نویسنده = فارسیان، محمدرضا

بازتاب ادبیات عامه ایران در سفرنامه از خراسان تا بختیاری اثر هانری‌رنه دالمانی

دوره 54، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 97-122

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.87867

محمدرضا فارسیان، فاطمه قاسمی آریان

چکیده ادبیات عامه بخش مهم و قابل‌توجهی از فرهنگ عامه (فولکلور) را دربرمی‌گیرد که به طور شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و جمع‌آوری و بررسی آن‌، بسیاری از نکات تاریک و مبهم زندگی ملل را آشکار می‌سازد. اینگونه تصاویر در واقع، گنجینه‌های ملی هستند که «حافظة جمعی» مردم یک سرزمین را تشکیل می‌دهند. از این رو، سفرنامه‌های اروپایی که تصویر‌گر عناصر ادبیات عامه ایران هستند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند و بررسی آن‌ها در حوزة ادبیات تطبیقی قرار می‌گیرد؛ چراکه سفرنامه‌ها آیینة بازتاب فرهنگ و جامعة «دیگری» هستند که در آن‌ها می‌توان به تجلی فرهنگ و ادبیات عامه به صورت تصاویر بسته‌ای از استرئوتیپ‌ها و کلیشه‌‌های ملی و بینافرهنگی دست یافت. بدین منظور، از میان آثار سیاحان فرانسوی که در قرن بیستم میلادی به ایران عزیمت کردند، سفرنامة هانری‌رنه دالمانی که بیش از دیگر سفرنامه‌های هم‌عصر خود، تحت تأثیر ادبیات عامه روایت شده، مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. در همین راستا، این مقاله در تلاش است تا در چارچوب رهیافت تصویرشناسی، ضمن واکاوی تصاویر بازنمایی‌شده از ادبیات عامة ایران در سفرنامة هانری‌رنه دالمانی تحت عنوان از خراسان تا بختیاری، به شیوة توصیفی_تحلیلی، به این پرسش پاسخ دهد که ادبیات عامة ایران چگونه در سفرنامة دالمانی بازتاب یافته و ایدئولوژی سیاح چه نقشی در این بازنمایی داشته است؟ نتایج حاصل آمده از تحقیق نشان ‎می‌دهند که تصاویر بازنمایی‌شده شامل جلوه‌های عامیانه ادبیات فارسی، اشعار، القاب و گفتارهای عامیانه و حکایاتی است که اهمیت جایگاه زبان و ادب فارسی نزد ایرانیان و اروپائیان را نشان داده و از خلال حکایات، ابعادی از فرهنگ ایران تجلی یافته است.

بررسی تطبیقی تصویر جنگ جهانی در رمان‌های خون دیگران و سووشون

دوره 51، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 1-31

https://doi.org/10.22067/lts.v51i3.78776

آسیه راد، محمدرضا فارسیان، سمیرا بامشکی

چکیده سیمون دوبووار و سیمین دانشور از اولین پیشگامان ادبیات زنانه و مدافع حقوق زنان در فرانسه و ایران به‌شمار می‌آیند. این دو نویسنده در اکثر آثارشان به توصیف اوضاع زنان و نقش آن‌ها در جامعه پرداخته و همواره با قلم خود برای احیای حقوق و برابری جنسیتی در جامعه تلاش کرده‌اند و بدین ترتیب در عرصة جهانی مورد توجه عموم قرار گرفته‌اند. علاوه بر این، با نوشتارهای اجتماعی و سیاسی خود همواره جزو نویسندگان متعهد زمان خود محسوب می‌شوند. گاهی ممکن است شباهت‌ها و تأثیرپذیری‌های دو اثر از یکدیگر ما را به مقایسة آن‌ها وا دارد، در حالی‌که این امکان نیز وجود دارد که دو نویسنده متون مشابه یا نزدیک به هم را در یک حیطه و در رابطه با یک موضوع نوشته باشند که این تشابه ممکن است براساس ذهنیت مشترک یا شرایط اجتماعی‌تاریخی مشترکی باشد که در آن می‌زیسته‌اند. از همین منظر، در این پژوهش به بررسی مقایسه‌ای تصویر جنگ جهانی دوم در دو رمان خون دیگران اثر سیمون دوبووار و سووشون اثر سیمین دانشور بر پایة اصول شاخه‌ای از ادبیات تطبیقی موسوم به تصویرشناسی پرداخته شده است. آنچه که از این تطبیق به‌دست آمده، وجود تصاویر مشابه و متفاوت از یک جنگ مشترک در هر دو داستان است. با وجود فاصلة جغرافیایی و فرهنگی بین دو نویسنده، تصاویر به‌دست‌آمده به یک هدف مشترک یعنی پرداختن به موضوع جنگ از جوانب مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی منتهی می‌شود. هر دو نویسنده با ارائة تصاویری همچون مبارزه و شرایط اجتماعی، چهرة جنگ را به‌خوبی برای خواننده ترسیم کرده و با ساختن تصاویر منفی از جنگ به تقبیح آن دست زده‌اند.

واکاوی تکرار عبارت بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم در قرآن کریم و ارزیابی برگردان فرانسوی آن

دوره 51، شماره 1، بهار 1397، صفحه 47-64

https://doi.org/10.22067/lts.v51i1.71978

محمدرضا فارسیان، نسرین اسماعیلی

چکیده یکی از راه‌هایی که قرآن کریم در پیام‌رسانی از آن بهره می‌گیرد تکرار یک کلمه، یک عبارت یا یک جمله می‌باشد. زیرا این پدیده سبب تثبیت مطلب در ذهن مخاطب می‌شود. در این میان عبارات بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم 114 بار در قرآن تکرار شده است که در هر سوره مطابق با محتوای سوره قابل ترجمه و تفسیر است. در واقع می‌توان گفت که این عبارت در حکم تابلو برای هر سوره است. درحالی که این عبارت از 4 کلمه تشکیل شده است، با پژوهش‌های به‌عمل‌آمده نگارندگان مقاله بدین نتیجه رسیدند که اغلب مترجمان فرانسوی در انتقال معنای درست این عبارت موفق عمل نکرده و تنها به ظاهر کلمات بسنده کرده‌اند. پژوهشگران ده ترجمة قابل دسترس و معتبر را از قرآن به زبان فرانسه، ترجمه‌شده توسط مترجمان معروف، انتخاب کرده و به استناد تفاسیر مشهور و با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی برگردان این عبارت را به‌منظورتشخیص معادل مناسب بررسی کرده و در نهایت در صدد پاسخ به این سؤال بر آمده‌اند که چه عواملی در درست ترجمه‌کردن این عبارت قرآنی می‌تواند مؤثر باشد؟

تحلیل خطاهای زبان‌آموزان ایرانی در استفاده از آرتیکل‌های زبان فرانسه

دوره 50، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 143-161

https://doi.org/10.22067/lts.v50i3.74204

محمدرضا فارسیان، سارا جوانمردی

چکیده آرتیکل یکی از موضوعات چالش‌برانگیز در زبان فرانسه است. در روند یادگیری زبان فرانسه، این عنصر پویا و پیچیده به‌عنوان یکی از مشکلات اساسی زبان‌آموزان فارسی‌زبان مطرح می‌شود، چرا آرتیکل‌ها در زبان فارسی، به همان شکل و ساختاری زبان فرانسه وجود ندارند. بنابراین با استفاده از روش تجربی، پرسش‌نامه‌هایی به‌منظور ارزیابی توانایی زبان‌آموزان ایرانی در کاربرد آرتیکل فرانسه، در سه سطح مقدماتی، متوسطه و پیشرفته تهیه و در اختیار زبان‌آموزان قرار گرفت تا بتوان به این سؤال پاسخ داد که مهم‌ترین موارد خطا در استفاده از آرتیکل‌ها کدام‌اند و راه‌های مقابله با این خطاها چیست؟ نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که بیش‌ترین موارد خطا در کاربرد آرتیکل‌ها ناشی از تأثیر منفی زبان مادری و گاه ناشی از تداخل زبان مادری با زبان خارجی مقصد است. همچنین ممکن است، زبان‌آموز به‌دلیل آشنا نبودن با قواعد یا بی‌اطلاعی از برخی نکات دستوری مرتکب خطا شود.

بررسی نشانه‌معناشناختی واژگان «ذکر» و «خیر» در قرآن و معادل‌های آن‌ها در هفت ترجمة فرانسوی قرآن کریم

دوره 50، شماره 1، بهار 1396، صفحه 107-130

https://doi.org/10.22067/lts.v50i1.63594

نسرین اسماعیلی، محمدرضا فارسیان، حمیدرضا شعیری

چکیده نشانه‌معناشناسی به بررسی نشانه به‌منظور دستیابی به معنا می‌پردازد. بر مبنای این دیدگاه نشانه و معنا دو عامل وابسته به یکدیگرند و یکی بدون حضور دیگری هیچ است. از جمله مسائلی که در زبان‌شناسی و معناشناسی مطرح است چندمعناییست که مترجمان را با مشکل روبه‌رو می سازد و می‌تواند معیار برتری ترجمه در نظرگرفته شود. چندمعنایی در قرآن نیز حائز اهمیت است؛ زیرا به‌دلیل فراوانی وجوهِ برخی واژگانِ قرآن، مشکل می‌توان معنای درست را بیان کرد و حضور این پدیده ابعاد گفتمانی متنوع را ایجاد می‌کند و مسیر گفتمان را تغییر داده و به‌سوی هدفی خاص به پیش می‌برد. در ترجمة این واژگان، بافت و واحدهای هم‌نشین بسیار مهم می‌باشند. مترجم بافت را با مراجعه به کتب تفسیری معتبر دریافت کرده و به‌مدد کلمات هم‌نشین به تحلیل معنایی می‌پردازد. در این پژوهش، پس از بیان گفتمان غالب قرآن، دو واژۀ چندمعنایی «ذکر» (آیة 9 سورة جمعه) و «خیر» (آیة 30 سورة نحل) با توجه به بافت و واحدهای هم‌نشین و به‌منظور دریافت معنای صحیح بررسی شده و سپس چگونگی معادل‌گزینی این واژگان توسط هفت مترجم فرانسوی، یعنی ماسون، ساواری، شورکی، برک، گروس ژان، بلاشر و کازیمیرسکی تحلیل شده است. همچنین ترجمة پیشنهادی ارائه شده و در نهایت به این سؤال پاسخ داده شده که مترجم چگونه می‌تواند در عین وفاداری نسبی به متن مبدأ، فحوای کلام را به مخاطب انتقال دهد.

بررسی تطبیقی ساختار و محتوا در رمان ویکتور هوگو و داستان شاپور قریب

دوره 49، شماره 1، بهار 1395، صفحه 101-114

https://doi.org/10.22067/lts.v49i1.59791

محمّدرضا فارسیان، سارا جوانمردی

چکیده ادبیات تطبیقی شاخه ای است از نقد ادبی که به بررسی روابط فرهنگی و ادبی میان ملت ها می پردازد. از این رو بررسی شباهت ها ی محتوایی و ساختاری میان آثار نویسندگان برخاسته از فرهنگ ها ی گوناگون شاخه ای از پژوهش های تطبیقی است، که همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. در این گفتار برآنیم تا به پژوهشی در این زمینه با نگاهی به آثار ویکتور هوگو و شاپور قریب بپردازیم. هوگو، در رمان مردی که می خندد می کوشد تا به روایت سرنوشت سیاه پسرکی زشت رو که همواره خنده ی موحشی بر چهره دارد، بپردازد. قریب، نویسنده ی معاصر ایرانی، نیز در داستان عذرا لندوکه به حکایت تیره روزی دخترکی زشت رو می پردازد. دو داستان تصویری است از زندگی انسان هایی که صورتی زشت اما سیرتی زیبا دارند. میان این دو اثر ، از نظر مضامین،گره خوردگی حوادث و شخصیت ها مشابهت هایی وجود دارد. در این جستار برآنیم تا با استفاده از ابزار های تطبیق و مقایسه به تحلیل تطبیقی محتوا و ساختار در دو اثر و نیز به مشخص کردن میزان و علت همانندی ها در دو جامعه متفاوت شرقی و غربی بپردازیم .

پذیرش ادبی گوستاو فلوبر در ایران

دوره 48، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 29-53

https://doi.org/10.22067/lts.v48i3.53065

محمّدرضا فارسیان، مهشید جعفرزاده باکویی

چکیده گوستاو فلوبر، پایه‌گذار مکتب رئالیسم و جزو نخستین نگارندگان رمان مدرن به شمار می‌آید. او علاوه بر دقت و وسواس بی‌حد در گزینش جملات که سبک نگارش وی را از دیگر نویسندگان متمایز می‌کند، نگاهی روان‌کاوانه به مسائل و دردهای اجتماعی دارد. شاهکار او رمان مادام بواری است که تأثیر بسزایی بر نگارش بسیاری از رمان‌های بزرگ جهان داشته است. باوجوداینکه برخی از آثار وی توسط مترجمان بنام به فارسی ترجمه شده‌اند اما مترجمان دیگری نیز، دست به ترجمه دوباره و چندباره این آثار زده‌اند که این مسئله خود به‌نوعی گواه اهمیت و حضور این نویسنده و آثار وی در ادبیات فارسی است. این مقاله خواهد کوشید تا به بررسی جایگاه این نویسنده، آثار وی و میزان تأثیرگذاری او بر نویسندگان ایرانی و سیر داستان‌نویسی فارسی بپردازد.

تجلی رند حافظ در آثار آندره ژید

دوره 47، شماره 1، بهار 1393، صفحه 37-58

https://doi.org/10.22067/lts.v47i1.42876

محمدرضا فارسیان، فهیمه ولیان، غلامرضا کاظمی

چکیده به روایت حافظ، رند، انسان برتر یا انسان کامل است و همانطورکه از متن دیوان حافظ برمی آید، شخصیتی در ظاهر متناقض و در باطن متعادل است و اهل هیچ افراط و تفریطی نیست. برای آندره ژید، حافظ نمونة کامل هنرمندی بود که می توانست سرمشق قرار گیرد. ژید نیز مانند حافظ می خواست به اوج وارستگی برسد و میل داشت تا مائده-های زمینی مانند دیوان حافظ، رسالة وارستگی به شمار آید. این نویسندة فرانسوی با حافظ هم آواز می شود و «رند» خود را در هیئت «منالک» به تصویر می کشد. در این مقاله درپی یافتن ویژگی های همسان میان «رند» در غزلیات حافظ و «منالک» در آثار آندره ژید هستیم. نخست، علاوه بر ارائة تعریف و تحلیلی کوتاه از رند و ویژگی های شخصیتی اش، با استفاده از روش تحلیلی درراستای ادبیات تطبیقی، رند حافظ و رند ژید؛ یعنی، منالک را بررسی می کنیم. سپس، با ذکر شواهدی از حافظ و ژید و نیز یافتن خطوط فکری مشترک میان این دو، به بررسی میزان تأثیرپذیری آندره ژید از حافظ در خلق شخصیت منالک می پردازیم.