نویسنده = لطافتی، رویا

بررسی تأثیر بکارگیری روش تفکر شبکه‌ای بر فرهنگ یادگیری زبان آموزان زبان فرانسه براساس الگوی ابعاد فرهنگی هافستد

دوره 54، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 27-57

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.88853

آزاده فسنقری، حمیدرضا شعیری، محمود رضا گشمردی، رویا لطافتی

چکیده ارتباط بین فرایند یاددهی‑یادگیری و مقولة فرهنگ در دهه­‌های اخیر توجّه صاحب‌­نظران حوزة آموزش را به خود معطوف کرده است؛ از نظر این محقّقان، فرایند یاددهی‑یادگیری پدیده‌­ای است که در بستر اجتماع و تحت تأثیر عوامل و متغیرهای فرهنگی شکل می­‌گیرد؛ به همین دلیل نمی‌­توان مطالعات فرهنگ و یادگیری را از یکدیگر جدا دانست و تأثیر متغیرهای فرهنگی بر جریان یاددهی‑یادگیری را نادیده گرفت. در همین راستا، پژوهش حاضر بر آن است تا از سویی به مطالعة ویژگی‌­های فرهنگی فراگیران ایرانی بپردازد و از سویی دیگر، امکان تغییر این ویژگی‌­های فرهنگ‌­محور را بررسی و واکاوی کند. به‌منظور تحقّق اهداف پژوهش و دستیابی به الگویی بهینه و کاربردی در زمینة فرایند یاددهی‑یادگیری زبان فرانسه، مقالة حاضر تأثیر روش تفکّر شبکه­‌ای بر فرهنگ یادگیری زبان­‌آموزان ایرانی را در چارچوب الگوی «ابعاد فرهنگی هافستد» مورد بررسی قرار می‌­دهد. این پژوهش با روش شبه‌آزمایشی در بین 48 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی زبان و ادبیّات فرانسه مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 98- 97 دانشگاه حکیم سبزواری انجام گرفت. برای سنجش مؤلفه‌های فرهنگ یادگیری جامعة آماری از پرسشنامة محقّق­‌ساختة ابعاد فرهنگی هافستد استفاده شد. بررسی و تحلیل داده‌­ها بیانگر تفاوت آماری معنادار بین ابعاد فاصلة قدرت، فردگرایی‑جمع‌­گرایی، مردنگری‑زن­نگری، جهت‌­گیری بلندمدّت جهت‏‌گیری کوتاه‌‌‌‌ مدّت و عدم تفاوت آماری معنادار بین بعد ابهام‌گریزی در گروه­‌های آزمایش و کنترل بود. یافته­‌های پژوهش از یک سو نشان داد که به‌کارگیری شیوة تفکّر شبکه‌­ای م‌ی­تواند ابعاد فرهنگی هافستد را به‌­طور معناداری متأثر سازد؛ از سویی دیگر، دریافتیم که به‌کارگیری این روش امکان و بستر مناسبی را برای اصلاح تدریجی فرهنگ یادگیری زبا‌ن­آموزان فراهم می‌­سازد.
 

مطالعۀ مشکلات ترجمة متون عرفانی با تأکید بر ترجمۀ کتاب عبهرالعاشقین اثر روزبهان بقلی شیرازی

دوره 49، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 67-82

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.59514

رویا لطافتی، بیتا اکبری

چکیده ادبیات عرفانی (ادب صوفیه) از حیث تنوع و غنا در فارسی و عربی اهمیت خاص دارد و همواره ترجمۀ آن مورد توجه بسیاری از مترجمان غربی بوده است. این نوع ادبی وجوه متعدد و مهمی دارد که شامل نظم، نثر، فلسفه، اخلاق، تاریخ، تفسیر، دعا، مناجات، حدیث و موسیقی است. لذا ترجمۀ آن نسبت به سایر متون سخت‌تر و دارای ریزش‌های بیشتری است. آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است، مشکلات پدید آمده به هنگام ترجمۀ متون عرفانی در بررسی کتاب «عبهرالعاشقین» اثر روزبهان بقلی‌شیرازی است. درست است که تعریف ترجمه برگردان متنی از زبان مبدأ به زبان مقصد بدون کوچکترین افزایش یا کاهشی در صورت و معنی آن متن می باشد، لیکن این تعریف فقط جنبۀ نظری دارد؛ زیرا هیچ پیامی را بدون تغییر در صورت و معنی آن نمی‌توان از زبانی به زبان دیگر منتقل کرد به‌خصوص آثار عرفانی روزبهان بقلی که دربردارندۀ جهانی پر رمز و راز است و خیال‌انگیز. آنچه تأثیر بسیار عمیقی بر خوانندۀ آثار روزبهان می گذارد، سبک اوست که برخی مواقع ترجمۀ آن به اندازه ترجمۀ آثار امام محمد غزالی دشوار است، از آن روی که آرایش و جمله‌بندیِ قوی‌تر و ژرف‌تری دارد.