بررسی مؤلفههای واقعگرایی در سه اثر فرانسوا موریاک (بچه کثیف، برهوت عشق و ترز دسکیرو) و جلال آلاحمد (بچه مردم، سنگی بر گوری و زن زیادی)
دوره 52، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 155-190
https://doi.org/10.22067/lts.v52i3.75181
طاهره جعفری حصارلو، آنت آبکه
چکیده ادبیات تطبیقی به بررسی تلاقی افکار و اندیشهها در ملتهای مختلف و روابط پیچیدة فرهنگی، اجتماعی و حتی تاریخی آن در گذشته و حال از حیث تأثیر و تأثر در حوزههای هنری، مکاتب ادبی، جریانهای فکری، موضوعها، افراد، داستانها و... میپردازد. ادبیات تطبیقی این نکته را به اثبات میرساند که تکامل و شکوفایی ادبیات هر ملت بهدور از اندیشههای ادبی و ملی دیگر اقوام ناممکن است. مقالة حاضر بهشیوة توصیفی، تحلیلی و تطبیقی، به بررسی مقایسهای و تطبیقی سه اثر فرانسوا موریاک و جلال آلاحمد براساس رویکرد مکتب واقعگرایی میپردازد. یافتههای این تحقیق نشانگر این است که هر سه اثر این دو نویسنده که قلمشان را برای برملاکردن عیبها و نابسامانیهای جامعهشان بهکار بردهاند، به توصیف محیطی تیره اختصاص یافتهاند، شخصیتها در حال فروریزی جسمی و روحیاند، کنش شخصیتها که برگرفته از فردی خاص یا ترکیبی از مختصات خود نویسندهاند، در مقطع زمانی و مکانی مشخصی است و غالب آنها میتوانند نمایندة گروهی از مردم باشند.
