##plugins.themes.bootstrap3.article.main##

علی عباسی سمیه رضایی

چکیده

چندمعنایی یکی از مهم‬ترین مسائل زبانی است که در حوزة علم معنا شناسی قرار دارد (ویکتوری، 1997، صص. 41). یک واژه در یک نظام زبانی بنا به شرایط و بافتی که به ‬کار می‬رود، می‬تواند دربردارندة معانی گوناگونی باشد (یول، 2006، ص. 148)؛ از این‬رو است که گفته می‬شود بیشتر واژگان زبان از این ویژگی برخوردار هستند. تعاریف و معادل‬های مختلفی که در فرهنگ‬های زبان مقابل یک واژة وجود دارد، مؤید این امر است. در این پژوهش تطبیقی سعی بر آن است تا با بهره‬گیری از معنا‬شناسی واژگانی و استفاده از دلالت اولیه و دلالت ثانویه یک واژه، به مطالعه ترجمه‬پذیری یا ترجمه‬ناپذیری چندمعنایی استعاره و بیان استعاری در دو ترجمة رمان «سرخ و سیاه» استاندل پرداخته شود. در این مطالعه، مهم‬ترین یافته نقش و اهمیت توجه به بافت زبانی هنگام روبه‬رو-شدن با واژه یا ساختاری است که قابلیت انتقال چندمعنایی متفاوت را به‬طور همزمان دارد و اینکه ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری در اصل امری مطلق نیست؛ بلکه یک پیام را می توان به هر زبان طبیعی انتقال داد و تنها صورت پیام متفاوت است.

جزئیات مقاله

مراجع
ارجاع به مقاله
عباسیع., & رضاییس. (۱۳۹۳-۰۸-۲۸). پژوهشی تطبیقی بر ترجمه پذیری یا ترجمه ناپذیری چندمعنایی استعاره در ترجمۀ سرخ و سیاه استاندل. مطالعات زبان و ترجمه, 46(4). https://doi.org/10.22067/lts.v46i4.41441
نوع مقاله
مقالات علمی پژوهشی