نویسنده = طاهری، زهرا
زبان و ادبیات انگلیسی

ارتباط گفتمان چرک و زیست‌‌قدرت در پرندۀ یهودی و عزاداران برنارد مالامود

دوره 56، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 103-134

https://doi.org/10.22067/lts.2023.82050.1190

زهرا طاهری

چکیده پژوهش حاضر به ‌‌بررسی «گفتمان چرک» و ارتباط آن با پدیدۀ «مهاجرت» می‌‌پردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد مطالعات‌‌ فرهنگی و بهره‌‌گیری نظریّات منتقدانی نظیر داگلاس و بومن و تمرکز بر موضوعاتی چون انزجار، غریبگی و اقتصاد احساسی در پی پاسخ به ‌‌این پرسش بنیادی است که چگونه گفتمان زیست‌‌قدرت از مقولۀ «چرک» به‌‌منزلۀ ابزاری در راستای کنترل، انقیاد و حذف اقلیت «دایاسپورا» استفاده کرده و آن را با سیاست پیوند زده است؟ بدین منظور، دو داستان کوتاه مالامود - پرندۀ یهودی (1963) و عزاداران (1955) - به روش توصیفی‑تحلیلی بررسی می‌‌شوند تا با تمرکز بر مقولۀ «چرک»، ارتباطِ بین اعمال نظم بر بدنِ افراد و انضباط مورد نظر گفتمان زیست‌‌قدرت تبیین شود. چنین استدلال می‌‌شود که جنبش «ضدچرک» مدرنیته، با تحمیل دوانگارۀ «تمیز»/«کثیف» به عرصۀ جغرافیای فرهنگی وارد شده و در راستای تداوم ساختارهای سلسله‌‌مراتبی گفتمان انسان‌‌گرای لیبرال، ‌‌دسته‌‌بندی قومیتی، حذف و شمول افراد گام برداشته است. این امر به سیاسی‌‌شدن مقولۀ حیات و شکل‌‌گیری «بیگانگانی» انجامیده که مصداق بی‌‌نظمی و ناهنجاری هستند. به‌علاوه، گفتمان لیبرال با ذاتی جلوه دادن مقولۀ چرک در این گروه‌‌ها، سعی کرده توجّه جامعۀ جهانی را از فقر تحمیل‌‌شده بر آنها منحرف و با بازنمایی ایشان به‌منزلۀ منبع تهدید ملّی، در راستای حذف فیزیکی آنها اقدام کند.

بررسی ظهور «ریزوسفییر» در رمان در وست میلز

دوره 56، شماره 1، بهار 1402، صفحه 81-110

https://doi.org/10.22067/lts.2022.75617.1116

زهرا طاهری

چکیده مقالۀ حاضر به ­بررسی «ریزوسفییر» و نقش آن در چالش ساختار حاکم و جغرافیای فرهنگی می‌­پردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد «چپ‌­نوگرا» و بهره‌گیری از منتقدانی نظیر دلوز، گاتاری و فوکو و تمرکز بر مقوله­‌های «شیزوئید»، «کولی» و مفاهیمی نظیر «بازقلمروسازی» در پی پاسخ به ­این پرسش است که چگونه «ادبیّات اقلیت» با جایگزینی «ساختار/مکانیسم» ادیپی با «ماشین» ضد ادیپی می‌­تواند مقولۀ هستی‌­شناختی­ گفتمان نئولیبرالیسمی را به چالش کشد و نوعی سیّالیّت «ریزوسفییری» بیافریند؟ بدین منظور رمان در وست‌میلز (2019) نوشتۀ دیشون چارلز وینزلو بررسی می­‌شود تا با تمرکز بر مفاهیمی نظیر «هتروتوپیا»، «بدن بدون اندام» و «گریزگاه‌­ها»، ساختار خانوادگی متفاوتی از آنچه تحت تأثیر گفتمان کاپیتالیسمی شکل گرفته به ­تصویر کشد؛ ساختاری که با تأکید بر سیّالیّت، تقلیل فرد به‌­صرف بُعد اجتماعی (گفتمان ادیپی) را به چالش می­‌کشد و می­‌کوشد مفهوم نوینی از دموکراسی به دست ­دهد که مبتنی بر ساختار درختی نیست. استدلال می‌­شود که با رهایی از قید دوانگاره­‌ها، علاوه بر جایگزینی گفتمان لیبرالیسمی با «سیاست­‌های خرد»، هویّت نیز به امری سیّال بدل می­‌شود تا «هم‌­نشست­» و رابطۀ افقی مبنای روابط انسانی شود.

زندگی برهنه، مسخِ واقعیت و خشونت در پسران نیکل

دوره 55، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 65-92

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72891.1077

زهرا طاهری

چکیده مقالۀ حاضر به ­بررسی مفاهیم «مسخِ واقعیت» و «خشونت» و تأثیر آن بر «دیگری نژادی» می‌­پردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد مطالعات­ فرهنگی و بهره‌­گیری از نظریّات منتقدانی نظیر باتلر و ژیژک و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «خشونت آشکار/سوبژکتیو»، «خشونت پنهان/ ابژکتیو» و «سوگ» در­ پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که ساختار سیاسی آمریکایی، علی‌­رغم داعیۀ دموکراسی و تساوی، از چه روش‌­هایی در راستای حفظ ساختار سنّتی آپارتاید استفاده می­‌کند؟ بدین منظور، رمان پسران نیکل (2019)، اثر کلسان وایت‌­هد بررسی می­‌شود تا با تمرکز بر انواع خشونت و روش‌­های «مسخِ ­واقعیت» به ­چگونگی حذف تدریجی «دیگری نژادی» و درنتیجه حفظ سلسله‌مراتب قدرت بپردازد. چنین استدلال می‏‌شود که اعمال پدیدۀ «مسخِ ­واقعیت» علیه «دیگری‌­نژادی»، نسخۀ افراطی «زیست­‌سیاست» فوکویی است؛ چراکه همانند «زیست‌­سیاست»، در این پدیده نیز قتلِ «دیگری‌نژادی» از سوی غرب با مصونیت قضایی همراه است؛ با این­ تفاوت که در پدیدۀ «مسخ­ واقعیت»، ماهیّت وجودیِ «دیگری‌نژادی» از همان ابتدای امر انکار می‌­شود: یعنی، «دیگریِ» غرب ابتداً با مکانیسم‌­های بازنمایی، از ردۀ «انسانیت» خارج و سپس به «مرگ مدنی» دچار می‌­شوند، به‌طوری‌که گویا هرگز فردی نبوده که زنده باشد تا قربانی جنایتی شود. درچنین‌­حالتی، «دیگری» با کمترین هزینۀ سیاسی و درنتیجه بدون «سوگ» از اجتماع حذف می­‌شود. گستردگی این امر، دال بر تقلیل‌­یافتگی مفهوم «انسانیت» و خشونت عمیق ساختاری در عصر حاضر است.