نویسنده = حسنوندی، سمیر

انگیزه‌های تعاملی در همسویی/ ناهمسویی در ترجمه: ارزیابی چگونگی بازتاب «دیگری» در برگردان نهادی از گفتمان‌های سیاسی

دوره 55، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 179-209

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.70913.1050

سمیر حسنوندی، اکبر حسابی، سعید کتابی

چکیده انجام پژوهش حاضر از آنجایی ضرورت دارد که بر نقش تعیین­‌کنندۀ اختیارات و محدودیت‌­های زبانی، کاربردشناختی و شناختی در رخداد همسویی یا ناهمسویی در امر ترجمه تأکید می‌­کند و به ارزیابی چگونگی بازتاب هَستار «دیگری» در ترجمۀ نهادی از گفتمان‌­های سیاسی می‌­پردازد. مسئلۀ اصلی پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که بروز همسویی یا ناهمسویی بین متون مبدأ و برگردان­‌های نهادی در مورد «دیگری» و تشریح تهدید­های آن، ناشی از چه انگیزه­‌ها و عواملی می­‌تواند باشد؟ با استفاده از «نظریّۀ مجاورت» تعداد 20 نمونه از سخنرانی­‌های مقام معظّم رهبری در فاصلۀ بین سال‌­های 1394-1398 را که به تشریح هَستار دیگری و تهدید­های آن علیه جمهوری اسلامی می‌­پردازند، تحلیل و بررسی شد. تحلیل داده‌­ها نشان می‌­دهد که برگردان‌­های نهادی از سخنرانی­‌ها و بیانات رهبری از همسویی حداکثری با متون مبدأ برخوردار هستند. بااین‌وجود، تحلیل داده­‌ها موارد جزئی ناهمسویی در سطح ساختمان «وجهیت» و «وجه» را نشان داد، امّا این موارد تغییرات معنایی فاحشی در کلّیت پاره‌­گفتار پدید نیاورده‌­اند. در بررسی عوامل و انگیزه‌­های مؤثر در بروز همسویی یا ناهمسویی به این نتیجه رسیدیم که عوامل درون‌زبانی و عوامل برون‌زبانی متنوّع از جمله جایگاه سیاسی تولیدکنندۀ متن، نهاد متولی ترجمه و هدف از ترجمه در تعاملی دیالکتیک زمینه‌­ای را برای مترجم فراهم می‌­کنند تا بین متون مبدأ و مقصد همسویی یا ناهمسویی ایجاد کند.

ترجمۀ ادبیات کودک از منظر پارادایم اسکوپوس و تعادل (مطالعۀ موردی: داستان شازده کوچولو)

دوره 48، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 117-137

https://doi.org/10.22067/lts.v48i3.53247

سمیر حسنوندی، مجتبی عسکری، اسماء عالیشوندی، زهرا جان نثاری لادانی

چکیده مطالعۀ حاضر بر آن است تا عملکرد دو پارادایم مهم ترجمه را در ادبیات کودک به تصویر بکشد. این دو پارادایم عبارت‌اند از: 1) پارادایم تعادل؛ 2) پارادایم اسکوپوس. پارادایم نخست تعادل را در متن مبدأ جستجو می‌کند، درحالی‌که پارادایم دوم به‌دنبال آن در متن مقصد است. بدین منظور سه ترجمۀ برجستۀ داستان شازده کوچولو از محمد قاضی، احمد شاملو و ابوالحسن نجفی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. در پایان مشخص شد که ترجمۀ شاملو، برخلاف دو مترجم دیگر ترجمه‌ای مخاطب- مدار و بر پایۀ پارادایم اسکوپوس است که مخاطبین خاص خود،یعنی کودکان را کاملاً در نظر می‌گیرد. دو مترجم دیگر رویکردی متن- مدار در ترجمه‌های خود ارائه داده و گاهی از واژگان و عباراتی استفاده کرده‌اند که درک آن برای کودکان پیچیده است. ترجمۀ این دو مترجم را باید ذیل پارادایم تعادل در نظر گرفت. پژوهش حاضر به این نتیجه می‌رسد که پارادایم اسکوپوس، به‌مراتب فراگیرتر از پارادایم تعادل در مسئلۀ ترجمۀ ادبیات کودک است.