نویسنده = ستوده‌نما، الهه

مقایسۀ وابستگی به فرهنگ بومی در دانشجویان زبان انگلیسی و زبان‌آموزان مؤسسه

دوره 53، شماره 4، زمستان 1399، صفحه 135-164

https://doi.org/10.22067/lts.v53i4.87169

صبا حسن زاده، الهه ستوده‌نما، سیده فهیمه پارسائیان

چکیده هدف از پژوهش حاضر، پاسخ به این پرسش است که آیا آموزش زبان انگلیسی به‌عنوان یک زبان خارجی باعث می‌شود زبان‌آموزان ارزش‌های فرهنگی بومی خود را از دست بدهند یا به آن‌ها کمک می‌کند تا ارزش‌های فرهنگی خود را غنی‌تر سازند. این پژوهش ترکیبی، در دو محیط متفاوت دانشگاه و مؤسسة زبان در شهر گرگان ایران انجام شد. برای این منظور، پرسش‌نامة مقیاس وابستگی به فرهنگ بومی به 50 دانشجوی زبان انگلیسی و 50 زبان‌آموز مؤسسه داده شد. همچنین، یک مصاحبة نیمه‌ساختاریافته با 10 شرکت‌کننده از هر گروه انجام شد. داده‌های جمع‌آوری‌شده از مرحله کمی و کیفی، به‌ترتیب با استفاده از آنالیز واریانس چندمتغیره و آنالیز موضوعی تحلیل شد. یافته‌های مرحله کمی نشان‌دهندة تفاوت‌های معنی‌داری بین دانشجویان و زبان‌آموزان مؤسسه از نظر وابستگی مذهبی، غربی و ایرانی است. علاوه بر این، در بخش کیفی شش موضوع از جمله تغییرات، تعریف فرهنگ، وابستگی ایرانی، وابستگی مذهبی، وابستگی غربی و وابستگی هنری تعیین شد. این پژوهش نشان می‌دهد هر کسی که با زبان انگلیسی سروکار دارد، در معرض خطر از دست ‌دادن فرهنگ بومی خود است و به‌ویژه معلمان باید نسبت به این امر آگاهی بیشتری داشته باشند.

بررسی هویت محقق در مقالات زبانشناسی کاربردی با روش شناسی ترکیبی

دوره 49، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.57268

سپیده رحیم پور، الهه ستوده نما، محمد دبیر مقدم

چکیده در این پژوهش، هویت پژوهش‏گر در چهار مقالۀ زبان‌شناسی کاربردی با روش‌شناسی ترکیبی مورد بررسی قرار گرفته است تا مشخص شود در این مقالات، ابزارهای زبانی خاصی به‌کار برده شده است که نشان‌دهندۀ هویت پژوهشی نویسندگان باشد یا خیر. به این منظور، الگویی شامل اظهار/حذف، فعّال‌سازی/منفعل‌سازی، فردارجاعی/گروه ارجاعی، نظام گذرایی، ابزارساختاری، ابزار اهمیت‌ساز، ابزار روابط‌ساز، ابزار اتصال‌ساز، ابزار بینامتنی، معناهای رمزگونه و خودبیانی‌ها ارائه شده است. هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی نحوۀ بازنمود هویت پژوهش‌گر در مقالات زبان‌شناسی کاربردی به زبان انگلیسی است. نتایج نشان می دهد که پژوهش‌گران مورد بررسی، از الگویی خاص و متشکّل از ابزارهای زبانی خاص برای نشان‌دادن هویت خود به‌عنوان پژوهش‌گر در مقالات خود، بهره برده‌اند؛ به‌عبارت دیگر، میزان فعّال‌سازی و منفعل‌سازی کنش‌گران اجتماعی در کل، تقریباً با هم برابر است و نشان‌دهندۀ آن است که پژوهش‌گران مذکور در به کارگیری ساختارمعلوم و مجهول در نوشتار خود محتاط بوده‌اند تا دیدگاه غیرمتعصبانه‌ای داشته باشند. همچنین، آن‌ها در اغلب موارد از کنش‌گران اجتماعی به صورت گروه یاد کرده‌اند تا فرد. همچنین، از فرآیندهای ذهنی بیش از فرآیندهای مادی در مقالات خود بهره برده‌اند تا به کمک فرآیندهای ذهنی به شفاف‌سازی موضوعات مورد بحث بپردازند.