نوع مقاله: مقالۀ پژوهشی

گرایش به سبک اسمی در متون ترجمه شدۀ توضیحی

دوره 47، شماره 1، بهار 1393، صفحه 1-17

https://doi.org/10.22067/lts.v47i1.42874

الناز پاکار، علی خزاعی فرید

چکیده در طول یکصد و پنجاه سال اخیر، در نتیجة ترجمه های بسیار زیادی که از زبان های دیگر، به ویژه انگلیسی، به زبان فارسی شده است، برخی از هنجارهای زبانی تغییر کرده اند یا دست کم دستخوش تغییر شده اند. سبک اسمی یکی از مهم ترین ویژگی های نحوی زبان است که مانند هر ویژگی نحوی دیگر ممکن است ازطریق ترجمه به زبان مقصد انتقال یابد؛ درحالی که به نظر می رسد در زبان فارسی، سبک غالب، سبک فعلی است. هدف از انجام تحقیق حاضر، یافتن پاسخ برای این سؤال است که با توجه به شیوة لفظ گرایی که در غالب ترجمه ها دیده می شود، آیا احتمال گرایش به سبک اسمی در متون ترجمه شدۀ توضیحی وجود دارد. نتایج تحقیق نشان داد که در متون تألیفی و ترجمه های نویسندگان و مترجمان توانا، گرایش به سبک فعلی می باشد و فراوانی جملات اسمی بسیار کم است؛ ولی در ترجمه های مترجمان تازه کار، فراوانی جملات اسمی بیشتر است. همچنین، در این تحقیق، تعدادی از جملات اسمی را که در ترجمه های مترجمان تازه کار وجود داشت، به صورت فعلی نوشتیم و از 130 نفر از دانشجویان خواستیم که تا آن صورتی را که به نظرشان فارسی تر و واضح تر می آید، انتخاب نمایند. نتیجة این بررسی نیز نشان داد که این افراد جملات فعلی را بر جملات اسمی ترجیح می دهند.

بومی سازی مدل پنجگانة عناصر فرهنگی نیومارک با زبان و فرهنگ فارسی: ارائة تقسیم بندی نه گانه

دوره 47، شماره 2، تابستان 1393، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22067/lts.v47i2.21062

نادیا غضنفری‌مقدم، محمد رضا هاشمی

چکیده گاهی مترجمان به هنگام ترجمة عناصر و مفاهیم فرهنگی اعم از اجتماعی، مذهبی و سیاسی و گاهی تاریخی، با چالش‎ها و تردیدهایی رو به رو می‎شوند. صاحب نظران ترجمه دیدگاه‎های مختلفی دربارة شیوة مواجهه با این گونه چالش‎ها ارائه کرده‎اند. نیومارک یکی از این صاحب‎نظران است که با ارائة تقسیم بندی ای پنج‎گانه از مفاهیم فرهنگی، برای ترجمة آن‎‎ها پیشنهادهایی داده است. چارچوب نظری نیومارک مبنای مطالعات متعددی در زبان فارسی قرار گرفته است؛ اما پرسش این است که آیا می‎توان الگوی نیومارک را در ترجمة مفاهیم فرهنگی فارسی به کار گرفت؟ هدف از انجام پژوهش حاضر ارائة پاسخی هرچند محدود به این پرسش است. دراین راستا، چهار داستان کوتاه محاوره‎ای، حاوی مفاهیم فرهنگی، از آثار جلال آل احمد انتخاب گردیدند و براساس مدل پیشنهادی نیومارک بررسی شدند. یافته‎‎ها نشان داد که مدل پیشنهادی نمی‎تواند تمام عناصر فرهنگی فارسی را در برگیرد. به این دلیل، چهار شاخة جدید به الگوی نیومارک افزوده شد و تغییراتی جزئی در بخش‎های دیگر آن صورت گرفت. نتایج این پژوهش می‎تواند برای مقاصد آموزشی و تربیت مترجم مفید باشد.

شکستن قاب آینه ی زبان استعمار: نقد و بررسی نگرش مینا الکساندر به بازسازی خویشتن در فضای زبانی

دوره 47، شماره 3، پاییز 1393، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22067/lts.v47i3.40108

صبا عظیمی

چکیده پژوهش حاضر تلاشی مبتنی بر نظریه های پسا استعماری برای تحلیل تکاپوی بازسازی هویت در آثار مینا الکساندر نویسنده ی هندی-امریکایی معاصر و استاد دانشگاه در رشته ی ادبیات انگلیسی و مطالعات زنان در نیویورک است. شعر و نثر دکتر الکساندر مملو از موضوعاتی است که ریشه درخوانش پسا ساختارگرایی و پسا استعماری دارد که از آن میان میتوان از گفتمان هویت از هم گسیخته، ترس از تعلق، و چالش زندگی در تنی زنانه نام برد. اما آنچه بازنمایی تن در اسارت او را به مخاطره می اندازد زبان این بازنمایی است که همانا زبان استعمارگران تن و وطن اوست و لیک تنها آلتی است که او برای نواختن هویت خود در دست دارد. در این مقاله میکوشیم تا رویکرد الکساندر در بازاندیشی هویت خویش به عنوان زنی رنگین پوست و نگرش او به زبانی که برای واکاوی وجود خود بر می گزیند را در نظم و نثر او رصد کرده و روایت کنیم.

بررسی هرمنوتیک اشلایر ماخر در اشعار جان کیتس

دوره 48، شماره 1، بهار 1394، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22067/lts.v48i1.32313

ناصر ملکی، مریم نویدی

چکیده فردریش اشلایر ماخر، نخستین پژوهشگری بود که نظریه ی عام تفسیر را مطرح نمود. از نظر او هرمنوتیک براساس دوشاخص موازنه و تنزیل استوار است، موازنه به قیاس مفاهیم وکلمات می پردازد وتنزیل به معنای تجسم جسمانی هرچیز در عالم مکان می باشد. در حقیقت، تنزیل تجسم عینی آن چیزی است که در عالم معنا تجلی دارد. در هردو مفهوم نوعی نونگری به مفاهیم وتعینات گذشته مشهود است. به عبارت دیگر، این شیوه های جدید نگریستن به عالم طبیعت و اشیاء راه را برای مشاهدات و دریافت های تازه ای هموار می سازد که اگرچه به سرعت تحقق نمی یابند، لیک خوانندگان را بر آن می دارد تا با تأمل بیشتر در مفاهیم جدید به درک بهتر آنها نائل آیند. از این حیث، درنگ و تعلل در درک مفاهیم جدید از ویژگی های اصلی نظریۀ تفاوط ژاک دریدا به حساب می آید. لذا این مقاله می کوشد تا نشان دهد هرمونتیک ، کنش کلامی و تفاوط به چه شیوه هایی با یکدیگر ارتباط دارند وچگونه در اشعار کیتس نمایان شده اند؟

بررسی دیدگاه مدرسان زبان انگلیسی و زبان‌آموزان در مورد نقش زمان در آموزش و فرهنگ ایران

دوره 49، شماره 2، تابستان 1395، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22067/lts.v49i2.53135

الهام ناجی میدانی، رضا پیش قدم، بهزاد قنسولی، آذر حسینی فاطمی

چکیده زمان مفهومی پیچیده است که در هر فرهنگ و جامعه‌ای معنای خاصی به خود گرفته است. نگاه افراد جامعه نسبت به زمان آن‌قدر اهمیت دارد که برخی دیدگاه مردم جامعه نسبت به زمان را معرف نوع فرهنگ آن جامعه تلقی می‌کنند.در این مقاله برآنیم تا با استفاده از روش کیفی دیدگاه مدرسان و فراگیران زبان انگلیسی در مورد نقش زمان در نظام آموزشی ایران و همچنین در فرهنگ روزمرۀ ایرانی را بسنجیم. بدین منظور با 8 مدرس زبان انگلیسی و 10 زبان‌آموز مصاحبه صورت گرفت. از تحلیل مصاحبه‌ها چند موضوع استخراج شد که عبارتند از: رویکرد منفعلانه نسبت به زمان در فرهنگ روزمره، عدم توجه کافی به زمان در نظام آموزشی ایران، درصد بالای هدر رفتن زمان در کلاس‌های زبان، حق تأخیر بر اساس نوع رابطۀ اجتماعی، زندگی در زمان آینده و عدم تأثیرپذیری از فرهنگ انگلیسی در وقت‌شناسی. در پایان، راهکارهایی برای توجه بیشتر به نقش زمان در سطح آموزشی و فرهنگی ارائه شد.

بررسی هویت محقق در مقالات زبانشناسی کاربردی با روش شناسی ترکیبی

دوره 49، شماره 3، پاییز 1395، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22067/lts.v49i3.57268

سپیده رحیم پور، الهه ستوده نما، محمد دبیر مقدم

چکیده در این پژوهش، هویت پژوهش‏گر در چهار مقالۀ زبان‌شناسی کاربردی با روش‌شناسی ترکیبی مورد بررسی قرار گرفته است تا مشخص شود در این مقالات، ابزارهای زبانی خاصی به‌کار برده شده است که نشان‌دهندۀ هویت پژوهشی نویسندگان باشد یا خیر. به این منظور، الگویی شامل اظهار/حذف، فعّال‌سازی/منفعل‌سازی، فردارجاعی/گروه ارجاعی، نظام گذرایی، ابزارساختاری، ابزار اهمیت‌ساز، ابزار روابط‌ساز، ابزار اتصال‌ساز، ابزار بینامتنی، معناهای رمزگونه و خودبیانی‌ها ارائه شده است. هدف از این پژوهش، بررسی چگونگی نحوۀ بازنمود هویت پژوهش‌گر در مقالات زبان‌شناسی کاربردی به زبان انگلیسی است. نتایج نشان می دهد که پژوهش‌گران مورد بررسی، از الگویی خاص و متشکّل از ابزارهای زبانی خاص برای نشان‌دادن هویت خود به‌عنوان پژوهش‌گر در مقالات خود، بهره برده‌اند؛ به‌عبارت دیگر، میزان فعّال‌سازی و منفعل‌سازی کنش‌گران اجتماعی در کل، تقریباً با هم برابر است و نشان‌دهندۀ آن است که پژوهش‌گران مذکور در به کارگیری ساختارمعلوم و مجهول در نوشتار خود محتاط بوده‌اند تا دیدگاه غیرمتعصبانه‌ای داشته باشند. همچنین، آن‌ها در اغلب موارد از کنش‌گران اجتماعی به صورت گروه یاد کرده‌اند تا فرد. همچنین، از فرآیندهای ذهنی بیش از فرآیندهای مادی در مقالات خود بهره برده‌اند تا به کمک فرآیندهای ذهنی به شفاف‌سازی موضوعات مورد بحث بپردازند.

نظریۀ ذخایر فرهنگی زوهر و بررسی راهبردهای ترجمۀ ریزفرهنگ‌ها: مورد پژوهشی رمان دایی جان ناپلئون در برابر ترجمۀ انگلیسی

دوره 50، شماره 1، بهار 1396، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22067/lts.v50i1.58658

بی نظیر خواجه پور، علی خزاعی فرید، مسعود خوش‌سلیقه

چکیده مطالعۀ پیش رو به ارتباط میان فرهنگ و ترجمه می‌پردازد. نظریۀ ذخایرِ فرهنگی ایون زوهر (ابن زهر) مبنای این کار قرار گرفته، و رمان فارسی دایی جان ناپلئون در برابر ترجمة انگلیسی آن به‌عنوان نمونه انتخاب شده است. این رمان به‌عنوان پیکره، 462 صفحه و بالغ بر 230 هزار کلمه است. ابتدا ریزفرهنگ‌ها در متن مبدأ به‌همراه ترجمه‌شان در مقصد استخراج شدند. با استفاده از تئوری داده‌بنیاد، نمودار درختی ذخایرِ فرهنگ ایرانی به‌دست آمده است. راهبردهای مترجم افزایش، انتقال عینی، بومی‌سازی، حذف، تفصیل و فرهنگ‌زدایی بوده‌اند. گروه‌های ریزفرهنگ‌ها و راهبردهایشان، به‌همراه فراوانی آن‌ها و درصد راهبرد هر گروه ریزفرهنگ تهیه شد. به‌علاوه، برای هر راهبرد هم مقایسۀ گروه‌ها انجام گرفت. نمودار کلی راهبردها در ترجمه نیز تهیه شد که با بررسی آن مشخص شد، مترجم بیشترین راهبردش در قبال ریزفرهنگ‌های ایرانی ابتدا فرهنگ‌زدایی و سپس بومی‌سازی بوده است.

بررسی تأثیر استفاده از الگوی «هَیجامَد» بر نگرش به یادگیری زبان‌آموزان

دوره 50، شماره 2، تابستان 1396، صفحه 1-33

https://doi.org/10.22067/lts.v50i2.65237

شیما ابراهیمی، اعظم استاجی، رضا پیش قدم، سیدامیر امین یزدی

چکیده هیجانات و حواس، نقش بسیار مهمی در یادگیری و آموزش دارند و مدرسان می‌توانند از طریق تحریک هیجانات و استفاده از حواس گوناگون به‌هنگام آموزش زبان دوم برای زبان‌آموزان موفق‌تر عمل کنند. لذا ایجاد ارتباطات هیجانی مطلوب و تأثیرگذاری بر حواس به‌منظور افزایش توان یادگیری، حائز اهمیت زیادی است. «هَیجامَد» ترکیبی از دو واژة «هیجان» و «بسامد» است که به هیجانات ناشی از حواسی که تحت تأثیر بسامد واژگان قرار دارند، اشاره می‌کند. در این مقاله برآنیم تا چگونگی تغییر نگرش در یادگیری زبان‌آموزان غیرفارسی‌زبان را به هنگام استفاده از الگوی «هَیجامَد» بسنجیم. بدین منظور با استفاده از الگوی هَیجامَد، به 60 زبان‌آموز غیرفارسی‌زبان از 16 کشور، در 6 جلسه موضوعات فرهنگی تدریس شد و سپس از آن‌ها مصاحبه گرفته شد و نتایج به‌صورت کیفی ارزیابی شد. نتایج به‌دست آمده از تحلیل مصاحبه‌ها حاکی از این است که استفاده از الگوی «هَیجامَد» بر نگرش زبان‌آموزان غیرفارسی‌زبان، مؤثر است و هرچه هَیجامَد فارسی‌آموز نسبت به موضوع تدریس‌شده بیشتر باشد، عملکرد او بهتر خواهد بود. در نتیجه از آن‌جایی‌که این الگو، کیفیت یادگیری زبان فارسی را از طریق ایجاد ارتباط بین فرهنگی، هیجانات زبان‌آموزان و فعال‌سازی سطوح مختلف هَیجامَد ارتقا می‌دهد، به‌نظر می‌رسد می‌تواند الگوی مناسبی برای تدریس زبان فارسی به‌عنوان زبان دوم محسوب شود.

طنز و جناس: بررسی مشکلات زبان‌آموزان ایرانی در فهم لطیفه‌های دارای عنصر جناس

دوره 50، شماره 3، پاییز 1396، صفحه 1-27

https://doi.org/10.22067/lts.v50i3.66565

سعیده محققیان، سعید کتابی

چکیده جناس که به‌معنای هم‌جنس بودن است به یکسانی دو یا چند واژه در واج‌های سازنده با معانی متفاوت اطلاق می‌شود. علاوه بر ارزش موسیقایی و آهنگینی که جناس به سخن می‌دهد، لطیفه‌های آن می‌تواند یکی از ابزارهای افزایش علاقه‌مندی و یادگیری زبان‌آموزان و همچنین ایجاد فضایی شاد در حین آموزش زبان انگلیسی باشد. برای بهره‌مندی از چنین منافعی، فهم کامل جناس موجود در لطیفه‌ها برای زبان‌آموزان به نظر الزامی می‌رسد. پژوهش‌های کمی، درک زبان‌آموزان را از لطیفه‌های دارای عنصر جناس در کلاس‌های آموزش زبان انگلیسی ایران بررسی کرده‌اند. از همین رو، پژوهش حاضر با انتخاب یک کلاس شامل 21 دانشجوی سال سوم کارشناسی زبان انگلیسی (دوازده دانشجو از گرایش مترجمی و نُه دانشجوی گرایش ادبیات) و با استفاده از ابزار سنجش، میزان فهم زبان‌آموزان ایرانی را از این لطیفه‌ها بررسی کرد. نتایج نشان داد که زبان‌آموزان ایرانی دانش خوبی از واژه‌های جناس نداشتند و در شناسایی آن‌ها مشکل داشتند. نتایج این پژوهش و راهکارهای ارائه‌شده، لزوم توجه بیشتر به پرداختن به آموزش درک طنز در برنامه‌های درسی را یادآور می‌شود. این امر علاوه بر بالابردن سطح زبانی فراگیران می‌تواند فضای آموزشی را نیز فرح‌بخش‌تر نماید.

رویکردی نو از طریق ترجمه برای تحلیل تاریخی انتقال گفتمان‌ها و نظریه‌ها

دوره 50، شماره 4، زمستان 1396، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22067/lts.v50i4.66363

مرضیه ملکشاهی، علی خزاعی فرید

چکیده ترجمه نقش بسیار مهمی در تحول تفکر ایرانیان در دوران معاصر داشته است. با وجود این، در زبان فارسی پژوهش‌های تاریخی اندکی دربارة چگونگی انتقال تفکرات وگفتمان‌های غربی و شیوة دریافت آن‌ها صورت گرفته و در همین پژوهش‌های اندک نیز اغلب ذکری از ترجمه و نقش مترجمان و دیگر عاملان ترجمه به میان نیامده است. مقالة حاضر می‌کوشد بر انتقال گفتمان‌های معاصر به‌عنوان حوزة‌ای مهم در تاریخ‌نگاری ترجمه در ایران تأکید کرده و آن را به‌عنوان حوزه‌ای ضروری برای پژوهش به محققان مطالعات ترجمه پیشنهاد کند. در این راستا از میان متدلوژی‌های مختلف حوزة تاریخ‌نگاری، «تاریخ‌نگاری دریافت» که یکی از اشکال «نظریة دریافت» می‌باشد و در حوزة مطالعات تاریخی به‌کار گرفته شده است، به‌عنوان یکی از رویکردهای مناسب برای بررسی انتقال گفتمان‌ها در ایران پیشنهاد می‌شود. بدین‌منظور ابتدا برخی آرا دربارة انتقال گفتمان‌ها را مطرح کرده و سپس به مباحث جاری در حوزة تاریخ‌نگاری ترجمه اشاره می‌کنیم و در پایان به شرح و بسط نظریة دریافت و کاربرد آن در حوزة تاریخ‌نگاری ترجمه، به‌ویژه بررسی تاریخی انتقال گفتمان‌ها از طریق ترجمه، می‌پردازیم.

بررسی سپهر گفتمان در ترجمه بارکس از اشعار مثنوی مولانا

دوره 51، شماره 1، بهار 1397، صفحه 1-18

https://doi.org/10.22067/lts.v51i1.72165

احمد شریفی، محمدرضا هاشمی، محمود فتوحی رودمعجنی

چکیده ترجمه کلمن بارکس از آثار مولانا بیشترین سهم را در محبوبیت این آثار به ویژه در میان مخاطبان عام آمریکایی داشته است. از این رو، بررسی کیفیت بازنمایی آثار مولانا در زبان و فرهنگ مقصد از اهمیت بالایی برخوردار است. در این میان، رویکرد مترجم نسبت به سپهر گفتمان یک اثر ادبی در ارتباط با سپهر گفتمان مخاطب مقصد، نقش مهمی در چگونگی بازنمایی تصویر آن اثر و نیز رد یا پذیرش آن در جامعه مقصد دارد. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی این مسئله می‌پردازد که عناصر سپهر گفتمان اشعار مثنوی چگونه ترجمه شده‌اند و شیوه ترجمه این عناصر چه تأثیری بر عناصر بوطیقایی این اشعار داشته است. بررسی و تحلیل ترجمه بارکس از یک بخش از دفتر اول مثنوی نشان می‌دهد که بارکس بخش عمده‌ای از عناصر سپهر گفتمان اشعار را حذف کرده یا از بافت قرآنی، اسلامی و عرفانی آن خارج ساخته است و در برخی موارد با تلفیق مفاهیم تائوئیسم، سپهر گفتمان اشعار را به کلی تغییر داده است. همچنین، رویکرد بارکس نسبت به عناصر سپهر گفتمان موجب حذف برخی از عناصر بوطیقایی و تغییر محتوای برخی دیگر شده است. شیوه بارکس در ترجمه عناصر سپهر گفتمان را می‌توان در راستای تطبیق دادن این عناصر با تفکر عصر جدید و نیازهای معنوی طیف وسیعی از مخاطبان آمریکایی تفسیر نمود.

معرفی مفهوم «سرمایه هیجانی- حسی» و بررسی تأثیرات آن در آموزش زبان دوم

دوره 51، شماره 2، تابستان 1397، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22067/lts.v51i2.73542

رضا پیش قدم، شیما ابراهیمی، گلشن شکیبایی

چکیده «سرمایه» یکی از مفاهیم مهم جامعه‌شناسی است که نشان می‌دهد چگونه ساختارهای عینی جامعه (قواعد اجتماعی، هنجارها، نقش‌ها، نهادها و ابزارهای فرهنگی) می‌توانند بر ساختارهای ذهنی افراد و رفتارهای اجتماعی آنان تأثیر بگذارند. مهم‌ترین سرمایه‌های مطرح‌شده عبارت‌اند از سرمایه‌های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و طبیعی که می‌توانند بر انگیزه، توجه، رفتار، نگرش و اعتقادات زبان‌آموز تأثیر بگذارند. از آن‌جایی‌که حواس دروازه ورود به درک جامعة زبانی است و با توجه به ارتباط تنگاتنگ حواس و میزان هیجان زبان‌آموز، به‌نظر می‌رسد یکی از سرمایه‌هایی که می‌توان به سرمایه‌های دیگر افزود، سرمایة هیجانی-حسی باشد. هدف از جستار حاضر معرفی سرمایة هیجانی-حسی و بررسی رابطة آن با انواع سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و طبیعی در زبان‌آموزی موفق است. نتایج نشان می‌دهند برخورداری بیشتر از هر یک از سرمایه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و طبیعی منجر به افزایش سرمایة هیجانی-حسی در زبان‌آموز شده که این امر باعث فهم میان ذهنی و تسهیل یادگیری خواهد شد. مدرس می‌تواند با به‌کارگیری این سرمایه‌ها در تدریس، حواس زبان‌آموز را بیشتر درگیر کرده و با رساندن وی به مرحلة درون‌آگاهی میزان هیجان مثبت، توجه و انگیزه را در او افزایش دهد. به‌نظر می‌رسد با استفاده از این شیوه، مطالب در ذهن زبان‌آموز نهادینه خواهد شد و او تمایل بیشتری به ارتباط و مشارکت فعال خواهد داشت.

بررسی تطبیقی تصویر جنگ جهانی در رمان‌های خون دیگران و سووشون

دوره 51، شماره 3، پاییز 1397، صفحه 1-31

https://doi.org/10.22067/lts.v51i3.78776

آسیه راد، محمدرضا فارسیان، سمیرا بامشکی

چکیده سیمون دوبووار و سیمین دانشور از اولین پیشگامان ادبیات زنانه و مدافع حقوق زنان در فرانسه و ایران به‌شمار می‌آیند. این دو نویسنده در اکثر آثارشان به توصیف اوضاع زنان و نقش آن‌ها در جامعه پرداخته و همواره با قلم خود برای احیای حقوق و برابری جنسیتی در جامعه تلاش کرده‌اند و بدین ترتیب در عرصة جهانی مورد توجه عموم قرار گرفته‌اند. علاوه بر این، با نوشتارهای اجتماعی و سیاسی خود همواره جزو نویسندگان متعهد زمان خود محسوب می‌شوند. گاهی ممکن است شباهت‌ها و تأثیرپذیری‌های دو اثر از یکدیگر ما را به مقایسة آن‌ها وا دارد، در حالی‌که این امکان نیز وجود دارد که دو نویسنده متون مشابه یا نزدیک به هم را در یک حیطه و در رابطه با یک موضوع نوشته باشند که این تشابه ممکن است براساس ذهنیت مشترک یا شرایط اجتماعی‌تاریخی مشترکی باشد که در آن می‌زیسته‌اند. از همین منظر، در این پژوهش به بررسی مقایسه‌ای تصویر جنگ جهانی دوم در دو رمان خون دیگران اثر سیمون دوبووار و سووشون اثر سیمین دانشور بر پایة اصول شاخه‌ای از ادبیات تطبیقی موسوم به تصویرشناسی پرداخته شده است. آنچه که از این تطبیق به‌دست آمده، وجود تصاویر مشابه و متفاوت از یک جنگ مشترک در هر دو داستان است. با وجود فاصلة جغرافیایی و فرهنگی بین دو نویسنده، تصاویر به‌دست‌آمده به یک هدف مشترک یعنی پرداختن به موضوع جنگ از جوانب مختلف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی منتهی می‌شود. هر دو نویسنده با ارائة تصاویری همچون مبارزه و شرایط اجتماعی، چهرة جنگ را به‌خوبی برای خواننده ترسیم کرده و با ساختن تصاویر منفی از جنگ به تقبیح آن دست زده‌اند.

ساخت و هنجاریابی پرسش‌نامۀ افزایش خلاقیت زبان‌آموزان در آموزش زبان به شیوۀ کاربردمحور، با روش مدل‌سازی رش

دوره 51، شماره 4، زمستان 1397، صفحه 1-27

https://doi.org/10.22067/lts.v51i4.61908

صفورا ناوری فارمد، رضا پیش قدم، آذر حسینی فاطمی، محمدرضا هاشمی

چکیده با توجه به اصول زیربنایی و ملاحظات نظریۀ آموزش زبان انگلیسی کاربردمحور که به آموزش مهارت‌های زندگی در کنار آموزش تخصصی زبان تأکید دارد و همچنین لزوم بررسی نکات ارائه‌شده در این نظریة نوپا، ساخت و استفاده عملی از پرسش‌نامه‌هایی که به یافتن داده‌هایی در راستای اهداف این نظریه می‌پردازند ضروری به نظر می‌رسد. در راستای اصول نظریۀ آموزش زبان کاربردمحور، بررسی روش‌های افزایش مهارت‌های زندگی مانند خلاقیت، نکتۀ اصلی پرسش‌نامة پیشِ روست. این پژوهش به ساخت و هنجاریابی پرسش‌نامة خلاقیت پرداخته است که میزان تأثیرگذاری کتاب‌های آموزش زبان در افزایش این مؤلفه را بررسی می‌کند. پرسش‌نامۀ خلاقیت با 45 سؤال بعد از بررسی و مطالعۀ اصول دیگر مدل‌های مربوط در روان‌شناسی طراحی و بر روی 164 معلم زبان مؤسسات آموزشی آزمایش شد. بررسی نتایج به‌دست‌آمده توسط مدل‌سازی رش، سؤالاتی را که دارای MNSQ بالاتر از ۴۰/۱ بودند را فاقد خصوصیت یک‌بعدی تشخیص داده که لازم است حذف شده یا تغییر یابند. در نتیجه مشخص شد که این پرسش‌نامه پس از تغییر چند سؤال، به‌عنوان مدلی تک‌وجهی هم میزان روایی بالایی داشته و هم دارای طیف لیکرت شش‌گزینه‌ای صحیح است. در پایان به کاربرد این پرسش‌نامه و نتایج حاصل از این پژوهش در دیگر زمینه‌های آموزش زبان اشاره شده است.

تحلیل کیفیت خدمات ترجمه با رویکرد مشتری‌مداری در دارالترجمه‌های ایران

دوره 52، شماره 2، تابستان 1398، صفحه 1-33

https://doi.org/10.22067/lts.v52i2.77177

الهه کیانیان، سالار منافی اناری

چکیده اصلی‌‌ترین هدف پژوهش پیش‌رو، استفاده از تحلیل آماری‌توصیفی جهت بررسی کیفیت خدمات ترجمه با رویکرد مشتری‌مداری در دارالترجمه‌های ایران است. علاوه بر این، دغدغۀ اصلی این مطالعه حل معضل خستگی و ابهامات تصمیم‌‎گیرندگان در حوزۀ ارزیابی کیفی خدمات ترجمه با استفاده از روش‌های مختلف مشتری‌مداری است. این تحقیق با همکاری 60 نفر از خبرگان علمی و با ترکیب دو روش نمونه‌گیری غیراحتمالی هدفمند و گلولۀ برفی انجام شده است. در این راستا، مجموعه‌ای از داده‌های به‌دست آمده از ابزار اندازه‌‌‌‌‌‌گیری و تحلیل عوامل مؤثر بر کیفیت خدمات ترجمه در ایران با رویکرد مشتری‌مداری در دارالترجمه‌های کشور، در بهمن‌ماه سال 1396 تدوین گردید. با توجه به نظرات حرفه‌ای کارشناسان در زمینۀ بررسی کیفیت خدمات ترجمه در ایران در طیف هفتتایی مقیاس لیکرت، به‌عنوان مهم‌ترین عامل مؤثر بر تحلیل کیفیت خدمات ترجمه در ایران با رویکرد مشتری‌مداری در دارالترجمه‌های کشور تعیین شد. سپس با مقایسۀ وضعیت عملکرد کنونی عوامل منتخب با توجه به اهمیت این عوامل تحلیل‌های مربوطه صورت گرفت. در نهایت، تحلیل‌های این پژوهش نشان داد که عملکرد کنونی فاکتورها در مؤسسات ارائه‌دهندة خدمات ترجمه در قیاس با میانگین عوامل مهم، بسیار ضعیف بوده و به نظر می‌رسد مدیران باید در خصوص این عوامل اقدامات لازم را به عمل بیاورند.

بررسی تطبیقی رده‌شناسی و طبقه‌بندی استعاره با رهیافتی زیباشناختی در زبان‌های فارسی و انگلیسی

دوره 52، شماره 3، پاییز 1398، صفحه 1-27

https://doi.org/10.22067/lts.v52i3.82246

میثم ابراهیمی، مهیار علوی مقدم، محمد داوودی

چکیده کندوکاو در پیشینة تاریخی بلاغت در زبان‌های فارسی و انگلیسی، ما را با برخی همانندی‌ها و تمایزها و در نتیجه طبقه‌بندی بلاغی آشنا می‌کند. در این مقاله، می‌کوشیم به واکاوی تطبیقی یکی از شاخه‌های اساسی بلاغت در حوزه‌های زبانی و ادبی در علم «بیان» یعنی «استعاره» و طبقه‌بندی انواع آن در زبان‌های فارسی و انگلیسی بپردازیم تا به این ترتیب به زمینه‌ها و خاستگاه‌های جهان‌نگری و زیباشناختی این دو زبان دست یابیم. استعاره از تخییل‌آمیزترین صناعات مطرح در قلمرو علم بیان است که در بلاغت فارسی و انگلیسی در کنار وجوه تمایز، همانندی‌های بسیاری نیز دارند. استعاره در زبان انگلیسی به گستردگی و جزنگری زبان فارسی بحث نشده و کلی‌تر و در عین حال، دقیق‌تر و منظم‌تر بررسی شده است. در زبان بلاغی انگلیسی ذکر هر دو طرف اصلی تشبیه (مشبه و مشبّه‌به) که در زبان بلاغی فارسی جز تشبیهات طبقه‌بندی می‌شود استعارة صریح خوانده شده است. استعاره در فارسی و انگلیسی دارای طبقه‌بندی‌هایی است که می‌توان نمونه‌هایی از استعاره را در میان این دو زبان یافت. ضمن آن که در بلاغت انگلیسی گونه‌ای استعاره وجود دارد که در آن هر دو رکن اصلی استعاره حذف می‌شوند که این نوع در بلاغت فارسی نمونه‌ای ندارد.

بازخوانی تغییر پارادایم پسایازده سپتامبر در رمان دیاسپورایی بنیادگرای ناخواسته اثر محسن حمید

دوره 52، شماره 4، زمستان 1398، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22067/lts.v52i4.83969

فرح قادری، انسیه درزی نژاد، کریم صادقی

چکیده رمان بنیادگرای ناخواسته  (2007) اثر محسن حمید به سبب ویژگی‌های دیاسپورایی‌اش و واقع شدن در میان گفتمان‌های رقیب آمریکایی‌پاکستانی، می‌تواند بسیاری از انگاره‌های رایج را در مورد وقایع تأثیرگذاری همچون حملات انتحاری یازده سپتامبر 2001 به سازمان تجارت جهانی واکاوی کند. انگارة مهمی  که در این رمان آستانه‌ای شالوده‌شکنی می‌شود تغییر پارادایم غرب و به‌ویژه ایالات متحده پس از این حملات است. در حالی که آمریکا تغییر رویکرد خود را در برخورد با مهاجران مسلمان در بازة پسایازده سپتامبر، واکنشی در برابر بنیادگرایی و تروریسم مذهبی ایجادشده می‌داند، خوانش نقادانة حمید، تغییر نگرش ایالات متحده را نسبت به مهاجران مسلمان پس از یازده سپتامبر متقدم بر بنیادگرایی و تروریسم می‌انگارد، نه متأخر آن. به‌عبارت دیگر، روایت به‌حاشیه‌رانده‌شده و اغلب ناشنیدة یک نویسندة مهاجر مسلمان از تحولات پسایازده سپتامبر، آمریکا را عامل ایجاد بنیادگرایی و تروریسم در جهان می‌بیند و نه قربانی آن. بازخوانی حمید از تغییر پارادایم غربی در مواجهه با مهاجران مسلمان، بنیادگرایی و تروریسم پس از یازده سپتامبر، از منظر چنگیز، قهرمان رمانش، به تصویر کشیده می‌شود. بازخوانی حمید از این تغییر رویه در سه محور بررسی می‌شود و او سه دوگانة مهم را در رمانش ساختارشکنی می‌کند: آمریکای جهان‌وطن/ملی‌گرا، بنیادگرایی مذهبی/اقتصادی، تروریسم نظامی/اقتصادی. مقاله بر این نکته تأکید دارد که بنیادگرایی و تروریسم پیش از آنکه انگاره‌هایی دینی و مذهبی باشند مفاهیمی اقتصادی‌اند و ایالات متحده نیز پیش از آنکه قربانی آن‌ها باشد عامل ایجاد آن‌هاست.

تحلیل فرایند انتقال معنا در ترجمه با رویکرد نشانه‌معناشناسی گفتمانی (مطالعه موردی: اثر پیامبر ترجمه حسین الهی قمشه‌ای)

دوره 53، شماره 1، بهار 1399، صفحه 1-29

https://doi.org/10.22067/lts.v53i1.84468

لیلا توکلی، حمیدرضا شعیری، علی ربیع، علی کریمی فیروزجانی

چکیده هر مترجم در محور جانشینیِ واژگان و نیز در محور همنشینیِ ساختار دستوری، با در نظر گرفتن نیت متنِ مبدأ و ملاحظات فرهنگی زبانِ مقصد دست به گزینش می‌زند. با التفات به اینکه مترجم، به‌عنوان گفته‌یابِ پیامِ مؤلف در زبان مبدأ و نیز گفته‌پردازِ همان پیام در زبان مقصد، تحت نفوذ فضایی بیناگفتمانی قرار می‌گیرد، رویکرد نشانه‌معناشناختیِ گفتمانی برای تحلیل فرایند انتقال معنا، اختیار شده است. با در نظر گرفتن تعریف نشانه‌شناختیِ «ترجمه» به‌مثابة رابطة بینافرهنگی و بینامتنی، هدف پژوهش حاضر این است که با روش تحلیلی‌توصیفی نشان دهد در ترجمة پیامبر اثر جبران خلیل جبران و برگردان الهی قمشه‌ای، عناصر فرهنگیِ زبان مبدأ و زبان مقصد تحت کنترل شرایط گفتمانی براساس دو نظام معــنایی هم‌گرا و واگرا نقش‌آفرینی می‌نمایند. از آنجا که کارکرد نظام معنایی هم‌گرا، حفظ ریختار فرهنگی متن مبدأ است و کارکرد نظام معنایی واگرا ایجاد ناهم‌ریختیِ بینافرهنگی، مسئلة پژوهش این است که در ترجمة پیامبر چگونه از تعامل مثبت یا منفیِ دو نظام معنایی هم‌گرا و واگرا، عناصر فرهنگی می‌توانند در چارچوب نظام ارزشی گفتمانی تمهید انتقال معنا را فراهم نمایند؟ فصل تمایز این پژوهش با پژوهش‌های متناظر دیگری که در خصوص پیامبر صورت پذیرفته، در توجه نشانه‌معناشناختی به عناصر بینافرهنگی است. از یک سو التفات نابسندة پژوهشگران به مطالعة فرایند کیفی ترجمه و از سویی دیگر، نیاز مترجمان به مداقة نظر در تفاوت‌های فرهنگی، برای بهبود عملیِ ترجمه‌هایشان ضرورت این پژوهش را توجیه می‌نمایند.

مفهوم سازی سواد از نگاه زبان آموزان ایرانی: گامی به سوی تبیین یک نظریه داده بنیاد

دوره 53، شماره 2، تابستان 1399، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22067/lts.v53i2.74038

نرجس عامل صادقی، محمد داودی، سید محمد رضا عادل، غلامرضا زارعیان

چکیده مفهوم سواد ذاتا بحث برانگیز است و همگام با دید فلسفی بشر در طول زمان تغییر کرده است. محتوا و شیوه برنامه های آموزشی متاثر از درک افراد از تعاریف مختلف سواد بوده و دیدگاه های مختلف در باب سواد فرصت های سوادآموزی را تعیین می کنند. زبان انگلیسی به عنوان زبان جهانی دارای جایگاه مهمی در برنامه درسی ماست. درک زبان آموزان از مفهوم چندگانه ی سواد به ارتقا سواد زبانی آن ها کمک بسزایی می کند. از آنجایی که ضروری است تا سواد آموزی موثری در کلاس داشته باشیم، لازم است مفهوم سواد را از نگاه زبان آموزان بررسی کنیم. از این رو، این نوشتار می کوشد تا در پرتو رویکرد داده بنیاد به بررسی درک و تفسیر زبان آموزان از مفهوم سواد بپردازید تا بتوانیم رفتار زبانی آنها را توضیح داده و ارتقا بخشیم. با به کارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبه هایی باز با 25 یادگیرنده زبان انگلیسی انجام شد. پس از جمع آوری داده ها، به منظور تحلیل آن ها، سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و درنهایت تصویری از نظریه بدست آمده، ارائه شد. نظریه تبیین شده نشان می دهد که سواد دانشی است علمی و مبتنی بر اصالت که از طریق گفتمان و بیان عاملیت منتقل می شود.

معرفی الگوی «زبامغز» و بررسی نقش آن در برقراری ارتباط مؤثر: گامی فراتر از توانش ارتباطی

دوره 53، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 1-32

https://doi.org/10.22067/lts.v53i3.87911

رضا پیش‌قدم، شیما ابراهیمی

چکیده مکالمه و برقراری ارتباط مؤثر، نوعی فرایند اجتماعی است که توسط زنجیره‌های واژگانی و زبانی نمود پیدا می‌کند. در واقع سخن را می‌توان نوعی واسطۀ ارتباطی به‌شمار آورد که به دانش زبانی و توانش سخنگو بستگی دارد؛ اما چنانچه هدف غایی مکالمه برقراری ارتباط مؤثر باشد، باید فراتر از رسیدن به قصد و نیات شخصی گوینده گام برداشت. در پژوهش حاضر نگارندگان با در نظر گرفتن مفهوم «پساتأثیر» در گامی فراتر از توانش ارتباطی، براساس ساختار مغز و کارکردهای مربوط به لوب‌ها، الگویی به نام «زبامغز» را معرفی می‌کنند که افزون بر ساختار واژگانی، به بررسی نقش تفکر، هیجانات، حواس و فرهنگ در ارتباطات می‌پردازد. این الگو، زبان را ابزاری برای تغییر رفتار و رشد می‌داند و براساس ساختار مغز و زبان (زبامغز)، چهار مفهوم زبافکر (شناخت و تفکر در زبان)، زباهیجان (هیجان در زبان)، زباهنگ (فرهنگ در زبان) و زباحواس (حواس در زبان) را مطرح می‌کند. براساس الگوی زبامغز می‌توان کارکردهای کلان مغز را در زبان جستجو کرد و تصویر متفاوت و منسجمی از زبان ارائه داد که در برقراری روابط مؤثر با دیگران تسهیل‌گر است. از این منظر در مکالمه، افزون بر زبان خودخواه، زبان دگرخواه نیز باید مدنظر قرار گیرد و افراد باید افزون بر توانش ارتباطی به توانش درمان زبانی (زبان برای زندگی بهتر) نیز توجه کنند.

بررسی وضعیت نهادهای قدرت، ناشران و آثار ترجمه شده و تألیفی برگزیده در حوزه ادبیات کودک و نوجوان در ایران: مورد پژوهی سال‌های 1340-1357

دوره 54، شماره 1، بهار 1400، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22067/lts.v54i1.73661

نادیا غضنفری مقدم، محمد رضا هاشمی، محمود رضا قربان صباغ

چکیده نهادهای قدرت در هر جامعه‌ای همواره درصدد کنترل و هدایت نظام ادبی کشور خویش بوده‌اند و ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. به لطف ترجمه‌های بسیاری که از آثار کودک و نوجوان طیّ دهۀ 40 و 50 شمسی وارد بازار ایران شدند، نهادهایی برای ارزیابی و هدایت تولیدات آنها تأسیس شدند. در میان شیوه‌های مختلف نظارتیِ نهادها، سیاست اهدای جوایز مؤثرترین بوده که مستقیماً بر بازار، صنعت نشر و ترجمه و نظام آموزشی کودک و نوجوان تأثیر می‌گذارد و علی‌رغم اهمّیّت، کمتر مورد پژوهش قرارگرفته است. این نوشتار به بررسی تأثیر سیاست مذکور بر تولید آثار ترجمه و تألیف کودک و نوجوان طیّ دو دهۀ نخست فعّالیّتشان می‌پردازد. فهرستی از آثار برگزیدۀ سال‌های 1340 تا 1357 از دو منبع جامع «برگ‌های ماندگار» (زاهدشکرآبی، 1392) و «پایگاه  کتابخانه ملّی ایران» استخراج شدند. سپس، با نرم‌افزار «SPSS» نهادهای فعّال، تعداد و نوع آثار برگزیده و ناشران برجسته این دوره مشخص گشتند. با تحلیل گفتمان، مضمون اصلی هر یک از آثار برگزیده شناسایی و مقایسه شدند. اجماع نتایج کمّی و کیفی نشان داد که نهادها با تخصیص بیشتر جوایز خود به آثار تألیفی (60.6%)، داستانی و آثاری که مضامین خاص داشتند، عرضه‌کنندگان و بازار را به سمت تولید چنین آثاری سوق داده‌اند. مشترک بودن مضامین آثار برگزیده نیز اثبات کرد که سیاست اهدای جوایزِ نهادها سوگیری ایدئولوژیک داشته است.

درآمدی بر جایگاه و وضعیت توصیف شفاهی در ایران

دوره 54، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 1-30

https://doi.org/10.22067/lts.v54i2.2101-1006(R2)

مسعود خوش‌ سلیقه، شیلان شفیعی

چکیده بررسی مطالعات اخیر در حوزۀ ترجمۀ دیداری‌شنیداری حاکی از آن است که پژوهش دربارۀ توصیف شفاهی به‌عنوان یکی از خدمات توانمندسازی و دسترسی آسان به رسانه برای افراد کم/نابینا در بسیاری از نقاط جهان به‌طورقابل‌توجّهی افزایش یافته است، ولی این حوزۀ نوپا در ایران مراحل بسیار اوّلیّۀ توسعه و شکل‌گیری را طی می‌کند. هدف این نوشتار، بررسی و معرّفی این حوزه و ویژگی‌ها و ملاحظات مهم در تولید آن در دنیا و همچنین بررسی وضعیت کنونی و اقدامات اوّلیّۀ انجام‌شده در ایران است. ازاین‌رو، با رویکردی اکتشافی از طریق تحلیل اسناد مربوط و همچنین مصاحبۀ نیمه‌ساختاریافته با فعّالان حوزۀ توصیف شفاهی در ایران، شناختی نسبی در این زمینه به دست آمد و یافته‌های به‌دست‌آمده در شش دسته طبقه‌بندی و تشریح گردید. یافته­‌ها نشان داد که بیشترین میزان تولید توصیف شفاهی به‌­ترتیب به رادیو و یک گروه مستقل غیردولتی (سوینا) اختصاص دارد و سیما به‌عنوان رسانه‌­ای تأثیرگذار، هیچ اقدامی در این زمینه انجام نداده است. به‌علاوه، تولید توصیف شفاهی در رادیو به فیلم­‌های بلند سینمایی ایرانی محدود شده، درحالی­‌که در گروه خصوصی «سوینا»، تولیدات توصیف شفاهی از تنوّع بیشتری برخوردار است. در پایان، بر اساس موضوعات تشریح‌شده و یافته­‌ها، پیشنهادهایی برای پژوهش‌های آتی در این حوزه ارائه شد.

بررسی تعداد مؤثر تکرار واژه در یادگیری واژگان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در پرتو الگوی هَیَجامَد

دوره 54، شماره 3، پاییز 1400، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22067/lts.v54i3.70855

هانیه جاجرمی، رضا پیش‌قدم، سحر مقیمی

چکیده ازآنجایی‌که واژگان هر زبان بخش عمده‌ای از فهم آن زبان را به خود اختصاص می‌دهند، یادگیری این حجم زیاد از واژگان برای زبان‌آموزان کار دشواری است که نیاز به استفاده از روش‌های خاص جهت امکان‌پذیری و سهولت انجام آن به‌وضوح احساس می‌شود. تکرار، به‌عنوان روشی مؤثر برای یادگیری و یادسپاری واژگان، از دیرباز در امر آموزش زبان مطرح بوده است. بااین‌وجود، به نظر می‌رسد که نحوه و تعداد تکرار مؤثر واژگان جهت تدریس در کلاس درس کمتر مورد توجّه پژوهش‌های زبانی و به‌تبع آن مدرّسان زبان انگلیسی قرار گرفته است. ازاین‌رو، با در نظر گرفتن اهمّیّت احساسات زبان‌آموزان در امر یادگیری که پیوسته در تاریخچۀ آموزش زبان مورد تأکید قرار گرفته است، این مطالعه با کمک گرفتن از الگوی «هَیَجامَد» (تلفیق دو واژۀ هیجان و بسامد)، به بررسی شیوه و تعداد اثربخش تکرار واژگان پرداخته و بر اساس مرور پژوهش‌های انجام‌شده در حوزه‌های زبانی و روانشناسی شناختی، روش مؤثر تکرار بافاصله را تبیین می‌نماید. بدین منظور، تعداد 100 نفر شرکت‌کننده، با سطح بسندگیِ متوسطِ زبانِ انگلیسی، به‌طور تصادفی در 5 گروه (گروهِ بدون تکرار، 1، 2، 3، و 4 تکرار) قرار گرفتند. سپس تعداد 15 واژه که شرکت‌کنندگان هیچ اطّلاعاتی در زبانِ مادری خود نسبت به آنها نداشتند، جهت تدریس انتخاب شدند. آنگاه، برای مقایسۀ نتایج آزمون یادآوری واژگان، از آزمونِ «تحلیل واریانس یک‌عاملی» استفاده شد. نتایج تحقیق، تفاوت معناداری را بین گروه‌های بدون تکرار و 2 تکرار نشان داد. در پایان، پیشنهاد می‌شود که تعداد 2 تکرار به روش بافاصله و همچنین در نظر گرفتن هَیَجامَد زبان‌آموزان نسبت به واژگان، می‌تواند به‌عنوان تعداد تکرار بهینه و روشی مؤثر برای تکرار واژه، نقش بسزایی در یادگیری واژگان در کلاس درس ایفا نماید.

بررسی ویژگی‌های شیوة ترجمۀ بین خطّی قرآن: (مورد پژوهی چهار ترجمۀ متعلق به قرن چهارم تا نیمۀ قرن ششم هجری)

دوره 54، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 1-29

https://doi.org/10.22067/lts.v54i4.72183

سودابه قندهاری، محمد جواد مهدوی، علی خزاعی فرید، محمد جعفر یاحقی

چکیده یکی از شیوه‌­هایی که درگذشته در ترجمۀ متونِ وحیانی از جمله انجیل و قرآن مجید به کار می‌­رفت، شیوۀ ترجمۀ بین خطّی بود. در این شیوه، مترجمان به دلیل حرمتی که برای متن اصلی قائل بودند به ترجمۀ حیثیت متنی مستقل نمی‌­دادند و به شکل لفظ به لفظ ترجمه می‌کردند و ترجمۀ خود را بین خطوط می­‌آوردند. بااین‌حال ترجمه‌­های اوّلیّۀ قرآن کاملاً تحت‌اللفظی نیست و از ابتکاراتی زبانی برخوردار است که بررسی آنها موضوع این مقاله است. در این تحقیق با استفاده از روش توصیفی‑تحلیلی، به واکاوی مقایسه‌­ای و زبان­‌شناختی چهار ترجمۀ بین خطّی کهن قرآن در بازۀ زمانی قرن چهارم تا نیمۀ قرن ششم هجری پرداخته‌­ایم. این چهار متن عبارت‌اند از: ترجمۀ رسمی معروف به ترجمۀ تفسیر طبری و ترجمۀ تفسیر ابوالفتوح رازی در بخش آیات، ترجمۀ قرآن قدس و ترجمۀ قرآن ری. موارد انتخاب‌شده در دو حوزۀ کلّیِ «واژگان» و «نحو» مورد مقایسه و تحلیل قرار گرفته است. یافته­‌ها حاکی از آن است که مترجمان به درجات متفاوت به صورت‌های واژگانی و نحوی متن اصلی وفادار بوده‌­اند. به‌عبارت‌دیگر، علی‌­رغم اینکه ترجمه­‌ها درمجموع تحت‌اللفظی هستند، مجموعه‌ای از ویژگی‌­های شاخص واژگانی و نحوی دارند که آنها را به متون ارزشمندی تبدیل کرده است. کاربرد معادل­‌های اصیل فارسی در ترجمة تفسیر طبری و در ترجمۀ قرآن قدس و نیز وجود برابرنهاده‌ای محلی، عمدتاً گویش سیستانی، در ترجمۀ قرآن قدس از جمله این ویژگی‌هاست. در ترجمۀ تفسیر ابوالفتوح رازی و ترجمۀ قرآن ری تأثیرپذیری مترجمان از زبان مبدأ در حوزۀ واژگانی و به‌خصوص در ترجمۀ واژگان دخیل بیشتر مشهود است. در حوزۀ نحوی نیز ترجمه­‌های تفسیر ابوالفتوح رازی و قرآن ری همخوانی بیشتری با اقتضائات نحوی زبان فارسی نشان می‌­دهند.