌های مقابله‌ای، مشابهت‌ها و تفاوت‌های عملکرد مترجمان آشکار شود . بررسی نمونه‌ها نشان می‌دهد که سُمی تلاش کرده سبک نویسنده را در ترجمه پیاده کند. دقت او در ترجمة گفت‌وگوها مناسب‌تر است و عناصر فرهنگی را نیز در نظر داشته است. اسحاقیان اما از ترجمة تحت‌الفظی کمک گرفته است. این روش باعث شده در مواجه با عناصر فرهنگی نتواند معانی را منتقل کند و ترجمه‌اش احتمالاً نتواند تأثیر متناظر متن اصلی را در خواننده ایجاد کند.

انقیاد و قدرت بدن زنانه در رمان سرگذشت ندیمه نوشته مارگارت اَتوود

دوره 51، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 103-126

https://doi.org/10.22067/lts.v51i3.68951

سمیرا حقی، محمود رضا قربان صباغ، زهره تائبی نقندری

چکیده رمان سرگذشت ندیمه به قلم مارگارت اَتوود مفهوم متفاوتی از زنانگی را در ساختار جامعه‌ای ضد اتوپیایی و بی‌رحم به نام جلید ارائه می‌دهد. در این حکومت استبدادی زنان براساس قدرت جفت‌گیری و توانایی تولیدمثل ارزش‌گذاری می‌شوند و هر نوع کنترل و سرکوب به بهانةة اصلاحات مذهبی و اجتماعی مشروع به‌شمار می‌آید. استثمار، شی‌ءشدگی، بیگانگی و استفادة ابزاری از بدن ندیمه را در سراسر این روایت می‌توان دید. در این راستا نگاه منفی و ابزاری نسبت به بدن زنانه در بافت اجتماعی توجیه می‌شود. اَتوود در این رمان نشان می‌دهد چگونه بدن زنان می‌تواند توسط ایدئولوژی مردسالارانه و با هدف اصلاحات مذهبی و اجتماعی مورد استثمار قرار گیرد. پژوهش حاضر با مطرح‌کردن دیدگاه‌های اجتماعی، مذهبی و سیاسی به تعریف هویت زنانه و ارزیابی زنان براساس ایدئولوژی حاکم می‌پردازد. بخش پایانی به موضوع نمود قدرتمند بدن زنانه به‌مثابة ابزاری ایدئولوژیک در رویارویی با قدرت حاکم بر سرنوشت جامعه اختصاص داده شده و تقابل آن را با نظام سرکوب‌گر نشان می‌دهد.