نمود آزادی عمل خودمترجمان در آثار خودترجمهشان: موردپژوهی حسن کامشاد
دوره 55، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 121-152
https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72318.1065
مهرنوش فخارزاده، ندا ماهوش
چکیده عاملیت و آزادیِ عمل خودمترجمان در دو دهۀ اخیر توجّه صاحبنظران حوزۀ مطالعات ترجمه را به خود معطوف کرده است، امّا نمود این اختیار عمل در آثار خودترجمهشده بهخوبی موشکافی نشده است. پژوهش حاضر بر آن است تا با بررسی یک اثر خودترجمه از یک نویسنده/ مترجم ایرانی، حسن کامشاد، به تظاهر بیرونی آزادی عمل خودمترجم در ترجمۀ اثری در ژانر غیر داستانی بپردازد. بدین منظور، با استفاده از رویکرد کیفی و تلفیق آن با شیوۀ زبانشناسی پیکرهای نسخۀ انگلیسی کتاب Modern Persian Prose Literature و خودترجمۀ فارسی آن با عنوان پایهگذاران نثر جدید فارسی انتخاب شد و در سطح «پیرا متنی» و «متنی» مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها حاکی از آن بود که آزادی عمل خودمترجم میتواند بهصورت پنج نوع رفتارهای ترجمهای بروز نماید: اضافهسازی در پیرامتن و متن، حذف و کوتاهسازی در پیرامتن و متن، بومیسازی، تنوّع و تخصیص و اصلاحسازی. میتوان اینگونه برداشت کرد که بروز این رفتارهای ترجمهای تا حد زیادی در ارتباط با حس مالکیت نویسنده به متنی است که ترجمه میکند. کامشاد بهعنوان مالک متن اصلی، از اختیار عمل و آزادی خود نهایتِ استفاده را کرده تا مخاطب فارسیزبان را از ابتدا تا انتهای متن با خود همراه نگاه دارد؛ بنابراین خودمترجم مفهوم «وفاداری» را در حوزۀ خودترجمه دستخوش تغییرات زیادی میکند. نهتنها حس مالکیت متن تألیف و ترجمهشده، بلکه شناخت عمیق مخاطبان اثر و سطح دانش آنان میتوانند دلایلی بر این رفتارهای ترجمهای باشند.
جستاری در تأثیر کمالگرایی بر مهارت شنیداری زبان دوم با درنظرگرفتن نقش میانجی خودکارآمدی و راهبردهای فراشناختی شنیداری به روش تحلیل چندبخشی میانجی
دوره 54، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 123-151
https://doi.org/10.22067/lts.v54i2.87131
محمدحسن رزمی، علی اکبر جباری
چکیده پژوهش پیشرو به بررسی تأثیر کمالگرایی چندوجهی بر مهارت شنیداری زبان دوم از طریق متغیرهای میانجی خودکارآمدی و راهبردهای فراشناختی شنیداری با استفاده از مبانی نظریّة مجموعههای پیچیدة پویا میپردازد. بدین منظور، 117 دانشجوی سال سوم و چهارم رشتههای ترجمة زبان انگلیسی و ادبیّات انگلیسی پرسشنامههای کمالگرایی چندوجهی، خودکارآمدی و راهبردهای فراشناختی شنیداری را تکمیل کردند و در آزمون شنیداری «آیلتس» شرکت کردند. پس از جمعآوری دادهها، با استفاده از تحلیل خوشهای، شرکتکنندگان پژوهش به سه گروه کمالگرایی (کمالگرایی سازگار، ناسازگار و غیرکمالگرا) تقسیم شدند. سپس با استفاده از تحلیل چندبخشی میانجی چندگانه، تأثیرهای مستقیم، غیرمستقیم و کلّی کمالگرایی بر مهارت شنیداری در قالب فرضیّههای پژوهش مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، کمالگراییِ سازگار تأثیر مستقیم معناداری بر خودکارآمدی و سه راهبرد فراشناختی شنیداری شناخت فردی، ترجمة ذهنی و حل مسأله دارد. کمالگرایی تأثیر مستقیم معناداری بر مهارت شنیداری و دو راهبرد فراشناختی برنامهریزی و ارزیابی و توجّه هدایتشده نداشت. همچنین نتایج نشان داد، خودکارآمدی تأثیر مستقیم معناداری بر شناخت فردی و مهارت شنیداری دارد. در ارتباط با تأثیر نسبی غیر مستقیم و کلّی کمالگرایی با در نظر گرفتن متغیرهای میانجی خودکارآمدی و راهبردهای فراشناختی، نتایج معناداری به دست آمد و تحلیل چندبخشی میانجی چندگانه معنادار بود. این در حالی است که بدون در نظر گرفتن متغیرهای میانجی، ارتباط مستقیم معناداری بین کمالگرایی و مهارت شنیداری یافت نمیشد؛ بنابراین استفاده از متغیرهای میانجی نقش تعیینکنندهای در ارتباط بین کمالگرایی و مهارت شنیداری ایفا نمود. در انتها توصیّههای آموزشی این پژوهش ارائه میگردد.
تأثیر روش تدریس درون دادمحور در مقابل برون دادمحور بر یادگیری و به یاد سپاری واژگان انگلیسی توسط فراگیران خردسال ایرانی
دوره 54، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 123-145
https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.88773
محمد امیریوسفی
چکیده تاکنون مطالعات بسیاری بر چگونگی یادگیری واژه توسط بزرگسالان در زبان دوم به انجام رسیده است. بسیاری از محققان معتقدند یادگیری واژه در بین فراگیران خردسال متفاوت بوده و شیوههای جدید آموزش زبان، مانند روش تکلیفمحور که بر استفاده و تولید زبان دوم تأکید دارند، برای این افراد مناسب نیستند. هدف مطالعۀ حاضر، بررسی تطبیقی دو نوع روش تدریس (دروندادمحور در مقابل بروندادمحور) بر یادگیری و بهیادسپاری واژگان انگلیسی در میان فراگیران خردسال ایرانی است. 45 زبانآموز 6 تا 7 ساله به 3 گروه کنترل، دروندادمحور و بروندادمحورتقسیم شدند. در روش بروندادمحور، لغات مد نظر با استفاده از تکالیف بروندادمحور به شرکتکنندگان آموزش داده شد. اما در روش دروندادمحور، لغات مد نظر به صورت تکالیف دروندادمحور به آنها ارائه شد و هیچگونه تولید زبانی از آنها درخواست نگردید. پس از 4 هفته تدریس، دو نوع آزمون واژگانی (درک شنیداری و تولید) به عنوان پیشآزمون، پسآزمون و پس آزمون تأخیری از آنان گرفته شد. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که میانگین نمرات پس آزمون و پس آزمون با تاخیر درک شنیداری و تولید گروه درونداد و برونداد با هم یکسان است اما به طور معناداری از میانگین نمرات پس آزمون و پس آزمون با تاخیر گروه کنترل بیشتر است. لذا بر اساس این نتایج می توان اینگونه نتیجه گرفت که هر دو روش منجر به افزایش دانش درکی، شنیداری و تولیدی واژگان مد نظر در میان فراگیران گردیده است. بهطور کلی، نتایج تأییدکنندۀ نظر لانگ (2015) مبنی بر این نکته است که هر یک از روشهای آموزش زبان، نقاط ضعف و قوت خود را دارند و ترکیب مناسبی از همهی روشها، با توجه به نیاز و مشخصات زبانآموزان میتواند نتایج مثبتی در پی داشته باشد.
از دغدغه زمان تا بحران هویت در داستان گشتیِ شبانه نوشتۀ پاتریک مودیانو
دوره 51، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 127-148
https://doi.org/10.22067/lts.v51i3.74960
وحید نژاد محمد
چکیده ادبیات داستانی قرن بیستم فرانسه با اِدغامکردن واقعیت و خیال در بطن سازههای داستانی توانسته است بسیاری از حوادث گذشته را با روایت منحصربهفرد بازسازی کند. تاریخ و گذشتة یک سرزمین از ورای ادبیات و داستانهای رئالیستی و اتوبیوگرافیک میتواند هویت و عناصر فکری آن سرزمین را نشان دهد. جنگ جهانی دوم مثل بسیاری از درونمایههای دیگر برای نویسندگان معاصر فرانسوی همچون پاتریک مودیانو ابزاری را فراهم میکند تا با توسل به رخدادهای فراموش شده و با توجه به تحولات داستانپردازی، از ورای تجربة حسی، تاریخ و حوادثی را به تصویر کشند که هیچکس را از آن گریزی نیست. داستانِ گشتی شبانه یا کاوش هویتی در تیرگی و تاریکیها واقعیاتی را به تصویر میکشد که جدا از تجربه، در بطن حافظه و پریشانیهای یک فرد، جامعه، ملت قرا گرفته است و برای به تصویر درآوردنِ آن باید به زمان و مکان متوسل شد تا ریشة هویتگرایی یا هویتستیزی شخصیتهای داستانی را در قلمرو خاطره و روایت نشان داد.
نقش تماشای محصولات سینمایی خارجی در یادگیری زبان خارجی خارج از کلاس درس
دوره 52، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 127-156
https://doi.org/10.22067/lts.v52i1.80000
سعید عامری، مریم قدرتی
چکیده با توجه به نقش مثبت تماشای فیلم و سریال در یادگیری غیررسمی زبان انگلیسی که در پژوهشهای بینالمللی به اثبات رسیده است، هدف پژوهش حاضر پاسخ به پرسشهایی در خصوص موقعیتهای مختلف یادگیری زبان انگلیسی در خارج از کلاس درس و نیز دیدگاه دانشجویان ایرانی در رابطه با جایگاه محصولات سینمایی در تقویت مهارتهای زبان انگلیسی است. دادههای تحقیق به دو صورت کمی و کیفی از طریق پرسشنامه و مصاحبه از میان دانشجویان سال اول کارشناسی رشتههای مختلف جمعآوری شده است. نتایج کلی پژوهش حاکی از آن است که دانشجویان بسیاری به تماشای فیلم و سریال انگلیسی بهصورت زبان اصلی و با کمک زیرنویس تمایل دارند. دیگر نتایج نیز مؤید این مسئله است که دانشجویان از میان فعالیتهای خارج از کلاس درس از قبیل خواندن کتاب یا تماشای آنلاین ویدیوهای انگلیسی و ... در جهت یادگیری زبان انگلیسی، زمان بیشتری را به گوش کردن به آهنگهای انگلیسی و تماشای فیلم و سریال انگلیسی اختصاص میدهند. با توجه به اینکه اکثر شرکتکنندگان، فیلم و سریالهای خارجی را از طریق زیرنویس فارسی تماشا میکنند، به نظر میرسد زیرنویس بینزبانی در تقویت مهارتهای زبانی و یادگیری تصادفی دارای اهمیت است. بهعلاوه زبانآموزان، تماشای فیلم و سریال انگلیسی را از سه نظر مثبت ارزیابی کردند: آشنایی با تلفظ واژگان، تقویت مهارتهای شنیداری و افزایش دامنة واژگان.
ترجمه گزارههای فراگفتمانی در گفتمان سیاسی تد: بررسی کم تخصیصی معنایی میان زبان انگلیسی و فارسی در پیکره موازی
دوره 53، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 127-154
https://doi.org/10.22067/lts.v53i2.85499
رضا کاظمیان، مهرداد واشقانی فراهانی
چکیده گزارههای فراگفتمانی از عناصر مهم فراگفتمانیاند که برای برقراری ارتباط میان بخشهای مختلف گفتمان و همچنین کمک به مخاطبان (خواننده و شنونده) در درک روابط کاربردشناختی بهکار میروند. پژوهش حاضر با هدف بررسی این عناصر فراگفتمانی و ارائة پژوهشی پیکرهمحور و مقایسهای بر روی برخی از مهمترین گزارههای فراگفتمانی موجود در زبان انگلیسی و فارسی انجام شد. بدینمنظور، تعداد ده سخنرانی تد با محوریت ژانر سیاسی به زبان انگلیسی بهصورت تصادفی انتخاب و به همراه ترجمة فارسی آن در نرمافزار پیکرهساز اسکچ انجین بارگذاری شد. برای بررسی و دستهبندی گزارههای فراگفتمانی، چهارچوب هایلند (2005) انتخاب شد. در این چهارچوب عناصر فراگفتمانی به دو دسته اصلی تبادل و تعامل، تقسیم میشوند که گزارهها در دستة نخست قرار میگیرند. از بررسیهای مقابلهای میان این عناصر و ترجمة فارسی آنها، این موضوع دریافت شد که بهطور کلی فرایند ترجمة این عناصر را میتوان در قالب دو راهبرد کلی (ترجمة تحتاللفظی و کمتخصیصی) توصیف نمود که فرایند کمتخصیصی خود متشکل از سه نوع دیگر (حذف، توسیع و تحدید) است. از دیگر یافتههای این پژوهش میتوان به درک وجود رابطهای معنادار میان نوع گزارهها و نوع خاص راهبرد بهکاررفته اشاره کرد. با استفاده از عملیات آماری و کمی حاصل از بررسی دادههای موجود مشخص شد گزارههای قوی غالباً بهصورت تحتاللفظی ترجمه میگردند، در حالی که گزارههای ضعیف نظیر and گاهی اوقات بهصورت تحتاللفظی و گاهی تحت عنوان فرایندهای کمتخصیصی ترجمه میشوند. یافتههای این تحقیق میتواند در پژوهشهای آتی در زمینة مطالعات ترجمة پیکرهمحور و زبانشناسی مقابلهای استفاده شود.
سیاست ممیزی در دوبله رسمی در ایران: موردپژوهشی سهگانه پدرخوانده
دوره 53، شماره 1، بهار 1399، صفحه 129-165
https://doi.org/10.22067/lts.v53i1.82495
الناز پاکار، مسعود خوش سلیقه، زهرا خزاعی راوری
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی و طبقهبندی ممیزیهای فیلم در رسانة ملی، نسخة دوبلهشدة سهگانة پدرخوانده را بررسی کرده و ممیزیهای آن را استخراج و دستهبندی نموده است. این سهگانه که از آثار برجستة سینمایی جهان است، موضوعات فرهنگی و ایدئولوژیک بسیاری نظیر عشق، خشونت، جنایت و مذهب را در بردارد که در دوبلة فارسی از طریق اعمال ممیزی با هنجارهای ایدئولوژیک و فرهنگی کشور همسو شدهاند. پارادایم تحقیق، بهرهگیری از رویکرد کیفی بوده است و نمونهگیری به روش هدفمند صورت گرفت و دادهکاوی به روش تحلیل محتوای استقرایی انجام شده است. یافتههای پژوهش نشان داد ممیزیها در سه سطح تصویر، کلام و صدا اعمال شدهاند و مسائل مذهبی، فرهنگی و سیاسی را شامل میشوند. در این فیلم، اغلب صحنههایی که نمادها و آیینهای دین مسیحیت، روابط خارج از ازدواج، روابط جنسی، خشونت، نوشیدنیهای الکلی و نمادهای آمریکا را به تصویر میکشند، حذف شدهاند و اغلب گفتگوهایی که به همین دست موضوعات اشاره دارد نیز جایگزین یا حذف شده است. سپس یافتهها از طریق مصاحبه با پنج تن از گویندگان و مدیران دوبلاژ سهسویهسازی شد. در پایان، یافتههای پژوهش با توجه به پژوهشهای قبلی مرتبط بحث شدهاند.
بررسی نمایشنامۀ بهترین بابای دنیا نوشتۀ غلامحسین ساعدی و در انتظار گودو نوشتۀ ساموئل بکت بر اساس فلسفۀ پوچی آلبر کامو
دوره 54، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 131-155
https://doi.org/10.22067/lts.v54i4.85850
رجبعلی عسکرزاده طرقبه، فاطمه بیگلری
چکیده این مقاله به بررسی دو نمایشنامۀ در انتظار گودو (1953) نوشتۀ ساموئل بکت (1989-1906) و بهترین بابای دنیا (1349) اثر غلامحسین ساعدی (1364-1314) پرداخته است. با توجّه به پایۀ نظری این مقاله که دیدگاهِ پوچی آلبر کامو و مؤلفههای مربوط به آن است، شخصیتهای این دو اثر مورد واکاوی و بررسی قرار گرفتهاند. در این دو نمایشنامه مفاهیمی همچون انتظار، نیاز، درد و رنج و مرگ با توجّه به نظرات کامو واکاوی شدهاند. نویسندگان در ادامه به تحلیل مفهوم «انسان پوچ» آلبر کامو پرداختهاند و در پایان، مسألۀ مرگ و بازتاب آن را در نگرش انسان پوچ کامو، در این دو اثر نشان دادهاند. بر این اساس، یافتهها این تحقیق نشان میدهد که مفهوم نیاز انسان برای داشتن امید در زندگی، بیفایده است و درد و رنج ناشی از به سرانجام نرسیدن انتظار در سرتاسر این دو نمایشنامه دیده میشود. شخصیتهای این دو اثر، پوچی زندگی را آنچنان که انسان پوچ کامو درمییابد، درک نکردهاند و در پوستۀ جهل و نادانی دنیای پوچ خود باقیماندهاند. این شخصیتها از انتظاری پوچ و امیدی واهی رنج میبرند.
واژهگزینی درونمتنی یا برونمتنی: موردپژوهی رمان «کودک سرراهی»
دوره 56، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 131-167
https://doi.org/10.22067/lts.2023.81978.1187
محبوبه نورا، سید محمدرضا هاشمی
چکیده واژهیابی و واژهگزینی از دغدغههای مهم مترجمها و مدرسها و فراگیرهای ترجمه است. دربارۀ سازوکار واژهگزینی در ترجمه بسیار سخن گفته شده است. باوجوداین، به نقش و کارایی فرهنگهای دوزبانه در واژهگزینی کمتر توجّه شده است. هدف از جستار حاضر، پاسخ دادن به این سؤال است که آیا واژهگزینی در ترجمه، اساساً، امری درونمتنی و یا برونمتنی است و اینکه استفاده از معادلهای فرهنگهای دوزبانه برای مترجم کفایت میکند یا خیر؟ در این پژوهش، ترجمۀ دو صفت عام «Good» و «Bad» در رمان تام جونز ،کودک سرراهی، بررسی شد. نتایج نشان داد که واژهگزینی در ترجمه، درونمتنی است و واژهگزینی برونمتنی؛ یعنی واژهگزینی بر اساس فرهنگ دوزبانه، در ترجمه بهویژه ترجمۀ ادبی راهگشا نیست. مترجم، اساساً، بر اساس متن و روابط موجود در آن، ترجمه میکند و واژههای مناسب را انتخاب میکند و این امر، در مورد برخی ویژگیهای زبانی متن، بارزتر است. یکی از این ویژگیهای زبانی متن، روابط همنشینی بین کلمهها است که در تعیین معنای متن و متنیّت آن نقش مهمی دارد.
دیدگاه ناشران و مترجمان درباره ضوابط نشر کتاب و ممیزی و پیامدهای آن در ایران بعد از انقلاب اسلامی
دوره 56، شماره 1، بهار 1402، صفحه 141-166
https://doi.org/10.22067/lts.2022.77963.1146
عبداله نوروزی، محمد رضا هاشمی
چکیده پیروزی انقلاب اسلامی ایران، قلمرو نشر کتاب و ضوابط حاکم بر آن را دگرگون کرد. علیرغم توجّه پژوهشگران به برخی ابعاد نشر کتاب، به ضوابط نشر کتب تألیفی و ترجمهای توجّه نشده است. بر همین اساس، این پژوهش به بررسی ضوابط حاکم بر نشر در ایران اختصاص یافته است. تلاش شده زوایای مختلف این ضوابط نشان داده شده و پیامدهای آن تبیین شود. برای این کار، علاوه بر بررسی ضوابط مربوط، نظر مترجمان و ناشران را از طریق مصاحبه جویا شدیم و در چارچوب روش تحلیل مضمون، تحلیل کردهایم. یافتهها نشان میدهد که گذر از ممیزیهای سلیقهای از مسائل و دغدغههای اصلی مترجمان و ناشران است. شفّاف نبودن ضوابط باعث شده ممیزان در ارزیابی کتابها به تفسیر روی آورند، نایکدستی در برخورد با کتابها بهویژه ترجمهها دیده شود و نارضایتی برخی از مترجمان و ناشران را به همراه داشته باشد.
بررسی زباهنگ دل نگرانی معلم: موردی از مدرسان زبان انگلیسی در مؤسسات آموزش زبان
دوره 56، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 149-186
https://doi.org/10.22067/lts.2023.80086.1171
هانیه جاجرمی
چکیده ازآنجاییکه ارتباط عاطفی بین معلّم و شاگرد نقش مهمی در دستاوردهای زبانآموزان دارد، بررسی عوامل تأثیرگذار در این رابطه از اهمّیّت بالایی برخوردار است. ابراز نگرانی معلّم برای شاگردانش یکی از این عوامل برشمرده میشود که در گفتمان معلّم تبلور یافته و از طریق فرهنگکاوی زبانِ آنان قابل بررسی است. در این پژوهشِ کیفی، زباهنگ دلنگرانی معلّم در بافت مؤسسات آموزش زبان انگلیسی، با هدف شناسایی سطوح دغدغهمندی معلّم و مؤلفههای فرهنگی مربوط به آن، مورد بررسی قرار گرفت. بدین منظور، از طریق انجام 108 مصاحبۀ نیمهساختاریافته با مدرّسان (82 زن و 26 مرد؛ در بازۀ سنی 21 تا 40 سال)، 352 پارهگفتار حاوی این زباهنگ تا حد اشباع استخراج شد. سپس دادهها بر اساس الگوی «هَیَجامَد» در قالب چهار سطح دلنگرانی معلّم با عناوین هیچدلی، بروندلی، دروندلی و فرادلی تقسیم شد و با استفاده از الگوی مفهومی تحلیل زباهنگ مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که دروندلی نسبت به سطوح دیگر دغدغهمندی معلّم بسامد بالاتری در این بافت آموزشی دارد. همچنین، این زباهنگ در سطوح مختلف با اهدافی همچون ایجاد تغییر در رفتار، فراهم آوردن شرایط یادگیری، ایجاد انگیزه، حفظ حریم، نپذیرفتن مسئولیت و ابراز نارضایتی استفاده میشود. تحلیل دادهها بر اساس الگوهای فرهنگی نیز نشانگر فرهنگهای جمعگرایی و کلنگری، احترام محوری، اغراق افزوده، بافت قوی، اعتمادافزوده، جهتگیریهای بلندمدّت و خیرخواهی در این بافت آموزشی است. نتایج این مطالعه کمک میکند با شناسایی فرهنگ غالب در این محیط آموزشی، در جهت بهفرهنگی گام برداشت و درنتیجه شاهد تحقق اهداف آموزشی با کیفیت و سهولت بیشتر بود.
از فرآیندهای ترجمه تا راه حل فرازبان
دوره 50، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 151-173
https://doi.org/10.22067/lts.v50i2.67208
غلامرضا شکرانی
چکیده پیشرفت علوم زبان روزبهروز لایههای نهانی و زیرین زبان را برایمان آشکارتر میکند و علم ترجمهشناسی نیز بهنوبة خود ما را به کشف شگفتیهایی که در برخورد و تماس زبانها در جریان ترجمه بهوجود میآیند، رهنمون میسازد. در این پژوهش تأکید ویژة ما بر اهمیت واقعیت فرازبان در کار ترجمه است. فرازبان هرچند از زبان نشئت میگیرد و با زبان پدید میآید، ریشه در بطن فرهنگ قومی دارد. برای تسهیل در طرح چنین فرضیهای پا را از طرح فرآیندهای اصلی ترجمه (فرانسه-فارسی) فراتر نهاده و با کمک سبکشناسی تطبیقی نشان خواهیم داد که چگونه نشانههای زبانی یا صورتهای کلامی بهخودی خود قابل ترجمه نیستند، یا اگر باشند حاوی تمام ابعاد معنا نیستند. در انتقال معنا معیارهایی همچون «سنخ عادی» یا «سنخ غیرعادی» امور اهمیت مییابند که صرفاً با توجه به تقابل فرهنگ مبدأ و فرهنگ مقصد مطرح و مشخص میگردند.
زندان بهمثابة الگوی آمریکای مدرن: خوانش فوکویی از رمان پسران نیکل اثر کولسون وایتهد
دوره 58، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 151-184
https://doi.org/10.22067/lts.2025.94476.1365
ایرج سلیمان جهان، صدف ابراهیمیان
چکیده این پژوهش میکوشد سیاستهای نرمالسازی و پیامدهای آن را در رمان پسران نیکل اثر کولسون وایتهد از منظر دیدگاههای میشل فوکو تحلیل کند. هدف آن ارائۀ خوانشی فوکویی از رمان است که تلاش میکند براساس الگوی سراسربینی نشان دهد چگونه دولت آمریکا از طریق نهادهای آموزشی، قضایی و انضباطی پراکنده در سطح جامعه، به ایجاد جامعهای همگن و یکدست میپردازد که در آن، انسانها بهطور کامل نرمالسازی شدهاند. نتایج این تحقیق نشان میدهد جامعه آمریکاییِ بازنماییشده در رمان در دهه ۱۹۶۰ نمونهای شاخص از الگوی جهان مدرن فوکویی است؛ جهانی که در دل آن، نهادهای گوناگونی چون دارالتأدیب، نظام حقوقی، نیروهای پلیسی و شبکهای از نهادهای اقماری دیگر انسانها را محبوس، کنترل و مدیریت میکنند. این نهادها همگی در تلاشاند سوژههایی سادهنگر، مطیع و فاقد خودآگاهی و تفاوت فردی تولید کنند که هویتشان تنها بهوسیلۀ همگن بودن با دیگر اعضای جامعه معنا مییابد.
نگرش مترجمان به مسئلۀ زنان در دورۀ پهلوی اول
دوره 58، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 168-202
https://doi.org/10.22067/lts.2025.95034.1379
مریم سعیدی
چکیده در دورۀ پهلوی اول تألیف اثر با موضوع زنان و با هدفِ عبرتدهی یکی از مؤلفههای بوطیقای نظام ادبی بود. این پژوهش با بررسی ۱۵۰ اثر ترجمهشدۀ این دوره نشان میدهد که این مؤلفه به صورت ترجمۀ آثاری درباره و برای زنان به بوطیقای ترجمه وارد شده است. از این میان، این پژوهش با استفاده از مفهوم «نگرش» موردنظر هرمانز (۲۰۰۷)، به بررسی نگرش ۱۷ مترجم نسبت به موضوع زنان در ۲۵ اثر ترجمهشده میپردازد. تحلیل محتوایی آثار نشان میدهد که مترجمان نگرش خود را در متن و پیرامتن ترجمه ابراز کردهاند. برخی همسو با نویسندگان ایرانی آثاری را برای ارشاد زنان ترجمه کردهاند؛ اما بیشتر آنان نگرشی همدلانه نشان دادهاند. ازجمله روشهایی که اتخاذ کردهاند این است که گاهی عنوان اصلی اثر را به نامی زنانه و خصائل مثبت تغییر دادهاند، در مقدمه و مؤخره به هدف ترجمه اشاره کردهاند و با تلخیص ترجمه مضمون اثر را منتقل کردهاند.
چالشهای ترجمه قطعهنویسی پاسکال: تحلیلی معرفتشناختی در پرتو اپیستمه فوکو
دوره 58، شماره 1، بهار 1404، صفحه 188-219
https://doi.org/10.22067/lts.2025.92500.1333
سمیه فیلی، آنت آبکه، لیلا شوبیری، مرتضی لک
چکیده این مقاله با تکیه بر چارچوب معرفتشناختی فوکو، چالشهای ترجمۀ قطعهنویسی در اندیشههای پاسکال را تحلیل میکند و نشان میدهد ترجمۀ متون فلسفی کلاسیک صرفاً فرایندی زبانی نیست، بلکه مستلزم بازسازی اپیستمههای حاکم بر متن مبدأ است. با روش کیفی تفسیری، سه قطعه از اندیشهها (شمارههای ۲۱۸، ۱۷۳ و ۱۵۱) از حیث واژگان، خوانشپذیری و انتقال مفاهیم بررسی شدهاند. یافتهها حاکی از آن است که تقابل علم و الهیات، نقد خرافه و نظام تربیت تحسینمحور، موانعی نظری در ترجمه ایجاد میکنند. برای رفع این موانع، راهکارهایی چون شرح مفهومی، بازآفرینی لحن طعنهآمیز و بازتنظیم بافت تاریخی پیشنهاد میشود. این مطالعه، مترجم را کنشگری معرفتشناختی میداند که باید با درک گسستهای اپیستمیک، به ترجمهای آگاهانه و مسئولانه دست یابد.
بررسی تطبیقی ساختار و محتوا در رمان ویکتور هوگو و داستان شاپور قریب
دوره 49، شماره 1، بهار 1395، صفحه 101-114
https://doi.org/10.22067/lts.v49i1.59791
محمّدرضا فارسیان، سارا جوانمردی
چکیده ادبیات تطبیقی شاخه ای است از نقد ادبی که به بررسی روابط فرهنگی و ادبی میان ملت ها می پردازد. از این رو بررسی شباهت ها ی محتوایی و ساختاری میان آثار نویسندگان برخاسته از فرهنگ ها ی گوناگون شاخه ای از پژوهش های تطبیقی است، که همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. در این گفتار برآنیم تا به پژوهشی در این زمینه با نگاهی به آثار ویکتور هوگو و شاپور قریب بپردازیم. هوگو، در رمان مردی که می خندد می کوشد تا به روایت سرنوشت سیاه پسرکی زشت رو که همواره خنده ی موحشی بر چهره دارد، بپردازد. قریب، نویسنده ی معاصر ایرانی، نیز در داستان عذرا لندوکه به حکایت تیره روزی دخترکی زشت رو می پردازد. دو داستان تصویری است از زندگی انسان هایی که صورتی زشت اما سیرتی زیبا دارند. میان این دو اثر ، از نظر مضامین،گره خوردگی حوادث و شخصیت ها مشابهت هایی وجود دارد. در این جستار برآنیم تا با استفاده از ابزار های تطبیق و مقایسه به تحلیل تطبیقی محتوا و ساختار در دو اثر و نیز به مشخص کردن میزان و علت همانندی ها در دو جامعه متفاوت شرقی و غربی بپردازیم .
واژه و معنا در تقابل یا در تعامل با یکدیگر در ترجمه
دوره 47، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 107-129
https://doi.org/10.22067/lts.v47i4.43318
الهام محمدی، فرزانه کریمیان
چکیده با توجه به اینکه امروزه همه حرفه ها به سمت علمی شدن پیش می روند پرواضح است که ترجمه نیز از این امر مستثنا نبوده و مترجمان بیش از پیش تلاش می کنند تا با تکیه بر نظریه ها دست به قلم ببرند و اثری را ترجمه کنند. غالب نظریه ها و اندیشه هایی که از دیرباز تاکنون در مورد ترجمه مطرح شده اند بر پایه نوعی دوگانگی و تقابل بین واژه و معنا استوار هستند. بر اساس این دوگانگی، واژه و معنای یک اثر، دو قطب مخالف یکدیگرند که اغلب نمی توانند هر دو با هم ترجمه شوند و به زبان مقصد انتقال یابند.
هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تعامل و همزیستی واژه و معنا است و روشی که بواسطۀ آن در هنگام ترجمه این دوگانگی از میان برداشته شود و واژه و معنای اثر مبدأ همراه هم منتقل گردد.
ترجمه فارسی تابویهای زبانی فیلم پالپ فیکشن: مقایسه ترجمه دانشجویی و حرفهای
دوره 52، شماره 1، بهار 1398، صفحه 109-128
https://doi.org/10.22067/lts.v52i1.80700
میلاد مهدیزادخانی، عبداله نوروزی، فرزانه شکوهمند
چکیده حوزه آموزش ترجمه در مطالعات ترجمة دیداریشنیداری تا حد زیادی توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است، اما پژوهشهای نسبتاً کمی به راهکارهای ترجمه نمودهای زبان تابو در آموزش ترجمة دیداریشنیداری پرداختهاند. از اینرو، در پژوهشی توصیفی، از دانشجویان مترجمی زبان انگلیسی در مقطع کارشناسی خواسته شد فیلم پالپ فیکشن (تارانتینو، 1994) را به زبان اصلی تماشا کنند و سپس متن فیلم را به فارسی ترجمه کنند. به لطف وجود نسخه دوبله حرفهای این فیلم، راهکارهای بهکاررفته توسط دانشجویان در مواجه با نمودهای زبان تابو با ترجمه حرفهای و رسمی آن قابل مقایسه و بررسی بود. نتایج نشان میدهد که شرکتکنندگان با حذف اغلب نمودهای زبان تابو مانند ترجمة حرفهای، از راهکارهای ترجمه حرفه ای و رسمی ترجمه دیداریشنیداری استفاده میکنند. هرچند، دومین راهکار استفادهشده از نظر میانگین تعداد کاربرد در میان دانشجویان، جانشینی نمود زبان تابو با زبان غیرتابو است، ترجمه رسمی سعی کرده با کاهش اثر نمود زبان تابو ، آن را حفظ کند. پیشنهاد میشود از آنجایی که ترجمة مؤثر نمودهای زبان تابو میتواند نقش مهمی در موفقیت محصولات دیداریشنیداری ایفا کند، از نتایج مقاله حاضر برای افزایش آگاهی بیشتر دانشجویان در ترجمة آنها استفاده شود.
هوش روایی و کیفیت ترجمه
دوره 48، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 113-130
https://doi.org/10.22067/lts.v48i2.42513
فاطمه حیدری، مسعود خوش سلیقه، محمد رضا هاشمی
چکیده علاوه بر مهارت های زبانی در ترجمه که در طول چند دهۀ گذشته همواره مورد توجه محققان این رشته بوده، بسیاری از مباحث و مطالعات جدید در حوزه کیفیت ترجمه، معطوف به تأثیر غیرقابلانکار جنبۀ ذهنی و شناختی مترجم در ترجمه شده است. در این تحقیق در پی این هستیم تا از این رویکرد روانشناسانه استفاده کنیم و به بررسی رابطه احتمالی بین مفهوم نوظهور هوش روایی (در حوزه مطالعات ترجمه) و کیفیت ترجمه بپردازیم. در این مطالعه رابطه محتمل بین هوش روایی و کیفیت ترجمه مورد بررسی قرار گرفت. در این تحقیق 104 دانشجوی سال چهارم ترم آخر رشته مطالعات ترجمه در مقطع کارشناسی شرکت کردند. یافته های تحقیق نشان دادند که رابطه معناداری بین کیفیت ترجمه دانشجویان و هوش روایی آنها وجود دارد. تمام زیرگروه های هوش روایی نیز با کیفیت ترجمه رابطه ای معنادار داشتند. بهعلاوه، در این تحقیق تفاوت معناداری بین کیفیت ترجمه دو گروه دانشجویان با هوش روایی بالا و دانشجویان با هوش روایی پایین وجود داشت. در پایان، یافته های تحقیق مورد بحث و بررسی قرارگرفتهاند و به نتایج حاصل از آن اشاره شده است.
نقدی بر ترجمۀ مدخلی از دانشنامۀ ایرانیکا
دوره 49، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 113-128
https://doi.org/10.22067/lts.v49i2.60598
مصطفی حسینی
چکیده مقالۀ حاضر به بررسی ترجمۀ فارسی یکی از مقالات دانشنامۀ ایرانیکا تحت عنوان «تأثیر رباعیّات عمر خیّام بر ادبیّات و جامعۀ غرب» (2008) میپردازد که مصطفی صداقترستمی آن را با عنوان «عمر خیّام؛ در صحنۀ ادبی و اجتماعی آن سوی آبها»، ترجمه کرده و در ماهنامۀ گلستانه، تیرماه 1393، شمارۀ 131، ص 67- 69 منتشر شده است. متأسفانه خطاهای پُرشمار و متنوّعی به این ترجمه راه یافته است که برخی از آنها عبارتند از: ضبطِ نادرست نام افراد، توجّهنکردن به ضبط اشهر عناوین کتابها، ترجمهنکردن برخی عناوین، ترجمۀ نادرست برخی جملات و مواردی از این دست. نویسندۀ حاضر این موارد را در هفت فقره دستهبندی و در هر مورد پیشنهاد و توضیحی مناسب عرضه کرده است. این موارد عبارتند از: 1) تلفظ و ضبط نامهای فرانسوی، 2) تلفظ و ضبط نامهای آلمانی، 3) تلفظ و ضبط نامهای انگلیسی، 4) تلفظ و ضبط نامهای هلندی، 5) عناوین ترجمهنشده، 6) عناوینی که غلط ترجمه شدهاند و 7) ترجمههای نادرست برخی از جملات. ناگفته نماند که این گونه ترجمههای شتابزده مصداقِ کوششِ بیفایده است و نهتنها باری از دوشِ مشتاقانِ این عرصه بر نمیدارد، بلکه میتواند مبتدیّان و خوانندگانِ نوسفر را نیز به کژراهه بیفکند.
بررسی دگرگونی معنا در صنعت بدیعیِ ایهام از منظر زبانشناختی
دوره 50، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 113-137
https://doi.org/10.22067/lts.v50i4.65407
سیدجواد مرتضایی، فرزاد قائمی، داوود عمارتی مقدم، غلامرضا کاظمی
چکیده نظام نشانهای زبان، یکـی از نظـامهـای نشـانهای ارتبـاطی است و در هر واقعة ارتباطی، مجموعهای از نـظامهـای نشانهای، از رمزگـانهـای مـختلـف مـنطقـی، اجتماعی و زیباییشناختی، با میزان برجستگی متفاوت با هم در تعامل هستند. واحدهای زبـانی نیز ممکن است یکی از عناصر نشانهای دخیل در ارتباط باشد و بسته به رمزگان فراخـوانیشـده و هدف واقعة ارتباطی، در یکـی از سـطوح لفظی، مورد استفاده قرار گیـرد. یکی از این واحدهای رمزگانیِ زبان در قالب صنعت بدیعی به نام ایهام ظاهر میشود. ایهام از دیرباز محل اختلاف صاحبنظران حوزة زبانشناسی و بلاغت ادبی بوده است و نظریههای گوناگونی در اینباره وجود دارد؛ با وجود این، آنگونه که شایسته و بایسته است، گامی درخور جهت آشکارگریِ شیوة دلالت در این مقولة بدیعی و بازنماییِ شیوههای بهکارگیریِ آن براساس ناخودآگاه بشری، برداشته نشده است و بیشتر به یادکرد تعریفی یگانه و سطحی، بههمراه ذکر شاهدمثالهایی، بسنده کردهاند. در این مقاله جایگاه صنعت ایهام بهعنوان یکی از نظامهای نشانهای با رمزگان زیباییشناختی بررسی میگردد و در ادامه به چیستیِ شیوة برقراری ارتباط و نیز چگونگیِ دلالت لفظ بر معنا، در حوزة علم نشانهشناسی، پرداخته میشود.
انگیزه و چالشهای آن در برخی دانشجومعلمان زبان انگلیسی دانشگاه فرهنگیان مشهد: مطالعهای آمیخته
دوره 51، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 113-137
https://doi.org/10.22067/lts.v51i2.70055
احمدرضا اقتصادی
چکیده در این پژوهش که با استفاده از رویکرد آمیخته انجام شده، وضعیت انگیزشی و دلایل بیانگیزگی برخی دانشجومعلمان زبان انگلیسی در دانشگاه فرهنگیان مشهد بررسی شده است. در ابتدا و با استفاده از رویکرد کیفی نظریة دادهبنیاد، با 17 دانشجوی دختر و پسر مصاحبه شد. نتایج نشان داد که از جمله عوامل مؤثر بر بیانگیزگی دانشجویان، عدم علاقة اولیه به معلمی، عدم آشنایی با دورة دبیری یا آموزش زبان انگلیسی قبل از انتخاب رشته، محیط و فضای دلسردکننده، امنیت شغلی، ویژگیهای خاص دانشگاه از قبیل عدم وجود امکانات کافی و محدودیتهای مقررات و سختگیری استادان است. سپس براساس یافتههای مرحلة کیفی، پرسشنامهای تهیه شد و پس از اعتبارسازی، بین تمامی دانشجومعلمان زبان انگلیسی در دانشگاه فرهنگیان مشهد توزیع شد. نتایج مرحلة کمی نیز نتایج کیفی را تأیید میکند و نشان میدهد که برای ایجاد فضای انگیزشی برای دانشجومعلمان در دانشگاه فرهنگیان، توجه ویژهای باید صورت گیرد.
ناتانیل هاثورن روایتگر علم و اخلاق اجتماعی
دوره 48، شماره 1، بهار 1394، صفحه 115-127
https://doi.org/10.22067/lts.v48i1.41888
محسن محمود روشن ضمیر
چکیده ناتانیل هاثورن به عنوان یکی از مشهورترین و تاثیر گذار ترین نویسندگان اخلاق گرای قرن نوزدهم ادبیات آمریکا همواره از زاویه های متفاوت مورد بررسی قرار گرفته است. مباحث زیادی در ارتباط با اینکه آیا هاثورن در داستان هایش اخلاق فردی از قبیل رابطه انسان با خدا، توبه و بازگشت به من معنوی را بیشتر مد نظر داشته یا اینکه در یک سطح وسیع تر ریشه مشکلات جامعه بشری را در رعایت یا عدم رعایت اخلاق اجتماعی جستجو می کرده ، صورت گرفته است. بررسی ها نشان می دهند که هاثورن از مطرح کردن آنچه منتقدین آثار ادبی موارد اخلاق فردی می نامند، به تصویر کشیدن اهمیت اخلاق اجتماعی را در نظر داشته است. این مقاله سعی می کند از میان موارد متعددی که هاثورن در ارتباط با اخلاق اجتماعی در آثارش مطرح نموده است، به رابطه بین علم و اخلاق اجتماعی بپردازد. این مقاله علم و استفاده نا صحیح از آن را در سه داستان کوتاه " نشان مادر زاد"، " دختر راپاچینی" و " اتان برند" بعنوان بخش مکملی از سبک ناتانیل هاثورن به تصویر می کشد و این انتقاد اجتماعی را از دیدگاه نویسنده مطرح می سازد.
ترجمۀ ادبیات کودک از منظر پارادایم اسکوپوس و تعادل (مطالعۀ موردی: داستان شازده کوچولو)
دوره 48، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 117-137
https://doi.org/10.22067/lts.v48i3.53247
سمیر حسنوندی، مجتبی عسکری، اسماء عالیشوندی، زهرا جان نثاری لادانی
چکیده مطالعۀ حاضر بر آن است تا عملکرد دو پارادایم مهم ترجمه را در ادبیات کودک به تصویر بکشد. این دو پارادایم عبارتاند از: 1) پارادایم تعادل؛ 2) پارادایم اسکوپوس. پارادایم نخست تعادل را در متن مبدأ جستجو میکند، درحالیکه پارادایم دوم بهدنبال آن در متن مقصد است. بدین منظور سه ترجمۀ برجستۀ داستان شازده کوچولو از محمد قاضی، احمد شاملو و ابوالحسن نجفی مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت. در پایان مشخص شد که ترجمۀ شاملو، برخلاف دو مترجم دیگر ترجمهای مخاطب- مدار و بر پایۀ پارادایم اسکوپوس است که مخاطبین خاص خود،یعنی کودکان را کاملاً در نظر میگیرد. دو مترجم دیگر رویکردی متن- مدار در ترجمههای خود ارائه داده و گاهی از واژگان و عباراتی استفاده کردهاند که درک آن برای کودکان پیچیده است. ترجمۀ این دو مترجم را باید ذیل پارادایم تعادل در نظر گرفت. پژوهش حاضر به این نتیجه میرسد که پارادایم اسکوپوس، بهمراتب فراگیرتر از پارادایم تعادل در مسئلۀ ترجمۀ ادبیات کودک است.
مقایسه تاثیر دو نوع برنامه ریزی بر عملکرد نوشتاری زبان آموزان ایرانی از حیث روانی، دقت و پیچیدگی نوشتار
دوره 48، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 117-132
https://doi.org/10.22067/lts.v48i4.48849
حمید رضا کارگذاری، حسن سلیمانی، منوچهر جعفری گهر، فاطمه همتی
چکیده هدف تحقیق پیش رو مقایسه تاثیر دو نوع برنامه ریزی شامل برنامه ریزی قبل از تکلیف و برنام ریزی همزمان در عملکرد نوشتاری زبان آموزان ایرانی از حیث دقت، روانی و پیچیدگی بود. بدین منظور از 134 زبان آموز ایرانی که دارای بسندگی زبانی متفاوتی بودند خواسته شد تا دو تکلیف نوشتاری متفاوت را تحت این دو نوع برنامه ریزی انجام دهند. یافته های این پژوهش حاکی از آن بود که هیچ یک از انواع برنامه ریزی در دقت نوشتاری تاثیری ندارد. با این وجود، برنامه ریزی همزمان باعث افزایش روانی نوشتار شد و برنامه ریزی قبل از تکلیف باعث افزایش پیچیدگی نوشتار. یافته ها همچنین بیانگر آن بودند که افراد با بسندگی بالاتر زبانی در هر سه مورد دقت، روانی و پیچیدگی عملکرد بهتری از افراد با بسندگی پایین تر زبانی در هر 2 نوع برنامه ریزی داشتند. این بدان معنا است که هیچ تعاملی بین نوع برنامه ریزی و میزان بسندگی زبانی وجود ندارد.
