مقایسه نقد فمینیستی و رویکرد مطالعات ناتوانی: حقیقت و پنهان کاری در قهرمانان زن شکسپیر
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 02 تیر 1405
https://doi.org/10.22067/lts.2026.97945.1427
فائزه رستمی، سارا خزاعی
چکیده اگرچه نقد فمینیستی، ابعاد جنسیتمحور آثار شکسپیر را بهطور گسترده بررسی کرده است، نقش مطالعات معلولیت در بازصورتبندی این تحلیلها از طریق نقد هنجارمندی و انگ اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر با بررسی کاترینا در رامکردن زن سرکش، دزدمونا در اتللو، هرمیون در حکایت زمستان و پورشیا در تاجر ونیزی، نقد فمینیستی و مطالعات معلولیت را در گفتوگویی مستقیم قرار میدهد. با اتکا به نظریه هنجارمندی دیویس و مطالعات فمینیستی معلولیت هال، مفهوم «معلولیت استعاری» نشان میدهد که جنسیت چگونه در ساختارهای پدرسالارانه به نظامی معلولساز تبدیل میشود. تحلیل تطبیقی کیفی نشان میدهد دزدمونا و هرمیون با انتخاب حقیقت طرد میشوند، در حالی که کاترینا و پورشیا برای بقا به همنوایی نمایشی روی میآورند. پژوهش استدلال میکند که مطالعات معلولیت با نقد چارچوبهای هنجاریِ مولد حاشیهرانی، نقد فمینیستی را گسترش میدهد و درکی ساختارمندتر و تقاطعیتر از انگ اجتماعی، دیگریسازی و پیامدهای روایی فراهم میسازد.
