نویسنده = رضا پیشقدم
آموزش زبان

دیدگاه مدرسان زبان انگلیسی دربارۀ مدیریت موفق کلاس از نظر فرهنگی توسط مدرس

دوره 58، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 88-122

https://doi.org/10.22067/lts.2026.96289.1399

معصومه شیری امین لو، بهزاد قنسولی، رضا پیشقدم

چکیده مدیریت موفق کلاس از نظر فرهنگی توسط مدرس (CRCM) اهمیت بسزایی در امر آموزش دارد. تحقیقاتی در این زمینه در کشورها‌ی دیگر انجام شده است. این پژوهش به بررسی موضوع در کشور ایران پرداخته است و هدف آن بررسی کیفی دیدگاه‌های مدرسان زبان انگلیسی مختلف دارای مدارک تحصیلی کارشناسی،کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی است. پس از مصاحبه و مشاهده کلاس‌ها‌ی معلمان یازده روش موفق از نظر مدیریت فرهنگی مشخص شد و پنج مولفه اصلی استخراج شدکه عبارتند از: کسب اطلاعات درباره پیشینه فرهنگی شاگردان، شناخت تعصبات خود، به کارگیری استراتژی‌های مدیریتی مطابق با فرهنگ شاگردان، توجه ویژه مدرس به تک تک شاگردان، پذیرش پیشنهاد و انتقاد از شاگردان. نتایج مذکور می‌تواند برای مدرسین و مسئولین امر آموزش جهت به کارگیری مدیریت موفق کلاس از نظر فرهنگی راهگشا باشد.

آموزش زبان

معرّفی آموزش‌های مبتنی بر چینش ذهنی و چینش مغزی

دوره 56، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 71-95

https://doi.org/10.22067/lts.2023.81778.1183

رضا پیش‌قدم، شیما ابراهیمی

چکیده با توجّه به پیشرفت سریع فنّاوری در حوزه‌های شناختی، رباتیک و هوش مصنوعی و تشدید نیازهای معیشتی و رفاهی انسان، همچنین در سایۀ فراوانی و دسترسی سهل مطالب آموزشی در فضای مجازی، به نظر می‌رسد آموزش کلاسیک و سنّتی دیگر پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست و آموزش غیررسمی با تأکید بر فن و مهارت و خودکارسازی یادگیری، بر آموزش رسمی غلبه پیدا کرده است. در این راستا، در نوشتار حاضر و برگرفته از نظرات برخی متخصصان آموزش، تلاش بر این است دو نوع از آموزش معرّفی و بررسی شود: الف: آموزش مبتنی بر چینش ذهنی (شامل دو نوع آموزش انباشت ذهنی و آموزشِ پرورش ذهنی) و ب: آموزش مبتنی بر چینش مغزی (شامل دو نوع آموزش مغزورزی و آموزش مغززایی). آموزش نوع نخست به اندیشیدن و اندیشه‌ها و آموزش نوع دوم به دانش و مهارت مرتبط است. درواقع، با وجود نظام‌های آموزشی هوشمند و فضای آنلاین حرکتی از سمت رویکردهای‌ نرم، ذهنی، ارزشی و انسانی به سمت رویکردهای سخت، مغزی، معیشتی و ماشینی در حال رخ دادن است که باید در شرایط کنونی آموزش مورد توجّه متخصصان آموزشی، مدرّسان و مؤلفان کتاب‌های درسی قرار گیرد.

طراحی و هنجاریابی پرسشنامۀ انرژی معلّم: گامی به سوی فرادلی

دوره 56، شماره 1، بهار 1402، صفحه 1-38

https://doi.org/10.22067/lts.2022.78969.1160

رضا پیش‌قدم، شیما ابراهیمی، تقی العبدوانی

چکیده هدف پژوهش حاضر، طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامۀ انرژی معلّم در پرتو مفهوم «فرادلی» است. بدین‌منظور، ابتدا مدرّسان به 5 دستۀ انرژی‌آفرین، انرژی‌افزا، انرژی‌ده، انرژی‌کاه و انرژی‌کُش طبقه‌بندی شدند. سپس براساس آن، مقیاسی متشکل از 30 گویه طراحی شد و جهت سنجش و اعتباریابی آن، با انتشار برخط و نمونه‌گیری در دسترس، 283 زبان‌آموز (170 زن و 113 مرد) با ردۀ سنی 15 تا 51 سال به پرسشنامه پاسخ دادند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها از مدل معادلات ساختاری (SEM) استفاده شد. نتایج نشان داد به‌نظر می‌رسد این مقیاس به دلیل شباهت گویه‌ها و عدم تمایز سطوح توسّط زبان‌آموزان از روایی مطلوب را ندارد؛ بنابراین مقیاس به 12 گویه در دو سازۀ کلّی انرژی‌افزایی و انرژی‌کاهی تقلیل یافت و مجدد مدل‌سازی «SEM» اعمال شد که مدل دوم به لحاظ روایی و پایایی در سطح مطلوبی بود. در پایان نتایج مورد بحث و بررسی قرار گرفت و پیشنهادهایی برای پژوهشگران و مدرّسان ارائه شد.

فرهنگستان و زباهنگستان: دو بال تعالی زبانی و فرهنگی

دوره 55، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 1-29

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72842.1074

رضا پیش‌قدم، شیما ابراهیمی

چکیده فرهنگستان زبان و ادب فارسی پاسداری از زبان و خط را بر عهده دارد و تلاش می‌‎کند آن را از تشتّت و آسیب‌های احتمالی حفظ کند. با توجّه به نام فرهنگستان انتظار می‌رود این نهاد به بررسی فرهنگ و هویّت نیز بپردازد؛ اما بررسی اهداف، وظایف و عملکرد آن نشان می‌دهد که عمدۀ تمرکزش بر روی نقش واژگانی و زبانی است. پُرواضح است که با توجّه به رابطۀ تنگاتنگ زبان و فرهنگ، نمی‌توان از زبان سخن گفت و به فرهنگ توجّه چندانی نداشت. ازاین‌رو، در این مطالعه، مفهومی به نام «زباهنگستان» به معنای عرصه‌ای برای نمایش «زباهنگ‌ها» معرّفی می‌شود که می‌توان آن را در کنار فرهنگستان مؤثر دانست. به نظر می‌رسد فرهنگستان بیشتر رویکردی بالا به پایین، قدرت‌محور، تجویزی، تک‌صدایی و واژه‌محور دارد که بر صورتِ کلمات بیش از معنا تأکید می‌کند. در چنین شرایطی، واژگان مصوّب تنها در سطح «برون‌آگاهی» افراد باقی می‌مانند و آنان تمایل چندانی به استفاده از این واژگان در کلام ندارند. درحالی‌که در زباهنگستان، رویکرد پایین به بالا، مردم‌محور، توصیفی، چندصدایی و فرهنگ‌محور است و هر یک از افراد در جامعه، نقش مهم و مشارکتی دارند. زباهنگستان تلاش دارد با تأکید بر زباهنگ‌ها به فرهنگ مستتر در زبان دست یافته و با جایگزینی ژن‌های معیوب فرهنگی در راه تعالی فرهنگ گام بردارد. از این منظر می‌توان ادّعا کرد، افراد نسبت به زباهنگ‌ها «درون‌آگاهی» پیدا می‌کنند و نظر اکثر آحاد جامعه در تصمیم‌سازی لحاظ می‌شود. باید توجّه داشت فرهنگستان و زباهنگستان مانند دو بال تعالی زبانی و فرهنگی یک جامعه هستند که می‌توانند مکمل هم عمل کرده و به برنامه‌ریزی زبانی و فرهنگی کمک شایان توجّهی نمایند.

بررسی تعداد مؤثر تکرار واژه در یادگیری واژگان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در پرتو الگوی هَیَجامَد

دوره 54، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.70855

هانیه جاجرمی، رضا پیش‌قدم، سحر مقیمی

چکیده ازآنجایی‌که واژگان هر زبان بخش عمده‌ای از فهم آن زبان را به خود اختصاص می‌دهند، یادگیری این حجم زیاد از واژگان برای زبان‌آموزان کار دشواری است که نیاز به استفاده از روش‌های خاص جهت امکان‌پذیری و سهولت انجام آن به‌وضوح احساس می‌شود. تکرار، به‌عنوان روشی مؤثر برای یادگیری و یادسپاری واژگان، از دیرباز در امر آموزش زبان مطرح بوده است. بااین‌وجود، به نظر می‌رسد که نحوه و تعداد تکرار مؤثر واژگان جهت تدریس در کلاس درس کمتر مورد توجّه پژوهش‌های زبانی و به‌تبع آن مدرّسان زبان انگلیسی قرار گرفته است. ازاین‌رو، با در نظر گرفتن اهمّیّت احساسات زبان‌آموزان در امر یادگیری که پیوسته در تاریخچۀ آموزش زبان مورد تأکید قرار گرفته است، این مطالعه با کمک گرفتن از الگوی «هَیَجامَد» (تلفیق دو واژۀ هیجان و بسامد)، به بررسی شیوه و تعداد اثربخش تکرار واژگان پرداخته و بر اساس مرور پژوهش‌های انجام‌شده در حوزه‌های زبانی و روانشناسی شناختی، روش مؤثر تکرار بافاصله را تبیین می‌نماید. بدین منظور، تعداد 100 نفر شرکت‌کننده، با سطح بسندگیِ متوسطِ زبانِ انگلیسی، به‌طور تصادفی در 5 گروه (گروهِ بدون تکرار، 1، 2، 3، و 4 تکرار) قرار گرفتند. سپس تعداد 15 واژه که شرکت‌کنندگان هیچ اطّلاعاتی در زبانِ مادری خود نسبت به آنها نداشتند، جهت تدریس انتخاب شدند. آنگاه، برای مقایسۀ نتایج آزمون یادآوری واژگان، از آزمونِ «تحلیل واریانس یک‌عاملی» استفاده شد. نتایج تحقیق، تفاوت معناداری را بین گروه‌های بدون تکرار و 2 تکرار نشان داد. در پایان، پیشنهاد می‌شود که تعداد 2 تکرار به روش بافاصله و همچنین در نظر گرفتن هَیَجامَد زبان‌آموزان نسبت به واژگان، می‌تواند به‌عنوان تعداد تکرار بهینه و روشی مؤثر برای تکرار واژه، نقش بسزایی در یادگیری واژگان در کلاس درس ایفا نماید.

معرفی الگوی «زبامغز» و بررسی نقش آن در برقراری ارتباط مؤثر: گامی فراتر از توانش ارتباطی

دوره 53، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 1-32

https://doi.org/10.22067/lts.v53i3.87911

رضا پیش‌قدم، شیما ابراهیمی

چکیده مکالمه و برقراری ارتباط مؤثر، نوعی فرایند اجتماعی است که توسط زنجیره‌های واژگانی و زبانی نمود پیدا می‌کند. در واقع سخن را می‌توان نوعی واسطۀ ارتباطی به‌شمار آورد که به دانش زبانی و توانش سخنگو بستگی دارد؛ اما چنانچه هدف غایی مکالمه برقراری ارتباط مؤثر باشد، باید فراتر از رسیدن به قصد و نیات شخصی گوینده گام برداشت. در پژوهش حاضر نگارندگان با در نظر گرفتن مفهوم «پساتأثیر» در گامی فراتر از توانش ارتباطی، براساس ساختار مغز و کارکردهای مربوط به لوب‌ها، الگویی به نام «زبامغز» را معرفی می‌کنند که افزون بر ساختار واژگانی، به بررسی نقش تفکر، هیجانات، حواس و فرهنگ در ارتباطات می‌پردازد. این الگو، زبان را ابزاری برای تغییر رفتار و رشد می‌داند و براساس ساختار مغز و زبان (زبامغز)، چهار مفهوم زبافکر (شناخت و تفکر در زبان)، زباهیجان (هیجان در زبان)، زباهنگ (فرهنگ در زبان) و زباحواس (حواس در زبان) را مطرح می‌کند. براساس الگوی زبامغز می‌توان کارکردهای کلان مغز را در زبان جستجو کرد و تصویر متفاوت و منسجمی از زبان ارائه داد که در برقراری روابط مؤثر با دیگران تسهیل‌گر است. از این منظر در مکالمه، افزون بر زبان خودخواه، زبان دگرخواه نیز باید مدنظر قرار گیرد و افراد باید افزون بر توانش ارتباطی به توانش درمان زبانی (زبان برای زندگی بهتر) نیز توجه کنند.

معرفی الگوی ارتباطی مؤثرِ تدریس در پرتو آموزش هَیَجامَدمحور

دوره 53، شماره 1، بهار 1399، صفحه 31-61

https://doi.org/10.22067/lts.v53i1.81074

رضا پیش قدم، شیما ابراهیمی

چکیده تعامل مؤثر بین مدرس و فراگیران نقش مهمی در یادگیری آنان دارد. به‌منظور ایجاد هیجانات و انگیزة مثبت در فراگیران، باید رابطة دوسویه‌ای در ارسال پیام از فرستنده (مدرس) و گیرنده (فراگیر) در محیط کلاس وجود داشته باشد. از آنجایی که تدریس کارآمد به اثرگذاری مثبت بر فراگیر و هدایت او به‌سمت اهداف آموزشی اشاره دارد، هدف از پژوهش حاضر معرفی الگوی تدریسی است که زمینه را برای ایجاد ارتباط مؤثر میان مدرس و فراگیر فراهم سازد و با درگیری حواس بیشتر آنان، میزان هیجان مثبت بیشتری تولید نماید. در این راستا، با توجه به اهمیت نقش هیجانات حسی در تدریس و با در نظر گرفتن آموزش هَیَجامَدمحور، مدرس به‌عنوان فردی حس‌آگاه در نظر گرفته می‌شود که هدایتگر کلاس است و قدرت تعیین و مطرح‌کردن موضوعات مختلف در کلاس را دارد. چنانچه وی قادر باشد از شیوه‌های خلاقانه که به درگیری حواس بیشتر منجر می‌شود بهره گیرد، می‌تواند مطالب را بهتر در ذهن فراگیران نهادینه کند. در این شرایط وی با قرار گرفتن در کنار فراگیران در محیط کلاس نقش یاری‌رساننده را ایفا کرده و به آنان در هَیَجامَدافزایی کمک می‌کند. از سوی دیگر، وی می‌تواند نقش حس‌محرک را نیز ایفا کند. در این شرایط او فراگیر را تشویق می‌کند تا خود پلکان هَیَجامَدافزایی را طی نماید. از این رو، در جستار حاضر نگارندگان به معرفی نقش‌های حس‌آگاهی و حس‌محرکی مدرس پرداخته و با توجه به دو مؤلفة ارتباط و حواس، تکنیک‌های حس‌آگاهی را در دو زیرمجموعة ارتباط‌مرکز و حواس‌مرکز و تکنیک‌های حس‌محرکی را در دو زیرمجموعة پیراارتباط و پیراحواس مد نظر قرار می‌دهند. انتظار می‌رود چنانچه تدریس با توجه به این تکنیک‌ها صورت گیرد، ارتباط مؤثری میان مدرس و فراگیر برقرار و فرایند یادگیری تسهیل شود.

معرفی الگوی «هیجامد» به‌عنوان شیوه‌ای کارآمد برای کاهش اضطراب خواندن در زبان خارجی

دوره 52، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 35-63

https://doi.org/10.22067/lts.v52i2.70790

سحر طباطبایی فارانی، رضا پیش قدم، سحر مقیمی

چکیده بدون تردید، مهارت خواندن و درک مطلب یکی از چهار مهارت اصلی در زبان انگلیسی است که نقش مهمی در نشر علم و دانش ایفا می‌کند و به ‌همین دلیل مورد توجه صاحب‌نظران است. از میان عوامل مختلفی که بر کیفیت مهارت خواندن و درک مطلب تأثیر می‌گذارند، اضطراب خواندن در زبان خارجی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. پژوهشگران موارد مختلفی همچون رسم‌الخط و شیوۀ نگارشی متفاوت، عوامل فرهنگی و ترس از خطا را علل ایجاد اضطراب خواندن در زبان خارجی معرفی کرده‌اند. در کنار این موارد و با در نظر گرفتن جایگاه حواس و هیجان‌های مثبت و منفی در روند یادگیری زبان خارجی، می‌توان سطح هیجامد زبان‌آموز نسبت به محتوای متن را یکی از علل ایجاد اضطراب خواندن در زبان خارجی دانست. هیجامد که ترکیبی از سه مؤلفۀ حس، هیجان، و بسامد است به این نکتۀ مهم اشاره دارد که افراد هیجان‌های مختلفی را در اثر تجربه‌های حسی مختلف در ارتباط با واژگان زبان تجربه می‌کنند. جستار حاضر می‌کوشد میزان و ترتیب استفاده از حواس پنجگانۀ زبان‌آموز برای بالابردن سطح هیجامد و تقویت سرمایه‌های حسی‌هیجانی در ارتباط با محتوای متن را، به‌عنوان راهکارهایی برای کنترل اضطراب خواندن در زبان خارجی معرفی کند. در نهایت، پیشنهاد می‌شود پژوهش‌های تجربی نیاز است که میزان تأثیرگذاری انواع هیجامد، ترتیب و ترکیب استفاده از حواس برای کنترل اضطراب خواندن بررسی شود.

ساخت و هنجاریابی پرسش‌نامۀ افزایش خلاقیت زبان‌آموزان در آموزش زبان به شیوۀ کاربردمحور، با روش مدل‌سازی رش

دوره 51، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 1-27

https://doi.org/10.22067/lts.v51i4.61908

صفورا ناوری فارمد، رضا پیش قدم، آذر حسینی فاطمی، محمدرضا هاشمی

چکیده با توجه به اصول زیربنایی و ملاحظات نظریۀ آموزش زبان انگلیسی کاربردمحور که به آموزش مهارت‌های زندگی در کنار آموزش تخصصی زبان تأکید دارد و همچنین لزوم بررسی نکات ارائه‌شده در این نظریة نوپا، ساخت و استفاده عملی از پرسش‌نامه‌هایی که به یافتن داده‌هایی در راستای اهداف این نظریه می‌پردازند ضروری به نظر می‌رسد. در راستای اصول نظریۀ آموزش زبان کاربردمحور، بررسی روش‌های افزایش مهارت‌های زندگی مانند خلاقیت، نکتۀ اصلی پرسش‌نامة پیشِ روست. این پژوهش به ساخت و هنجاریابی پرسش‌نامة خلاقیت پرداخته است که میزان تأثیرگذاری کتاب‌های آموزش زبان در افزایش این مؤلفه را بررسی می‌کند. پرسش‌نامۀ خلاقیت با 45 سؤال بعد از بررسی و مطالعۀ اصول دیگر مدل‌های مربوط در روان‌شناسی طراحی و بر روی 164 معلم زبان مؤسسات آموزشی آزمایش شد. بررسی نتایج به‌دست‌آمده توسط مدل‌سازی رش، سؤالاتی را که دارای MNSQ بالاتر از ۴۰/۱ بودند را فاقد خصوصیت یک‌بعدی تشخیص داده که لازم است حذف شده یا تغییر یابند. در نتیجه مشخص شد که این پرسش‌نامه پس از تغییر چند سؤال، به‌عنوان مدلی تک‌وجهی هم میزان روایی بالایی داشته و هم دارای طیف لیکرت شش‌گزینه‌ای صحیح است. در پایان به کاربرد این پرسش‌نامه و نتایج حاصل از این پژوهش در دیگر زمینه‌های آموزش زبان اشاره شده است.

معرفی مفهوم «سرمایه هیجانی- حسی» و بررسی تأثیرات آن در آموزش زبان دوم

دوره 51، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22067/lts.v51i2.73542

رضا پیش قدم، شیما ابراهیمی، گلشن شکیبایی

چکیده «سرمایه» یکی از مفاهیم مهم جامعه‌شناسی است که نشان می‌دهد چگونه ساختارهای عینی جامعه (قواعد اجتماعی، هنجارها، نقش‌ها، نهادها و ابزارهای فرهنگی) می‌توانند بر ساختارهای ذهنی افراد و رفتارهای اجتماعی آنان تأثیر بگذارند. مهم‌ترین سرمایه‌های مطرح‌شده عبارت‌اند از سرمایه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و طبیعی که می‌توانند بر انگیزه، توجه، رفتار، نگرش و اعتقادات زبان‌آموز تأثیر بگذارند. از آن‌جایی‌که حواس دروازه ورود به درک جامعة زبانی است و با توجه به ارتباط تنگاتنگ حواس و میزان هیجان زبان‌آموز، به‌نظر می‌رسد یکی از سرمایه‌هایی که می‌توان به سرمایه‌های دیگر افزود، سرمایة هیجانی-حسی باشد. هدف از جستار حاضر معرفی سرمایة هیجانی-حسی و بررسی رابطة آن با انواع سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و طبیعی در زبان‌آموزی موفق است. نتایج نشان می‌دهند برخورداری بیشتر از هر یک از سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و طبیعی منجر به افزایش سرمایة هیجانی-حسی در زبان‌آموز شده که این امر باعث فهم میان ذهنی و تسهیل یادگیری خواهد شد. مدرس می‌تواند با به‌کارگیری این سرمایه‌ها در تدریس، حواس زبان‌آموز را بیشتر درگیر کرده و با رساندن وی به مرحلة درون‌آگاهی میزان هیجان مثبت، توجه و انگیزه را در او افزایش دهد. به‌نظر می‌رسد با استفاده از این شیوه، مطالب در ذهن زبان‌آموز نهادینه خواهد شد و او تمایل بیشتری به ارتباط و مشارکت فعال خواهد داشت.

بررسی محتوای نگارشی در کتاب‌های فارسی راهنمایی و دبیرستان و مقایسة آن با کتاب‌های انگلیسی

دوره 50، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 25-54

https://doi.org/10.22067/lts.v50i4.25091

ژیلا قائمی، رضا پیش قدم

چکیده نگارش به‌عنوان بخشی از زبان‌شناسی کاربردی، از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به نقش اساسی که کتاب‌های درسی در بافت آموزشی ایفا می‌کنند و با تکیه بر این مهم که یادگیری صحیح و بنیادی مهارت‌های نگارشی، راهی برای رسیدن به استقلال و خودکفایی در حوزه‌های کاربردی زبان به‌خصوص در راستای ارتباطات علمی، ادبی و فرهنگی به‌شمار می‌آید، این پژوهش به جنبه‌های آموزشی مربوط به نگارش در کتاب‌های فارسی دوره‌های راهنمایی و دبیرستان می‌پردازد؛ همچنین آن‌ها را  با کتاب‌های نگارش انگلیسی که در حال حاضر در دانشگاه‌ها تدریس می‌شوند مقایسه می‌کند. این پژوهش مقایسه‌ای، سه جنبة تقسیم موضوعات، ترتیب موضوعات و نحوة ارائة مطالب نگارشی را شامل می‌شود. نتایج حاصل، درصد فراوانی مطالب مربوط به نگارش در سه دورة راهنمایی در قالب نکته‌پردازی و در دورة متوسطه در قالب درس، ناهماهنگی در ترتیب موضوعات و از همه مهم‌تر کم‌رنگ بودن اصل فرآیندمحوری در نحوة ارائة موضوعات نگارشی در کتاب‌های  درسی فارسی است.

بررسی تأثیر استفاده از الگوی «هَیجامَد» بر نگرش به یادگیری زبان‌آموزان

دوره 50، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 1-33

https://doi.org/10.22067/lts.v50i2.65237

شیما ابراهیمی، اعظم استاجی، رضا پیش قدم، سیدامیر امین یزدی

چکیده هیجانات و حواس، نقش بسیار مهمی در یادگیری و آموزش دارند و مدرسان می‌توانند از طریق تحریک هیجانات و استفاده از حواس گوناگون به‌هنگام آموزش زبان دوم برای زبان‌آموزان موفق‌تر عمل کنند. لذا ایجاد ارتباطات هیجانی مطلوب و تأثیرگذاری بر حواس به‌منظور افزایش توان یادگیری، حائز اهمیت زیادی است. «هَیجامَد» ترکیبی از دو واژة «هیجان» و «بسامد» است که به هیجانات ناشی از حواسی که تحت تأثیر بسامد واژگان قرار دارند، اشاره می‌کند. در این مقاله برآنیم تا چگونگی تغییر نگرش در یادگیری زبان‌آموزان غیرفارسی‌زبان را به هنگام استفاده از الگوی «هَیجامَد» بسنجیم. بدین منظور با استفاده از الگوی هَیجامَد، به 60 زبان‌آموز غیرفارسی‌زبان از 16 کشور، در 6 جلسه موضوعات فرهنگی تدریس شد و سپس از آن‌ها مصاحبه گرفته شد و نتایج به‌صورت کیفی ارزیابی شد. نتایج به‌دست آمده از تحلیل مصاحبه‌ها حاکی از این است که استفاده از الگوی «هَیجامَد» بر نگرش زبان‌آموزان غیرفارسی‌زبان، مؤثر است و هرچه هَیجامَد فارسی‌آموز نسبت به موضوع تدریس‌شده بیشتر باشد، عملکرد او بهتر خواهد بود. در نتیجه از آن‌جایی‌که این الگو، کیفیت یادگیری زبان فارسی را از طریق ایجاد ارتباط بین فرهنگی، هیجانات زبان‌آموزان و فعال‌سازی سطوح مختلف هَیجامَد ارتقا می‌دهد، به‌نظر می‌رسد می‌تواند الگوی مناسبی برای تدریس زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم محسوب شود.

از نوازش تا نوازه: نگاهی به مفهوم نوازیدن در آموزش زبان دوم

دوره 49، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 1-13

https://doi.org/10.22067/lts.v49i4.62725

رضا پیش قدم، المیرا فرخنده فال

چکیده با توجه به اهمیت عوامل هیجانی و عاطفی در تدریس به‌ویژه تدریس زبان دوم، در این پژوهش کوشیدیم مفهوم نوازیدن (نوازش و نوازه) را بررسی کنیم. نیاز عاطفی انسان به نوازش فیزیکی در کودکی، در بزرگسالی بیشتر شکل نوازۀ معنوی و عاطفی به‌خود می‌گیرد. نوازه به‌معنی دیده‌شدن و به‌ رسمیت‌ شناختن ارزش‌های افراد است. در این پژوهش، ابتدا مفهوم نوازه را در روان‌شناسی و سپس در آموزش زبان دوم تبیین کردیم. آنگاه ضمن معرفی جدید انواع نوازه‌گر و نوازه‌شونده به افراطی، تفریطی و معتدل، کاربرد آن‌ها را در آموزش زبان نشان دادیم. زمانی که معلم با میزان نوازه‌گری خود و نوازه‌شوندگی شاگردان آشنایی نداشته باشد، تعامل مؤثر بین معلم و شاگرد حاصل نمی‌شود و حس ناراحتیِ ایجاد شده، ممکن است باعث از بین رفتن انگیزۀ مشارکت و یادگیری شاگردان شود. در پایان، ضمن تبیین کاستی‌های احتمالی این تقسیم‌بندی، پیشنهادهایی را برای انجام پژوهش‌های بیشتر ذکر کردیم.

بررسی دیدگاه مدرسان زبان انگلیسی و زبان‌آموزان در مورد نقش زمان در آموزش و فرهنگ ایران

دوره 49، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22067/lts.v49i2.53135

الهام ناجی میدانی، رضا پیش قدم، بهزاد قنسولی، آذر حسینی فاطمی

چکیده زمان مفهومی پیچیده است که در هر فرهنگ و جامعه‌ای معنای خاصی به خود گرفته است. نگاه افراد جامعه نسبت به زمان آن‌قدر اهمیت دارد که برخی دیدگاه مردم جامعه نسبت به زمان را معرف نوع فرهنگ آن جامعه تلقی می‌کنند.در این مقاله برآنیم تا با استفاده از روش کیفی دیدگاه مدرسان و فراگیران زبان انگلیسی در مورد نقش زمان در نظام آموزشی ایران و همچنین در فرهنگ روزمرۀ ایرانی را بسنجیم. بدین منظور با 8 مدرس زبان انگلیسی و 10 زبان‌آموز مصاحبه صورت گرفت. از تحلیل مصاحبه‌ها چند موضوع استخراج شد که عبارتند از: رویکرد منفعلانه نسبت به زمان در فرهنگ روزمره، عدم توجه کافی به زمان در نظام آموزشی ایران، درصد بالای هدر رفتن زمان در کلاس‌های زبان، حق تأخیر بر اساس نوع رابطۀ اجتماعی، زندگی در زمان آینده و عدم تأثیرپذیری از فرهنگ انگلیسی در وقت‌شناسی. در پایان، راهکارهایی برای توجه بیشتر به نقش زمان در سطح آموزشی و فرهنگی ارائه شد.

بررسی جامعه‌شناختی کارکردهای سکوت در متون دینی، ادبی و ضرب‌المثل‌های فرهنگ ایرانی با رویکردی میان‌رشته‌ای در آموزش زبان انگلیسی

دوره 48، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 27-51

https://doi.org/10.22067/lts.v48i4.48547

فاطمه محقق محجوبی، رضا پیش‌قدم، آذر حسینی فاطمی

چکیده زیرساخت‌های فرهنگی در اتخاذ روش‌های مناسب برای آموزش و یادگیری اهمیت دارند. در راستای جایگاه ویژۀ سکوت در فرهنگ ایرانی و نقش آن در تعاملات اجتماعی با معانی گوناگونش، مقالۀ حاضر در چارچوب نظریه‌های هافستد (1991)، هال (1976) و ارتباط اسپربر و ویلسون (1986) به بررسی کارکردهای سکوتِ برگرفته از متون ادبی، دینی و ضرب‌المثل پرداخته است. این پژوهش با رویکرد کیفی پس از گردآوری و طبقه‌بندی کل پیکرۀ زبانی (متون ادبی، متون دینی و ضرب‌المثل‌ها) به تجزیه و تحلیل آن‌ها پرداخت است. بررسی آماری، در کارکردهای مختلف سکوت، تفاوت معناداری را نشان داد. نتایج حاکی از آن است که در متون ادبی کارکردهای متنوع‌تری از سکوت مورد توجه بوده است. در متون ادبی و ضرب‌المثل‌ها اولویت با کارکرد عقلانی سکوت و سپس کارکرد اخلاقی آن است. همچنین در متون دینی تأکید بر کارکرد عقلانی و اخلاقی است، با این تفاوت که کارکرد اخلاقی بر کارکرد عقلانی برتری دارد. یافته‌های این پژوهش می‌تواند در ریشه‌یابی عدم گرایش به برقراری ارتباط، افزایش تعامل کلاسی و بهبود مهارت صحبت‌کردن به زبان دوم مؤثر باشد.

«اعتماد» در پژوهش: «اعتماد» و نقش آن در «ارجاع دادن» به پژوهش‌های زبانی در ایران

دوره 48، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22067/lts.v48i2.48566

رضا پیش قدم، هانیه جاجرمی

چکیده این مطالعه با در نظر گرفتن سازه اجتماعی «اعتماد» که ریشه در فرهنگ و هویت اعضای جامعه دارد، وضعیت اعتماد به مقاله های علمی تولید شده در ایران را در میان استادان دانشگاه و دانشجویان مقطع دکتری، که بیش از هر قشر دیگری با مقولۀ پژوهش در ارتباط هستند، بررسی نموده و دلایل وجود یا عدم اعتماد به تولیدات علمی داخلی به‌خصوص در سال‌های اخیر را معرفی می کند. بدین منظور این پژوهش با استفاده از ابزار مصاحبه و روش نمونه گیری هدفمند به تحلیل و بررسی دیدگاه و نگرش های 21 شرکت کننده دراین‌باره و آسیب شناسی وضعیت پژوهش در قالب اعتماد و ارجاع دادن به کارهای پژوهشی داخلی در مقایسه با مقالات خارجی می پردازد. نتایج تحقیق نشان دهندۀ نوعی بی اعتمادی به تولیدات علمی ـ پژوهشی داخلی به‌خصوص در حوزۀ زبان‌های خارجی است. در انتها ریشه های این عدم اعتماد بنا به یافته های تحقیق و راهکارهایی برای برطرف کردن آن ارائه می گردد.

نقش فرهنگ بومی در کلاس‌های زبان انگلیسی: مقایسۀ سه دیدگاه متفاوت

دوره 47، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 91-105

https://doi.org/10.22067/lts.v47i4.23890

الهام ناجی میدانی، رضا پیش‌قدم، محمد غضنفری

چکیده گسترش جهانی زبان انگلیسی که همزاد جهانی شدن است، دیدگاههای تازه ای را در آموزش زبان انگلیسی پدید آورده است. جایگاه فرهنگ بومی در برابر فرهنگ بیگانه در کلاس های زبان انگلیسی نیز نگرشهای تازه ای را به همراه آورده است. مقالۀ حاضر کوشیده است که نگرش سه گروه مدرسان، زبان آموزان و والدین را نسبت به نقش فرهنگ بومی در آموزش زبان انگلیسی با هم مقایسه کند. بدین منظور، پرسشنامه ای به 360 نفر( 120 نفر از هر گروه) داده شد و نگرش آنان در رابطه با سه سازه ی سلطه ی زبان و فرهنگ انگلیسی، آموزش فرهنگ انگلیسی زبانان، و جایگاه فرهنگ بومی در کلاس های زبان انگلیسی سنجیده شد. نتایج نشان داد که در رابطه با سازۀ اول، مدرسان نگرش منتقدانه تری نسبت به دو گروه دیگر دارند، درحالی که در مورد سازه های دوم و سوم، والدین نگرش منتقدانه تری نسبت به مدرسان و زبان آموزان دارند.

نگاهی جامعه شناختی به کنش گفتاری نفرین: مقایسۀ زبان های فارسی و انگلیسی

دوره 47، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 45-71

https://doi.org/10.22067/lts.v47i2.35404

رضا پیش‌قدم، فاطمه وحیدنیا، آیلین فیروزیان پوراصفهانی

چکیده با توجه به رابطۀ متقابل فرهنگ و زبان و در نظر گرفتن این حقیقت که زبان تجلی گاه فرهنگ مردم یک جامعه است، با فرهنگ کاوی زبان می توان از نظام فکری و فرهنگی جامعه آگاه شد. لذا پژوهش حاضر در صدد است تا به بررسی موشکافانۀ کنش گفتار نفرین در دو زبان فارسی و انگلیسی بپردازد. بدین منظور 200 فیلم (100 فیلم انگلیسی و 100 فیلم فارسی) مورد مطالعه قرار گرفته و گفتمان های حاوی نفرین یادداشت شده و کنکاش شد. پس از جمع آوری داده ها، آنها را با استفاده از مدل هایمز (1967)، مورد واکاوی قرار دادیم. یافته های این پژوهش نشان از فزونی استفاده از نفرین به هنگام عصبانیت در فرهنگ ایرانی است. همچنین بر اساس نتایج بدست آمده، به نظر می رسد که انگلیسی زبانان در موقعیت های مشابه به جای نفرین از فحش و ناسزا استفاده می کنند. افزون بر این، نتایج به دست آمده نشان داد که کنش گفتار نفرین توسط خانم ها بیشتر از آقایان مورد استفاده قرار می گیرد. در پایان، انگیزه های افراد از نفرین کردن بررسی و به 10 گروه تقسیم-بندی شد.