نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی

بررسی ترجمۀ حال منفی در قرآن کریم: در چهار ترجمۀ معاصر (موسوی‌گرمارودی، آیتی، فولادوند، الهی‌قمشه‌ای)

دوره 50، شماره 1، بهار 1396، صفحه 131-158

https://doi.org/10.22067/lts.v50i1.65345

محمد جواد پورعابد، سید ناصر جابری اردکانی، نجیمه کاظمی

چکیده اسلوب حال در عربی، حالت‌های گوناگونی دارد که با برابر آن در فارسی فرق دارد؛ از آن جمله گاه اتفاق می‌افتد که حال به‌صورت منفی بیاید. این نوع حال، در قرآن بسامد بالایی دارد. بنابراین با در نظر گرفتن تفاوت دو زبان فارسی و عربی، یافتن برابر مناسب برای هر یک از صورت‌های حال منفی در ترجمۀ متن قرآنی که یک متن منحصر به فرد نیز هست، بسیار حائز اهمیت است؛ زیرا ترجمۀ این متن آسمانی باید بیانگر تمامی معانی آن باشد؛ وانگهی مترجمان باید اسلوب‌های دو زبان را رعایت نمایند. جستار پیش رو، شیوه‌ها، ساز و کارهای مترجمان در انتقال مفهوم حال منفی در آیات قرآن به زبان فارسی را بررسی می‌کند و گامی برای شناساندن روشی مناسب برای این ساختار که با ساختار برابر آن در زبان فارسی مناسب باشد و در عین حال بتواند معانی قرآن را به زبان فارسی منتقل نماید.

آموزش زبان

هدایت زبان‌ها: تأثیر جابه‌جایی زبانی بر روانی و تمایل به برقراری ارتباط زبان‌آموزان ایرانی

دوره 58، شماره 1، بهار 1404، صفحه 132-187

https://doi.org/10.22067/lts.2025.91967.1326

فرناز حکیم عطار، محمد ایمان عسکری، ندا فاتحی راد

چکیده مطالعۀ حاضر به بررسی تأثیر جابه‌جایی زبانی بر زبان‌آموزان ایرانی می‌پردازد که زبان انگلیسی را به‌عنوان زبان خارجی یاد می‌گیرند و تمرکز آن بر تأثیر این موضوع بر تمایل به برقراری ارتباط و روانی گفتار در زبان دوم است. جابه‌جایی زبانی که به معنای تغییر متناوب بین زبان‌ها در جریان گفتگو تعریف می‌شود، به‌عنوان عاملی تسهیل‌کننده یا مانع در برقراری ارتباط مؤثر موردبررسی قرار گرفته است. این پژوهش از رویکرد روش‌های ترکیبی بهره گرفته و با استفاده از ارزیابی‌های کمّی از تمایل به برقراری ارتباط و روانی گفتار، به همراه مصاحبه‌های کیفی برای بررسی تجربیات زبان‌آموزان، یافته‌های خود را استخراج کرده است. نتایج نشان داد جابه‌جایی زبانی می‌تواند تمایل به برقراری ارتباط و روانی گفتار زبان‌آموزان را بهبود بخشد. علاوه بر این، نتایج مصاحبه‌ها نشان داد از دیدگاه زبان‌آموزان، ایجاد اعتمادبه‌نفس و راحتی رایج‌ترین دلیل استفاده از جابه‌جایی زبانی بوده است؛ درحالی‌که توسعۀ مهارت‌های فراشناختی کمترین نقش را در این زمینه داشته است.

بررسی زبان‌شناختی و ترجمه‌ای عبارات مصطلح بی‌ادبانه در دو فیلم جدایی نادر از سیمین و ابد و یک روز و زیرنویس انگلیسی آن‌ها

دوره 52، شماره 1، بهار 1398، صفحه 79-107

https://doi.org/10.22067/lts.v52i1.83481

سمیر حسنوندی، ابوذر کاظمی، اکبر حسابی

چکیده
 پژوهش حاضر قصد دارد به بررسی موضوع چالش‌انگیز بی‌ادبی در ترجمة دیداری‌شنیداری بپردازد. پرسش اصلی آن است که معادلات بی‌ادبی در زیرنویس چگونه برگردان شدند. به همین منظور، تمامی رفتارهای زبانی بی‌ادبی در دو فیلم جدایی نادر از سیمین و ابد و یک روز که دارای گفتارهای محاوره‌ای و رفتارهای زبانی بی‌ادبی‌اند استخراج شد. نویسندگان پس از طبقه‌بندی موارد مذکور بر پایة مدلی نظری موجود در پیشینه، به بررسی چگونگی ترجمة معادل‌های این رفتارها در زیرنویس‌های انگلیسی حرفه‌ای این دو فیلم پرداختند. یافته‌ها نشان داد که در بین عبارات مصطلح بی‌ادبانه، سؤالات چالشی دارای بیشترین فراوانی است. این امر نشان می‌دهد که شخصیت‌های فیلم در اکثر موارد، خواسته‌های وجهة سلبی مخاطب را تهدید می‌کنند. از میان عبارات مصطلح بی‌ادبانه، دو نوع ندایی سلبی شخصی و اشاره‌های سلبی شخصی مشاهده نشد. دیگر یافتة مهم پژوهش حاضر این بود که برای هریک از عبارات بی‌ادبانة گفتاری در زبان مبدأ، عبارت بی‌ادبانة نوشتاری در زیرنویس نیز مشاهده شد. این عبارات از نظر نوع بی‌ادبی و بسامد در هر دو فیلم یکی بود.

رابطه قدرت و خشونت نگاه در نمایش‌نامه در بسته

دوره 49، شماره 1، بهار 1395، صفحه 83-100

https://doi.org/10.22067/lts.v49i1.46520

رجبعلی عسکرزاده طرقبه، مریم السادات موسوی تکیه

چکیده این مقاله به بررسی درون‌مایۀ «نگاه خیره» می‌پردازد. درون‏‌مایۀ «نگاه خیره» از جمله مباحثی است که هم در آثار ادبی و فلسفی سارتر و هم در فلسفۀ فوکو مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله، باور این دو فیلسوف دربارۀ قدرت «نگاه خیره» در نمایش‏نامۀ تمثیل‌گونۀ در بسته اثر ژان پل سارتر بررسی می‏شود. با واکاوی در تار و پود اجزای این نمایش‏نامه و با به‌کارگیری ابزارهایی که «نگاه خیره» در اختیار دارد و از آن طریق به هستی دیگری عینیت می‏بخشد، در این مقاله سعی بر آن است که چگونگی سلب آزادی سوژه [فاعل شناسا] و بیگانه‌شدگی فرد نسبت به وجود واقعی خود نشان داده شود. اثرات دائمی، محونشدنی و نابودکننده‌ای که زیر سایۀ سنگین «نگاه خیره» دیگری در شخصیت سوژه [فاعل شناسا] جاری می‏شود، آزادی افراد را تحت‌الشعاع خود قرار می‏دهد و در چنگال رابطۀ قدرت، اسیر و گرفتار می‏کند همچنان که شخصیت‌های نمایش، اینه ، استل و گارسین در هزارتوی روابط قدرت گرفتار می‎شوند و از آنجا که در برابر هجوم «نگاه خیره» دیگری، به شیء بی‏دفاعی تبدیل ‏می‏شوند، راه گریز برای فرار از چشمی که به آن‏ها خیره شده است، نمی‏یابند.

نقش فرهنگ بومی در کلاس‌های زبان انگلیسی: مقایسۀ سه دیدگاه متفاوت

دوره 47، شماره 4، زمستان 1393، صفحه 91-105

https://doi.org/10.22067/lts.v47i4.23890

الهام ناجی میدانی، رضا پیش‌قدم، محمد غضنفری

چکیده گسترش جهانی زبان انگلیسی که همزاد جهانی شدن است، دیدگاههای تازه ای را در آموزش زبان انگلیسی پدید آورده است. جایگاه فرهنگ بومی در برابر فرهنگ بیگانه در کلاس های زبان انگلیسی نیز نگرشهای تازه ای را به همراه آورده است. مقالۀ حاضر کوشیده است که نگرش سه گروه مدرسان، زبان آموزان و والدین را نسبت به نقش فرهنگ بومی در آموزش زبان انگلیسی با هم مقایسه کند. بدین منظور، پرسشنامه ای به 360 نفر( 120 نفر از هر گروه) داده شد و نگرش آنان در رابطه با سه سازه ی سلطه ی زبان و فرهنگ انگلیسی، آموزش فرهنگ انگلیسی زبانان، و جایگاه فرهنگ بومی در کلاس های زبان انگلیسی سنجیده شد. نتایج نشان داد که در رابطه با سازۀ اول، مدرسان نگرش منتقدانه تری نسبت به دو گروه دیگر دارند، درحالی که در مورد سازه های دوم و سوم، والدین نگرش منتقدانه تری نسبت به مدرسان و زبان آموزان دارند.

تزئین‌های اسطوره‌ای در افسانة سن ژولین مهمان‌نواز اثرگوستاو فلوبر با تکیه بر اسطوره-نقد و اسطوره- تحلیل

دوره 50، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 91-111

https://doi.org/10.22067/lts.v50i4.67178

علی عباسی، جعفر جهانگیر میرزا حسابی

چکیده هدف از این مقاله ارائه روش‌شناسی ژیلبر دوران و پیاده کردن آن به‌صورتی روش‌مند و علمی روی اثری از گوستاو فلوبر (سه قصه، افسانة سن ژولین مهمان‌نواز) است. در واقع، با تحلیل این اثر، هدف یافتن معنا از خلال این اثر است. نگارندگان این مقاله سعی دارند این روایت را بر اساس روش اسطوره-نقد و اسطوره-تحلیل بررسی کنند تا بتوانند به این پرسش پاسخ دهند: نظام تخیلی فلوبر در این روایت چگونه تولید معنا می‌کند؟ این نظام تخیلی الهام گرفته از کدام اسطوره است؟ و چرا این یا آن تصویر به ذهن تحمیل شده است و چه تصاویر دیگری را به‌صورت بافتی فرا می‌خواند یا چه نحو تخیلی را نشان می‌دهد. برای پاسخ به این پرسش بنیادین فرض را بر این گذاشته‌ایم که از آن‌جائی که هر اثر ناب ادبی الهام گرفته از بافت گفتمانی و فرهنگی خود است و الهام گرفته از اسطوره‌های همان فرهنگ است، پس بخش اول این اثر باید از اسطوره‌های قهرمانی و بخش دوم آن باید از اسطوره‌های مذهبی شکل گرفته باشد.

بررسی نمادهای اسطوره‌ای قهرمانان زن در من او را دوست داشتم اثر آناگاوالدا

دوره 51، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 91-112

https://doi.org/10.22067/lts.v51i2.67709

نگار کلالی، نگار مزاری، طاهره خامنه باقری

چکیده جوامع بشری در طی ادوار متمادی با مطالعۀ علمی رفتارهای اجتماعی سعی در شناخت فرایندهای ذهنی و درک روان‌شناسانة الگوهای رفتاری دارند. در این میان پیوند اسطوره با تخیل و کارکردهای ذهن بشر، توجه روان‌شناسان را به‌خود معطوف کرده است. نمادهای اسطوره‌‌ای یا همان آرکتیپ‌ها، الگوها یا قالب‌های رفتاری از پیش تعیین‌شده‌ای هستند که بر شخصیت ما تأثیر بسزایی دارند. از منظر یونگ، مضامین اسطوره‌ای ریشه در ناخودآگاه جمعی انسان‌ها دارند و درک مفهوم آرکتیپ‌ها به شناخت روان ناخودآگاه جمعی می‌انجامد. بنابراین، یونگ برای تحلیل تفاوت‌های شخصیتی انسان‌ها به مطالعۀ ضمیر ناخودآگاه جمعی و بررسی تأثیر آنیما و آنیموس بر کهن‌الگوی مسلط بر روان انسان‌ها می‌پردازد. در این پژوهش با بهره از نظریات روان‌شناسی یونگ به مطالعۀ کهن‌الگوهای مسلط بر روان شخصیت‌های زن کتاب گاوالدا می‌پردازیم. مطالعۀ این کهن‌الگوها که تحت‌تأثیر جامعه و فرهنگ تجلی می‌یابند یا برای همیشه سرکوب می‌شوند، به ما امکان درک واکنش‌های شخصیت‌های زن داستان در موقعیت‌های مختلف را خواهد داد. شناخت ایزدبانوان مسلط بر قهرمانان زن داستان و تعامل آن‌ها با الگوهای فرهنگی جامعه، به ما در درک رفتارهای اجتماعی آنان کمک خواهد کرد.

تفاوت های نحوی به عنوان چالشی در ترجمه ادبی؛ برگردان ضمیر سوم شخص مفرد در ترجمه انگلیسی غزل حافظ

دوره 48، شماره 2، تابستان 1394، صفحه 93-112

https://doi.org/10.22067/lts.v48i2.42700

سید محمد حسینی معصوم، الهه علیزاده

چکیده منشأ بسیاری از ایهام های جذّاب شعر حافظ، در چندگانگی تفسیر های مربوط به تعیین مخاطب شعر اوست. مترجم ادبی موفّق کسی است که درجه ابهام آمیزی متن را در فرایند ترجمه حفظ کند. یکی از مشکلاتی که در فرایند ترجمه رخ می دهد، عدم تناسب ساخت های دستوری و ویژگی های صرفی و نحوی زبان مبدأ و مقصد است. این امر در ترجمه ادبی و به‌ویژه ترجمه شعر که گاه مبتنی بر همین ویژگی های صوری برای خلق ابهام های خیال انگیز است، بیش‌ازپیش چالش برانگیز خواهد بود. با توجه به فقدان مشخصه جنس در نظام ضمیری زبان فارسی، برگردان ضمیر «او» که به معشوق حافظ اشاره می کند، در ترجمه انگلیسی امری چالش‌برانگیز است، چراکه مترجم مجبور به استفاده از یکی از دو ضمیر مذکّر یا مؤنّث خواهد بود که هرکدام تفسیری خاص را برمی انگیزد. این مقاله با بررسی نمونه هایی از ترجمه شعر حافظ توسط سه مترجم، به تحلیل و دسته بندی شیوه های ایشان در برگردان ضمیر سوم شخص مفرد می پردازد.

از پیرامتن تا پیراترجمه دریافت ترجمه داستان‌های دولت‌آبادی به زبان فرانسه براساس نظریات ژرار ژنت

دوره 51، شماره 1، بهار 1397، صفحه 93-116

https://doi.org/10.22067/lts.v51i1.66239

آذین حسین زاده، کتایون شهپرراد

چکیده مفهوم پیرامتن را نخستین‌بار ژنت به‌کار برد. به‌باور او، پیرامتن آن چیزی است که متن نویسنده را به کالایی به‌نام کتاب بدل می‌کند؛ یعنی عنوان، طرح روی جلد، توضیحات ناشر، مقدمه، پانوشت‌ها و از این دست. هنگامی که کتابی از زبانی به زبان دیگری ترجمه می‌شود، پیرامتن جدیدی شکل می‌گیرد که با هدف تسهیل در دریافت متن توسط خوانندة جدید، به‌جای فرهنگ مبدأ، با بایسته‌های فرهنگ زبان مقصد همخوان است. گاهی عنوان تغییر می‌کند و گاهی طرح روی جلد، پانوشت‌هایی اضافه یا حذف می‌شود و توضیحات مترجم و آنچه پشت کتاب، به زبان اصلی درج شده بود، شکلی دیگر می‌یابد. این پیرامتن جدید را پیراترجمه می‌نامند. بدین‌سان، پیرامتن مربوط به چاپ کتاب به زبان اصلی است و پیراترجمه مربوط به چاپ کتاب به زبان دوم یا سوم و بسته به زبانی که بدان ترجمه می‌شود، شاکله‌هایش نیز تغییر می‌یابد. در این مقاله برآنیم تا با تحلیل نشانه‌شناختی و با تکیه بر آرای ژرار ژنت در گسترة پیرامتن، ترجمة فارسی به فرانسة پنج داستان کوتاه از محمود دولت‌آبادی را به زبان فرانسه بررسی کنیم و ببینیم چگونه فرآیند پیراترجمه، با توجه به اهمیت دریافت کتاب توسط خوانندة فرانسوی، پیرامتن کتاب فارسی را به‌کلی نادیده می‌انگارد و آن را به پیرامتنی جدید، با اهدافی نوین تبدیل می‌کند.

بررسی فرآیندهای شناختی زیربنایی در درک مهارت گوش‌دادن آزمون آیلتس

دوره 49، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 97-112

https://doi.org/10.22067/lts.v49i2.60030

پوریا بقایی مقدم، زهرا ظهوریان، محمد قهرمانلو

چکیده هدف از این مطالعه، بررسی فرآیندهای شناختی زیربنایی در درک مهارت گوش‌دادن آزمون آیلتس (سیستم زبان انگلیسی آزمون بین‌المللی) است. همچنین این پژوهش با این مسئله می‌پردازد که آیا این فرآیندها از نظر دشواری با هم متفاوت هستند یا خیر. برای این منظور، فهرستی از فرآیندهای شناختی ممکن بر اساس ادبیات تحقیق و همچنین بازخورد و پیشنهادهای آزمون‌دهندگان آماده شد. این چک لیست شامل شش فرآیند شناختی بود. تعداد 310 دانش‌آموز متوسط روبه‌بالا و پیشرفتۀ انگلیسی با نسخه‌ای از مهارت گوش‌دادن آزمون آیلتس مورد آزمون قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از مدل آزمون لجستیکی خطی استفاده شد. یافته‌ها نشان داد که ردیابی و دنبال نمودن سرعت گوینده و درک فرم‌های مخفف و خلاصه‌شده، سخت‌ترین موارد برای شنوندگان بود. در مجموع، شش فرآیند شناختی مورد مطالعۀ 72٪ از واریانس دشواری پرسش‌ها را توجیه کرد. پیامدهای این مطالعه برای آزمون‌سازی و آموزش درک گوش‌دادن بحث خواهند شد.

تأثیر انگیزه و برنامۀ کمک‌آموزشیِ مبتنی ‌بر رابطۀ متقابل بین زبان‌آموز و معلم و کارِ گروهی بین زبان‌آموزان بر روی درک مطلب زبان‌آموزان ایرانی

دوره 48، شماره 4، زمستان 1394، صفحه 99-116

https://doi.org/10.22067/lts.v48i4.44503

نعیمه خرقانی، بهزاد قنسولی، پرویز بیرجندی

چکیده این پژوهش به بررسی تأثیر و ارتباط سطح انگیزه بر روی درک مطلب زبان‌آموزان ایرانی می‌پردازد که برنامۀ آموزشی مبتنی ‌بر رابطۀ متقابل بین زبان‌آموز و معلم و کار گروهی بین زبان‌آموزان دریافت می‌کنند. در ابتدا زبان‌‌آموزان به چهارگروه تقسیم می‌شوند. زبان‌آموزان همگی دانشجویان ترم سوم رشتۀ مترجمی زبان انگلیسی بودند و در پیش‌آزمون تافل و اجرای اولیۀ پرسش‌نامه شرکت کردند و تفاوت معناداری بین سطح انگیزه و توانایی درک مطلب آنان وجود نداشت. سپس آنان در دو گروه آزمایشی و دو گروه کنترل قرار گرفتند. دو گروه کنترل (گروه الف و ب) به‌ترتیب 28 و 12 نفر زبان‌آموز داشتند و شیوۀ آموزش مهارت درک مطلب متداول را دریافت کردند. گروه‌های آموزشی (الف و ب) به‌ترتیب 28 و 12 نفر زبان‌آموز داشتند و شیوۀ آموزش مهارت درک مطلب مبتنی‌‌بر رابطۀ متقابل بین زبان‌آموز و معلم و کار گروهی بین زبان‌آموزان را دریافت کردند. در انتها همگی در پس‌آزمون تافل و اجرای دوم پرسش‌نامه شرکت کردند. نتایج با استفاده از تحلیل واریانسِ دوطرفه وتحلیل واریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه‌های آموزشی از گروه‌های کنترل بهتر عمل کردند و برنامۀ کمک‌آموزشی بر روی انگیزه برای خودکارآمدی، چالش، کنجکاوی، رقابت، شناخته‌شدن، نمرات، دلایل اجتماعی و اطاعت در درک مطلب تأثیر می‌گذارد.

بررسی نوشتار اتوبیوگرافیک در آثار املی نوتومب با تکیه بر نظریه لوژون و دوبروفسکی

دوره 49، شماره 4، زمستان 1395، صفحه 99-115

https://doi.org/10.22067/lts.v49i4.61633

پریا شجاعی، فاطمه خان محمدی

چکیده املی نوتومب نویسندة معاصر بلژیکی همواره در حال نگارش است و بیشتر در قالب ژانرهایی همچون اتوبیوگرافیک، اتوفیکسیون و تخیلی می‌نویسد و جالب اینجاست که خود اذعان می‌کند میان ژانر آثارش، تفاوت چندانی وجود ندارد و در همة آن‌ها بحث تنها بر سر یک موضوع است: بشریت. این نوع نگارش نزد نوتومب قطعاً معلول حادثة خطیری است و از نقطه نظر روان شناسی دلیل خاصی برای برگزیدن این سبک وجود دارد. در بسیاری از آثارش پرداختن به گذشته، کودکی و خود مشاهده می‌شود و این همان موضوعی است که مورد توجه بسیاری از منتقدین قرار گرفته است. چرایی این مسئله نزد نوتومب و بسیاری از نویسندگان زن موضوعی قابل تأمل است که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت. در این پژوهش به بررسی این موضوع می‌پردازیم که نه‌تنها آثار اتوبیوگرافیک نوتومب همچون «خرابکاری عاشقانه»، «نه آدم نه حوا» و «متافیزیک آوندها» گزارشگر دوران کودکی و نوجوانی نویسنده با روایتی واقعی از حوادث زندگی وی هستند، از محتوای دیگر کتاب‌های او همچون «بی‌گناهی قاتل»، «ردای یونانی» و «اسید سولفوریک» که در ظاهر رمانی کاملاً تخیلی به‌نظر می‌آیند نیز این گونه استنباط می‌شود که به زندگی شخصی و واقعی نویسنده ارجاع داده شده‌اند. در حقیقت، در این نوشتار سعی بر آن است تا دلیل انتخاب سبک اتوبیوگرافیک و اتوفیکسیون نزد این نویسنده تبیین گردد.

بازتاب مفهوم مرگ در اندیشه آلبر کامو و صادق هدایت

دوره 52، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 101-120

https://doi.org/10.22067/lts.v52i3.81443

محمدرضا فارسیان، فاطمه قادری

چکیده آلبر کامو، نویسنده و متفکر فرانسوی که در سال 1957 به دریافت جایزه نوبل ادبی فائق آمد، از جمله نویسندگانی است که تأثیر قابل توجهی بر جریان روشنفکری و نویسندگی ایرانی داشته است. کامو را جزء نویسندگان پوچ‌گرا بر می‌شمارند که در آثارش به مفاهیمی همچون بیهودگی، مرگ، خودکشی و طغیان می‌پردازد. صادق هدایت نیز یکی از نویسندگان و روشنفکران ایرانی است که مفهوم مرگ به‌طور ویژه بر آثارش سایه انداخته است. از آن جایی که برخی صادق هدایت را دنباله‌رو کامو در فلسفه پوچی می‌دانند، بررسی تطبیقی مفهوم مرگ که یکی از اساسی‌ترین مفاهیم در آثار هر دو نویسنده است، ارزشمند می‌نماید. هر یک از دو نویسنده مورد بحث با توجه به اعتبار بالای خود در مقیاس ملی و بین‌المللی، مورد بررسی‌های ادبی و فلسفی قرار گرفته‌اند. این تحقیق نیز خواهد کوشید تا به نوبة خود با رویکردی تطبیقی، از ورای اندیشة کامو و هدایت به بررسی و بحث مفهوم مرگ بپردازد و به‌دنبال پاسخی برای این سؤال باشد که این دو نویسنده در مسیر پوچ‌گرایی به کدام مقصد می‌اندیشند و نقاط مشترک یا اختلاف این مقاصد چیست.

شادی‌ها و غمگنی‌های مترجم: خوانش و تحلیل انتقادی آرای ترجمانیِ خوزه اوُرتِگا گاسِت

دوره 48، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 103-115

https://doi.org/10.22067/lts.v48i3.55014

محمدرضا لرزاده

چکیده گاه جدل بی‌حاصل و غیرکاربردی در زمینه معنا به مباحثی چون ترجمه افراطی کواین کشیده می‌شود که در آن، معنا نه طی تعامل بینافردی، بلکه به صورت رفتارشناسانه و طی ارتباط میان عمل و بافتار حاصل می‌شود و معنا دست نیافتنی تصویر می‌شود. در این میان، فیلسوف اسپانیایی، خوزه اورتگا ی. گاست کمی از این فضای منطقی محض دوری می‌گزیند: وی هرچند همه امور بشری را در عین محتمل بودن دست‌نیافتنی می‌شمارد، نسبیت‌ عام حاکم بر ارتباط درون‌زبانی و بینازبانی را پذیرفته و بسط می‌دهد و تعامل زبانی را عامل مفاهمه گویش‌وران زبان می‌داند. به زعم وی، سهل و ممتنع بودن برقراری ارتباط باعث تن دادن ساده و بی‌پیرایه آن به تحلیل نمی‌شود و ترجمه نیز باری افزون بر ارتباط نخستین بر گردن مترجم می‌گذارد تا در فضای سکوت زبانی وارد شود و با ناگفته‌ها انتقال معنا کند. این مقاله ضمن تبیین و تحلیل نقادانه تفصیلی آرای مذکور، الگوی ترجمانی ارائه شده از سوی اورتگا را به تصویر می‌کشد و کاربرد آن را در عمل ترجمه بررسی می‌کند. در پایان و پس از مداقه در این نظرات می‌توان نتیجه گرفت که توجه فراوان اورتگا به بافت و کلان‌اندیشی نظری وی گاهی باعث می‌گردد که اهمیتی شاید بیش از واقع به ناگفته‌های درون و بینازبانی داده شود و برای مترجم نقشی برسازنده و ابداع‌گر قایل شود که شاید در مورد ترجمه ادبی صادق باشد، ولی نادیده گرفتن اینکه بخش اعظم عمل ترجمه در حیطه متون غیرادبی است، نقش و رسالت مترجم را دچار انحراف و دگرگونی بسیار
می‌کند.

نمود جنسیت در کتاب‌American English File

دوره 47، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 107-131

https://doi.org/10.22067/lts.v47i2.30619

علی روحانی، سمیه اکبرپور

چکیده هنوز جنسیت مشخصة متمایز کننده ای در جوامع کنونی و نیز در کتاب های درسی که بخش عمدة مواد درسی را در تدریس و یادگیری زبان دوم تشکیل می دهد، قلمداد می-گردد. تبعیض جنسیتی و نابرابری باعث ایجاد ایدئولوژی های خاصی در زبان آموزان می شود و حتی می تواند نگرش آن ها را نسبت به یادگیری زبان تحت تأثیر قرار دهد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تبعیض جنسیتی در کتاب آموزشی American English File (Book 4) بوده است که اخیراً در کلاس های انگلیسی سطح پیشرفته در برخی از آموزشگاه ها و آزمایشگاه های زبان در ایران تدریس می شود. تحلیل متون و تصاویر این کتاب براساس سه معیار اولویت نام بردن جنس مذکر و مؤنث در یک عبارت، نوع مشاغل برای هر یک از دو جنس مذکر و مؤنث و تعداد شخصیت‌های معروف ذکرشده برای هرکدام صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کمی (آمار توصیفی) و کیفی (تحلیل متون) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل کمی و کیفی نشان داد که حضور زنان در متون خواندنی و نیز در تصاویر این کتاب که در یک کشورغربی که مدعی تساوی حقوق مردان و زنان است- نوشته و چاپ شده اند، برپایة برخی از پیش داروی ها و قالب-های ذهنی مبتنی بر تبعیض جنسیتی بوده است.

تلاقی نمادها و مفاهیم دریدایی در رمان هرگز رهایم مکن

دوره 54، شماره 1، بهار 1400، صفحه 107-126

https://doi.org/10.22067/lts.v54i1.84769

زهرا خزاعی راوری

چکیده هرگز رهایم مکن (2005) رمانی از نویسنده انگلیسی‑ژاپنی، کازو ایشی گورو، است. رمان‌های ایشی گورو از نظر ساختار، طرح و مضامین با یکدیگر متفاوت‌اند. هرگز رهایم مکن یکی از رمان‌های معروف علمی تخیلی اوست که محور اصلی آن، نقد هنجارهای اجتماعی جامعه است. این رمان که از نگاه یکی از شخصیت‌ها به نام «کتی» روایت می‌شود، به زندگی دانش‌آموزان مدرسۀ شبانه‌روزی «هیلشم»می‌پردازد. کتی دختری ستم‌دیده است که سال‌های زیادی را زیر چتر قوانین ناعادلانۀ مدرسه سپری کرده است. پژوهش حاضر در پی بررسی این رمان از دیدگاه ساختارشکنی است. مسألۀ قابل ‌توجّه در این مقاله، اشاره به مفاهیم ساختارشکنانه بر اساس نظریّۀ دریدا، فیلسوف فرانسوی و بنیان‌گذار استراتژی ساختارشکنی، است. اگرچه رمان‌های ایشی گورو از جنبه‌های بی‌شماری موردمطالعه قرارگرفته‌اند، اما موارد بسیار کمی وجود دارد که در آنها به بررسی مفاهیم و مضامین پساساختارگرای موجود در آثار ایشی گورو پرداخته ‌شده است. ازاین‌رو، در تحقیق حاضر سعی شده سه مفهوم ساختارشکنی یعنی «رابطۀ دلبخواهی بین دال و مدلول»، «تقابل‌های دوگانه» و «مرکز زدایی» در رمان هرگز رهایم مکن بررسی شود. مقاله پیش رو با به کار گیری نظریّۀ ساختارشکنی دریدا به این موضوع می‌پردازد که چگونه با استفاده از مفاهیم یادشده، این رمان نمادهای پیچیده‌ای را به مخاطب معرّفی می‌کند که خودِ آنهاارائه‌دهندۀ لایه‌های مختلف معنایی و گاه ضدونقیضی هستند. درنهایت، این مطالعه نشان داد که معانی متفاوت و متضاد این نمادها از طریق رابطۀ دلبخواهی بین دال (نشانگر) و مدلول، تقابل‌های دوگانه و مرکز زدایی ساخته می‌شوند.

ترجمه و مدرنیته در دوره مشروطه: موردپژوهی: ترجمه سرگذشت ژیل بلاس به فارسی

دوره 55، شماره 1، بهار 1401، صفحه 111-137

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.40550

مریم قدرتی، محمد رضا هاشمی، امید آزادی بوگر

چکیده در دوره مشروطه روشنفکران نقش مؤثّری در بروز و ظهور برخی تحوّلات در جامعه داشته‌اند و این رسالت تا حدّی از طریق ترجمه و تألیف آثاری با محتوای خاص صورت پذیرفته است. درباره نقش ترجمه در انتقال گفتمان مدرنیته به ایران در دوره مشروطه در پژوهش‌های مختلف به کرّات و به طور کلّی بدون تحلیل دقیق متون ترجمه‌ای و مقایسه آن‌ها با متون اصلی از منظر توجّه مترجمان و روشنفکران به ظرافت‌های گفتمانی موجود در متون اصلی سخن رانده شده است. به منظور ارائه پاسخی بهتر برای این پرسش، لازم است تا این بررسی از دریچه مطالعات ترجمه و از طریق مقایسه محتوای متون اصلی با ترجمه آن‌ها به فارسی صورت پذیرد. در این پژوهش کتابخانه‌ای تلاش می‌شود تا از منظر ویژگی‌های گفتمان مدرن و نظریّه اسکوپوس در ترجمه و با تمرکز بر ترجمه رمان سرگذشت ژیل بلاس اثر آلن رنه لوساژ به فارسی توسّط میرزا حبیب اصفهانی، پاسخ مناسبی برای این مسئله ارائه شود. نتایج پژوهش حاضر حاکی از این است که با وجود اهمیّت ترجمه در ظهور برخی تحوّلات در جامعه در دوره مشروطه، ترجمه در عمل نتوانسته است آن چنان که باید در راستای انتقال درست و کامل مؤلّفه‌های گفتمان مدرن عملکرد موفّقی داشته باشد.

توانش های هدف در آموزش مترجم فارسی و انگلیسی

دوره 47، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 113-143

https://doi.org/10.22067/lts.v47i3.41362

مسعود خوش سلیقه

چکیده بدون درنظرگرفتن یافته‌های اخیر مطالعات ترجمه، دروس کارشناسی مترجمی انگلیسی در دانشگاه‌های ایران از دو دهه قبل تاکنون تغییر نکرده است. مقایسه سرفصل دروس آموزشی این دوره با مطالب آموزشی در دوره‌های آموزش مترجم در دیگر کشورها بیانگر تفاوت بسیار زیادی است که فراتر از دلایل بافتی فرهنگی به نظر می‌رسد. همچنین گمان می‌رود که عدم به‌روزرسانی سرفصل آموزشی ازجمله عوامل متعدد در عدم موفقیت چشمگیر این دوره در تربیت نیروی مترجمی موردنیاز جامعه ایرانی می‌باشد. با توجه به‌ضرورت در نظر گرفتن ارزیابی و نقد مدرسین و صاحب‌نظران بومی این رشته به‌عنوان یکی از منابع اصلی به‌روزرسانی محتوی آموزشی این دوره، این پژوهش به مطالعه دیدگاه‌های اساتید شاخص ترجمه انگلیسی در مورد دروس ارائه‌شده درباره کارشناسی مترجمی انگلیسی می‌پردازد. این پژوهش کیفی با استفاده از مصاحبه حضوری با اعضای هیئت‌علمی دانشگاه‌های مطرح ایران در رشته مترجمی انگلیسی و تحلیل داده‌ها با استفاده از شیوه نظریه داده بنیاد به بررسی و طبقه‌بندی دیدگاه‌ها و انتقادات ایشان می‌پردازد. یافته‌های تحقیق حاکی از ضرورت اعمال تغییرات اساسی در این دوره آموزشی ازجمله اضافه کردن دروس آموزش برنامه‌های نرم‌افزاری کمک مترجم، افزایش کیفیت و کمیت دروس عملی ترجمه و مرتبط با بازار کار، اصلاح دروس زبان خارجی و زبانشناسی کاربردی و دیگر موارد می‌باشد.

نمایشنامه داستان باغ وحش: خوانشی مارکسیستی

دوره 52، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 113-131

https://doi.org/10.22067/lts.v52i3.73155

رجبعلی عسکرزاده طرقبه

چکیده مارکس انگیزه‌های اقتصادی را زمینه‌ساز تمامی تصمیمات مهم جامعة کاپیتالیستی می‌داند. مارکسیست‌ها جامعة کاپیتالیستی را به سه گروه بورژوازی، خرده‌بورژوازی و طبقة کارگر تقسیم می‌کنند. در نمایشنامة داستان باغ وحش، نوشتة ادوارد البی، پیتر را می‌توان نمایندة خرده‌بورژوازی یا طبقة متوسط و جری را نمایندة طبقة کارگر در نظر گرفت. مارکس عقیده دارد که در جامعة کاپیتالیستی، دو گروه آخر در جامعه، قربانی طبقة بورژوازی می‌شوند؛ زیرا این گروه از آن دو گروه دیگر برای رسیدن به اهداف خود بهره می‌گیرد. براساس نظر لویی آلتوسر که ادامه‌دهندة راه مارکسیسم است، سیستم از طریق دستگاه‌های ایدئولوژیک (ISA) و سرکوبگر (RSA) بر مردم حکومت می‌کند. دستگاهای ایدئولوژیک غالباً شامل نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و کلیسا می‌شود. پیتر و جری دو شخصیت نمایشنامه، قربانیان جامعه‌اند، یکی به‌دلیل فقر و احساس بیگانگی و دیگری به‌واسطة تلقین عقاید و شستشوی مغزی. آلتوسر «تلقین عقاید» را روشی می‌داند که هژمونی از طریق آن، افراد را وادار به پذیرش ایدئولوژی خود می‌کند. آلتوسر همچنین منشأ این تلقین عقاید را سیستم آموزشی، مذهب و رسانه می‌داند. هدف این مقاله بررسی نمایشنامة داستان باغ وحش، براساس نظر آلتوسر است. بر این اساس، پیتر به‌عنوان فردی که در شرکت انتشاراتی کارمی کند و اهل مطالعه و تماشای تلویزیون است، در مرکز تلقین عقاید قرار دارد. مفهوم دیگری که در این نظریه وجود دارد، مفهوم بیگانگی است. از طرفی، مارکس بیگانگی را فقدان درک نفس می‌داند. با توجه به این مسئله، افراد هم از خود بیگانه می‌شوند و هم با یکدیگر. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که جری نه‌تنها از خود بلکه با دیگر افراد جامعه نیز بیگانه شده است. او در تنهایی و انزوا در خانه‌ای زندگی می‌کند که شبیه باغ وحش است. پیتر نیز از خود بیگانه شده است؛ زیرا نسبت به شرایطش به‌عنوان شخصی که قربانی تلقین ایدئولوژی جامعة کاپیتالیستی است، آگاه نیست.

راهکارهای مترجمان در انتقال گویش شخصیت‌های رمان (مطالعۀ موردی ترجمه‌های رمان چهرۀ مرد هنرمند در جوانی)

دوره 50، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 115-141

https://doi.org/10.22067/lts.v50i3.61372

فاتح احمدپناه، عباس خائفی، بهزاد برکت

چکیده یکی از چالش‌های پیش روی مترجمان رمان، بازآفرینی نشانه‌های گویش در گفتار شخصیت‌هاست. گفتار آمیخته به گویش، اطلاعات مهمی راجع به هویت، پیشینۀ فرهنگی و جایگاه اجتماعی شخصیت‌ها فراهم می‌آورد و از این رو، بی‌توجهی مترجم در انتقال آن، خوانندۀ متن مقصد را از درک صحیح چارچوب گفتمانی متن اصلی محروم می‌سازد. به‌طور کلی، بازآفرینی گویش‌آمیختگی گفتار شخصیت‌ها به کمک دو راهکار استاندارد/ساده‌سازی و جبران انجام می‌گیرد. استفاده از راهکار جبران، منجر به بازتولید بخشی از گفتار گویش‌آمیخته می‌شود، در حالی که استفاده از راهکار استاندارد/ساده‌سازی، در بیشتر موارد، گونۀ گویشی را به گونۀ نوشتاری تقلیل می‌دهد. مقالۀ حاضر به تبیین کارکرد راهکارهای مذکور، در انتقال نشانه‌های گویش انگلیسیِ ایرلندی در دو ترجمۀ رمان چهرۀ مرد هنرمند در جوانی می‌پردازد. طبق نتایج به‌دست آمده از این پژوهش، در سطح واژگانی، مترجمان از هر دو راهکار برای انتقال گفتار گویش‌آمیخته بهره گرفته‌اند، با این تفاوت که مترجم دوم (منوچهر بدیعی) در مقایسه با مترجم اول(پرویز داریوش) از راهکارهای جبرانی متنوع‌تری جهت انتقال نشانه‌های گویش‌آمیختگی استفاده کرده است. در سطح دستور زبان، هر دو مترجم، در اغلب موارد بر راهکار استاندارد/ساده‌سازی متمرکز شده‌اند و از انتقال ویژگی‌های دستوری انگلیسیِ ایرلندی چشم‌پوشی کرده‌اند.

آموزش زبان

رمزگشایی اختلاف‌های هم‌آیندی: رویکرد ERP برای درک واریانس‌های مهارت

دوره 58، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 116-152

https://doi.org/10.22067/lts.2025.93573.1350

کامبیز مزدایی، زهرا ظهوریان، مجید قشونی

چکیده این پژوهش تلاشی برای مقایسه فرایندهای عصبی دو سطح مهارت زبانی از طریق به‌کارگیری یک تکلیف استروپ شامل واحدهای چندکلمه‌ای بود. شرکت‌کنندگان بر اساس نمونه‌گیری هدفمند از طریق آزمون مهارت زبانی انتخاب شدند. تحلیل داده‌ها هیچ تفاوت معناداری در زمان واکنش نشان نداد. تفاوت معناداری بین دو سطح مهارت و هدف محتمل گیج‌کننده(PTD) در کانال‌های F3، F4، C3، C4، Fz، Fp1 و P3 و PDT در کانال‌های Fz، F8 و O2 و هدف غیرمحتمل گیج‌کننده (ITD) در کانال‌های F8، Fz، C4 و T4 وجود داشت. با توجه به نیاز شرکت‌کنندگان به تشخیص، به‌کارگیری بیشتر لوب‌های پیشانی مشاهده شد. این یافته‌ها بینشی برای درک مکانیسم‌های پردازش مربوط به واحدهای چندکلمه‌ای مانند هم‌آیندها را در مغز ارائه می‌دهند. یافته‌هاهمچنین نواحی مختلف مغز  را که از نظر واریانس‌های شناختی درگیر می‌شوند، آشکار می‌کنند.

نقش پژوهش و دراماتورژی در (باز)ترجمه: نگاهی به ویرایش و بازترجمة آثار ایبسن به قلم بهزاد قادری

دوره 50، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 117-150

https://doi.org/10.22067/lts.v50i2.62835

سمانه فرهادی

چکیده مقالۀ حاظر با بررسی ترجمۀ پنج نمایش‌نامۀ هنریک ایبسن شامل مرغابی وحشی، جن‌زدگان، روسمرسهولم، وقتی ما مردگان سربرداریم و آیوُلف کوچولو، به قلم بهزاد قادری، می‌کوشد نقش «پژوهش» و «دراماتورژی» را در این ترجمه‌ها نشان دهد. بدین‌منظور، پس از مروری بر کردار نگارشی و پژوهشیِ مترجم، تقسیم‌بندی مشخصی در سه سطح پیرامتنیت، بینامتنیت و متنیت صورت گرفته، مصادیقِ هر یک ارائه شده و با تحلیل تفصیلی داده‌های منتخب، این دو ویژگی در ترجمه‌های قادری کندوکاو شده است. یافته‌های مقاله مبین آن است که پیرامتن را در آثار این مترجم می‌توان به سه عنصر مقدمه‌، نقد و پانویس تقسیم کرد. توسل مترجم به مناسبات بینامتنی از یک سو به‌منظور تحلیل ادبی آثار و از سوی دیگر برای معادل‌یابیِ مناسب صورت گرفته است. ارزیابی ترجمه‌های قادری در سطح متنیت نیز توفیق نسبی او در ضبطِ محاوره در رسانۀ نوشتار توأم با رویکردی متعادل و متوازن، بازآفرینیِ گوناگونی‌ بیان در دو سطح «کاربر» و «کاربرد» زبان و گرایش به ترجمه‌های اصطلاحی را نشان می‌دهد. تأکید همیشگی بر ارجحیت وجه «اجراییِ» متون نمایشیِ مقصد بر وجه ادبیِ آن‌ها نیز از دیگر ویژگی‌های ترجمه‌های قادری ا‌ست.

طراحی، روایابی و اعتبارسنجی شاخص سنجش هوش روایی در نوشتار

دوره 51، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 119-137

https://doi.org/10.22067/lts.v51i4.62005

سیما ضیایی، بهزاد قنسولی، ضرغام قبانچی، حسام الدین شهریاری

چکیده هدف این مقاله طراحی و اعتبارسنجی شاخص سنجشی است که بتوان با آن هوش روایی در نوشتار را ارزیابی کرد. پیش‌نویس ابتدایی این شاخص که براساس تعریف رندال (1999) از هوش روایی تهیه شده، شامل 13 گزینه است که هرکدام از آن‌ها بخشی از تعریف رندال را در بر می‌گیرد. در راستای روایابی این شاخص سنجش، از 200 زبان‌آموز ایرانی که در سطح FCE به یادگیری زبان انگلیسی مشغول بودند خواسته شد تا پویانمایی کوتاهی را ببینند و آن را در قالب نوشتار برای دوست خود تعریف کنند، درحالی‌که اجازه یادداشت‌برداری و استفاده از هیچ‌گونه منبع زبانی را نداشتند. سپس تمام نوشته‌ها، براساس شاخص سنجش طراحی‌شده در طیف لیکرت نمره‌گذاری شدند و تحلیل آماری EFA بر روی نمرات صورت گرفت. نتیجه این پژوهش به شاخص سنجشی دَه‌گزینه‌ای ختم شد که دارای اعتبار 88/0 می‌باشد و سه فاکتور کلی را در بر می‌گیرد. این سه فاکتور عبارت‌اند از: انسجام داستان، شناسایی و معرفی عناصر داستان، فصاحت و بلاغت.

تأثیر آگاهی فرازبانی زبان مقصد بر کیفیت و ویژگی‌های متنی ترجمه از انگلیسی به فارسی: تمرکز بر دروس نگارش فارسی و ساخت زبان فارسی در مقطع کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی

دوره 53، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 121-151

https://doi.org/10.22067/lts.v53i3.84804

علی فاضل، داریوش نژادانصاری، عزیزاله دباغی

چکیده از توانش‌های لازم برای مترجمان، آگاهی از زبان مبدأ و مقصد است. بدین‌منظور دروسی، از جمله ساخت زبان فارسی و نگارش فارسی، در برنامة کارشناسی مترجمی انگلیسی ایران گنجانده شده است. در تحقیق کنونی تأثیر دو درس ساخت زبان فارسی و نگارش فارسی بر کیفیت ترجمه و نیز بر پیچیدگی و صحت متون فارسی ترجمة دانشجویان بررسی شد. روش نمونه‌گیری، هدفمند و نوع تحقیق، پس از رخداد بوده است. چهار گروه انتخاب شدند: یک گروه (19=N) ساخت فارسی را گذرانده بودند، یک گروه (15=N) نگارش فارسی، یک گروه (41=N) هر دو درس را و یک گروه (20=N) هم هیچ‌کدام از دروس را نگذرانده بود. در این تحقیق، بعد از آزمون تعیین سطح، متن واحدی به چهار گروه شرکت‌کننده داده شد تا ترجمه کنند. سپس ترجمه‌ها ارزیابی شد تا کیفیت ترجمه‌ها مقایسه شود. در مرحلة بعد سنجه‌های پیچیدگی و صحت در متون ترجمة فارسی چهار گروه بررسی شد. نتایج نشان داد که کیفیت ترجمة چهار گروه تفاوت معناداری نداشت. همچنین، در پنج سنجه صحت و پیچیدگی، تنها در سنجة فرعی شکل‌های فعلی صحیح تفاوت معناداری بین عملکرد چهار گروه شرکت‌کننده وجود داشت. نتیجة کلی حاکی از آن است که به‌نظر می‌رسد تدریس دو درس ساخت زبان فارسی و نگارش فارسی بیشتر با هدف افزایش دانش زبان دانشجویان بوده است و چندان در جهت افزایش توانش راهبرد شرکت‌کنندگان نبوده و در مجموع، تأثیر معناداری بر ترجمة دانشجویان نداشته است.

نمودهای هویّت ملّی در متون تألیفی و ترجمه‌ای ادبیّات نوجوان

دوره 55، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 121-153

https://doi.org/10.22067/jlts.2022.73622.1092

شیرین احمدی، فاطمه پرهام

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی نمودهای مؤلفه‌های هویّت ملّی در ادبیّات تألیفی و ترجمه‌ای نوجوان و بررسی سهم این متون در هویّت‌سازی نوجوانان ایرانی انجام شد. به منظور دستیابی به این هدف، 16 رمان واقع‌گرای نوجوان، متشکل از 8 رمان ترجمه‌ای و 8 رمان تألیفی، به‌دقّت مورد بررسی قرار گرفت و نمونه‌های هویّت ملّی با استفاده از دسته‌بندی قومی‑مدنی مؤلفه‌های هویّت ملّی که ترکیبی برگرفته از دو دسته‌بندی هویّت ملّی قومی و هویّت ملّی مدنی ارائه‌شده توسط اسمیت (1991) است از این متون استخراج شد. سپس نمونه‌های جمع‌آوری‌شده تحلیل و با یکدیگر مقایسه شد. با توجّه به پیکرۀ پژوهش، نتایج نشان داد میزان مواجهۀ نوجوانان ایرانی با مؤلفه‌های هویّت ملّیِ غیر ایرانی دو برابر بیشتر از میزان مواجهۀ آنها با مؤلفه‌های هویّت ملّی ایرانی است. افزون بر این، تنها بخشی از جنبه‌های هویّت ملّی از طریق رمان به کودکان و نوجوانان منتقل می‌شوند. درواقع، با توجّه به فراوانی بسیار پایین برخی نمونه‌های استخراج‌شدۀ هویّت ملّی شامل ویژگی‌های اقتصادی، ایدئولوژیک، سیاسی و قانونی به نظر می‌رسد جنبه‌های پیچیده‌تر هویّت ملّی در این نوع از ادبیّات به حاشیه رانده شده‌اند؛ بنابراین، بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از پژوهش حاضر، رمان‌های نوجوان سهم قابل‌توجّهی در آگاهی ملّی نوجوانان ایرانی ایفا نمی‌کنند.