نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی

پذیرش رباعیات عمر خیام ترجمه ادوارد فیتزجرالد در انگلستان

دوره 52، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 53-73

https://doi.org/10.22067/lts.v52i3.81492

مصطفی حسینی

چکیده جستار حاضر مبانی نظری پذیرش ادبی را از منظر پراور تطبیق‌گر آمریکایی، تبیین می‌کند و سپس نظرات او را بر پذیرش رباعیات عمر خیام در انگلستان اِعمال می‌کند. پذیرش رباعیات عمر خیام ترجمة ادوارد فیتزجرالد مانند هر اثر ادبی دیگر در انگلستان با فراز و فرودهایی همراه بوده است. این مجموعة شعر در ابتدا با اقبال چندانی مواجه نشد، اما به‌تدریج به کمک عواملی چند مقبول طبع انگلیسی‌ها افتاد. مطابق یافته‌های این تحقیق عواملی مانند کیفیت ترجمه، کتاب‌گزاری‌های ادبی، تقریظ‌های اهل قلم، انجمن‌های ادبی و هنری، ناشران، نظیره‌ها و نقیضه‌ها، چاپ‌های غیرمجاز و چاپ‌های مصور هریک به نوعی مسیر اقبال ادبی رباعیات خیام را که در ابتدا مغفول مانده بود هموار کردند تا جایی که این ترجمه بومی شد و در زمرة آثار اصیل انگلیسی قرار گرفت.

نقد و تحلیل تعدیلات ساختاری در ترجمۀ طسوجی و اقلیدی از هزار و یک شب

دوره 48، شماره 3، پاییز 1394، صفحه 55-81

https://doi.org/10.22067/lts.v48i3.54764

سید مهدی مسبوق، شهرام دلشاد

چکیده با توجه به تفاوت های ماهیتی و ساختاری زبان مبدأ با زبان مقصد و سایر عوامل فرهنگی و سبکی، مترجم ناگزیر به اعمال تغییراتی در متن مبدأ است؛ لذا مقصدگرایانی نظیر لادمیرال مترجم را به اعمال تغییرات در حوزه های مختلف ساختاری فرا می خوانند تا سلاست وخوانایی متن ترجمه افزایش یابد و خصیصۀ بازآفرینی در ترجمه پدید آید. پژوهش پیش رو می کوشد تعدیلات ساختاری ترجمۀ طسوجی و اقلیدی از هزار و یک شب را از چهار منظر تعدیل در ساخت نحوی کلام، تعدیل در شیوۀ خطاب، تعدیل بلاغی و تعدیل آوایی مورد نقد و تحلیل قرار دهد. برآیند پژوهش نشان می دهد که طسوجی و اقلیدی رویکردی مقصدگرا در جابه جایی و تعدیل ساختار جمله دارند. در ترجمۀ اقلیدی نمونه های فراوانی را می توان یافت که تعدیلات ساختاری مناسبی در آن صورت گرفته و در پاره ای از موارد عدم ایجاد تعدیلات ساختاری به ویژه در بخش آوایی موجب زیبایی ترجمۀ او نسبت به ترجمۀ طسوجی شده است. طسوجی نیز تعدیلات عمده ای در هر چهار لایۀ یادشده اعمال نموده و این رویکرد، نقش عمده ای در خوانایی ترجمۀ او ایفا نموده هر چند که لطمه ای سبکی نیز به اصل کتاب وارد کرده است. در نتیجه طسوجی بیش از اقلیدی به تعدیلات ساختاری روی آورده و ترجمۀ او از شیوایی و جذابیّت بیشتری برخوردار است.

میان قوم نگاری و ادبیات: میشل لریس

دوره 50، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 55-71

https://doi.org/10.22067/lts.v50i4.68652

سارینه طروسیان، دومینیک کارنوا ترابی

چکیده قرن بیستم آبستن تغییر و تحولات عظیم سیاسی و اجتماعی بوده است. ادبیات، هنر و علم نیز متأثر از وضعیت حاکم بر جامعه بوده‌اند. در اروپا، به‌خصوص در فرانسه، نویسندگان بسیاری چه با آثارشان و چه با موضع‌گیری‌هایشان در عرصه‌های گوناگون، نام خود را در تاریخ ثبت کرده‌اند. ژولین میشل لریس از آن معدود نویسندگانی‌ست که به‌دلیل حضور مستمرشان در طول قرن، ردپای محونشدنی از خود به‌جای گذاشته است. منتقدان معمولاً برای تعیین جایگاهی برای او دچار مشکل می‌شوند و موقعیت ثابت و مشخصی را برایش نتوانسته‌اند در نظر بگیرند. عده‌ای او را شرح‌حال‌نویس و شاعری متبحر می‌دانند که توانست تحولی عظیم در نگاه «خود» و استفاده از زبان، ایجاد کند. عده‌ای دیگر نیز، به‌واسطة تحقیقات گسترده‌اش بر روی زبان، آداب و رسوم اقوام آفریقایی او را قوم‌نگاری شایسته می‌نامند. ولی آیا نمی‌توان ادعا کرد که این دو قلمرو نزد لریس نه‌تنها مغایرتی با یکدیگر ندارند، بلکه ردپایی از هر کدام در دیگری یافت می‌شود؟ به‌عبارتی، آیا شعر و قوم‌شعر، آن‌طور که میشل بوژور می‌گوید، مکمل یکدیگر و جداناپذیر نیستند؟

رویکرد معناشناسانه قالبی به انواع فعل ناقل و راهبردهای برگردان آن‌ها در ادبیات روایی: نمونه موردی برگردان فارسی رمان دل تاریکی

دوره 52، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 57-77

https://doi.org/10.22067/lts.v52i4.83957

علیرضا راستی

چکیده هدف از پژوهش کنونی بررسی راهبردهای ترجمة افعال ناقل به فارسی در چارچوب رهیافت معناشناسی قالبی است. بدین‌منظور در گام اول تمام ٣٦٠  فعل ناقل موجود در متن اصلی رمان دل تاریکی استخراج شد و سپس مطابق با فهرست قالبی سمز (2009) با ناقل‌های مورد استفاده در برگردان فارسی اثر توسط صالح حسینی به‌طور تطبیقی بررسی شد. یافته‌ها علاوه بر بسامد بسیار بالای قالب‌های معنایی ارتباط بیانی، حاکی از بسامد نسبی قالب‌های ارتباط پرسشی، ارتباط حفظ نوبت، ارتباط حالتی، و ارتباط صوتی و نیز رخداد اندک یا عدم وجود مصادیق مربوط به سایر قالب‌ها در هر دو اثر بود. در گام بعدی پژوهش، دوازده راهبرد ترجمه که توسط مترجم استفاده شده بود، شناسایی شد. یافته‌ها حاکی از آن بود که پس از راهبرد برگردان تحت‌اللفظی، راهبردهایی نظیر تبدیل ناقل‌های لحنی به خنثی، تبدیل فعل غیرناقل به ناقل، استفاده از ساخت‌های قید + فعل و عبارت حرف اضافه + فعل، و تبدیل فعل ناقل به دو ناقل در متن مقصد بیشترین بسامد را در پیکرة زبانی داشتند. با توجه به یافته‌ها به‌نظر می‌رسد زبان انگلیسی به‌ویژه در گونة ادبی روایی خود از افعال گفتاری بیشتر و ساخت‌های با انعطاف بیشتری نسبت به فارسی بهره می‌جوید که برگردان آن‌ها را برای مترجم فارسی چالش‌برانگیز می‌سازد. از نتایج این تحقیق و تحقیقات تکمیلی مشابه می‌توان در توانمندسازی مترجمان تازه‌کار و کمک به غنای ظرفیت برگردان فارسی بهره جست.

بررسی کارآیی آموزش متنوع مبتنی بر ربات در یادگیری فن ترجمه انگلیسی با اهداف پزشکی و کیفیت درمان

دوره 53، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 57-94

https://doi.org/10.22067/lts.v52i4.84415

سعید خزائی، امیر مشهدی، رضا ترابی

چکیده همپای پیشرفت فناوری می‌توان با بهره‌گیری از روش‌های نوین آموزشی بر کیفیت آموزش فن ترجمة آموزشگاهی و دانشگاهی افزود و بهبود سطح زندگی را رقم زد. این پژوهش متممی به بررسی کارآیی آموزش متنوع مبتنی بر ربات در یاددهی‌یادگیری فن ترجمة انگلیسی با اهداف پزشکی پرداخت. در پی کاربرد طرح آزمایش عاملی در نیم‌سال دوم سال تحصیلی 1396-1397، 373 دانشجوی فارسی و غیرفارسی‌زبان دختر و پسر مشغول به تحصیل در حوزه‌های پزشکی، در دانشگاه علوم‌پزشکی اصفهان با استفاده از شیوة نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. با تمرکز بر ترجمة گفتاری و نوشتاری بیمارستانی، توانش دوزبانی شرکت‌کنندگان در سه مجموعة فعالیت‌های ترجمة انگلیسی با اهداف پزشکی مبتنی بر ربات‌ساز، پیش‌ساخته و خودمانی و در پی آن توانش انتقال آن‌ها در محیط واقعی درمانی و بهداشتی بررسی شد. داده‌های حاصل از نگرش و برداشت شرکت‌کنندگان و پیشرفت و عملکرد آن‌ها در طول دوره و در محیط واقعی درمان به‌طور توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون آنالیز واریانس برای اندازه‌های مکرر تحلیل شد. نتایج از کارآمدی شیوة آموزش متنوع مبتنی بر ربات فن ترجمة پزشکی و عملکرد مناسب شرکت‌کنندگان در نتیجة ارتقای توانش انتقال آن‌ها حکایت داشت. همگرایی نگرش و برداشت مساعد شرکت‌کنندگان با پیشرفت و عملکرد مناسب آن‌ها و همچنین یادداشت‌برداری روزانة مساعد یاددهنده‌ها از آموزش متنوع مبتنی بر ربات فن ترجمة انگلیسی با اهداف پزشکی مشهود بود. موفقیت فعالیت‌های خودمانی در آموزش متنوع مبتنی بر ربات در تقویت توانش‌های دوزبانی و انتقال و همچنین ارتقای کیفیت بهداشت و درمان را می‌توان به پدیدار شدن بافت یادگیری غنی حاصل از مشخصه‌های متنوع ربات و نقش فعال فراگیران در خطاب قرار دادن نیازهای جامعه مرتبط دانست.
 

بررسی «من‌» سلینی در داستان سفر به انتهای شب با تکیه بر نظریه ژرژ پوله

دوره 54، شماره 1، بهار 1400، صفحه 57-80

https://doi.org/10.22067/lts.v54i1.84616

مهسا پاکدل، فرانک اشرفی، فاطمه خان محمدی

چکیده کشف «من وجودی» یا آگاهی نویسنده، از نتایج اصلی نقد مضمونی بوده و مسأله‌ای است که همواره مورد توجّه نویسندگان بزرگ بوده است. «لویی فردینان سلین» یکی از نویسندگانی است که در سفر به انتهای شب با استفاده از مضامین تکرارشونده به‌خوبی آن را به نمایش می‌گذارد. به عقیدۀ «ژرژ پوله»، از منتقدان نقد مضمونی، هر فرد به‌گونه‌ای در جهان هستی و در رابطه‌‌اش با جهان پیرامون به شناخت از خود دست می‌یابد. برای رسیدن به این آگاهی، پوله مکان را به‌عنوان یکی از مقوله‌های بنیادی ارتباط با جهان پیرامون به‌حساب ‌آورده است. او تلاش می‌کند تا با تحلیل درک راوی از مکان، به کشف هرچه بهتر زوایای «جهان‌آگاهی» نویسنده دست یابد. تحقیق پیش رو، در نظر دارد با رویکردی تحلیلی‑توصیفی نشان دهد چگونه تئوری ژرژ پوله در رمان سفر به انتهای شب خود را ارائه می‌کند. فرضیّۀ این مقاله این است که نحوۀ پرداختن به فضا و قرار دادن «من وجودی» در این فضا که بازتابی از ارتباط منِ باردامو با «جهان‌آگاهی» نویسنده از دنیاست، اهمّیّت مقولۀ پردازش فضا-مکان از دیدگاه پوله را به نمایش گذارد. در این رمان که نوعی شرح‌حال داستانی است، راوی از خلال سفرها و مکان‌ها، داستان زندگی و پرسه‌زدن‌هایش را بازگو می‌کند.

مقایسة رویکرد ارزیابی مدرسان ترجمة فارسی با نظریه های شاخص ارزیابی ترجمه

دوره 47، شماره 1، بهار 1393، صفحه 59-84

https://doi.org/10.22067/lts.v47i1.34543

آیناز سامیر، مسعود خوش سلیقه، خلیل قاضی زاده

چکیده در این پژوهش توصیفی تلاش شد تا معیارها و رویکردهای مدرسان ترجمه، در بستر آموزشی ایران، برای ارزیابی کیفیت ترجمة دانشجویان بررسی شود. دوازده نفر از مدرسان باسابقه و متخصص در ترجمه در دانشگاه های مختلف ایران، برای مصاحبه دعوت شدند. با تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه ها، رویکردهای آن ها در ارزیابی کیفیت ترجمه بررسی شد و سپس، میزان تفاوت و شباهت رویکرد مدرسان ترجمة ایران با مدل ها و رویکردهای ارزیابی که نظریه پردازان ارزیابی ترجمه ارائه کردند، بررسی گردید. یافته های حاصل از مصاحبه ها برطبق شیوة تحلیل داده های کیفی نظریة داده بنیاد، کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که میان مدرسان ترجمه در انتخاب رویکردهای ارزیابی کیفیت ترجمه شباهت و اشتراکات بسیاری وجود دارد و تا حد زیادی با رویکردهای ارزیابی کیفیت ترجمه که نظریه پردازان بین المللی ارائه کرده اند، مطابقت می کند و تنها تفاوت، در میزان اهمیت معیارهای ارزیابی است که بستگی به نوع دوره های مختلف آموزشی ترجمه و نوع متن و ژانر در ترجمه دارد.

مطالعه تطبیقی کنش گفتاری «تملق» در زبان‌های فارسی و انگلیسی

دوره 54، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 59-95

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.88983

محمد احمدی صفا، رحیمه کاربخش راوری

چکیده کنش­­­­‌های گفتاری یکی از مباحث مهم تحلیل گفتمان در حوزه زبان­‌شناسی به­‌شمار می­رود و در سال­‌های اخیر ابعاد مختلف این­گونه کنش­‌ها در زبان‌­های مختلف مورد مطالعه و توجه پژوهش­گران و زبان­شناسان قرار گرفته است. از جمله ابعاد مورد‌ توجه این­گونه کنش­ها ساختار زبانی و کاربردهای آنان در زبان­های مختلف است. پژوهش حاضر به بررسی تطبیقی کاربردهای کنش گفتاری تملق در دو زبان فارسی و انگلیسی پرداخته است و بدین منظور کاربردهای این کنش گفتاری در مکالمات 120 فیلم (60 فیلم فارسی و 60 فیلم انگلیسی) مورد مطالعه قرار گرفت. پس از استخراج تمامی مکالمات مربوط به این کنش گفتاری در مجموعه مورد بررسی و جمع‌­آوری اطلاعات موردنظر، مدل هایمز (1967) مبنای بررسی تطبیقی قرار گرفت. نتایج به‌­دست ­آمده حاکی از آن است که تملق در هر دو فرهنگ فارسی و انگلیسی برای نفوذ مثبت در مخاطبین مورد استفاده قرار می‌­گیرد و کاربردهای این کنش گفتاری در زبان ­­فارسی به 19 مورد و در زبان­ انگلیسی به 11 مورد می­‌رسد. علاوه بر این، در هر دو زبان مورد مطالعه، کنش گفتاری  تملق در هر دو موقعیت رسمی و غیررسمی یافت می‌­شود اما در زبان ­فارسی استفاده از آن در موقعیت­‌های غیررسمی و خصوصی بسیار بیشتر از کاربرد آن­ها در موقعیت­‌های رسمی است. هم­چنین، بر اساس نتایج به‌­دست آمده، فراوانی و کاربرد تملق در زبان و فرهنگ فارسی به­‌مراتب بیشتر از زبان و فرهنگ انگلیسی است.   

ساموئل بکت و ظهور شیءگرایی: هستی‌شناسی شیءگرا در نمایشنامه بازی بدون کلام

دوره 54، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 61-88

https://doi.org/10.22067/lts.v54i2.88644

شهریار منصوری

چکیده تلاش ساموئل بکت در کنار زدن ساختار انسان‌محور فصلی جدید در آثار دراماتیک وی ایجاد می‌نماید که نه‌تنها در آن خبری از جدال اصالتاً کانتی میان انسان و جهان پیرامون او در جهت اثبات برتری انسان نیست،‌ بلکه مؤکد ظهور نگاهی شیءمحور به اصل وجود انسان است. براین اساس این دیدگاه، شخصیت‌های خلق‌شده در آثار نمایشی بکت، یا دَرکی از ماهیّت کاربردمحور اشیاء ندارند و یا خود را هم‌سنگ سایر اشیاء حاضر در جهان پیرامون می‌داند. نکتۀ قابل تأمّل در این چرخش دیدگاه بکت متأثر از دو برداشت فوق را می‌توان به‌این‌ترتیب تعریف نمود: خروج شیء از حالت وجودیِ ابزار محض و تبدیل‌شدن آن به شیء مستقل با امکان بازخوانی واقعیت بر اساس ماهیّت کاربردی خود از یک سو؛ و سقوط انسان توانا مدرن در پرتگاه سکون از سویی دیگر. آنچه این مقاله به تحلیل آن خواهد پرداخت عبارت است از انطباق دیدگاه شیءگرای بکت با فلسفۀ هستی‌شناسی پسامدرن در جهت شناخت بعدی ناشناخته از تفکر انتقادی او که در آن انسان و شیء در لایه‌های متفاوت از هستی‌شناسی برابری می‌کند. لذا این مقاله با بررسی نمایشنامه بازی بدون کلام ۱ و با نگاهی منطبق بر فلسفۀ پسامدرن شیءگرای گراهام هارمن بر آن است تا نگاه منتقدانۀ بکت به وضعیت انسان در اواخر قرن بیست را فارغ از دیدگاه‌های تکراری پژوهش‌های انتقادی پیشین بررسی نماید. دست آورد پژوهشی مقالۀ حاضر را می‌توان معرّفی و سپس بررسی چهارچوب هستی‌شناسی نوینی دانست که در آن از انسان متعال مدرن تنها خسی در صحرای صحنۀ پسامدرن بکت باقی مانده است؛ صحرایی که هبوط انسان‌گرایی را نوید می‌دهد.

بررسی آموزش زبان فرانسه در ایران بر اساس نظریه آشوب و پیچیدگی

دوره 55، شماره 1، بهار 1401، صفحه 61-92

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.61244.0

الهام سادات موسوی، محمود رضا گشمردی

چکیده امروزه تحقیقات میان رشته‌ای اهمیت زیادی یافته است. آموزش زبان نیز ماهیتی میان رشته‌ای دارد و کاربست نظریه‌های نوین در توسعه آن نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. این پژوهش با هدف بررسی آموزش زبان فرانسه در ایران بر اساس نظریه آشوب و پیچیدگی صورت گرفته است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از جهت شیوه گردآوری دادها، جزو پژوهش‌های توصیفی- تحلیلی است. بر اساس هدف و روش تحقیق، دو چالش مطرح می‌شود: آموزش زبان فرانسه در ایران بر مبنای چه سیستمی تعریف می شود و چگونه نظریه آشوب و پیچیدگی می‌تواند بر بهره‌وری آموزش زبان فرانسه تاثیر بگذارد. ابتدا اصول نظریه آشوب و پیچیدگی و کارکرد آن در آموزش زبان مورد مطالعه قرار گرفت. سپس 15 کلاس زبان فرانسه در سطح A1 در آموزشگاه‌های زبان در تهران مشاهده گردید تا امکان بکارگیری نظریه آشوب و پیچیدگی در کلاس آموزش زبان خارجی در ایران بررسی گردد. نتایج پژوهش نشان داد که رویکردهای اخیر آموزش زبان، بخشی از اصول نظریه آشوب و پیچیدگی (از جمله پیچیدگی، پویایی و رویکرد غیر خطی) در کلاس آموزش زبان فرانسه را پوشش می‌دهند. با این حال سیستم کلاس زبان فرانسه در ایران همچنان سیستمی بسته و قابل پیش بینی در نظر گرفته شده‌است. نکته دیگر اینکه پیاده سازی این نظریه بر کلاس آموزش زبان، نیازمند آگاهی مدرسین و نیز سیستم آموزشی نسبت به پویایی، انعطاف پذیری و حساسیت پذیری کلاس آموزش زبان است.

مطالعات ترجمه

ترجمۀ بافت‌محور استعاره‌‌های مفهومی در گزارش‌‌های کشتی

دوره 56، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 61-101

https://doi.org/10.22067/lts.2023.83433.1204

ابراهیم عزتی لارسری، حمید قاسمی، بهنام عاشقی

چکیده پژوهش حاضر به بررسی گزارشِ گزارشگران کشتی به‌‌منظور ارائۀ مدل اختصاصی ترجمۀ استعاره‌‌های مفهومی پرداخته است. روش تحقیق این پژوهش به‌صورت کیفی و پیکره‌بنیاد است؛ به این منظور تعداد 20 گزارش از مجموعه مسابقه‌‌های جام‌‌جهانی کشتی در سال 2022 به‌صورت تصادفی انتخاب و از طریق تحلیل محتوای مبتنی بر زبان‌‌شناختی تحلیل شد. تحلیل‌‌ها نشان داد که استعاره‌‌ها به‌صورت میانگین بیش از 8 درصد گزارش‌‌ها را تشکیل داده است. ازاین‌رو، پُرکاربردترین جمله استعاری این گزارش‌‌ها شناسایی و درنهایت مدل ترجمۀ بافت‌محور اختصاصی استعاره‌‌های مفهومی استفاده‌شده در گزارش‌‌های کشتی طراحی شد؛ بنابراین با توجّه به اهمّیّت ترجمۀ درست برای یافتن مرتبط‌‌ترین مفهوم در زبان مقصد و همچنین با توجّه به اینکه پژوهشگران بسیاری مهم‌‌ترین مشکل ترجمه را ترجمۀ استعاره‌‌ها می‌‌دانند مدل اختصاصیِ ترجمۀ بافت محور برای ترجمۀ استعاره‌‌های مفهومیِ به کار برده شده در گزارش‌‌های ورزشی خصوصاً کشتی طراحی و معرفی گردید.

مطالعات ترجمه

حامیان و فرهنگ‌ها: تاریخ سیاسی‌اجتماعی ترجمة متون علمی و فلسفی در ایران از ایران باستان تا دوره قاجار

دوره 58، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 61-82

https://doi.org/10.22067/lts.2026.96862.1407

عبداله نوروزی

چکیده ترجمه ابزاری مهم برای انتقال علم و فلسفه بوده و تاریخچه‌ای پر فراز و فرود داشته است. انتقال مفاهیم فلسفی از یونان باستان به ایران اگرچه سرآغاز آشنایی ایرانیان با فلسفه نبوده، اما در پویایی تفکر انسانی و نگرشی عمیق‌تر به چیستی‌های گوناگون تاثیری بسزا داشته است. ترجمه به‌عنوان ابزار این ارتباط و وسیله انتقال تفکر فلسفی غرب، در طول تاریخ بسته به موقعیت ها و شرایط گوناگون اجتماعی، فرهنگی و سیاسی میزان تاثیر آن در زایش و گسترش فلسفه و علم، بویژه جریان آن از غرب به شرق متأثر از عوامل مختلفی بوده است. در این جستار، پژوهشگر شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دوره‌های مختلف تاریخ ترجمه متون علمی و فلسفی در ایران را جویا شده است. این پژوهش نشان داد که در دوره‌های مختلف، بسته به بسته‌ یا باز بودن جامعه، عواملی چون حمایت‌های حکمرانان، علم‌دوستی افراد و نیازهای جامعه باعث رونق ترجمه یا افول آن شده است.

ترجمه‏(نا)پذیری عناصر فرهنگی در متون دیداری‌شنیداری: مورد مطالعاتی زیرنویس‏های فرانسوی مجموعه تلویزیونی ایرانی در چشم باد

دوره 53، شماره 1، بهار 1399، صفحه 63-100

https://doi.org/10.22067/lts.v52i4.66028

نصرت حجازی، رویا شیرین

چکیده ترجمه تولیدات دیداری‌شنیداری به ویژه زیرنویس‏ها با چالش‏های بسیاری همراه است. این چالش‏ها در تماس با فرهنگ و عناصر فرهنگی بیشتر نمود داشته و مترجم را با پیچیدگی‏ها و دشواری‏های کاری بسیاری روبرو می‏سازد. هدف از این پژوهش کندو کاو در خصوص چگونگی ترجمه و انتقال عناصر فرهنگی در متون شنیداری‏ دیداری در قالب زیرنویس با توجه مقتضیات و محدودیت‏های فن‏ آورانه، زبان‏شناختی و زیباشناختی است. در این نوشتار، پس از ارائه تعریف و بازتاب چارچوب‏های نظری موجود پیرامون فرهنگ و عناصر فرهنگی آغاز کرده و با گذر از امکان‏پذیری یا امکان‏نا‏پذیری انتقال مولفه ‏های فرهنگی به مخاطبان غیربومی، به تحلیل پیکره مطالعاتی خود _مجموعه تلویزیونی ایرانی در چشم باد بر اساس ریخت‏ شناسی فرهنگی نظریه‏ پردازان لهستانی پرداخته و راهکارهای مترجم در انتقال مفاهیم فرهنگی را بررسی می‏نمائیم. تحلیل‏های توصیفی و زبان‏شناختی که از چگونه ترجمه گزاره‏های شفاهی فرهنگی در این پیکره به دست آمده‏اند، حاکی از آن است که ترجمه «خرده عناصر فرهنگی» و اشارات فاضلانه موجود در یک متن هرگز به صورت سیستم بسته عمل نمی‏کنند، بلکه قادرند در ازای فروریزش بخشی از ارزش‏های معنایی، گفتمانی یا سبک ‏شناختی در زبان مبدأ، پیام را پس از فهم، تعبیر و تعدیل در متن مقصد بازتولید کرده و پلی به سوی «مفاهمه بینافرهنگی» از تغییر ترجمه باز ایجاد کنند.
 
 
 

بازقاب بندیِ روایت چندوجهی: مطالعۀ موردی دوبلۀ بینازبانی پویانمایی های پخش شده از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

دوره 54، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 63-100

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.61410.0

پرینا قمی، فرزانه فرحزاد

چکیده مقالۀ حاضر با اتّکا به مدل بازروایت در ترجمۀ دیداری‑شنیداری قمی و فرحزاد (الف 2020) به بررسی انواع بازقاب­‌بندی در دوبلۀ بینازبانی پویانمایی‌­های پخش‌شده از صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران می­‌پردازد. ازآنجایی‌که روایت‌های دیداری‑شنیداری ماهیّت چندوجهی دارند، علاوه‌بر محل‌­های کلامی، محل­‌های غیرکلامی هم در فرایند بازروایت دستخوش تغییر می­‌شوند که این امر زمینۀ بیشتری را جهت بازقاب‌­بندی در اختیار مترجم و مؤسسۀ ترجمه قرار می‌‏دهد. بدین منظور از بررسی روایت چندوجهی قمی و فرحزاد (الف 2020) برای تحلیل و مقایسۀ پویانمایی‌­های اصلی و دوبله‌شده در سطح خرد محل‌­های کلامی و غیرکلامی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که پانزده نوع مختلف بازقاب‌­بندی در ساخت واقعیت در دوبلۀ پویانمایی­‌ها شرکت می­‌کنند که به سه دستۀ بازقاب­‌بندی از طریق تصرف گزینشی، بازقاب‌­بندی از طریق برچسب زدن و بازقاب‌­بندی از طریق جابجایی جایگاه شخصیت‌ها تقسیم می‌­شوند. علاوه‌براین، بازقاب‌بندی زمانی/مکانی انواع دیگر بازقاب‌­بندی را تحت‌الشعاع قرار می‌­دهد. بر اساس این مطالعه، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران نقشی فعّال در ساخت واقعیت در زبان مقصد ایفا می‌­کند و از ترجمه به‌عنوان ابزاری برای اشاعه و یا سرکوب روایت‌های خاص در پویانمایی­‌های مقصد بهره می­‌گیرد.

بررسی تطبیقی استفاده از عبارات احتیاط آمیز در بخش های مقدمه و بحث مقالات پژوهشی نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی انگلیسی رشته های کشاورزی

دوره 47، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 65-96

https://doi.org/10.22067/lts.v47i3.42861

حسن سودمند افشار، روژین قصلانی، بهروز کلانتری

چکیده مطالعه حاضر، با استفاده ازتحلیل پیکره و مصاحبه، به بررسی شباهت ها و تفاوت های موجود در استفاده از راهبردهای احتیاط آمیزدر بخش های مقدمه و بحث مقالات پژوهشی نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی مقالات انگلیسی رشته های کشاورزی می پردازد. بدین منظور، پیکره ای مشتمل بر چهل مقالهٌ کشاورزی (بیست مقاله انگلیسی کشاورزی از نویسندگان ایرانی و بیست مقاله از نویسندگان غیر ایرانی) انتخاب شد. جمع آوری داده های پیکره بر اساس طبقه بندی پیشنهاد شده توسط سلگر- مایر (1994) صورت گرفت. داده ها از طریق نرم افزارSPSS وبا استفاده ازآمار توصیفی و روش آماری مجذور کای(خی دو) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین فراوانی استفاده از عبارات احتیاط آمیزدر بخش های مقدمه وبحث مقالات نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی مقالات انگلیسی رشته های کشاورزی وجود دارد. همچنین در اقدامی نوآورانه، با 32 نفر از نویسندگان ایرانی مقالات انگلیسی رشته های کشاورزی مصاحبه ای انجام شد. تحلیل محتوای مصاحبه ها نشان داد «عدم آگاهی نویسندگان ایرانی از عبارات احتیاط آمیز» و همچنین «ضعف زبان انگلیسی» ایشان به ترتیب بیشترین تاثیررا در عدم استفاده آنها از این عبارات داشتند.

طراحی پیکره و فرهنگ دوزبانه اصطلاحات راهنمایی و رانندگی بر پایه معناشناسی قالبی

دوره 52، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 65-97

https://doi.org/10.22067/lts.v52i2.80823

علیرضا امرایی، اکبر حسابی، عباس اسلامی راسخ

چکیده مترجمان یکی از گروه‌های عمدة کاربران فرهنگ‌های دوزبانه را تشکیل می‌دهند. لیکن فرهنگ‌نگاران از دیرباز آنان را در زمرة دیگر کاربران در نظر گرفته‌اند و کم‌تر به نیازهای خاص آنان در استفاده از فرهنگ‌ها پرداخته‌اند. بنابراین در چند سال اخیر مسئلة طراحی فرهنگ‌های ویژة مترجمان مطرح گردیده و کارهایی پژوهشی و عملی در این حوزه انجام شده است. بر این مبنا، پژوهش حاضر کوششی بوده است تا یک فرهنگ دوزبانة فارسی و انگلیسی در حوزة اصطلاحات راهنمایی و رانندگی و با تأکید بر نیازهای مترجمان تهیه گردد. ساختار این فرهنگ بر یک پیکرة تطبیقی دوزبانة متون راهنمایی و رانندگی استوار است که با استفاده از معناشناسی قالبی برچسب‌گذاری شده است. بدین‌منظور یک هستان‌شناخت و یک شبکة قالبی برای این حوزه طراحی شده است. سپس یک رابط کاربری برای جستجو در این دادگان طراحی شده است که امکانات مختلفی از قبیل جستجوی سنتی الفبایی و جستجوی مبتنی بر معنا را فراهم می‌سازد. این کار به مترجمان، که در حقیقت گروه مخاطبان هدف این فرهنگ هستند، کمک می‌کند تا با دقت و کارآمدی بیشتری بتوانند به طبیعی‌ترین شیوة بیان مفاهیم مورد نظر خود در هر دو زبان دست یابند. در پایان نیز نتیجة کار با برخی کارهای انجام‌شدة دیگر مقایسه شده است.

نگاهی نقّادانه به فرایند واژه‌گزینیِ فرهنگستان زبان و ادب فارسی در پرتو رهیافت سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی زبانی

دوره 55، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 65-89

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72904.1078

علیرضا راستی

چکیده فرهنگستان زبان و ادب فارسی به­‌عنوان نهادی با شعاع عملکردی فراملّی که برنامه‌­ریزی‌­ها و سیاست‌­گذاری­‌های آن می­‌تواند پیامدهای گسترده‌­ای، نه صرفاً در زمینۀ زبانی، بلکه در عرصه­‌های اجتماعی و سیاسی نیز به همراه داشته باشد، بایستی پیوسته مورد نقد و ارزیابی درونی و بیرونی قرار گیرد تا با لحاظ کردن بازخوردهای حاصل از آن، عملکرد و اثرگذاری بیشینه و بهینه­‌ای داشته باشد. در این راستا، پژوهش فعلی، با اتّخاذ رویکرد مدافعه‌­ای‑مشارکتی و نیز کاربست پاره‌­ای اصول و مفاهیم میان­‌رشته‌­ای سیاست‌­گذاری و برنامه‌­ریزی زبانی به سازوکار حاکم بر ساختار این نهاد و به‌­ویژه فرایند «واژه‌­گزینی»، کوشیده تا ضمن عریان‌سازی از پاره‌­ای نارسایی­‌ها و کاستی­‌های حاکم بر آن، توجّه متولیان و سیاست‌­گذاران حوزۀ نگهداشت و گسترش نفوذ زبان فارسی را بیش‌­ازپیش به رفع آنها معطوف سازد. پژوهشگر با بهره‌­گیری از روش «سندکاوی کیفی» بر آن بوده تا فرایند خطی خط­‌مشی­‌گذاری زبانی در فرهنگستان را با دیدی انتقادی که لازمۀ اتّخاذ رهیافت مدافعه‌­ای‑مشارکتی است، تشریح و تحلیل نماید. یافته‌­ها گواه آن است که فرهنگستان در عملکرد سیاست‌­گذاری زبانی خود (نا)آگاهانه رویکردی «اثبات­‌گرایانه» و «گام‌محور» دنبال می‌­کند که چنین رهیافتی می‌­تواند باعث ایجاد نوعی دافعه و سازش‌­ناپذیری از ناحیۀ کارگزاران زبانی در سطوح و ساحت­‌های مختلف جامعه متکثّر ایران شود. از دیگر ­یافته‌­های این جستار پژوهشی می‌­توان به عدم به­‌رسمیت‌­شناختن تضاد منافع در میان کارگزاران متعدّد و متکثّر عرصۀ سیاست­‌گذاری زبانی در اسناد مورد تحلیل اشاره نمود. همچنین، اتّخاذ رویکرد «نخبه­‌گرایانه»، به­‌ویژه در مقولۀ واژه­‌گزینی، منجر به عدم به‏ رسمیت ‏شناختن شمّ زبانی گویشوران بومی زبان، به­‌عنوان یک منبع ارزشمند گزینش، کاربرد و اقبال­‌پذیری واژگان نو در فارسی شده­ است.

زندگی برهنه، مسخِ واقعیت و خشونت در پسران نیکل

دوره 55، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 65-92

https://doi.org/10.22067/jlts.2021.72891.1077

زهرا طاهری

چکیده مقالۀ حاضر به ­بررسی مفاهیم «مسخِ واقعیت» و «خشونت» و تأثیر آن بر «دیگری نژادی» می‌­پردازد. نویسنده با استفاده از رویکرد مطالعات­ فرهنگی و بهره‌­گیری از نظریّات منتقدانی نظیر باتلر و ژیژک و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «خشونت آشکار/سوبژکتیو»، «خشونت پنهان/ ابژکتیو» و «سوگ» در­ پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که ساختار سیاسی آمریکایی، علی‌­رغم داعیۀ دموکراسی و تساوی، از چه روش‌­هایی در راستای حفظ ساختار سنّتی آپارتاید استفاده می­‌کند؟ بدین منظور، رمان پسران نیکل (2019)، اثر کلسان وایت‌­هد بررسی می­‌شود تا با تمرکز بر انواع خشونت و روش‌­های «مسخِ ­واقعیت» به ­چگونگی حذف تدریجی «دیگری نژادی» و درنتیجه حفظ سلسله‌مراتب قدرت بپردازد. چنین استدلال می‏‌شود که اعمال پدیدۀ «مسخِ ­واقعیت» علیه «دیگری‌­نژادی»، نسخۀ افراطی «زیست­‌سیاست» فوکویی است؛ چراکه همانند «زیست‌­سیاست»، در این پدیده نیز قتلِ «دیگری‌نژادی» از سوی غرب با مصونیت قضایی همراه است؛ با این­ تفاوت که در پدیدۀ «مسخ­ واقعیت»، ماهیّت وجودیِ «دیگری‌نژادی» از همان ابتدای امر انکار می‌­شود: یعنی، «دیگریِ» غرب ابتداً با مکانیسم‌­های بازنمایی، از ردۀ «انسانیت» خارج و سپس به «مرگ مدنی» دچار می‌­شوند، به‌طوری‌که گویا هرگز فردی نبوده که زنده باشد تا قربانی جنایتی شود. درچنین‌­حالتی، «دیگری» با کمترین هزینۀ سیاسی و درنتیجه بدون «سوگ» از اجتماع حذف می­‌شود. گستردگی این امر، دال بر تقلیل‌­یافتگی مفهوم «انسانیت» و خشونت عمیق ساختاری در عصر حاضر است.
 

مطالعۀ مشکلات ترجمة متون عرفانی با تأکید بر ترجمۀ کتاب عبهرالعاشقین اثر روزبهان بقلی شیرازی

دوره 49، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 67-82

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.59514

رویا لطافتی، بیتا اکبری

چکیده ادبیات عرفانی (ادب صوفیه) از حیث تنوع و غنا در فارسی و عربی اهمیت خاص دارد و همواره ترجمۀ آن مورد توجه بسیاری از مترجمان غربی بوده است. این نوع ادبی وجوه متعدد و مهمی دارد که شامل نظم، نثر، فلسفه، اخلاق، تاریخ، تفسیر، دعا، مناجات، حدیث و موسیقی است. لذا ترجمۀ آن نسبت به سایر متون سخت‌تر و دارای ریزش‌های بیشتری است. آنچه در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است، مشکلات پدید آمده به هنگام ترجمۀ متون عرفانی در بررسی کتاب «عبهرالعاشقین» اثر روزبهان بقلی‌شیرازی است. درست است که تعریف ترجمه برگردان متنی از زبان مبدأ به زبان مقصد بدون کوچکترین افزایش یا کاهشی در صورت و معنی آن متن می باشد، لیکن این تعریف فقط جنبۀ نظری دارد؛ زیرا هیچ پیامی را بدون تغییر در صورت و معنی آن نمی‌توان از زبانی به زبان دیگر منتقل کرد به‌خصوص آثار عرفانی روزبهان بقلی که دربردارندۀ جهانی پر رمز و راز است و خیال‌انگیز. آنچه تأثیر بسیار عمیقی بر خوانندۀ آثار روزبهان می گذارد، سبک اوست که برخی مواقع ترجمۀ آن به اندازه ترجمۀ آثار امام محمد غزالی دشوار است، از آن روی که آرایش و جمله‌بندیِ قوی‌تر و ژرف‌تری دارد.

طراحی و اعتبارسنجی پرسش‌نامة خودکارآمدی ترجمه و ارتباط آن با راهبردهای حل مسئله در ترجمه

دوره 50، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 67-95

https://doi.org/10.22067/lts.v50i2.50702

رویا عراقیان، بهزاد قنسولی، افسانه غنی زاده

چکیده ماهیت بین‌رشته‌ای مطالعات ترجمه دیدگاه‌های وسیعی را در سال‌های اخیر در حوزة تحقیق و پژوهش این رشته گشوده است. در این راستا، توجه نه‌تنها به سمت محصول نهایی ترجمه، بلکه به پردازش و نقش‌آفرینان اصلی آن معطوف شده است. از جمله این امور بررسی فرآیندهای شناختی و احساسی مترجمان است. با نظر به تأثیر در خور توجه مفهوم خودکارآمدی بر رفتار و کنش افراد، پژوهش حاضر بر آن است تا رابطة میان خودکارآمدی مترجمان و راهبردهای حل مشکل در ترجمة آن‌ها را مورد ارزیابی قرار دهد. بدین‌منظور، دو پرسش‌نامه در زمینة مفاهیم پایه‌ای خودکارآمدی و راهبردهای ترجمه طراحی شده و اعتبار آن را سنجیده شده است. هفتادو شش دانشجوی ارشد و دکتری ترجمه در این تحقیق شرکت کردند. نتایج تحلیل داده و محاسبات آماری رابطة معناداری را بین احساس خودکارآمدی مترجمان و راهبردهای حل مشکل در ترجمه آن‌ها نشان داد. از آنجا که نقش باورهای کارآمدی مترجمان در گزینش و اعمال راهبردها در مواجهه با مشکل در فرآیند ترجمه حائز اهمیت است، یافته‌های این پژوهش در آموزش و برنامة تحصیلی ترجمه مفید خواهد بود.

چالش‌ها و اختلالات ارتباط کلامی در آثار نمایشی ناتالی ساروت

دوره 53، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 71-88

https://doi.org/10.22067/lts.v53i3.85680

مهدی افخمی نیا، الله شکر اسداللهی، نعیمه کریم لو

چکیده ناتالی ساروت (1900-1999م.) یکی از نویسندگان پیشگامِ رمان نو در فرانسه است. در تمام آثار ساروت، نوعی بی‌قاعدگی و آشفتگی از دیدگاه زبانی وجود دارد که ریشه در احساساتِ غیرقابل بیان دارد. این احساسات معادلِ پدیده‌ای به نام «تروپیسم» هستند. ساروت این واژه را از زیست‌شناسی وام گرفته است و آن را مجموعه‌ای از تحرکات غیرقابل‌بیان و ناشناخته‌ای تعریف می‌کند که در چشم‌برهم‌زدنی به بخش خودآگاه ذهنمان هجوم می‌آورند و به منزلة شالوده و بنیادِ ژست‌ها، گفتارها و احساساتی هستند که بروز می‌دهیم. در دیدگاه ساروت، زبان علاوه بر بخش بیرونی (ابراز بیرونی و آشکار پیام)، دارای بخش درونی است که برخلاف بخش بیرونی به مرحلة تولید پیام یا به‌عبارتی «گفته‌سازی» نرسیده است. این بخشِ درونی همان تحرکات غیرقابل تعریفی است که ساروت در تعریف تروپیسم بدان اشاره می‌کند. آشفتگی‌های کلامی که در نوشتار ساروت مشهود است، ناشی از وجودِ همین زبان درونیِ عصیانگر و غیرقابل کنترل است که با قدرتی بسیار بیشتر از زبان قراردادی و بیرونی در جریان است. در حقیقت، تن‌دادن به زبان قراردادی به‌معنایِ اجتماعی شدن و خواهان برقراریِ ارتباط بودن است اما مشکل شخصیت‌های ساروتی از آنجا شروع می‌شود که نمی‌توانند احساسات خود را در قالبِ زبان عادی و بیرونی به‌طور کامل و بی‌نقص انتقال دهند. زبان درونی آن‌ها به‌قدری قدرتمند است که زبان بیرونی را تحت تأثیر قرار داده و آن را دچار آشفتگی و اختلال می‌کند. در این مقاله به‌طور اجمالی به بررسی تعدادی از این مشکلات ارتباطی می‌پردازیم که در اثر فشار زبان درونی، در گفتار شخصیت‌های ساروتی ایجاد می‌شوند.

آموزش زبان

رابطۀ بین عواطف معلّم، نوازه‌گری و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان مقطع کارشناسی رشتۀ زبان انگلیسی

دوره 56، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 71-107

https://doi.org/10.22067/lts.2023.81620.1179

محمد خورسند، قاسم مدرسی

چکیده بررسی حاضر، با به‌کارگیری طرح تحقیقاتی تلفیقی، به بررسی عوامل پیش‌بینی‌کنندۀ پیشرفت تحصیلی در متغیرهای عواطف معلّم و نوازه‌گری برای یادگیرندگان زبان انگلیسی می‌پردازد. همچنین، این مطالعه نگرش دانشجویان دربارۀ نقش عواطف معلّم و نوازه‌گری در پیشرفت تحصیلی‌شان را می‌کاود. در این راستا، 232 دانشجوی زبان انگلیسی بر اساس نمونه‌گیری در دسترس و شش دانشجو هم در مرحلۀ کیفی بر اساس اشباع داده‌ها شرکت داشتند. برای سنجش عواطف معلّم و میزان نوازه‌ای که دانش‌آموزان در کلاس دریافت می‌کنند، از پرسشنامه‌های معتبر مربوطه استفاده‌ شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که رابطۀ معناداری بین عواطف معلّم، نوازه‌گری و پیشرفت تحصیلی برای دانشجویان مقطع کارشناسی رشتۀ زبان انگلیسی وجود دارد. همچنین، نتایج به‌دست‌آمده از رگرسیون چندگانه نشان داد که عواطف معلّم پیش‌بینی‌کننده بهتری برای پیشرفت تحصیلی است. همچنین، نتایج کیفی این پژوهش، پس از مشخص کردن توافق و پایایی درون‌موضوعیِ داده‌های به‌دست‌آمده از مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته، 11 مضمون مشترک به دست داد. نتایج نشان‌ می‌دهد نوازه‌گری و نوازه‌شوندگی منجر به برقراری ارتباط مؤثرتر بین معلّم و زبان‌آموز می‌شود.

آموزش زبان

معرّفی آموزش‌های مبتنی بر چینش ذهنی و چینش مغزی

دوره 56، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 71-95

https://doi.org/10.22067/lts.2023.81778.1183

رضا پیش‌قدم، شیما ابراهیمی

چکیده با توجّه به پیشرفت سریع فنّاوری در حوزه‌های شناختی، رباتیک و هوش مصنوعی و تشدید نیازهای معیشتی و رفاهی انسان، همچنین در سایۀ فراوانی و دسترسی سهل مطالب آموزشی در فضای مجازی، به نظر می‌رسد آموزش کلاسیک و سنّتی دیگر پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست و آموزش غیررسمی با تأکید بر فن و مهارت و خودکارسازی یادگیری، بر آموزش رسمی غلبه پیدا کرده است. در این راستا، در نوشتار حاضر و برگرفته از نظرات برخی متخصصان آموزش، تلاش بر این است دو نوع از آموزش معرّفی و بررسی شود: الف: آموزش مبتنی بر چینش ذهنی (شامل دو نوع آموزش انباشت ذهنی و آموزشِ پرورش ذهنی) و ب: آموزش مبتنی بر چینش مغزی (شامل دو نوع آموزش مغزورزی و آموزش مغززایی). آموزش نوع نخست به اندیشیدن و اندیشه‌ها و آموزش نوع دوم به دانش و مهارت مرتبط است. درواقع، با وجود نظام‌های آموزشی هوشمند و فضای آنلاین حرکتی از سمت رویکردهای‌ نرم، ذهنی، ارزشی و انسانی به سمت رویکردهای سخت، مغزی، معیشتی و ماشینی در حال رخ دادن است که باید در شرایط کنونی آموزش مورد توجّه متخصصان آموزشی، مدرّسان و مؤلفان کتاب‌های درسی قرار گیرد.

وجهیت در ترجمه: موردپژوهی ترجمه های فارسیِ سبک رواییِ وولف در رمانِThe Waves

دوره 47، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 73-93

https://doi.org/10.22067/lts.v47i2.40734

سمیه دل زنده روی، هلن اولیایی نیا

چکیده هنگام بحث پیرامون سبک، چه در مطالعات ادبی و چه زبانشناختی، درواقع درمورد عادت های زبانی نویسنده سخن میگوییم. بدیندلیل میتوان به هر نویسنده سبک خاصی را نسبت‌داد و آن سبک را به اسم او نامگذاری کرد، به‌عنوان مثال سبک شکسپیری، جویسی یا وولفی. باتوجه به‌اینکه وجهیت و استفاده مکرراز افعال و قیود وجهی یکی از مؤلفه‌های کلیدی دنیای داستانیِ ترسیم شده در رمانِ The Waves است، پژوهش حاضر به بررسی این مسئله می پردازد که مترجمان چگونه این کلمات وجهی را ترجمه می کنند و آیا انتخاب های آنها بر دنیای داستانی متن اصلی تأثیر می گذارد و «حس» آنرا تغییر می دهد یا خیر. بدین منظور رمانِ The Waves نوشته ویرجینیا وولف و دو ترجمه فارسی آن خیزاب ها ترجمه پرویز داریوش (1356) وامواج ترجمه فرشاد نجفی پور (1377) انتخاب شدند و مدلِ بوسو (2004)،مبتنی بر مدل دستور وجهیتِ سیمپسون (1997)، جهت بررسی نحوه برگردان افعال وجهی استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که وجهیت، یعنی الزامات شخصی، تصویر منفی، احتمالات، قابلیت ها و توانایی های شخصیت های رمان در ترجمه ها کمتر از متن اصلی موردتأکید هستند اما داریوش در مقایسه با نجفی پور آن ها را به صورت نظام مندتری ترجمه کرده است.

زبان و ادبیات انگلیسی

ساختار تروما در رُمان برادر تَنی نوشته دیوید دیوپ از منظر آرای اسلاوی ژیژک

دوره 58، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 73-103

https://doi.org/10.22067/lts.2025.92431.1332

وحید نژادمحمد، علی جباری خامنه

چکیده مقاله حاضر به بررسی رُمان برادر تَنی اثر دیوید دیوپ، نویسنده معاصر فرانسوی، از منظر آرای تحلیلی اسلاوی ژیژک، فیلسوف معاصر اسلوونیایی، می‌پردازد. تمرکز اصلی این پژوهش بر ساختار تروما در رمان و تأثیر آن بر شخصیت اصلی داستان، آلفا اندیایه، سرباز سنگالی جنگ جهانی اول است. با استفاده از مفاهیم کلیدی ژیژک مانند امر واقع، امر نمادین و اُبژه کوچک‌آ، چگونگی مواجهه شخصیت‌ها با ترومای جنگ و تأثیر آن بر هویت و رابطه آن‌ها با دیگری در بطن ارتباطات اجتماعی تحلیل می‌شود. در این مقاله همچنین نشان داده می‌شود چگونه ترومای جنگ به‌عنوان یک رویداد واقعی که نظم نمادین را مختل می‌کند، منجر به ازخودبیگانگی و فروپاشی روانی می‌شود. درمجموع، این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و با تکیه بر آراء ژیژک، با یک رویکرد توصیفی‌تحلیلی، به درک عمیق‌تر از تأثیر تروما بر فرد و جامعه در بستر جنگ و استعمار می‌پردازد.