بهسوی تعریفی تازه از بدن: تحلیل مسئلة بدن از فلسفه و جامعهشناسی تا ادبیات
دوره 51، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 85-118
https://doi.org/10.22067/lts.v51i4.79732
صبا عظیمی، شیده احمدزاده هروی
چکیده در سالهای اخیر، شمار زیادی از تحقیقات ادبی به بررسی بدن در ادبیات پرداختهاند. اگرچه بررسی بازنمایی بدن در ادبیات امری نوظهور نیست، پیدایش شاخهای جدید از مطالعات بدن در جامعهشناسی در دهۀ هشتاد میلادی، بر محبوبیت موضوع بدن در مطالعات ادبی تأثیر گذاشت و پژوهشهای این حوزه را دستخوش تغییر کرد. در این تحقیق بر آن هستیم تا با بررسی مفهوم بدن در جامعهشناسی بدن و تبیین تفاوت رویکرد جدید به بدن با رویکردهای گذشته و معرفی مختصر مطالعات جامعهشناسانِ سرشناس این حوزۀ پژوهشی، تصویری کلی از مطالعات بدن در جامعهشناسی و ارتباط و تأثیر این مطالعات در تحقیقات ادبی بهدست بدهیم.
تخیلپردازی روی عنصر خاک در ضداخلاق آندره ژید
دوره 48، شماره 1، بهار 1394، صفحه 89-113
https://doi.org/10.22067/lts.v48i1.48273
سارا سروش، نگار مزاری، طاهره خامنه باقری
چکیده دراین مقاله سعی خواهیم کرد رمان ضداخلاق آندره ژید، نویسنده نامدار قرن بیست فرانسه را مورد مطالعه قرار دهیم. در این تحقیق به مطالعۀ تصاویر عنصر خاک در ضداخلاق ژید میپردازیم که به فراوانی در رؤیاپردازیهای شخصیت اصلی این اثر دیده می شوند. خاک عنصر برگزیده تخیل ژید در این اثر میباشد. هدف از این تحقیق بررسی نگاه و تخیل نویسنده در رؤیاپردازیهای که تابع این عنصراند، می باشد. این تصاویر بیانگر روحیات درونی شخصیت اصلی داستان است. برای این پژوهش از تصاویری در اثر کمک خواهیم گرفت که تابع این عنصر هستند و به نظر می رسد که شاهدی بر دوگانگی بینش ژید می باشند. در این مقاله به بررسی تخیل ژید، تحت تاثیررؤیاپردازیهای او بر روی این عنصر، می پردازیم. برای دستیابی به این هدف، از روش نقد باشلار بهره خواهیم برد ، بر این اساس تصاویر ادبی بر روی عنصر خاک راهگشای شناخت تخیل ژید خواهند بود.
بررسی راهبردهای دستکاری ایدئولوژیک در فیلمهای دوبلهشده از انگلیسی به فارسی: موردپژوهشی دوبلههای بعد از انقلاب اسلامی در ایران
دوره 53، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 89-120
https://doi.org/10.22067/lts.v53i3.84065
سلیمه سلامتی، پرینا قمی اسکوئی
چکیده ادبیات ترجمهشده، بهویژه فیلمهای دوبلهشده اغلب تحت تأثیر ایدئولوژی حاکم بر جامعة مقصد دستخوش دخل و تصرف قرار گرفته است. پژوهش حاضر با استفاده از روشی توصیفیکمی در صدد است به بررسی جنبههای ایدئولوژیک این دستکاریها در فیلمهای دوبلهشده و پخششده از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در سه دولت متفاوت بعد از انقلاب اسلامی بپردازد. در این تحقیق با استفاده از مدل دستکاری دوکات (2007)، دستکاریهای برونمتنی و درونمتنی در نُه فیلم تاریخیماجراجویی دوبلهشده از انگلیسی به فارسی در بازههای زمانی ۷۶-84، 84-92 و 92-97 بررسی شد. همچنین تلاش شد دلایل این دستکاریها از دیدگاه سیاستهای دولتهای حاکم و ارزشهای غالب بر آن مشخص شود. از آنجایی که متن دیداریشنیداری دارای عناصر غیرکلامی مانند تصویر، صدا و موسیقی است که آن را از متن نوشتاری متمایز میسازد، در این تحقیق مدل دستکاری دوکات (2007) با توجه به ویژگیهای خاص متون دیداریشنیداری سازگار شده است. بدینمنظور، هر تکنیک دستکاری ترجمه به دو زیرشاخة کلاممحور و غیرکلاممحور تقسیم شده است. پس از تحلیل جامع فیلمها، پنج تکنیک دستکاری شامل اضافه، حذف، جایگزینی، تضعیف و تقویت شناسایی شد که در فرایند دوبله بهکار گرفته شده است. نتایج نشان میدهند که اغلب دستکاریها در دولت اصولگرایان بهویژه در بازة زمانی 84-92 اتفاق افتاده است. تکنیک غالب در دولت اصولگرایان جایگزینی و حذف و در دولت اصلاحطلبان تضعیف بوده است. دیگر اینکه دستکاریهای غیرکلاممحور سهم بیشتری در دستکاری فیلمهای دوبلهشده داشتهاند.
آسیبشناسی و تحلیل محتوای کتابهای تاریخِ زبان فارسی در پرتو الگوی هَیَجامَد
دوره 54، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 89-122
https://doi.org/10.22067/lts.v54i2.89153
زهرا جهانی، شیما ابراهیمی، سمیرا بامشکی
چکیده در کتابهای درسی تاریخِ زبان فارسی آنچه اهمّیّت دارد، انتقال دانش به دانشجویان است و باوجودآنکه توجّه به نیازهای مرتبط با یادگیری مخاطبان و ویژگیهای شخصیتی آنان در تهیّه و تدوین این کتابها اهمّیّت زیادی دارد، در بسیاری از موارد نادیده گرفته میشود. ازجملۀ این نیازها که باید به آنها توجّه داشت، هیجانات و حواس دانشجویان و تأثیر زیادی است که این مؤلفههای روانشناختی در یادگیری آنان دارد. الگوی «هَیَجامَد» برگرفته از دو واژۀ «هیجان» و «بسامد» است که به هیجانات حاصل از استفاده از حواس در فرایند یادگیری توجّه دارد و سه مرحلۀ هیچآگاهی (تهی)، برونآگاهی (شنیداری، دیداری و لمسی حرکتی) و درونآگاهی (درونی و جامع) را شامل میشود. در پژوهش حاضر بهمنظور کیفیّتبخشی محتوای کتابهای تاریخِ زبان فارسی، 5 کتاب تاریخ زبان فارسیِ مطرح در سطح دانشگاهی شامل کتابهای تاریخ زبان فارسی (خانلری)، تاریخ زبان فارسی (ابوالقاسمی)، تاریخ مختصر زبان فارسی (ابوالقاسمی)، تاریخ زبان فارسی (باقری) و تاریخ زبانهای ایرانی (رضایی باغ بیدی) با استفاده از سیاهۀ محقّقساخته بر اساس الگوی هَیَجامَد مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت و بهمنظور مقایسۀ سطوح مختلف هَیَجامَد در این کتابها، دادههای گردآوریشده با استفاده از آزمون «خیدو» تحلیل شدند. نتایج حاصل، حکایت از آن دارد که تفاوت معناداری میان بهرهگیری از الگوی هَیَجامَد در کتابهای تاریخ زبان فارسی وجود دارد و از این منظر میتوان کتابهای تاریخ زبان فارسی را آسیبشناسی کرده و به نتایج قابلتوجّهی در بازنگری این کتابها دست یافت. به نظر میرسد بهرهگیری از این الگو در تهیّه و تدوین منابع آموزشی تاریخ زبان فارسی، یادگیری آسان و سریعتری را برای مخاطبان رقم بزند و با درگیری هیجانات و حواس آنان در حین یادگیری مطالب بهتر در حافظۀ بلندمدّت دانشجویان ثبت شود.
تحلیل هَیَجامَدی برخی از واژگان مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسی
دوره 55، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 91-120
https://doi.org/10.22067/jlts.2021.73265.1083
قاسم مدرسی
چکیده تاکنون بر روی واژگان مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی از منظر زبانشناسی، ردهشناسی و جامعهشناسی زبان مطالعاتی صورت گرفته است، امّا بررسی این واژگان از منظر روانشناسی زبان میتواند رویکرد تازهای در خصوص واژهگزینی برای معادلهای بیگانه ارائه دهد. مطالعۀ حاضر با بهکارگیری الگوی «هَیَجامَد» (هیجان+ بسامد حواس)، به مقایسۀ کاربرد هفت واژۀ مصوّب فرهنگستان و معادل بیگانۀ آنها در میان عامۀ مردم میپردازد تا میزان استقبال آنها از واژگان مصوّب فرهنگستان و نیز نقش زبان مادری آنها درباره کاربرد واژگان را بررسی کند. بدین منظور، تعداد 223 شرکتکننده در مرحلۀ کمّی بر اساس «نمونهگیری در دسترس» و 61 شرکتکننده در مرحله کیفی بر اساس «اشباع دادهها» از میان عامۀ مردم انتخاب شدند. روش پژوهش اتخاذ شده در این پژوهش، طرح تحقیق تلفیقی‑ترتیبی است که بر اساس آن، ابتدا دادههای کمّی و سپس دادههای کیفی جمعآوری شد. نتایج کمّی بهدستآمده از «آزمون تی» نشان داد که از میان هفت جُفت واژۀ منتخب، بین شش جُفت آن تفاوت معناداری از حیث «هَیَجامَد» در میان عامۀ مردم وجود دارد. همچنین، نتایج کمّی بهدستآمده از آزمون «انووا یک طرفه» نشان داد از بین هفت جُفت واژۀ مورد نظر، در سه واژه تفاوت معناداری با توجّه به زبان مادریِ سخنگویان شامل زبانهای فارسی، کردی و ترکی از حیث «هَیَجامَد» وجود دارد. نتایج کیفی این پژوهش، پس از مشخص کردن توافق و پایایی درون موضوعی دادههای بهدستآمده از مصاحبۀ نیمه ساختاریافته، نشان داد 16 عامل همچون تداعی مثبت، خوشآهنگ بودن و بسامد بالا در پذیرش واژههای بیگانه و 8 عامل همچون تداعی منفی، تلفظ دشوار و بسامد پایین در عدم پذیرش واژههای مصوّب از سوی مردم نقش دارند. درواقع، فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای افزایش میزان استقبال و کاربرد یک «نوواژه» در مقایسه با همتای بیگانه آن، نهتنها مسائل زبانشناختی، بلکه مسائل روانشناسی زبان را هم باید لحاظ نماید.
شبیه سازی یادگیری دانش زبانی و جهانی برای بزرگسالان: موردی از یادگیرندگان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی
دوره 55، شماره 1، بهار 1401، صفحه 93-109
https://doi.org/10.22067/jlts.2021.40539
شقایق شایسته
چکیده از آنجایی که یادگیری زبان اول با یادگیری زبان دوم در بزرگسالی متفاوت است، شبیه سازی یادگیری زبان دوم می تواند به فهم ما از ماهیت یادگیری زبان کمک شایانی نماید. در زبان اول کلمه به همراه جهان پیرامون آموخته می شود، در حالیکه در زبان دوم جهان پیرامون قبلا اموخته شده است و فراگیر فقط کلمه را می آموزد. شبیه سازی زبان می تواند دریچه ای جدید رو به کشف زوایای پنهان یادگیری زبان باز کند. از اینرو، در این پژوهش برآنیم تا با هدف شبیه سازی یادگیری زبان دوم، به معرفی روش تحقیق تجربی صفر که برگرفته از ادبیات هیجامد می باشد، بپردازیم. روش تحقیق تجربی صفر در ارتباط با پژوهش هایی است که در آن فراگیران بزرگسال مفاهیم و کلماتی را میآموزند که هیچ چیزی در مورد آنها نمی دانند و در کلاس درس شروع به یادگیری آنها می کنند. در این مطالعه پس از مرور روش های تحقیق رایج، روش تحقیق تجربی صفر معرفی می گردد. سپس با ذکر نمونه ای از پژوهش های ثبت امواج مغزی به تبیین ایننوع روش تحقیق می پردازیم و کاربردهای احتمالی آن را بیان میکنیم.
تأثیر یادگیری زبان بر هوش زمانی: مقایسۀ دانشجویان زبان های انگلیسی، فارسی و عربی
دوره 55، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 93-120
https://doi.org/10.22067/jlts.2021.69914.1035
فاطمه رضایی شرودانی، الهام ناجی میدانی
چکیده واژة «هوش» سالهاست که معنای تکبُعدی خود را ازدستداده و بهعنوان مفهومی چندوجهی که تمامی تواناییهای افراد را دربرمیگیرد، در نظر گرفته میشود. یکی از انواع هوش که بر اساس تفاوتهای فردی زمانمحور بناشده، «هوش زمانی» است که به افکار، دیدگاهها و رفتار افراد در ارتباط با زمان اطلاق میشود. این مقوله اگرچه در حوزههای مربوط به علوم مدیریّت مورد پژوهش قرارگرفته، امّا در حوزة آموزش توجّه چندانی بدان نشده است. ازآنجاکه مقولة زمان ارتباط تنگاتنگی با فرهنگ و زبان دارد، پژوهش حاضر سعی کرده است تأثیر تحصیل در سه زبان متفاوت بر هوش زمانی دانشجویان را مورد مقایسه قرار دهد. دو هدف در این مطالعه مد نظر است: اوّل، بررسی تأثیر تحصیل در زبانهای انگلیسی، فارسی و عربی بر هوش زمانی دانشجویان با درنظرگرفتن رویکرد آموزش زبان کاربردی، نظریّة فعّالیّت و نظریّة عادتواره و دوم، بررسی احتمال تفاوت معنادار میان دانشجویان کارشناسی زبان انگلیسی، فارسی و عربی از نظر هوش زمانی؛ بدین منظور، پرسشنامة هوش زمانی توسّط 100 دانشجوی زبان و ادبیّات انگلیسی، 100 دانشجوی زبان و ادبیّات فارسی و 90 دانشجوی زبان و ادبیّات عربی کامل شد. نتایج آزمونهای «تیمستقل» بر روی دادهها، تأثیر معنادار و منفی تحصیل در زبان فارسی و انگلیسی را بر روی هوش زمانی دانشجویان این رشتهها نشان داد (05/0> p)، بهطوریکه هوش زمانی دانشجویان ترم دوم بالاتر از هوش زمانی دانشجویان ترم هشتم بود. در رابطه با هدف دوم مطالعه، یافتهها حاکی از آن بود که تفاوت معناداری میان این سه گروه از نظر هوش زمانی وجود دارد، بهعبارتیدیگر، دانشجویان رشتة زبان انگلیسی از هوش زمانی بالاتری برخوردار بودند (05/0> p). درنهایت، نتایج و کاربردهای این پژوهش در بافت آموزش زبان مورد بحث قرار گرفت.
رابطة بین سبک های تفکر و آگاهی فراشناختی دربین زبان آموزان ایرانی
دوره 47، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 95-106
https://doi.org/10.22067/lts.v47i2.44648
فرخ لقاء حیدری، زهرا بهرامی
چکیده در تحقیق حاضر، رابطة بین سبک های تفکر و آگاهی فراشناختی دانشجویان رشته های مترجمی، ادبیات و آموزش زبان انگلیسی را بررسی کردیم. همچنین، در تلاش برای دریافت این بودیم که آیا سبک های تفکر می توانند آگاهی فراشناختی را پیش بینی کنند یا خیر. پرسشنامة سبک های تفکر و آگاهی فراشناختی بین 100 زبان آموزی که دانشجوی سال آخر مقطع کارشناسی در رشته های مترجمی، ادبیات و آموزش زبان انگلیسی دانشگاه سیستان وبلوچستان و دانشگاه آزاد اسلامی واحد زاهدان بودند، توزیع شد. پایایی پرسشنامه ها تأیید شد و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که کارکردها و سطوح سبک های تفکر، همبستگی مثبت معنی داری با آگاهی فراشناختی دارند. به علاوه، ارتباط مثبت معنی داری بین سبک های سلسله مراتبی، نظام گریز و آگاهی فراشناختی مشاهده شد. طبق نتایج به دست آمده، هیچ گونه ارتباط معنی داری بین سبک های تک سالار، الیگارشی و محافظه کار با آگاهی فراشناختی گزارش نشد. افزون براین، تجزیه وتحلیل داده ها بیانگر وجود ارتباط مثبت و معنی داری بین دو دامنة سبک های تفکر؛ یعنی، درون گرا و برون گرا و دانش شناخت به عنوان یکی از اجزای فراشناخت بود.
نمودهای دیداریشنیداریِ التقاط در فیلمهای بلند انگلیسی دوبلهشده به فارسی توسط صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران
دوره 53، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 95-126
https://doi.org/10.22067/lts.v53i2.83866
حسین ملانظر، ارغوان عمرانیپور
چکیده فرایند دوبله موجب انتقال و پیدایش نمودهای التقاط در محصولِ فرهنگ مقصد میشود. چنین نمودهایی ممکن است در سطحهای مختلف دیداریکلامی، دیداریغیرکلامی، شنیداریکلامی و شنیداریغیرکلامی شناسایی شوند. مقالة حاضر به بررسی نمودهای غیرکلامی التقاط در فیلمهای بلند دوبلهشده به فارسی میپردازد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در سطحهای دیداری و شنیداریِ فیلمهای دوبلهشده، نمودهای التقاط گوناگونی از نوع غیرکلامی وجود دارد. هر دو سطح دیداریغیرکلامی و شنیداریغیرکلامی در (باز)تولید و انتقال نمودهای التقاط در دوبله نقش مهمی دارند. سطح دیداریغیرکلامی بیشترین نمودهای التقاط را در میان لایههای غیرکلامی نشان داده است. در این سطح، هویت خارجی بیشتر از طریق نوع پوشش و زیورآلات نشان داده شده است. نمودهای مشاهده شدة التقاط در مقولههای اشیا و زبان بدن هم از رخداد فراوانی برخوردار بودند. در سطح شنیداریغیرکلامی، نمودهای التقاط از طریق صداها، موسیقی، و آواز شناسایی شدند که در بین آنها موسیقی دارای بیشترین رخداد است.
نقش استراتژی های ترجمه در جلوگیری از نفوذ زبانی و فرهنگی زبان مبدا فرا دست در زبان مقصد فرودست (مطالعه ی موردی :رمان “The scarlet letter” وترجمه آن:داغ ننگ)
دوره 47، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 97-112
https://doi.org/10.22067/lts.v47i3.19852
فاطمه حیدری، علی علیزاده
چکیده فرهنگهای متفاوت، گفتمان های متفاوت دارند و هر گفتمانی را نمی توان بی هیچ مشکلی و بدون دستکاری در قالب گفتمان دیگر ریخت. این تعدیل یا دستکاری به بومی گرایی منتهی می شود. ونوتی و توری هر دو معتقدند که زبان برتر(فرا دست)، خصوصیات خود را به زبان(فرودست) تحمیل می کند.به عبارتی زبانهای دیگر خود را به قالب انگلیسی نزدیک می کنند. در این مقاله ثابت می شود که این مسئله،یک قاعده ی کلی نیست و هدف اثبات این امر است که مترجم به عنوان اولین کسی که در معرض واژگان و فرهنگ بیگانه قرار می گیرد با به کار گرفتن استراتژی های مناسب ترجمه، می تواند از نفوذ عناصربیگانه زبان فرادست جلوگیری نماید و در نتیجه ی معادل یابی صحیح واژگانی و فرهنگی از امر سلطه ی فرهنگی در زبان فرو دست ممانعت به عمل آورد.در بررسی انجام شده از ترجمه “The scarlet letter” اثر ناثانیل هاثورن و ترجمه ی آن از "سیمین دانشور" تحت عنوان "داغ ننگ"مشخص شد که مترجم به شیوه ای هنرمندانه به استانداردسازی و در نتیجه بومی گرایی پرداخته و بدین ترتیب از تداخل زبانی و فرهنگی در زبان مقصد ممانعت به عمل آورده است.
بررسی تأثیر ارزشیابی پویای تکواژشناسی بر آگاهی صرفی زبانآموزان
دوره 50، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 97-115
https://doi.org/10.22067/lts.v50i2.63223
مهنوش هماوندی، محمدجواد رضایی، گلنار مزدایسنا
چکیده ارزشیابی پویا روشی نوین در آموزش زبان است که بر اساس نظریة اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکی بنا شده است. در این روش آموزش و ارزیابی زبانآموزان بهصورت تعاملی و با ارائة راهنماییهایی صورت میگیرد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر ارزشیابی پویا بر آگاهی صرفی زبانآموزان و هدف دیگر پژوهش بررسی ارتباط بین ارزشیابی پویا و غیر پویای آگاهی صرفی بود. بدینمنظور، 50 زبانآموز کانون زبان ایران به دو گروه ارزشیابی پویا و غیر پویا تقسیم شدند. آزمون ساختار صرفی به هر دو گروه در مراحل پیشآزمون و پسآزمون ارائه شد. پس از پیشآزمون، معلّم به گروه ارزشیابی پویا بازخورد و راهنمایی لازم بر اساس ارزشیابی پویای آگاهی صرفی ارائه داد و نمرات آنها را ثبت کرد، در صورتی که در گروه ارزشیابی غیر پویا عملکرد مستقل آنها مدّ نظر بود. یافتهها نشان داد که ارزشیابی پویا در ارتقای آگاهی صرفی زبانآموزان بسیار مؤثر بوده است. ازسوی دیگر بین آزمونهای ارزشیابی پویای آگاهی صرفی با آزمون ساختار صرفی، همبستگی معناداری وجود داشت که حاکی از اعتبار این روش ارزشیابی نوین درحوزة آموزش زبان انگلیسی بود. نتایج این مطالعه از آن جهت که چشمانداز جدیدی از ارزشیابی پویا در حوزة آگاهی صرفی زبانآموزان ارائه میدهد حائز اهمّیت است. تکرار این مطالعه با حجم نمونه بزرگتر موجه است و ممکن است نتایج تعمیم بیشتری را در حمایت از استفاده از ارزشیابی پویا برای ارزیابی آگاهی صرفی در زمینة زبان انگلیسی در بر داشته باشد.
بازتاب ادبیات عامه ایران در سفرنامه از خراسان تا بختیاری اثر هانریرنه دالمانی
دوره 54، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 97-122
https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.87867
محمدرضا فارسیان، فاطمه قاسمی آریان
چکیده ادبیات عامه بخش مهم و قابلتوجهی از فرهنگ عامه (فولکلور) را دربرمیگیرد که به طور شفاهی از نسلی به نسل دیگر انتقال یافته و جمعآوری و بررسی آن، بسیاری از نکات تاریک و مبهم زندگی ملل را آشکار میسازد. اینگونه تصاویر در واقع، گنجینههای ملی هستند که «حافظة جمعی» مردم یک سرزمین را تشکیل میدهند. از این رو، سفرنامههای اروپایی که تصویرگر عناصر ادبیات عامه ایران هستند، از اهمیت ویژهای برخوردارند و بررسی آنها در حوزة ادبیات تطبیقی قرار میگیرد؛ چراکه سفرنامهها آیینة بازتاب فرهنگ و جامعة «دیگری» هستند که در آنها میتوان به تجلی فرهنگ و ادبیات عامه به صورت تصاویر بستهای از استرئوتیپها و کلیشههای ملی و بینافرهنگی دست یافت. بدین منظور، از میان آثار سیاحان فرانسوی که در قرن بیستم میلادی به ایران عزیمت کردند، سفرنامة هانریرنه دالمانی که بیش از دیگر سفرنامههای همعصر خود، تحت تأثیر ادبیات عامه روایت شده، مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته است. در همین راستا، این مقاله در تلاش است تا در چارچوب رهیافت تصویرشناسی، ضمن واکاوی تصاویر بازنماییشده از ادبیات عامة ایران در سفرنامة هانریرنه دالمانی تحت عنوان از خراسان تا بختیاری، به شیوة توصیفی_تحلیلی، به این پرسش پاسخ دهد که ادبیات عامة ایران چگونه در سفرنامة دالمانی بازتاب یافته و ایدئولوژی سیاح چه نقشی در این بازنمایی داشته است؟ نتایج حاصل آمده از تحقیق نشان میدهند که تصاویر بازنماییشده شامل جلوههای عامیانه ادبیات فارسی، اشعار، القاب و گفتارهای عامیانه و حکایاتی است که اهمیت جایگاه زبان و ادب فارسی نزد ایرانیان و اروپائیان را نشان داده و از خلال حکایات، ابعادی از فرهنگ ایران تجلی یافته است.
زبان و شاخصههای شعر جنگ در فارسی و انگلیسی: بررسی ناتورالیسم و مؤلفههای آن در اشعارِ منتخب قیصر امینپور و ویلفرد اوون
دوره 56، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 97-129
https://doi.org/10.22067/lts.2024.85049.1227
مسلم ذوالفقارخانی، مهدی رحیمی، احمد خواجهایم
چکیده شاعران و نویسندگان مکتب ناتورالیسم با بهرهگیری از ابزار مختلف و مؤلفههای گوناگون توانستهاند به بازتاب حوادث و رویدادهای زندگانی به شیوهای دقیق و توصیفی در شعر و رُمان بپردازند. مهمترین موضوعات مطرح در این مکتب عبارتاند از: جنگ، فقر، فحشا، خونریزی و کشتار. پژوهش حاضر با بهرهگیری از شاخصهها، ابزار و لوازم این مکتب که به نظر میآید در شعر مقاومت و جنگ به شکل چشمگیری دیده میشود، به بررسی تطبیقی اشعار منتخب قیصر امینپور و ویلفرد اوون پرداخته است تا تحلیلی شکلی و محتوایی از آنها به دست آورد. برای این منظور، قطعه شعر «شعری برای جنگ» از سرودههای سالهای 1357 تا 1363 قیصر امینپور و شعر «چه شیرین است» اثر ویلفرد اوون، شاعر انگلیسی، از دفتر شعرها (1920) برگزیده و انتخاب شدهاند. مؤلفههای مورد بررسی در این پژوهش عبارتاند از: توصیف جزءبهجزء و دقیق؛ کاربرد زبان محاورهای و بیپیرایه؛ خشونت زبانی و تنافرآوایی و بهکارگیری زبانی تُند، سریع و خشن؛ و توصیف فجایع، زشتیها، اضطرابها و وحشت جنگ. نتایج این تحقیق نشان میدهد که شعر جنگ در انگلستان و مغربزمین در بحبوحۀ جنگ جهانی اوّل، عمدتاً، شعری ضد جنگ است، هرچند شعرهای حماسی و شورانگیز در ابتدای سالهای جنگ توسّط شاعرانی مانند رابرت بروک و زیگفرید ساسون سروده شد، در ایران امّا به جنگ از منظر حماسه و عرفان نگریسته شده است؛ هرچند علیرغم چنین رویکردهایی، تصویر جنگ دردآلود و سرشار از صحنههایی ناتورالیستی و خشن و بیپیرایه و در مواقعی ضد جنگ است.
بررسی رابطه واگویه، استدلال منطقی و دستاورد زبانی دانشجویان ایرانی از طریق تحلیل مسیر
دوره 52، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 99-125
https://doi.org/10.22067/lts.v52i2.81212
سپیده میرزائی، پرویز مفتون، پرویز بیرجندی
چکیده پژوهش حاضر بر آن است تا ارتباط بین یکی از جنبههای اصلی نظریه اجتماعیفرهنگی ویگوتسکی (1978)، یعنی واگویه را، با استدلال منطقی و دستاورد زبانی دانشجویان ایرانی بررسی کند. این ارتباط مبتنی بر تعاملی پویا بین قدرت استدلال منطقی و واگویة دانشجویان وهمچنین ارتباط هریک از این ساختارها با دستاورد زبانی آنهاست. برای دستیابی به هدف پژوهش، 200 دانشجوی زبان انگلیسی از دانشگاههای مختلف ایران پرسشنامههایی را تکمیل کردند. از شرکتکنندگان خواسته شد سه بخش از فعالیتها (استنباط، استنتاج و ارزشیابی استدلالهای منطقی) را از پرسشنامه «ارزیابی تفکر انتقادی واتسون گلیزر»ش (2010) انجام دهند. علاوه بر این، از آنها خواسته شد به پرسشنامة «واگویه» طراحیشده توسط سیگریست (1995) پاسخ دهند. برای بررسی دستاورد زبانی، از شرکتکنندگان خواسته شد معدل خود را ذکر کنند. مدلسازی معادلات ساختاری برای تحلیل مدل براساس دادهها انجام شد. برای تعیین ناپیوستگیهای شناساییشده در مدل، هر مسیر که نمایانگر روابط علی و معلولی است بهطور مجزا بررسی شد. دادهها، پیشبینیهای نظری در مورد رابطه بین استدلال منطقی و واگویة دانشجویان را تأیید میکنند. بهعلاوه، تحلیل دادهها نشان داد که واگویه دانشجویان با سه زیرمجموعة استدلال منطقی همبستگی مثبت و قدرت پیشبینی خوبی برای آنها دارد. علاوه بر این، سه مؤلفة استدلال منطقی به شکل مؤثر و مثبتی میزان دستاورد زبانی دانشجویان ایرانی را پیشبینی میکنند. در نهایت میتوان نتیجه گرفت که واگویه میتواند همبستگی غیرمستقیم و مثبتی با دستاورد زبانی دانشجویان داشته باشد.
اشعار تی. اس. الیوت در زبان فارسی: بررسی موردی ترجمه کهنالگوها در شعر سرزمینِ بیحاصل
دوره 53، شماره 1، بهار 1399، صفحه 101-128
https://doi.org/10.22067/lts.v53i1.73524
سید بختیار سجادی، سید شجاع نینوا
چکیده مقالة حاضر بر آن است که ترجمههای فارسیِ بخش چهارم شعرِ سرزمینِ بیحاصل اثر تی. اس. الیوت را با بهکارگیری مبانی نظریة جهانیهای ترجمه و با توجه ویژه به مفهوم «ناخودآگاه جمعی» بررسی و مقایسه کند. منابع فراوانی در باب تعاریف، انواع و کارکردهای مفهوم کهنالگو در دسترس است، اما بررسی بازنمایی کهنالگوها در آثار ادبی از منظر ترجمهپژوهی تلاشی نو بهشمار میرود. با توجه به اینکه کهنالگوها مفاهیمی جهانشمول و ثابت هستند، ابراز آنها در زبانهای مختلف به شیوهای تا حدی یکسان صورت پذیرفته است. از سوی دیگر، کاربست نظریة جهانیهای ترجمه در بررسی معادلگزینی کهنالگوها در ترجمههای گوناگون فارسی نشان میدهد ترجمة این بخش از شعر در مقایسه با دیگر بخشها کمتر چالشبرانگیز بوده است. بسامد بالای کهنالگوها در بخش چهارم شعر سرزمینِ بیحاصل با عنوان «مرگ در آب»، باعث شده ترجمههای فارسیِ صورتگرفته از این بخش، در مقایسه با دیگر بخشهای شعر که کمتر به کهنالگو پرداختهاند، دارای کمترین اختلاف در ترجمه باشند. بخش چهارم شعر دارای فضایی مذهبی، اسطورهای و حاوی بیشترین تعداد کهنالگوی بهکاررفته نسبت به دیگر بخشهای این شعر بوده و از این رو از زبانی آرکائیک برخوردار است. یافتههای پژوهش حاضر، بهدنبال تحلیل هفت ترجمة متمایز فارسی از بخش چهارم شعر مذکور، نشاندهندة این است که از لحاظ تراکم واژگانی، تنوع واژگانی و میانگین طول عبارات و جملهها شباهتهای بسیاری در متنهای ترجمه شده وجود دارد و جملگی حول نقطهمیانی یک گستره قرار دارند.
نقش لذّت زبان خارجی و بیانگیزشی یادگیری در رابطۀ بین حس تعلق با عملکرد درسی زبان
دوره 54، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 101-130
https://doi.org/10.22067/jlts.2021.69019.1022
مسعود ذوقی
چکیده با توجّه به فقر پژوهشی در تحقیقات طولی آموزش زبان انگلیسی در زمینۀ ترکیب روانشناسی مثبت و منفی، مطالعۀ کنونی با هدف بررسی خط سیر و نقش میانجیگری لذّت زبان خارجی و بیانگیزشی یادگیری در رابطۀ بین حس تعلق با عملکرد درسی زبان انگلیسی اجرا گردید. نمونۀ این پژوهش به تعداد 557 دانشجو ترم اوّل دانشگاهی از رشتههای غیر زبان انگلیسی بهوسیلۀ نمونهگیری در دسترس انتخاب شد. با تکیه بر روش تحقیق پیمایشی طولی، دادهها در سه دورۀ زمانی مختلف در طول یک ترم تحصیلی جمعآوری شدند. تحلیل دادهها با استفاده از روش آماری «منحنی رشد پنهان» نشان داد که کاهش معنیداری در لذّت زبان خارجی و افزایش معنیداری در بیانگیزشی یادگیری در طول ترم تحصیلی در درس زبان پیشدانشگاهی بین شرکتکنندگان این تحقیق وجود داشت. درحالیکه همبستگی حس تعلق با میزان اوّلیۀ بیانگیزشی یادگیری زبان منفی بود، حس تعلق با میزان اوّلیۀ لذّت زبان خارجی همبستگی مثبت داشت. تأثیر غیرمستقیم حس تعلق در محیط کلاس بر عملکرد درسی زبان با میانجیگری لذّت زبان خارجی و بیانگیزشی یادگیری معنیدار گزارش شد؛ این در حالی بود که بدون متغیرهای میانجی تأثیر مستقیم حس تعلق در محیط کلاس بر عملکرد درسی زبان معنیدار نبود. یافتههای این پژوهش دارای کاربردهای آموزشی مهمی است که مورد بحث قرار گرفته است.
انقیاد و قدرت بدن زنانه در رمان سرگذشت ندیمه نوشته مارگارت اَتوود
دوره 51، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 103-126
https://doi.org/10.22067/lts.v51i3.68951
سمیرا حقی، محمود رضا قربان صباغ، زهره تائبی نقندری
چکیده رمان سرگذشت ندیمه به قلم مارگارت اَتوود مفهوم متفاوتی از زنانگی را در ساختار جامعهای ضد اتوپیایی و بیرحم به نام جلید ارائه میدهد. در این حکومت استبدادی زنان براساس قدرت جفتگیری و توانایی تولیدمثل ارزشگذاری میشوند و هر نوع کنترل و سرکوب به بهانةة اصلاحات مذهبی و اجتماعی مشروع بهشمار میآید. استثمار، شیءشدگی، بیگانگی و استفادة ابزاری از بدن ندیمه را در سراسر این روایت میتوان دید. در این راستا نگاه منفی و ابزاری نسبت به بدن زنانه در بافت اجتماعی توجیه میشود. اَتوود در این رمان نشان میدهد چگونه بدن زنان میتواند توسط ایدئولوژی مردسالارانه و با هدف اصلاحات مذهبی و اجتماعی مورد استثمار قرار گیرد. پژوهش حاضر با مطرحکردن دیدگاههای اجتماعی، مذهبی و سیاسی به تعریف هویت زنانه و ارزیابی زنان براساس ایدئولوژی حاکم میپردازد. بخش پایانی به موضوع نمود قدرتمند بدن زنانه بهمثابة ابزاری ایدئولوژیک در رویارویی با قدرت حاکم بر سرنوشت جامعه اختصاص داده شده و تقابل آن را با نظام سرکوبگر نشان میدهد.
ارتباط گفتمان چرک و زیستقدرت در پرندۀ یهودی و عزاداران برنارد مالامود
دوره 56، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 103-134
https://doi.org/10.22067/lts.2023.82050.1190
زهرا طاهری
چکیده پژوهش حاضر به بررسی «گفتمان چرک» و ارتباط آن با پدیدۀ «مهاجرت» میپردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد مطالعات فرهنگی و بهرهگیری نظریّات منتقدانی نظیر داگلاس و بومن و تمرکز بر موضوعاتی چون انزجار، غریبگی و اقتصاد احساسی در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که چگونه گفتمان زیستقدرت از مقولۀ «چرک» بهمنزلۀ ابزاری در راستای کنترل، انقیاد و حذف اقلیت «دایاسپورا» استفاده کرده و آن را با سیاست پیوند زده است؟ بدین منظور، دو داستان کوتاه مالامود - پرندۀ یهودی (1963) و عزاداران (1955) - به روش توصیفی‑تحلیلی بررسی میشوند تا با تمرکز بر مقولۀ «چرک»، ارتباطِ بین اعمال نظم بر بدنِ افراد و انضباط مورد نظر گفتمان زیستقدرت تبیین شود. چنین استدلال میشود که جنبش «ضدچرک» مدرنیته، با تحمیل دوانگارۀ «تمیز»/«کثیف» به عرصۀ جغرافیای فرهنگی وارد شده و در راستای تداوم ساختارهای سلسلهمراتبی گفتمان انسانگرای لیبرال، دستهبندی قومیتی، حذف و شمول افراد گام برداشته است. این امر به سیاسیشدن مقولۀ حیات و شکلگیری «بیگانگانی» انجامیده که مصداق بینظمی و ناهنجاری هستند. بهعلاوه، گفتمان لیبرال با ذاتی جلوه دادن مقولۀ چرک در این گروهها، سعی کرده توجّه جامعۀ جهانی را از فقر تحمیلشده بر آنها منحرف و با بازنمایی ایشان بهمنزلۀ منبع تهدید ملّی، در راستای حذف فیزیکی آنها اقدام کند.
تصور ذهنی معلمان زبان انگلیسی در مورد کلاس ایدئال آموزش زبان انگلیسی به کودکان و پیشبینی فرسودگی شغلی
دوره 58، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 104-150
https://doi.org/10.22067/lts.2025.94704.1370
محمد هادی محمودی، نرگس زارعیان
چکیده تصور معلمان از محیط آموزشی ایدئال بر سطح انگیزۀ آنها تأثیرگذار است. این پژوهش به بررسی رابطۀ بین تصور ذهنی معلمان زبان انگلیسی کودکان و فرسودگی شغلی میپردازد. در این پژوهش، دادهها به روش ترکیبی و از طریق پرسشنامههای فرسودگی شغلی معلمان و کلاس ایدئال آموزش زبان انگلیسی به کودکان از ۳۴۷ معلم جمعآوری شد. همچنین ۴۰ معلم تازهکار در مصاحبههای گروهی شرکت کردند. یافتههای کمّی نشان داد تصور ذهنی معلمان بهطور معناداری دو زیرمؤلفة فرسودگی شغلی را پیشبینی میکند. دادههای کیفی نیز موانع محیطی تحقق تصورات ایدئال معلمان را آشکار ساخت. نتایج حاکی از آن است که تصور معلمان زبان انگلیسی از کلاس درس، سازهای پویا و چندبُعدی است که تحت تأثیر عوامل زمینهای، سازمانی و فردی قرار دارد. این پژوهش، درک ما را از چگونگی تعامل تصورات حرفهای با واقعیتهای محیط کار ارتقا میبخشد.
ترجمة کودکانه ها به فارسی: چالش لحن
دوره 47، شماره 1، بهار 1393، صفحه 105-122
https://doi.org/10.22067/lts.v47i1.42893
عباس امام
چکیده ترجمة آثار ویژة کودکان کاری سهل و ممتنع است؛ کاری بسیار دشوار است که ترجمة آن در آغاز آسان جلوه می کند. تصور غالب افرادی که برآن می شوند تا برای کودکان آثاری را ترجمه کنند، این است که می پندارند موضوعات کودکانه ساده هستند و متن های مرتبط، به لحاظ واژگان، ساختارهای دستوری و سایر ویژگی های زبانی نیاز به دقت نظر زیاد و خلاقیت در ترجمه ندارند؛ اما حقیقت این است که دست کم ترجمة ادبیات داستانی و نیز شعرهای کودکانه نشان می دهند که قضیه به این سادگی ها نیست. حفظ حال وهوای کودکانه در این گونه آثار که بخش عمدة آن به دقت در گزینش «لحن» مناسب بازمی گردد، ازجمله عواملی هستند که در پاره ای از موارد آن طور که باید و شاید مدنظر قرار نمی گیرند. در این مقاله سعی شده است تا با ارائة نمونه هایی از ترجمه های فارسی منثور و منظوم چاپ شده، نارسایی ها و کاستی های لحن محور آن ها ریشه یابی و بیان شوند و به این ترتیب بر ضرورت دقت بیشتر مترجمان در ترجمة کودکانه ها تأکید گردد.
بازآفرینی یک روایت در دو اثر: داستان «مردگان» اثر جویس در سینمای ایران
دوره 49، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 105-121
https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.60171
رویا عباس زاده، عذرا قندهاریون، زهره تائبی
چکیده در سالهای اخیر، اقتباس بهعنوان شاخهای جدید در نقد ادبی مورد توجه منتقدین قرارگرفته است. در ایران نیز اقتباسهای مختلفی از آثار ادبی ایرانی و خارجی در چند دهۀ اخیر انجامگرفته است. پلّه آخر (1392) به کارگردانی علی مصفا یکی از جدیدترین آثار اقتباسی و برگرفته از داستان معروف «مردگان» (1914) اثر جیمز جویس (1882-1941) است. در این مطالعه، با استفاده از تئوری کانون دید ژرار ژِنِت، بهدنبال بررسی تغییر روایت از متن نوشتاری به فیلم و پیامدهای آن خواهیم بود. تئوری کانون دید ژِنِت، با معرفی سه نوع کانون دید بیرونی، درونی و صفر و همچنین چهار نوع روایت با توجه به سطح و رابطۀ راوی با داستان، ابزار مناسبی برای مقایسۀ اثر ادبی و فیلم اقتباسی در قالبی روایتشناسانه است. بنابراین، مطالعۀ حاضر سعی دارد با بررسی این تغییرات در روایت «مردگان» و پلّه آخر و با تکیه بر تئوری کانون دید، دربارۀ علل و نتایج آنها به بحث و نتیجهگیری بپردازد. یافتههای این مطالعه نشان میدهد که تأثیر آگاهانه یا ناخودآگاه اقتباسکننده مذکر بر نوع روایت، باعث کمرنگشدن نقش لیلی و همذاتپنداری بیشتر مخاطبان با قهرمان منفعل این فیلم، یعنی خسرو شده است. علیرغم روایت پیچیدۀ داستان فیلم، قضاوت در مورد شخصیتهای فیلم برای مخاطب توسط این تغییر در روایت آسان شده است.
بررسی نشانهمعناشناختی واژگان «ذکر» و «خیر» در قرآن و معادلهای آنها در هفت ترجمة فرانسوی قرآن کریم
دوره 50، شماره 1، بهار 1396، صفحه 107-130
https://doi.org/10.22067/lts.v50i1.63594
نسرین اسماعیلی، محمدرضا فارسیان، حمیدرضا شعیری
چکیده نشانهمعناشناسی به بررسی نشانه بهمنظور دستیابی به معنا میپردازد. بر مبنای این دیدگاه نشانه و معنا دو عامل وابسته به یکدیگرند و یکی بدون حضور دیگری هیچ است. از جمله مسائلی که در زبانشناسی و معناشناسی مطرح است چندمعناییست که مترجمان را با مشکل روبهرو می سازد و میتواند معیار برتری ترجمه در نظرگرفته شود. چندمعنایی در قرآن نیز حائز اهمیت است؛ زیرا بهدلیل فراوانی وجوهِ برخی واژگانِ قرآن، مشکل میتوان معنای درست را بیان کرد و حضور این پدیده ابعاد گفتمانی متنوع را ایجاد میکند و مسیر گفتمان را تغییر داده و بهسوی هدفی خاص به پیش میبرد. در ترجمة این واژگان، بافت و واحدهای همنشین بسیار مهم میباشند. مترجم بافت را با مراجعه به کتب تفسیری معتبر دریافت کرده و بهمدد کلمات همنشین به تحلیل معنایی میپردازد. در این پژوهش، پس از بیان گفتمان غالب قرآن، دو واژۀ چندمعنایی «ذکر» (آیة 9 سورة جمعه) و «خیر» (آیة 30 سورة نحل) با توجه به بافت و واحدهای همنشین و بهمنظور دریافت معنای صحیح بررسی شده و سپس چگونگی معادلگزینی این واژگان توسط هفت مترجم فرانسوی، یعنی ماسون، ساواری، شورکی، برک، گروس ژان، بلاشر و کازیمیرسکی تحلیل شده است. همچنین ترجمة پیشنهادی ارائه شده و در نهایت به این سؤال پاسخ داده شده که مترجم چگونه میتواند در عین وفاداری نسبی به متن مبدأ، فحوای کلام را به مخاطب انتقال دهد.
استفاده از نظریّۀ ترجمۀ یکپارچه فن لوون زوارت در ارزیابی ترجمههای سورۀ بقره به دو زبان فارسی و انگلیسی
دوره 56، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 109-147
https://doi.org/10.22067/jlts.2022.57185.0
امیر ارسلان یاراحمدزهی، بهزاد قنسولی
چکیده هنگام ترجمه، در بسیاری از موارد عدم توجّه به موارد جزیی میتواند تغییرات جدّی در پی داشته باشد. این مسئله میتواند در متون مذهبی نمود بیشتری داشته باشد. از این منظر، مقالۀ حاضر سعی دارد تا از طریق بهکارگیری روشی توصیفی و تطبیقی به این مسئله در ترجمهها و زبانهای مختلف توجّه بیشتری کند. در این تحقیق به بررسی ترجمههای سورۀ بقره به دو زبان فارسی و انگلیسی با استفاده از دیدگاه فن لوون زوارت (در راستای پارادایم توصیف) پرداخته شده است. از دید زوارت ترجمۀ یکپارچه نوعی از ترجمه است که در سطوحی بالاتر از جمله، چیزی از متن حذف یا بدان اضافه نمیکند. وی معتقد است، در ترجمۀ یکپارچه، تبدیلهای ترجمهای در دو سطح اتّفاق میافتند: نخست سطح خُرد (شامل جملهها، بندها و گروهها است) و دوم سطح ساختاری کلان (مثلاً تغییر در شخصیتپردازی، سبک یا زاویۀ دید روایت). نتایج این بررسی حاکی از آن است که ترجمههای فارسی دارای یکپارچگی بیشتری نسبت به دو ترجمۀ انگلیسی هستند که شاید بتوان آن را به تسلط بیشتر مترجمان ایرانی و نزدیک بودن مفاهیم مذهبی و امکان وامگیری در بسیاری از مفاهیم خاص قرآنی در ارتباط با دو مترجم دیگر دانست.
مفعول غیرمستقیم در زبان فارسی و روشهای بیان آن در زبان روسی
دوره 56، شماره 1، بهار 1402، صفحه 111-140
https://doi.org/10.22067/jlts.2021.69201.1026
کریستینا بویاکویچ، رضا مراد صحرائی
چکیده
چکیده مفعول غیرمستقیم یکی از متممهای فعل است. در زبان فارسی مفعول غیرمستقیم، الزاماً، یک گروه حرف اضافهای است و رابطۀ میان فعل و متمم آن یعنی حاکمیت تنها بهوسیلۀ حرف اضافه برقرار میشود. در زبان روسی مفعول غیرمستقیم، الزاماً، گروه حرف اضافهای نیست و حاکمیت بر آن به دو روش برقرار میشود: 1 حاکمیت توسّط حرف اضافه و حالت دستوری؛ 2 حاکمیت تنها توسّط حالت دستوری. در پژوهش حاضر 10 نقش معنایی مفعول غیرمستقیم زبان فارسی تعیین شده است که عبارتاند از: پذیرنده، بهرهور، زیاندیده، محرک، نتیجه، منبع، موضوع، هدف، وسیله و مشارک / مخاطب. هرکدام از مفعولهای غیرمستقیم که دارای یکی از این نقشهای معنایی است، متناسب با معنی فعل خود میتواند بهوسیلۀ یک یا تعدادی از روشهای زیر به زبان روسی بیان شود: 1. حالت مفعولی بدون حرف اضافه که در این صورت مفعول غیرمستقیم زبان فارسی به زبان روسی در نقش مفعول مستقیم قرار میگیرد و فعل آن در زمرۀ فعل گذرا به شمار میآید؛ 2. حالت مفعولی با حرف اضافه «на»، «в» و «про»؛ 3. حالت «بهای» بدون حرف اضافه و یا با حرفهای اضافه «к» و «по»؛ 4. حالت اضافی بدون حرف اضافه و یا با حرفهای اضافه «от» و «у»؛ 5. حالت وسیلهای بدون حرف اضافه و یا با حرفهای اضافه «за» و «с»؛ 6. حالت حرف اضافهای با حرف اضافه «о».
فرایند ویرایش آثار ادبی ترجمهشده در انتشارات ایرانی: کاوشی جامعهشناختی
دوره 58، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 123-167
https://doi.org/10.22067/lts.2026.95690.1390
مهدی حاجی محمدی، میرسعید موسوی رضوی
چکیده ادبیات ترجمهشده در ایران همواره با اقبال روبهرو بوده است. ویرایش آثار ادبی کیفیت متن را بهبود میبخشد، اما فرایند آن در انتشارات ایرانی مبهم است. این پژوهش با هدف رفع این ابهام و بررسی فرایند ویرایش انجام شد. بدین منظور، با ۵۷ کنشگر دخیل مصاحبه شد. پاسخ به پرسشها با روش تحلیل مضمون و رویکرد کیفی تحلیل شد. بر اساس نظریة کنشگر-شبکه، کنشگران انسانی و غیرانسانی شناسایی شدند. پنج نفر از این کنشگران انسانی بهطور مستقیم در فرایند ویرایش نقش دارند و بیش از نیمی از آنها در نقشهایشان همپوشانی نشان دادند. یافتهها طیفی از روشهای تعاملی را میان کنشگرها نشان داد که از تعامل مستقیم تا فقدان تعامل را دربر میگرفت. کنشگران اغلب ارتباط مبتنی بر ارسال فایل را به دیگر راههای ارتباطی ترجیح دادند. یافتههای این مطالعه ممکن است برای افزایش کیفیت تعامل میان کنشگران و طراحان طرح درس و آموزگاران ویرایش و ترجمه کاربردی باشد.
